تبلیغات

فال

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

اس ام اس عاشقانه

سینمای ایرانی
 
سینمای ایرانی
همه با هم به سوی سینمایی برتر
صفحه نخست           تماس با مدیر         پست الکترونیک               RSS                    ATOM
مطالب پیشنهادی
سرمقاله


این وبلاگ به روز ترین و بزرگترین وبلاگ سینمایی است . ما سعی داریم همه روزه با گذاشتن مطالب جالب و جدید در رابطه با سینما , تلویزیون , تئاتر و ... رضایت شما را جلب کنیم . برای تبادل لینک با ما باید وب هایی که دارای آمار حداقل 500 بازدید روزانه هستند ما را با عنوان ( سینمای ایرانی .:: پاتوقی برای سینما دوستان ::. ) لینک کنند و به ما خبر بدند تا در کمتراز 24 ساعت آنها را لینک کنیم . در ضمن شما می توانید لینک مطالب جدید وبلاگ یا سایتتون رو از طریق ارسال لینک مفید ارسال کنید . این قسمت محدودیت آماری نداره و نیاز نیست ما رو لینک کنید . نکته آخر : لطفا به علت اهمیت آمار نظرسنجی برای ما در نظر سنجی شرکت کنید . نظر هم فراموش نشه . ///

آدرس های سینمای ایرانی : www.ircinama.mihanblog.com
................................. : www.ircinema.tk

مسعود ( مدیر وبلاگ سینمای ایرانی )

مدیر وبلاگ : مسعود
مطالب اخیر
نظرسنجی
به نظر شما بهترین بازیگر زن کدام یک از گزینه های زیر است ؟













سلام به دوستان عزیزم بنا به راحت در دسترس بودن وبلاگ از این پس شما می توانید علاوه بر آدرس قبلی وبلاگ از آدرس www.IrCinema.tk وارد وب ما بشوید . امیدوارم که بتونیم هر روز بهتر از دیروز بشویم .

قربون شما

مسعود ( مدیر وبلاگ سینمای ایرانی )





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :

شنبه 4 تیر 1390 :: نویسنده : مسعود


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :

دوشنبه 4 شهریور 1392 :: نویسنده : مسعود

سلام . پس از دوری چند ماهه بزودی به روزرسانی وبلاگ رو از سر میگیریم . دوستانی که دوست دارند به جمع نویسندگان ما بپیوندند می توانند از طریق پیام به ما اطلاع دهند .

منتظر ما باشید ...





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :

سه شنبه 23 اسفند 1390 :: نویسنده : مسعود
در پی شکایت صاحبان زمین‌های احمدآباد مستوفی که دکورهای سریال «مختارنامه» در آن واقع شده است، محمود فلاح ـ تهیه‌کننده این سریال ـ به دادگاه احضار شد. محمود فلاح با اعلام این خبر گفت: ۳۱ خرداد ماه موعد پایان اجاره نامه بود. ما درصدد تمدید اجاره زمین‌ها تا سه ماه دیگر بودیم که صاحبان زمین‌ها موافقت نکردند.

وی ادامه داد: آنها برای این که حکم تخلیه را بگیرند به دادگاه شکایت کردند. به همین دلیل ساعت ۱۰ صبح هشتم مرداد در شعبه پنج دادسرای اسلامشهر حاضر شدم.

فلاح در توضیح آنچه در این دادگاه اتفاق افتاده، گفت: من با یک وکیل از طرف سازمان صدا و سیما در دادگاه شرکت کردم. قاضی نیز صحبت‌های من و صاحبان زمین‌ها را گوش داد. در نهایت قرار شد که دادگاه درباره‌ی تمدید اجاره زمین‌ها تصمیم‌گیری و حکم را تا چند روز آینده به ما ابلاغ کند. بحث زمین‌های «مختارنامه» و تخریب دکورهای آن از چندی پیش مطرح شده است.

قرار بود با بازدید معاون سیما که خرداد ماه امسال صورت گرفت، این زمین‌ها به مدت سه ماه دیگر تمدید شود تا سازمان صداوسیما نسبت به خرید آنها تصمیم قطعی بگیرد.


منبع : ایسنا




نوع مطلب :
برچسب ها :

دوشنبه 10 مرداد 1390 :: نویسنده : مجتبی

در روزهایی که شاید کمتر کسی ماجرای «سالاد فصل» و «شام آخر» و شکایت نویسندگان را از فریدون جیرانی به خاطر داشته باشد، موضوعی مشابه در مورد فیلم دیگری از جیرانی به میان آمده است. جمعه هفتم مرداد مسئله شکایتی دیگر از فریدون جیرانی در مورد فیلمنامه «قصه پریا» در محافل خبری منتشر شد. علی نعیمی روزنامه‌نگار مدعی شده جیرانی فیلم «قصه پریا» که بیش از یک ماه از اکران عمومی آن می‌گذرد براساس فیلمنامه «هستی» (دردی هست غیر مردن) ساخته و حقوق این نویسنده را نپرداخته است.

نعیمی متنی را روز جمعه هفتم مردادماه در اختیار رسانه‌ها قرار داد و در آن علاوه بر روایت سیری که برای پیگیری این شکایت طی کرده، عمل جیرانی را برای ساخت «قصه پریا»، «بی‌رحمی» و «شیادی» نامید و همچنین شورای داوری خانه سینما را همانند این نهاد صنفی «بی‌در و پیکر»‌ دانست و از مدیرعامل خانه سینما و عزت‌الله ضرغامی رئیس سازمان صداوسیما خواست به لابی‌هایی که در نهادهای زیرمجموعه آنان صورت می‌گیرد، توجه کنند.

ادعای نعیمی در ادامه با واکنش جیرانی مواجه شد. این نویسنده و کارگردان در گفت و گو با شبکه ایران تمامی اتهامات وارد شده را تکذیب کرد و آن را حاصل شیطنت‌‌‌هایی برشمرد و همچنین از ارائه توضیحات مفصلی در مورد آن خودداری کرد.

این سومین بار است که فیلمنامه‌ای از جیرانی بعد از تولید با مدعی مواجه می‌شود. نخستین بار در سال 1381 بهارک ملک‌خانی چنین ادعایی را در مورد فیلم «شام آخر» مطرح کرد و در سال 1384 فیروز زنوزی جلالی چنین مسئله‌ای را در مورد «سالاد فصل» مطرح کرد و مورد «قصه پریا» و علی نعیمی سومین نکته مشابه در مورد فیلم‌های جیرانی است.

شاید نگاهی به روندی که تاکنون در مورد این شکایت‌ها طی شده بتواند موضوع را کمی را روشن‌تر کند.

نام فیلم

سال ساخت

ادعای شاکی

پاسخ جیرانی / نتیجه

«شام آخر»

1381

بهارک ملک‌خانی مدعی شد جیرانی فیلمنامه «شام آخر» را براساس فیلمنامه «کنیز» او نوشته است.

پس از بررسی شکایت ملک‌خانی، شورای داوری خانه سینما رأی خود را به نفع او صادر کرد و قرار شد نام او در جمع نویسندگان درج شود. این اشتباه ناخواسته بود یا عمدی هیچ‌گاه روشن نشد اما نام بهارک ملک‌خانی در تیتراژ و حتی آرشیوی که امروز از عوامل فیلم در دسترس است بهارک ملک‌زاده و در کنار ناهید حاجی‌پور به عنوان ارائه‌دهندگان طرح اولیه فیلمنامه نوشته شد.

«سالاد فصل»

1384

فیروز زنوزی جلالی رمان‌نویس و منتقد ادبیات داستانی زمانی که در جریان تولید «سالاد فصل» قرار گرفت، متن شکایتی را به اداره کل نظارت و ارزشیابی و خانه سینما ارائه کرد و مدعی شد جیرانی این فیلم را براساس فیلمنامه «مادر پاییزی» از جمله نوشته‌های او ساخته است.

جیرانی در فاصله‌ای کوتاه از این ادعای زنوزی جلالی سخنان او را چنین پاسخ داد: «دو ماه قبل از فیلمبرداری فیلم «سالاد فصل» آقای فیروز زنوزی جلالی فیلمنامه «زن پائیزی» را برای من آورد. فیلمبرداری «سالاد فصل» شروع شد و من، مدتی ایشان را ندیدم وقتی خبر پایان فیلمبرداری و عکس فیلم چاپ شد، آقای فیروز زنوزی جلالی طی تماس تلفنی اظهار نگرانی کرد و من برای رفع نگرانی فیلمنامه «سالاد فصل» را برای ایشان فرستادم که بخواند ، خودم نیز فیلمنامه «زن پائیزی» را خواندم. شخصیت و عشق مشابه در دو داستان، مبنای اعتراض ایشان قرارگرفت. درحالی که دو داستان هیچ ربطی به هم نداشتند. از آنجایی که ایشان نویسنده شاخصی بودند و زمانی که این مشکل بین ما پیش آمده بود گرفتاری مالی ایشان بیشترشده بود من طی صحبتی با یکی از دوستان کارگردان تصمیم گرفتم فیلمنامه «زن پائیزی» را بخرم و برای تولید آن اقدام کنم . شخصا قراردادی با ایشان امضا کردم و فیلمنامه «زن پائیزی» را به مبلغ پنج میلیون تومان (که قیمت بسیار بالایی برای فیلمنامه‌ای مثل «زن پائیزی» بود) خریدم. مبلغی به ایشان پرداختم و قرارشد بعد از گرفتن پروانه ساخت باقیمانده مبلغ به ایشان پرداخت شود.»

او راهکارهای خود را نیز در چند بند مطرح کرد: «فیلمنامه «زن پائیزی» را بخواند و فیلم «سالاد فصل» را ببیند و برای شباهت احتمالی این دو داستان قیمتی برای این سرقت ادبی تعین کنند. براساس این قیمت تعیین شده، قرارداد ما بابت خرید فیلمنامه منتفی تلقی شده و فیلمنامه «زن پائیزی» به خود ایشان واگذار شود. چنانچه قیمت تعیین شده برای این سرقت ادبی از مبلغ چهار میلیون تومان بیشتر بود من موظف به پرداخت باقیمانده قیمت شوم و چنانچه کمتر بود ایشان موظف شوند بعد از فروش فیلمنامه، باقیمانده مبلغ را به من برگردانند. شورای داوری میزان و حدود این سرقت ادبی را شفاف و دقیق روشن کند تا سرقت کننده متنبه شود.»

در نتیجه این شکایت‌ها بود که قرار شد نام فیروز زنوزی جلالی در تیتراژ «سالاد فصل» ذکر شود که چنین هم شد، البته نام او به جای تیتراژ ابتدایی در تیتراژ پایانی آمد و او پنج میلیون وعده داده شده را دریافت کرد.

«قصه پریا»

1389

علی نعیمی اداعای خود را چنین مطرح کرد: «فیلمنامه «هستی» با نام ثبت شده «دردی است غیر مردن» محصول سه سال زحمت و مرارت اینجانب در به تصویر کشیدن واقعیت جامعه رو به رشد ایرانی است که در بستری واقعی محصول شرایط خود را به نحو احسنت نشان می‌دهد. این فیلم‌نامه در تاریخ 7/6/1384 در بانک فیلم‌نامه خانه سینما با شماره ثبت 39/20-8879 به ثبت رسیده است. به پیشنهاد جناب آقای جهانگیر کوثری این فیلم‌نامه را در تاریخ دوم اسفند ماه سال 1385 در اختیار فریدون جیرانی قرار دادم تا با توجه به تسلط و شناخت فضای اجتماعی که در آثار قبلی ایشان بود این فیلم‌نامه را تبدیل به فیلم سینمایی کنند.»

نعیمی نیز گفت: «در دعوتی که از اینجانب به دفتر آقای شایسته شد که برای رفع این مشکل به شور بنشینیم و قبل از اکران فیلم نسبت به اتفاقات آن با یکدیگر به تفاهم برسیم و اینجانب به حقوق حقه از دست رفته خود دست پیدا کنم حضور یافتم. آقای! جیرانی و شایسته هر دو در جلسه حضور داشتند. فریدون جیرانی منکر فیلم نامه اینجانب نشد و گفت که آن را به خاطر می آورد هر چند در آستانه کهن سالی قرار دارد و فراموشی به سراغش آمده! اما قسم یاد کرد که فیلم نامه اینجانب هیچ گونه ارتباطی با این قصه ندارد.»

جیرانی بعد از یک روز سکوت سخنان نعیمی را چنین پاسخ داد: «مسئله‌ای که توسط فرد موردنظر مطرح شده اهمیت زیادی ندارد. این آقا به خانه سینما شکایت کرده و نتیجه نگرفته و الان هم فقط برای اینکه خودش را مطرح کند از طریق یک سری رسانه خاص شروع به نامه‌پراکنی کرده! واقعا باعث تاسف است که برخی برای مطرح کردن خودشان، ادعاهای دروغین طرح می‌کنند! آنچه ایشان به عنوان شباهتهای میان فیلمنامه «قصه پریا» و نوشته خودشان، ذکر کرده هیچ کدام مشخصات کلیدی «قصه پریا» نیست. به شدت ادعاهای فرد مذکور را رد می‌کنم و به صراحت می‌گویم فیلمنامه «قصه پریا» هیچ ربطی به نوشته‌های منسوب به ایشان ندارد پس گفته‌های وی را تکذیب کرده و این را هم متذکر می‌شوم که گروهی با طرح این مساله سعی در ایجاد شیطنت دارند.»

شورای داوری خانه سینما هنوز نظر خود را در مورد این شکایت بیان نکرده است.



منبع : خبرآنلاین




نوع مطلب :
برچسب ها :

دوشنبه 10 مرداد 1390 :: نویسنده : مجتبی
(حس می‌کنم که وقت گذشته است
حس می‌کنم که لحظه سهم من از برگ‌های تاریخ است)
حس می‌کنم که میز فاصله کاذبی است
میان گیسوان من و دست‌های این غریبه غمگین
حرفی بزن
آیا کسی که مهربانی یک جسم زنده را به تو می‌بخشد
جز درک حس زنده بودن از تو چه می‌خواهد؟
حرفی به من بزن
من در پناه پنجره‌ام
با آفتاب رابطه دارم

«پنجره» فروغ فرخزاد
بخشی از نریشن سیاوش

سینمای ما- سحر عصرآزاد: «شبانه‌روز» دومین فیلم بلند سینمایی امید بنکدار و کیوان علیمحمدی اثری شاعرانه است که آسیب‌شناسی عشق‌های پنهان و پنهان‌کاری در عشق را در چهار قصه مجزا روایت می‌کند. این دو فیلمساز جوان که در محضر محمدرضا اصلانی کارگردان و مستندساز حرفه‌ای تجربه‌اندوزی کرده‌اند، در آثار مستند، داستانی و اولین فیلم بلندشان «شبانه» نیز نشان دادند دغدغه ساختارشکنی در قصه‌هایی شاعرانه با سبک و فرم خاص خود را دارند.

فیلم کوتاه داستانی «عشق تنهاست ...»، مستندهای «چه شگفت است عشق که هم زخم است و هم مرهم»، «چشم‌اندازهای سیاوش‌آباد»، «MDMA»، «سرخ»، «آسمان سیاه شب» و ... با فاصله گرفتن از الگوهای کلاسیک روایت و تصویرسازی، به پیوندی خاص میان فرم‌گرایی متناسب با مضمون و تم انتخابی پرداخته و شیوه‌های نوین داستانگویی را تجربه کرده‌اند.

«شبانه» نخستین فیلم بلند سینمایی کارنامه آنها که بالاخره به اکران عمومی رسید نشان داد نگاه این دو فیلمساز متناسب با تغییر مدیوم به تکامل رسیده است. تکاملی که از جهت فرم و تصویر و داستانپردازی در ارتباطی کارکردی با محور اصلی قصه قرار دارد. قصه دختری که درگیر با روح برادر شهید، شک و تردید به نامزدش و ... در یک میهمانی شبانه قرص روان‌گردان مصرف می‌کند و توهمات ذهن پریشان او با تکیه بر همین تمهید کارکردی، روایت را به پیش می‌برد.

«شبانه» با وجود نشانه‌هایی که برای مخاطب با حوصله و هوشمند داشت تا با پیگیری آن‌ها بتواند مرز میان واقعیت و توهم و چالش‌برانگیزی این موقعیت را تمییز دهد، به نگاه مستقل و فارغ از دغدغه مخاطب متهم شد.

با این پیش‌زمینه می‌توان «شبانه‌روز» را به عنوان دومین فیلم آن‌ها تلاشی برای حرکتی رو به جلو در راستای دغدغه‌ها و سبک خاصشان و البته همراهی کردن بیشتر با مخاطب محسوب کرد. تلاشی که بیش از هر چیز از چیدمان داستان، روایت، ساختار فرمی و تصویری، تدوین، فیلمبرداری و ... فیلم می‌آید.

البته اینها بهانه‌ای نیست که این دو فیلمساز از تلاش بی‌وقفه خود که همیشه فراتر از ظرفیت‌های مدیوم انتخابی است، کوتاه بیایند. در همین راستا است که پنهان‌کاری و عشق از زاویه نگاه آنها برای همه‌شمولی در چهار قصه مجزا روایت می‌شود که به تناسب و ظرفیت بار دراماتیک، چفت و بستی حساب‌شده دارد.

«شبانه‌روز» با محوریت چهار شخصیت زن که محوریت دارند، چهار خط داستانی را با ساختار روایی و بصری مختلف پی می‌‌گیرد که هر کدام فضا و حال و هوایی خاص دارند و می‌تواند سلایق مختلف را جلب کند. هرچند می‌توان پررنگ بودن شخصیت‌‌های زن کنشمند را در آثار کوتاه، بلند و مستند به عنوان مولفه مشترک آثار این دو فیلمساز در نظر گرفت، اما همانطور که اشاره شد بیش از هر چیز دغدغه پرداختن به قصه انسان‌های عاشق مولفه مضمونی مشترک آثار آنها است.

تلاش بنکدار و علیمحمدی برای همراه کردن مخاطب با روایت‌‌های تو در توی فیلم «شبانه‌روز» علاوه بر شکل روایت، در طراحی فرمت‌های مختلف تصویری برای هر قصه تأمین شده که در واقع پلی است برای برقراری ارتباط بین سبک خاص و مورد علاقه‌ آن‌ها و سلیقه مخاطبی که علاقه به کنکاش و زمینه‌سازی برای کشف کردن دارد.

این چهار قصه از جهت فضای کلی نیز حال و هوایی متفاوت دارند. قصه مرجان (نیکی کریمی) فضایی به شدت عاشقانه با حال و هوای شاعرانه دارد، قصه تاج‌السلطنه / حوراء (مهتاب کرامتی) با نگاهی به زندگی یک شاهزاده قاجار و یک بازیگر سینما به فضای سرد زندگی یک زوج امروزی و تعمیم گذشته به حال می‌‌پردازد.

قصه فوژان (مهناز افشار) به عشق‌های پرتلاطم و دراماتیک جوانان امروز و قصه سیاوش (حامد بهداد) نیز نوستالژی عشق‌های قدیمی را در یک زوج نامتعارف جستجو می‌‌کند. عشقی ریشه‌‌دار که یک گام در گذشته و گامی در زمان حال دارد که بر کیفیت ویژه آن تأثیر می‌گذارد.

بنکدار و علیمحمدی تلاش کرده‌اند با طراحی نقاط اتصالی که حکم نخ تسبیح را پیدا می‌کنند، این چهار اپیزود را در عین روایتی تو در تو، در تلاقی با هم قرار دهند. به این ترتیب مولفه‌های اتصال در برخی قصه‌ها به تقابل و در واقع تلاقی گره‌‌گشایی هر دو خط قصه می‌‌انجامد که در مورد قصه مرجان و حوراء این گونه است.

هر چند دو قصه روند خطی خود را طی می‌کنند، اما این حرکت موازی به گونه‌ای هوشمندانه انجام شده که فرخ به عنوان شخصیت مکمل هر دو خط قصه، در یکی غایبی همیشه حاضر (خط قصه مرجان) و در دیگری (خط قصه حوراء) یک غایب تمام عیار است که تنها در موقعیتی کلیدی از او نام برده می‌شود.

انتخاب همین بزنگاه‌ها برای ارائه اطلاعات است که می‌تواند به پرداخت هنرمندانه تلاقی گره‌گشایی این دو خط منجر شود. جایی که حوراء مقابل در خانه مرجان با او و فرخ رو در رو می‌شود و غافلگیری خاص را برای مخاطب تدارک می‌بیند.

اما همین نقطه اتصال در مورد قصه فوژان به نوعی غیر مستقیم‌‌تر و با طراحی موقعیت گفتگو در یک کافی‌شاپ تأمین شده که شخصیت‌‌های اصلی هر دو قصه (حوراء و فوژان) به نوعی گره‌گشایی می‌‌کنند. همچنین حضور شخصیت‌های فرعی نیز این قصه‌ها را به هم پیوند می‌دهد.

در قصه سیاوش این ارتباط با پس و پیش کردن زمان حاصل شده و قرار گرفتن فیلمنامه داستان زندگی او به عنوان یک پیشنهاد کاری به حوراء که توسط رعنا (نگار جواهریان) نوشته شده، مشخص می‌‌کند این قصه چند سال پیش اتفاق افتاده است.

طراحی این نقاط اتصال با مولفه‌های روایی در کنار وجوه تصویری چون تابلوهای نقاشی، تم رنگی خاص هر قصه، نوع حرکت دوربین در هر قصه متناسب با فضا و حال و هوای حاکم، تدوین و ... که برای جدا سازی قصه‌ها و روایت تو در توی آنها انجام شده، کمک می‌‌کند تا مخاطب اگر اندکی حوصله به خرج دهد و فیلم‌های سهل‌‌الوصول وسواسی برایش باقی گذاشته باشند، آنها را پیگیری کند و در عین حال از کشف جزئیاتی که برای توجه او طراحی شده، لذت ببرد.

واقعیت این است که علیمحمدی و بنکدار «شبانه‌روز» را برای مخاطبی ساخته‌‌اند که اندکی بیشتر از هر چیز را طلب می‌‌کند. مخاطبی که خوش‌‌شانس است ناظر فیلمی است که برای هر سکانس آن به سویه‌های مختلف سلیقه هنری وی توجه شده و تنها شاهد یک روایت صرف از عشق‌های ناکام نیست.

«شبانه‌روز» رسیدن به سبک و زبانی جدید در سینما برای این دو فیلمساز است، اما تنها در همین ویژگی خلاصه نمی‌‌شود. این فیلم از نقاشی، موسیقی، عکاسی، ادبیات، شعر و ... وام می‌‌گیرد تا به اثری قابل دفاع نزدیک شود. در عین حالی که زاویه نگاه آن‌ها به مضمون انتخابی نیز قابل تحلیل و بسط به عنوان دیدگاهی خاص است. دیدگاهی که برای محق جلوه دادن یک کاراکتر، دیگری را سیاه نشان نمی‌دهد و در واقع فرد را قربانی شرایط، موقعیت، انتخاب اشتباه و ... دانسته و در پایان امتیاز نهایی را به عاشقیت می‌دهد.

«شبانه‌روز» این نکته را یادآور می‌شود که این فیلمسازان برای مخاطب خود با سلیقه و گرایش‌‌های مختلف احترام قائل‌اند و رضایت او را در لایه‌‌های درونی اثر جستجو می‌‌کنند. فیلمی وامدار همه تجربه‌های قبلی علیمحمدی و بنکدار در فیلمسازی مستند، کوتاه و داستانی و رسوب‌یافته نگاه آن‌ها به سینما به عنوان هنر هفتم و نقطه تلاقی همه هنرها.


منبع : خبرآنلاین




نوع مطلب :
برچسب ها :

دوشنبه 10 مرداد 1390 :: نویسنده : مجتبی
پخش دو برنامه پر مخاطب در حالی از هفته جاری در شبكه سه آغاز می‌شود كه هنوز مراحل ساخت دكورهای هیچكدام به پایان نرسیده است. «نود» و «ماه عسل» دو برنامه زنده شبكه سه در دو گونه مختلف هستند كه قرار است از این هفته به ترتیب با اجرای عادل‌ فردوسی‌پور و احسان علیخانی روی آنتن روند. این دو برنامه كه با مشكل كمبود استودیو برای ساخت مواجه بودند، با راهكار مسؤولان شبكه، این مسئله را در لحظات آخر مرتفع كردند، اما هنوز به دلیل زمان اندك باقیمانده تا پخش آنها، فرصت چندانی برای اتمام ساخت دكور برایشان وجود ندارد. شبكه سه استودیوی 11 را در اختیار این دو برنامه قرار داده تا به طور مشترك از آن استفاده كنند.

استودیوی «ماه عسل» ویژه برنامه افطار شبكه سه هنوز ناتمام است. این استودیو به شكل صحنه‌های قدیم نمایش طراحی شده و علیخانی و مهمان هر شب برنامه با باز شدن پرده، روی سن در كادر تلویزیون ظاهر می‌شوند. این برنامه به هر ترتیب باید از دوشنبه 10 مرداد پخش خود را آغاز كند و عوامل سازنده دكور قصد دارند طی 48 ساعت باقیمانده، شبانه روز كار كنند تا كار ساخت دكور به پایان برسد، اما كار ساخت دكور نود هنوز در همین حد هم پیش نرفته است. هر چند فردوسی‌پور و همكارانش كه پنجشنبه شب این هفته باید دور جدید برنامه خود را آغاز كنند، سه روز بیشتر از سازندگان «ماه عسل» زمان دارند، ولی به هر حال فرصت آنان نیز محدود است. ضمن اینكه از این استودیو، غیر از دو برنامه مذكور، شبكه قرآن نیز هر روز یك برنامه زنده روانه آنتن می‌كند و این خود به نوعی مشكل دكورسازان را مضاعف خواهد كرد.

نود و ماه عسل دو برنامه‌ای هستند كه غیر از مشكل‌ دكور، از حیث قانون جدید تلویزیون مبنی بر تفكیك مسؤولیت تهیه‌كنندگی با اجرا نیز با محدودیت‌هایی رو به رو هستند. بر همین اساس علیخانی و فردوسی‌پور كه چند سالی است در كنار اجرا، تهیه‌كنندگی برنامه‌های متبوع خود را برعهده دارند، برخلاف میل باطنی‌ باید از این پس در تیتراژ برنامه‌شان، صرفاً به ذكر نامشان در مقام مجری و نه تهیه‌كننده بسنده كنند. اما هنوز این دو و سایر برنامه‌سازان مشابه با یك ترفند ساده مسؤولیت تهیه‌كنندگی را دورادور عهده‌دار خواهند بود.



نوع مطلب : خبر ها، 
برچسب ها :

یکشنبه 9 مرداد 1390 :: نویسنده : مجتبی
فریدون جیرانی کارگردان «قصه پریا» اتهاماتی را که از سوی علی نعیمی در مورد سرقت فیلمنامه این اثر به او وارد شده رد کرد. نعیمی، روزنامه‌نگار روز جمعه هشتم مردادماه نامه‌ای در اختیار رسانه​ها قرار داد و در 9 بند از نگارش فیلمنامه‌ای با عنوان «هستی» و برداشت جیرانی از این نوشته و ساخت «قصه پریا» براساس آن و پرداخت نشدن حقوق خود نوشت و جیرانی یک روز بعد از این ادعا در گفت‌وگو با سایت شبکه ایران اتهامات وارده را رد کرد و آن را حاصل شیطنت‌هایی برشمرد.

نعیمی در بخشی از نامه خود نوشت: « فیلمنامه «هستی» با نام ثبت شده «دردی است غیر مردن» محصول سه سال زحمت و مرارت اینجانب در به تصویر کشیدن واقعیت جامعه رو به رشد ایرانی است که در بستری واقعی محصول شرایط خود را به نحو احسنت نشان می‌دهد. این فیلم‌نامه در تاریخ 7/6/1384 در بانک فیلم‌نامه خانه سینما با شماره ثبت 39/20-8879 به ثبت رسیده است. به پیشنهاد جناب آقای جهانگیر کوثری این فیلم‌نامه را در تاریخ دوم اسفند ماه سال 1385 در اختیار فریدون جیرانی قرار دادم تا با توجه به تسلط و شناخت فضای اجتماعی که در آثار قبلی ایشان بود این فیلم‌نامه را تبدیل به فیلم سینمایی کنند.»

او در بخش دیگری از متن نوشته: «هیچ بعید نیست که حاصل تمامی مراودات و تعاملات نوشتاری با فریدون جیرانی که مشتمل بر بسیاری طرح‌های فیلم‌نامه و یا فیلم‌نامه‌های کامل است در آینده و همانطور که روند سرقت فیلم‌نامه «هستی» اتفاق افتاد به سرانجام برسد. که از هم‌اکنون نه تنها این موضوع را از طریق شورای داوری خانه سینما به عنوان محلی برای رسیدن به حق از دست رفته خود می دانم؛ پیگیری می کنم بلکه حاصل تمامی شیادی‌ها و کلاهبرداری‌های فرهنگی ایشان را که فراتر از یک دعوای صنفی است از طریق مراجع قضایی و حراست سازمان صدا و سیما نیز پیگیر خواهم بود تا جلوی این همه ظلم و ناجوانمردی را بگیرم.»

نعیمی «قصه پریا» را در بیست و نهمین جشنواره فیلم فجر دیده و در تاریخ 29 بهمن 1389 شکایت خود را به شورای داروی خانه سینما ارائهه است کرد. او روند رسیدگی به شکایت را چنین شرح داده: «شورای داوری خانه سینما بیشتر شبیه به یک شوخی است. شوخی که چه عرض کنم. یک لابی بزرگ مثل تمامی بدنه خانه سینما که به غیر از رانت و رابطه و موقعیت به چیز دیگری فکر نمی‌کنند.»

در بخش دیگر نامه او آمده: «در دعوتی که از اینجانب به دفتر آقای شایسته شد که برای رفع این مشکل به شور بنشینیم و قبل از اکران فیلم نسبت به اتفاقات آن با یکدیگر به تفاهم برسیم و اینجانب به حقوق حقه از دست رفته خود دست پیدا کنم حضور یافتم. آقای! جیرانی و شایسته هر دو در جلسه حضور داشتند. فریدون جیرانی منکر فیلم نامه اینجانب نشد و گفت که آن را به خاطر می آورد هر چند در آستانه کهن سالی قرار دارد و فراموشی به سراغش آمده! اما قسم یاد کرد که فیلم نامه اینجانب هیچ گونه ارتباطی با این قصه ندارد.»

نعیمی در بخش پایانی نامه خود توصیه‌های خود را به عزت‌الله ضرغامی رئیس سازمان صداوسیما چنین بیان کرده است: «جناب آقای مهندس عزت‌الله ضرغامی. روی سخنم با شما است که نمی‌دانید در سازمان مطبوع و مربوط به شما که چه باندبازی هایی رخ نمی‌دهد. مدیران شما دست در گردن دوستان سینمایی‌شان انداخته‌اند تا جایی که می‌توانند فیلم‌نامه‌های امثال اینجانب را یا سرقت و یا سو استفاده می‌کنند و کسی از آن با خبر نمی‌شود. آقای رحمان سیفی‌آزاد که یکی از مدیران گروه فیلم و سریال سازمان است همان شخصی است که نامش بر روی فیلم‌نامه اینجانب نشسته است و شک نداشته باشید رابطه مستقیمی بین حضور ایشان و تولید برنامه «هفت» و تمام این لابی‌های بی‌سر و ته وجود دارد.»

جیرانی نیز بعد از یک روز سکوت سخنان نعیمی را چنین پاسخ داد: «مسئله‌ای که توسط فرد موردنظر مطرح شده اهمیت زیادی ندارد. این آقا به خانه سینما شکایت کرده و نتیجه نگرفته و الان هم فقط برای اینکه خودش را مطرح کند از طریق یک سری رسانه خاص شروع به نامه‌پراکنی کرده! واقعا باعث تاسف است که برخی برای مطرح کردن خودشان، ادعاهای دروغین طرح می‌کنند! آنچه ایشان به عنوان شباهتهای میان فیلمنامه «قصه پریا» و نوشته خودشان، ذکر کرده هیچ کدام مشخصات کلیدی «قصه پریا» نیست. به شدت ادعاهای فرد مذکور را رد می‌کنم و به صراحت می‌گویم فیلمنامه «قصه پریا» هیچ ربطی به نوشته‌های منسوب به ایشان ندارد پس گفته‌های وی را تکذیب کرده و این را هم متذکر می‌شوم که گروهی با طرح این مساله سعی در ایجاد شیطنت دارند.»


منبع : خبرآنلاین




نوع مطلب : خبر ها، 
برچسب ها :

یکشنبه 9 مرداد 1390 :: نویسنده : مجتبی

( کل صفحات : 141 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   



.: Weblog Themes By PICHAK :.
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دیالوگ های ماندگار
    سارا (نیکی کریمی): من صلاحیت تربیت بچه رو ندارم؟ راست می گی من وظیفه واجب تری دارم ... اول باید خودم رو تربیت کنم ... آره برای همینه که دارم تو رو ترک می کنم .حسام [ سارا - داریوش مهرجویی ]
آمار فروش
موسیقی
آپارات
افراد آنلاین

    افراد حاضر در این وب

 
   
فال حافظقالب وبلاگقالب وبلاگگالری عکسفاگالری عکس آلامتو
>