تبلیغات

فال

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

اس ام اس عاشقانه

سینمای ایرانی
 
سینمای ایرانی
همه با هم به سوی سینمایی برتر
صفحه نخست           تماس با مدیر         پست الکترونیک               RSS                    ATOM
مطالب پیشنهادی
سرمقاله


این وبلاگ به روز ترین و بزرگترین وبلاگ سینمایی است . ما سعی داریم همه روزه با گذاشتن مطالب جالب و جدید در رابطه با سینما , تلویزیون , تئاتر و ... رضایت شما را جلب کنیم . برای تبادل لینک با ما باید وب هایی که دارای آمار حداقل 500 بازدید روزانه هستند ما را با عنوان ( سینمای ایرانی .:: پاتوقی برای سینما دوستان ::. ) لینک کنند و به ما خبر بدند تا در کمتراز 24 ساعت آنها را لینک کنیم . در ضمن شما می توانید لینک مطالب جدید وبلاگ یا سایتتون رو از طریق ارسال لینک مفید ارسال کنید . این قسمت محدودیت آماری نداره و نیاز نیست ما رو لینک کنید . نکته آخر : لطفا به علت اهمیت آمار نظرسنجی برای ما در نظر سنجی شرکت کنید . نظر هم فراموش نشه . ///

آدرس های سینمای ایرانی : www.ircinama.mihanblog.com
................................. : www.ircinema.tk

مسعود ( مدیر وبلاگ سینمای ایرانی )

مدیر وبلاگ : مسعود
مطالب اخیر
نظرسنجی
به نظر شما بهترین بازیگر زن کدام یک از گزینه های زیر است ؟













سلام به دوستان عزیزم بنا به راحت در دسترس بودن وبلاگ از این پس شما می توانید علاوه بر آدرس قبلی وبلاگ از آدرس www.IrCinema.tk وارد وب ما بشوید . امیدوارم که بتونیم هر روز بهتر از دیروز بشویم .

قربون شما

مسعود ( مدیر وبلاگ سینمای ایرانی )





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :

شنبه 4 تیر 1390 :: نویسنده : مسعود
روز پنجشنبه ششم مردادماه ، طی مراسمی با حضور جمعی از سینماگران و اعضای جامعه اصناف سینمای ایران ، ضمن افتتاح سالنی بنام نعمت حقیقی فیلمبردار ارزشمند سینما ، سالروز تولد مسعود کیمیایی کارگردان برجسته سینمای ایران نیز گرامی داشته شد . روابط عمومی خانه سینما ضمن اعلام این خبر اضافه کرد:
این مراسم که همزمان با داوری فیلمهای شرکت کننده در پانزدهمین جشن سینمای ایران توسط داوران صنوف برگزار شد، با حضور جمعی از داوران، سینماگران و هیات مدیره خانه سینما در محوطه باز خانه سینما برپا شده بود

کیومرث پوراحمد دبیر پانزدهمین جشن سینمای ایران در این مراسم گفت : امشب دو برنامه داریم افتتاح یک سالن نمایش به نام نامی نعمت حقیقی و مراسم دوم که قرار بود غافلگیر کننده باشد اما به دلیل نامناسب بودن حال مسعود کیمیایی ، کمی این مراسم را به جلو می اندازیم تولد مسعود کیمیایی، همیشه رئیس سینمای ایران است.
دبیر پانزدهمین جشن سینمای ایران همچنین از همکاری های آقای مهندس مسچی مدیر عامل موسسه سینما شهر در افتتاح این سالن و زحمات مازیار میری مدیر اجرایی جشن تشکر کرد.

مسعود کیمیایی در این مراسم گفت : درمورد نعمت حقیقی ، سپاس از تمام دوستان و واقعا درود بر یارانی که یاد یار بودند و به هر جهت 20 صندلی یا 2000 صندلی سالن که فرقی نمی کند به یاد نعمت حقیقی بودن، فکر فرشته گونه ای است که خانه سینما کرده است از اینکه به یاد هم بمانیم و از اینکه یاد هم باشیم

این کارگردان برجسته سینمای کشور در بخش دیگری از سخنانش در مورد نعمت حقیقی گفت :
...نعمت به واقع تنها تکنسینی بود که شاعر بود نه از اینکه تکنسین بود شاعر بود نه واقعا شاعر بود و واقعا فیلمبردار بود و تکرار نمی شود
.... اون نرفته اما آثارش هست اثرش هست و به هر جهت به یاد ماندنی ترین شاعری است که در سینمای ما خواهد ماند . نعمت خیلی بزرگ است .

در ادامه مسعود کیمیایی در جمع داوران پانزدهمین جشن سینمای ایران کیک تولد ش برید. در ادامه مراسم کیومرث پور احمد در خصوص مسعود کیمیایی و سالروز تولدش گفت :
من تقلب کردم کیمیایی متولد 1320 ، یعنی تقریبا 69 سال. آقای کیمیایی دلشون جوانه و من تولدشان و 69 سالگیش رو تبریک می گم و انشالله سالیان سال سایه شان بر سر سینمای ایران باشد و فیلم بسازند و ما از فیلم هاشون لذت ببریم. امشب تولد یک تاریخه، یک تاریخچه،‌ تاریخچه سینمای ایران که متبلور میشود در اسم مسعود کیمیایی و آثارش است و من به شخصه خوشحالم که این را اعلام می کنم.

سپس محمد مهدی عسکر پور مدیر عامل خانه سینما به ایراد سخنانی در مورد مسعود کیمیایی پرداخت و گفت:
به نمایندگی از جامعه اصناف سینمایی ایران به آقای کیمیایی برای زادروزشان شاد باش عرض می کنم  و امیدوارم سالیان سال سایه ایشان بر سینمای ایران مستدام باشد . آقای کیمیایی حقوق مختلفی را بر گردن سینمای ایران دارند و نه فقط با فیلمهای خوبشان بلکه در زمانهای مختلف با سختکوشی فراوان فیلم ساختن و کاری نداشتن که در چه دورانی فیلم می سازند، نسلهای مختلف را هدایت کردند که وارد این خانواده ی سینما بشوند و آنان ورودشان را مدیون ایشان می دانند . بر گردن نسلهای مختلف حق دارند و انشا الله که سالیان سال سرزنده باشند و ما ازدیدن فیلمهایشان و نقش شان در سینما لذت ببریم.

همچنین بهروز افخمی در مورد کیمیایی و نعمت حقیقی گفت :
من اطلاع نداشتم که جشن تولد کیمیایی است اما سعی می کنم صحبتهایی که می کنم از جمع بین آقای کیمیایی و نعمت حقیقی باشد . سن و سال من طوری است که در زمان قیصر 13 سال بیشتر نداشتم و قبلا از ان فیلم های ایرانی زیادی را ندیده بودم . بعد از دیدن قیصر فهمیدم که فیلمهایی که ما می سازیم هم می تواند فیلم باشد و یا چیزی که بشود به آنها فیلم گفت.
ولی بعد از داش آکل کم کم شروع کردم به خواب دیدن که با سایه روشنهایی که نعمت و کیمیایی درست کردند و ما بارها  آآنها را در سینما دیدیم . کم کم آن رویا ها به حقیقت پیوست به جایی که با نعمت حقیقی شروع کردیم به کار کردن و انگار تمام خوابها تبدیل به واقعیت شد. من از طریق نعمت فهمیدم که واقعا سینما چیست.
من باید بگویم قبل از اینکه با نعمت شروع به کار کنم فکر می کردم که می دانم سینما چیست فکر می دانم سینما تکنیک است و من تکنیک می دانستم و من سینما را میدانستم اما بعد فهمیدم که سینما درک شاعرانه است

نعمت برای من مثل یک مربی و یک معلم بالای سرم بود یادم داد که سینما چیست که سینما هیچ قاعده ای ندارد اما سینما به بیان سازندگانش بر می گردد و به اینکه چه سهمی از نحوه بیان و معرفی پدید ه، از دنیای بیرون و چهره بازیگر و گفتار فیلم دارند و آنها را به صورت یک کل واحد در بیاورند و این یک موجودیت جدید می شود و این یک فیلم ماندگار می شود.

در ادامه حسن قلی زاده نیز به نمایندگی از طرف انجمن فیلمبرداران گفت :
ما چند روزی است که در تالار سیف اله داد به عنوان داور در خانه سینما فیلم می بینیم و هر پلانی که بر پرده این سینما جاری می شود اثری از دوستان قدیمی ماست و بر شانه های ما نشسته اند ما چون زنجیری هستیم که از حلقه های کوچکی تشکیل شده که از گذشته تا امروز شکل گرفته است. نعمت حقیقی، مهرداد فخیمی و هوشنگ بهارلو بیشترین زحمت را کشیدند و ما سهم کوچکی را داریم و باید این راه را ادامه بدهیم . نعمت حقیقی برای ما زنده است .
فرهاد توحیدی رئیس هیئت مدیره خانه سینما نیز با شرح خاطره ای از سفر سه سال قبل خود به اسکار گفت :
ما آنجا سالنی را دیدیم به نام شخصی به نام «لین وود» گفتیم ایشان چه کسی هستند که آنها پاسخ دادند، او تحول بزرگی در صدا ایجاد کرده است و ما به همین دلیل این سالن را به نام ایشان نامگذاری کردیم. البته ماچون آکادمی اسکار نیستیم و بضاعت ما در ان حد نیست اما به اند ازه خودمان می توانیم قدرشناس باشیم و سالن نعمت حقیقی گرچه بزرگ نیست اما سالها خاطرات بزرگ ترین تشکلهای مدنی ایران را مثل انجمن فیلمبرداران ، کانون فیلمنامه نویسان و ... را در خودش جای داده است.

در ادامه با حضور سینماگران حاضر، مسعود کیمیایی، بهروز افخمی و محمد آلادپوش (رئیس انجمن فیلمبردار) سالن نعمت حقیقی به ظرفیت 15 نفر در طبقه دوم ساختمان بهار خانه سینما افتتاح شد
این آیین با حضور مریلا زارعی، محمدرضا هنرمند، فرشته طائرپور، پانته آبهرام، مازیار میری، نازنین مفخم، محمد علی سجادی، غلامرضا موسوی، غلامرضا آزادی، ملک جهان خزاعی، سیما تیرانداز، منوچهر شاهسواری، کامبوزیا پرتوی، دکتر محمد سریر و جمعی دیگر از سینماگران برگزار شد.

گفتنی است، درچهاردهمین جشن سینمای ایران نیز یک سالن نمایش برای آثار مستند در ساختمان وصال احداث و به بهره برداری رسید. همچنین در آغاز سیزدهمین دوره این جشن نیز صدا و صندلی های تالار سیف اله داد بهسازی و مرمت شد.


































































  • نوع مطلب :
    برچسب ها : گزارش کامل و حرف های کیومرث پوراحمد، محمدمهدی عسگرپور و بهروز افخمی درباره مسعود کیمیایی و نعمت حقیقی/شب افتتاح سالن نعمت حقیقی و جشن تولد مسعود کیمیایی در خانه سینما، به استقبال سالروز تولد مسعود کیمیایی/ گفتگوی بابک صحرایی با مسعود کیمیایی در ماهنامه "هفت نگاه"/ما قهرمان راه بلد نداشتیم،

    یکشنبه 9 مرداد 1390 :: نویسنده : مجتبی

    سرانجام پس از حدود دو ماه، سریال شبانه «نابرده رنج» به پایان راه خود رسید. بینندگان این سریال سه‌شنبه شب گذشته شاهد روی آنتن رفتن آخرین قسمت این مجموعه بودند و جالب آنكه مسؤولان شبكه سه با بهره‌وری (!) از استقبال نسبی مخاطبان خود، تك قسمت آخر را بدل به دو قسمت كردند و با تأخیرهای نیم‌ساعتی، تا می‌توانستند طی این دو شب آگهی بازرگانی نمایش دادند!

     از این گذشته، نخستین سریال علیرضا بذرافشان قرار بود فینال متفاوتی از آنچه روی آنتن رفت داشته باشد، اما بروز یك اختلاف‌نظر و دلخوری میان كارگردان پروژه و یكی از بازیگران اصلی سبب شد پایان‌بندی مجموعه تغییر كند. ماجرا از این قرار است كه در آخرین بخش‌های تصویربرداری سریال، میلاد كیمرام بازیگر نقش جابر از كارگردان می‌خواهد تا نام او در عنوانبندی سریال همراه با كامبیز دیرباز و سام درخشانی آورده شود.

    سازندگان نیز كه به هیچ وجه این قضیه را نمی‌پذیرند، تصمیم به ایجاد تغییراتی در نحوه پایان قصه می‌گیرند تا از مشكل موجود، بدون نیاز به همكاری كیمرام رهایی پیدا كنند.

    در روایتی كه برای پایان این سریال در نظر گرفته شده بود، وقتی قصه به زمان حال می‌رسید، ما شاهد این می‌بودیم كه جابر سالها پیش با مرضیه (سحر دولتشاهی) ازدواج كرده و به آرامگاه اسد و عماد (دیرباز و درخشانی) می‌روند و مشخص می‌شود كه آن دو شهید شده‌اند. گفته می‌شود جابر به جای عماد قرار بود به عنوان مسافركش در زمان حاضر دیده شود. با وجود در خواست كیمرام و زیربار نرفتن بذر افشان، ادامه بازی نقش جابر در نهایت حذف شده و او نیز در كنار اسد، آن هم در دیالوگ مرضیه، شهید معرفی می‌شود.

    به همین دلیل، ناگزیر سازندگان عماد و مرضیه را در پایان سریال به شكل بی‌ربطی كنار یكدیگر قرار دادند تا ماجرا ختم به خیر شود!

    چندی پیش علیرضا بذرافشان کار گردان سریال نابرده رنج روایت جالبی از در خواست عجیب یک بازیگر این مجوعه باز گو کرده بود. بذر افشان در مصاحبه خود گفت: در این كار ما نقشی را به بازیگری دادیم كه تلاشی برای آن نكرده بود تا رسیدیم به فینال سریال. او پیغام داد كه اسم من در تیتراژ باید فلان جا باشد وگرنه در فینال بازی نمی‌كنم. حضور او هم برای ما مهم بود. اما من یاد گرفتم به كسی باج ندهم برای همین فینال را تغییر دادیم و بدون او فیلمبرداری كردیم. هر چند به كار ضربه خورد اما یاد گرفتم شخصیتم از كارم مهم‌تر باشد. به هر حال شناخت جایگاه برای آدمها خیلی مهم است.

    اما برخلاف این حرف، محمود رضایی تهیه كننده سریال نابرده رنج گفته بود: قسمت پایانی سریال «نابرده رنج» بدون تغییر و با حضور تمام بازیگران این سریال از شبكه سوم سیما پخش می شود. خروج یكی از بازیگران از قسمت پایانی سریال و تغییر قسمت پایانی نابرده رنج بر اثر یك مشكل شخصی میان علیرضا بذرافشان كارگردان این اثر و یك بازیگر این سریال رخ داده است. هم اكنون با برطرف شدن سوء تفاهم ها میان این دو نفر این بازیگر در پایان سریال حضور دارد و قسمت پایانی نابرده رنج بر حسب روال قبلی و بدون تغییر پخش خواهد شد.

    با وجود این خبر، حالا اعلام شد که پایان سریال چرا و چگونه تغییر کرد. سایت "سینمای ما" آماده انعکاس نظرات و حرفهای بازیگر مورد ادعای این خبر و مشکل پایانی سریال است.

    Image


    منبع : بانی فیلم





    نوع مطلب :
    برچسب ها : سریال نابرده رنج، نابرده رنج، پایان سریال نابرده رنج،

    شنبه 8 مرداد 1390 :: نویسنده : مجتبی

    برنامه «جمع ما» به تهیه کنندگی الهه بهبودی و اجرای آزاده نامداری در ماه مبارک رمضان پخش نمی شود.

    آزاده نامداری مجری برنامه «جمع ما» در گفت و گو با سینمافا، از توقف پخش این برنامه در ماه مبارک رمضان خبر داد و افزود: «پخش این برنامه در ماه رمضان متوقف می شود و ادامه آن بعد از ماه رمضان پخش می شود و تا یک ماه نیز به طول می انجامد»

    همچنین وی از اجرای برنامه «شب نشینی» در شب های جمعه و پنج شنیه از شبکه جام جم یک خبر داد.

    به گزارش سینمافا، برنامه شب نشینی با اجرای آزاده نامداری و احسان کرمی در شب های جمعه و شنبه از ساعت 10 و 30 دقیقه از شبکه جام جم 1 پخش خواهد شد و تکرار آن فردای ان روز در جام جم دو و سه بر روی آنتن می رود. این برنامه دارای آیتم های متنوع و شاد و جذابی با حضور هنرمندان عرصه های مختلف است و علاوه بر آن حضور گردشگران تابستانی در سایر شهرهای کشور و گفتگو با ایرانیان وارد شده به سرزمین مادری زینت بخش این جنگ تابستانی است.

    آزاده نامداری را می توان یکی از جنجالی ترین مجری های تلویزیون در سال 90 دانست که دعوت از یک مرد سه زنه در برنامه اش مورد توجه رسانه های داخلی و خارجی زیادی قرار گرفت. همچنین چپه کردن میز اجرایش در برنامه شب نشینی و اجرای برنامه اش در کربلای معلی از دیگر خبرسازی های او در یک ماه اخیر بوده است.

    گفتنی است نامداری یکی از برترین مجریان تلویزیون در سال گذشته به انتخاب نویسندگان و منتقدان مجله سروش و سایت سینمافا انتخاب شد و موفق به کسب عنوان بهترین مجری شبکه دو در مراسمی با حضور دارابی معاون سیما و مدیران شبکه‌های تلویزیونی در این سال شد.

     

    Image

    منبع: سینمافا





    نوع مطلب :
    برچسب ها :

    شنبه 8 مرداد 1390 :: نویسنده : مجتبی
    مسعود کیمیایی هفتم مرداد 1390 پا به هشتمین دهه زندگی خود گذاشت. در سالروز تولد این فیلمساز برجسته سینمای ایران، بهترین خواندنی ها را از زبان خودش می شود خواند و شنید. در این گفت و گو، مسعود کیمیایی از زندگی و سینما، موسیقی پاپ و دوستان قدیمی و فضاهایی که دیگر نیست حرف زده است:


     

    مسعود کیمیایی در طی پنج دهه‌ گذشته تعاریف تاثیرگذاری از عشق و رفاقت و هویت ایرانی داشته که به شکل عمیقی در فرهنگ عمومی مردم هم رخنه پیدا کرده. قطعا این نگرش و جهان‌بینی ریشه‌هایی در کودکی شما و سال‌های دوری دارد که سرمنشا اصلی شکل‌گیری این نگاه بوده است. برای اولین سوال می‌خواهم بپرسم که چه قاب و تصویر برجسته و فراموش نشدنی ازکودکی خود در ذهن دارید؟

    من به نظرم برای هر انسانی، عشق‌ها دور‌ه‌ای مختلفی دارند. در هر دوره‌ای آدم‌هایی که حساس‌ترند، آدم‌هایی که از راه‌های باریکی باید گذر زندگی‌شان را انتخاب کنند و یا خود به خود شکل ایستشان، شکل زیستشان به این صورت است، عشق را به شکل‌های عمیق‌تر و متفاوت‌تری لمس و درک می‌کنند. این دوره‌های عشق، دوره‌های مختلفی هستندکه تاثیرات فراوانی در زندگی آدم‌ها می‌گذارند. عشق‌هایی هستند که فرضا یک دفعه در هشت سالگی به سراغ آدم می‌آیند. یا در ده سالگی، در دوازده سالگی. این‌ها در آن گوشه‌های وجودی عاشقانه‌ای که هر انسانی دارد رشد می‌کنند و این رشد می‌رسد به آن جایی که تمام زندگی یک شخص را تحت تاثیر قرار می‌دهد یا گاهی تمام حقیقت زندگی یک شخص می‌شود. من هفت سالم بود، در سال‌های 1327، 1328 این نور را حس کردم. این نوری که تبدیل به انسان می‌شد، تبدیل به خیابان می‌شد و مجموعا تبدیل به زندگی می‌شد. از همان سال‌ها احساس کردم که همه چیز زندگی از کف رفته و عشق، زبان گویایی است که می‌شود با آن حرف زد. همین طور که بزرگ شدم و سنم بیشتر می‌شد حضور این عشق را بیشتر در خودم می‌دیدم. یک حضور تندی که نمی‌شد از او روی برگزداند. بعد از او بود که زندگی روزمره آغاز می‌شد.

    این « او»  مشخصا یک شخصی است که عشق بزرگی را در شما ایجاد کرد یا اینکه منظور از « او» خود عشق به معنای کلی‌اش است؟

    نه، منظورم عشق به معنای کلی‌اش است در طول زندگی.حالا بچه‌های دیگر یا همان دوستان دیگری هم بودند که با هم بزرگ شدیم و کم‌کم با هم به سینما عاشق شدیم. در اصل به این جهان عاشق شدیم. این جهان، به ظاهر یک جهان مجازی بود و در حقیقت برای ما، اصل زندگی بود.

    عشق‌هایی که در آثار شما یعنی در فیلم‌ها، رمان‌ها و شعرهایتان دیده می‌شوند، زخم عمیقی را به همراه دارند. مثل رفاقت‌های شما که همیشه زخم‌های عمیقی همراهشان است. این زخم‌ها چه زمانی زده شدند؟

    من فکر می‌کنم یک زخم طبقاتی بود. سال‌هایی که به هر جهت خیلی از عناصر زندگی جلوی ما می‌تاخت و از ما جلومی‌افتاد و ما از زندگی عقب می‌افتادیم. از یک زندگی عادی که می‌تواند حق طبیعی هر انسانی باشد. مهم‌ترینش این بود که به عنوان مثال من هم می‌خواهم کتاب بنویسم. حرف دارم. من هم می‌خواهم فیلم بسازم. من هم می‌خواهم در تصمیم‌گیری‌های سرزمینم، مملکتم، حضور داشته باشم. اصلا اینکه من هم حق دارم. حق دارم که حرف بزنم. حق دارم که زندگی کنم. اما نداشتم. نداشتیم. نمی‌توانستیم. این‌ها از خودش هم عصبیت می‌ساخت، هم عشق می‌ساخت و هم دوری می‌ساخت واین دوری‌ها یک شکل نبودند. دوری‌های سختی بودند که زخم‌های عمیق و بزرگی ایجاد می‌کردند.



    ادامه مطلب


    نوع مطلب :
    برچسب ها :

    شنبه 8 مرداد 1390 :: نویسنده : مجتبی
     94 فیلم سینمایی در مراحل مختلف پیش‌تولید، فیلمبرداری، صداگذاری، تدوین و آماده نمایش هستند. براساس اعلام واحد پشتیبانی تولید بنیاد سینمایی فارابی، تا اول مرداد ماه 1390، 18 فیلم آماده نمایش اکران نشده، 10 فیلم در مرحله صداگذاری، 14 فیلم در مرحله تدوین، هشت فیلم در مرحله فیلمبرداری و 54 فیلم در مرحله پیش تولید قرار دارند.

    نام فیلم

    کارگردان

    مرحله تولید

    ننه نقلی

    پرویز صبری

    آماده نمایش

    راز آفرینش (پروانگی)

    قاسم جعفری

    آماده نمایش

    سرخابی

    محمد آهنگرانی فراهانی

    آماده نمایش

    سبب من

    بهرام بهرامیان

    آماده نمایش

    بازنشسته‌ها

    محسن ربیعی

    آماده نمایش

    بیداری

    فرزاد موتمن

    آماده نمایش

    سه و نیم

    نقی نعمتی

    آماده نمایش

    شش و بش

    بهمن گودرزی

    آماده نمایش

    آخرین سرقت

    پدرام علیزاده

    آماده نمایش

    به امید دیدار

    محمد رسول‌اف

    آماده نمایش

    آمین خواهیم گفت

    سامان سالور

    آماده نمایش

    پذیرایی ساده

    مانی حقیقی

    آماده نمایش

    دزدان خیابان جردن

    وحید اسلامی

    آماده نمایش

    فیلادلفی

    اسماعیل رحیم‌پور و سیدمجتبی اسدی‌پور

    آماده نمایش

    انسان‌ها

    محسن توکلی

    آماده نمایش

    پنهان

    مهدی رحمانی

    آماده نمایش

    یک عاشقانه ساده

    سامان مقدم

    آماده نمایش

    ساعت شلوغی

    آرش معیریان

    آماده نمایش

    چک

    کاظم راست گفتار

    صداگذاری

    یک سطر واقعیت

    علی وزیریان

    صداگذاری

    برف روی کاج‌ها

    پیمان معادی

    صداگذاری

    شور شیرین

    جواد اردکانی

    صداگذاری

    زبان مادری

    قربان محمدپور

    صداگذاری

    مادر پاییزی

    سیروس رنجبر

    صداگذاری

    میگرن

    مانلی شجاعی

    صداگذاری

    دوازده صندلی

    اسماعیل براری

    صداگذاری

    رهاتر از دریا

    حمید طالقانی

    صداگذاری

    خرس

    خسرو معصومی

    صداگذاری

    در انتظار معجزه

    رسول صدرعاملی

    تدوین

    توقف کوتاه

    ابوالفضل جلیلی

    تدوین

    تهران 1500

    بهرام عظیمی

    تدوین

    بوسیدن روی ماه

    همایون اسعدیان

    تدوین

    سلام بر فرشتگان

    فرزاد اژدری

    تدوین

    ملکه

    محمدعلی باشه‌آهنگر

    تدوین

    من همسرش هستم

    مصطفی شایسته

    تدوین

    روز رستاخیز

    احمدرضا درویش

    تدوین

    آزاد راه

    عباس رافعی

    تدوین

    بغض

    رضا درمیشیان

    تدوین

    گیرنده

    مهرداد غفارزاده

    تدوین

    تو و من

    اصغر بانکی

    تدوین

    بزن بریم بهشت

    مصطفی کیایی

    تدوین

    لالایی

    منیژه حکمت

    تدوین

    هیچ کس فرشته نیست

    رضا عطاران

    فیلمبرداری

    قلاده‌های طلا

    ابوالقاسم طالبی

    فیلمبرداری

    حماسه روزبه

    علی نوری‌ اسکویی

    فیلمبرداری

    بانویی از ماه

    مجید و حمید آقاگلیان

    فیلمبرداری

    پرواز بادبادک‌ها

    علی قوی‌تن

    فیلمبرداری

    رویای کاظم

    علی و حمید شاه‌حاتمی

    فیلمبرداری

    گشت ارشاد

    سعید سهیلی

    فیلمبرداری



    منبع : خبرآنلاین




    نوع مطلب :
    برچسب ها : فیلم، فیلم های سینمای ایران،

    شنبه 8 مرداد 1390 :: نویسنده : مجتبی
    در سالروز تولد مسعود کیمیایی بهترین حرفهای ممکن را از زبان خودش و پسر بازیگرش پولاد کیمیایی می شود شنید و خواند. پولاد کیمیایی در این گفت وگوی متفاوت از زندگی خصوصی و همراهی با پدرش و سینمای او و ورودش به دنیای بازیگری و دغدغه هایش در سینما و زندگی می گوید.

     سینما و بازیگری از چه زمانی در زندگی پولاد کیمیایی حضوری جدی پیدا کرد؟

    روند تاثیر سینما روی زندگی من خیلی متفاوت با دوستان دیگر و آدم‌هایی است که در یک شرایط خاص تصمیم‌گیری وارد این عرصه شدند و متوجه شدندکه ابزار ورود به سینما را به دست آورده‌اند. این اتفاق اما در زندگی من کاملا به شکل دیگری بود. به دلیل اینکه پول مدرسه من از راه سینما آمده بود. پول اجاره خانه‌مان از سینما آمده بود. اگر سفری رفتم سینما من را برده بود و اگر برگشتم، با سینما برگشتم. چون پدر کارش سینما بود و در این عرصه محوریت داشت پیرامون خودش را با خودش وارد خانه می‌کرد. از آن طرف مادر من در رشته موسیقی تخصص داشت او هم جریانات خودش را وارد خانه می‌کرد. در نتیجه در خانه ما موسیقی به عنوان مادر و سینما به عنوان پدر حضوری پررنگ و مداوم داشتند. این وسط هم من بودم. من هم یک جوانی مثل جوان‌های دیگر بودم که به خاطر جنگ و ناهنجاری‌های اجتماعی و به ریختگی‌هایی که در تاریخ‌مان به وجود آمد دچار توفان و سردرگمی مهاجرت شدم. از بچگی توسط فستیوالی که فیلم «سرب» را می‌خواستند و ما را دعوت کرده بودند به خارج از کشور رفتیم و چون مادرم هم عقایدش به عقاید پدرم شباهت نداشت تصمیم گرفت که ما دو نفر در خارج از کشور به زندگی‌مان ادامه بدهیم. پدر یک آدم نوستالژیک، ناسیونالیست، میهن‌پرست و مثل دیالوگ‌های فیلم‌هایش است. مثل آن جایی که می‌گوید: اگر دکتری بیا درد این مردمو تسکین بده. اگر پل‌سازی بیا بساز، اگر مبارزی بیا همین جا مبارزه کن.

    دیالوگ معروف فیلم تجارت....

    بله. مادر اما اینجوری نگاه نمی‌کرد. مادرم نگاهش این بودکه تحصیلاتم را در آنجا ادامه بدهم و استفاده‌های خوبی از غرب بکنم. این اتفاق باعث شد با یک بهم ریختگی که در زندگی ما به وجود آمد، من ناگهان دوازده سال از ایران دور بمانم. آن هم دوازده سالی که در سن خیلی حساسی بودم و تمام ساختار فرهنگی و سنتی و آدابی و اخلاقی‌ام باید اینجا شکل می‌گرفت. البته خیلی چیزهای خوبی هم از آنها یاد گرفتم و اتفاقات خوب و مهمی را هم برایم ایجاد کرد. می‌خواهم این را بگویم که آیا سینما برای من بهانه بود یا اینکه خود سینما دلیل اصلی بود. این مساله‌ای است که هنوز که هنوز است گاه‌گداری به آن فکر می‌کنم. اینکه من در سینما چه سرنوشتی برایم اتفاق افتاد. من باید از یک جایی شروع می‌کردم. از اینکه من باید از یک جایی که نمی‌توانستم حدسش را هم بزنم حرکت می‌کردم. از آن جایی که یک نماد در سینمای کیمیایی می‌شدم یا بعضی وقت‌ها خودش بودم یا بعضی وقت‌ها خودم بودم. از یک چنین جاهایی حرکت می‌کند تا می‌آید و می‌رسد به رضا سرچشمه. فاصله، فاصله خیلی زیادی است. از زندگی من در آلمان تا مردی که از دل فقر بیرون آمده و می‌خواهد بچه کوچکش را بزرگ کند و از او استفاده ایدئولوژیکی می‌کنند. می‌خواهم بگویم که در این فاصله چه اتفاقی افتاد. من در تجارت نقش یک پسر پناهنده را بازی می‌کردم که در سینما زیر دیواری که عکس بزرگان سینما روی آن نقش بسته را جارو می‌کشد. عکس چارلی‌چاپلین و جیمز‌دین وهیچکاک و تمام بزرگان سینما. بابا می‌گفت من دوست دارم زیر این دیوار را در این فیلم تمیز کنی. تو بچه سینمایی. آن عکس و آن نقش در ذهن من نقش بست. او یک بچه کارگر بود مثل خیلی از بچه‌هایی که دارند در آن شهر زندگی می‌کنند اما شانس آن آدم آن موقعیت نبود. پشتش یک فرهنگی بود. وقتی که در سکانس آخر پشت در ورود ممنوع می‌ماند. از نگاه و منظر کیمیایی ما به این بچه نیاز داریم. بچه‌ای که قرار است متخصص بشود و بیاید مملکتش را بسازد.



    ادامه مطلب


    نوع مطلب :
    برچسب ها :

    شنبه 8 مرداد 1390 :: نویسنده : مجتبی
    برنامه «هفت و هفت دقیقه‌» در ماه مبارك رمضان با بخش جدیدی به عنوان «بفرمایید افطار» با حضور هنرمندان از شبكه آموزش روی آنتن می‌رود. به گزارش روابط عمومی شبكه آموزش، امیر قمیشی تهیه‌كننده برنامه زنده هفت و هفت دقیقه اظهار داشت: این مجله تصویری در ماه مبارك رمضان ویژه افطار روی انتن می‌رود. بفرمایید افطار در منزل هنرمندان یكی از بخش‌های این ویژه برنامه است كه هر شب دقایقی قبل از افطار به منزل یكی از هنرمندان در حوزه‌های مختلف رفته و با خواص غذایی افطاری كه تهیه شده بازگو می‌شود. وی بیان داشت: قصه‌های كوتاه معنوی و ارزشی با صدای نوید محمودی و بخش مذهبی با حضور مهدیه الهی قمشه ای از دیگر بخش‌های این ویژه برنامه است. ‌نقد و بررسی سریال‌های ماه مبارك رمضان كه در سالهای گذشته از شبكه‌های سیما پخش می‌شد با حضور كارشناسان انجام خواهد شد. قمیشی بیان داشت: «سینما آسمان» نیز از بخش‌های دیگر ویژه برنامه هفت و هفت دقیقه است كه نیایش‌ها و فضاهای معنوی در سینما با حضور كارشناسان مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد. هفت و هفت دقیقه ویژه افطار از دوشنبه اول ماه رمضان هر روز ساعت 19:07 آغاز و تا دقایقی بعد از افطار مهمان خانه‌ها می‌شود.



    نوع مطلب : خبر ها، 
    برچسب ها : سریال های افطار، برنامه های شبکه های سیمادرماه رمضان،

    شنبه 8 مرداد 1390 :: نویسنده : مجتبی

    ( کل صفحات : 141 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   



    .: Weblog Themes By PICHAK :.
    آمار وبلاگ
    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :
    دیالوگ های ماندگار
      سارا (نیکی کریمی): من صلاحیت تربیت بچه رو ندارم؟ راست می گی من وظیفه واجب تری دارم ... اول باید خودم رو تربیت کنم ... آره برای همینه که دارم تو رو ترک می کنم .حسام [ سارا - داریوش مهرجویی ]
    آمار فروش
    موسیقی
    آپارات
    افراد آنلاین

      افراد حاضر در این وب

     
       
    فال حافظقالب وبلاگقالب وبلاگگالری عکسفاگالری عکس آلامتو
    >