تبلیغات

فال

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

اس ام اس عاشقانه

سینمای ایرانی - مطالب اردیبهشت 1390
 
سینمای ایرانی
همه با هم به سوی سینمایی برتر
صفحه نخست           تماس با مدیر         پست الکترونیک               RSS                    ATOM
مطالب پیشنهادی
سرمقاله


این وبلاگ به روز ترین و بزرگترین وبلاگ سینمایی است . ما سعی داریم همه روزه با گذاشتن مطالب جالب و جدید در رابطه با سینما , تلویزیون , تئاتر و ... رضایت شما را جلب کنیم . برای تبادل لینک با ما باید وب هایی که دارای آمار حداقل 500 بازدید روزانه هستند ما را با عنوان ( سینمای ایرانی .:: پاتوقی برای سینما دوستان ::. ) لینک کنند و به ما خبر بدند تا در کمتراز 24 ساعت آنها را لینک کنیم . در ضمن شما می توانید لینک مطالب جدید وبلاگ یا سایتتون رو از طریق ارسال لینک مفید ارسال کنید . این قسمت محدودیت آماری نداره و نیاز نیست ما رو لینک کنید . نکته آخر : لطفا به علت اهمیت آمار نظرسنجی برای ما در نظر سنجی شرکت کنید . نظر هم فراموش نشه . ///

آدرس های سینمای ایرانی : www.ircinama.mihanblog.com
................................. : www.ircinema.tk

مسعود ( مدیر وبلاگ سینمای ایرانی )

مدیر وبلاگ : مسعود
مطالب اخیر
نظرسنجی
به نظر شما بهترین بازیگر زن کدام یک از گزینه های زیر است ؟













خیلی خوب، کمی بد!

سینمافا- پیام خدابنده لو-
خیلی خوب است که انجمن منتقدان داوران خودش را انتخاب می کند و آثار برتر جشنواره فجر را بر می گزیند.

پس از تجربه موفق سال گذشته که با داوری مهرزاد دانش، امیر قادری، خسرو نقیبی و... شاهد اهدای کم حرف و حدیث جوایز به آثار منتخب جشنواره 28 بودیم، حالا هم انجمن منتقدان با گزینش منتقدان و نویسندگان معتبری چون آنتونیا شرکا، سعید قطبی زاده، چیستا یثربی و... بار دیگر قصد دارد حق را به حقدارهای سینمای ایران برساند.
کیفیت نامزدها قابل مقایسه با جشنواره فجر نیست و خصوصا دو فیلم «یه حبه قند» و «سعادت آباد» که در جشنواره با بی مهری داوران روبرو شده بودند، اینجا بیشتر به حقشان رسیده اند. همینطور دو فیلم «مرهم» و «اسب حیوان نجیبی است» که با کج سلیقگی مسئولان، از بخش مسابقه باز مانده بودند اینجا مجالی برای نشان دادن خود پیدا کرده اند.

لیست نامزدهای بهترین فیلم عالیست. یه حبه قند، جدایی نادر از سیمین، مرهم، اینجا بدون من، سعادت آباد و اسب حیوان نجیبی است که از بهترین های جشنواره بودند، کاندید شده اند. همینطور در بخش کارگردانی کارهای خیره کننده میرکریمی و داوودنژاد مورد توجه قرار گرفته اند.
توجه به فیلم «یه حبه قند» با کاندید شدنش در 8 بخش (فیلم، کارگردانی، بازیگر زن و مرد مکمل، فیلمبرداری، تدوین، موسیقی و استفاده خلاقانه از دستاوردهای فنی) ستودنی است و نکات خوب دیگری مثل حضور «کبری حسن زاده» در میان کاندیداهای بهترین بازیگر مکمل زن هم عالیست. چنان چه سایر شایسته ها مثل اکثر بازیگران و عوامل فنی «جدایی نادر از سیمین» و یا حضور «هومن سیدی» (آفریقا) و «فردین صاحب زمانی» (چیزهایی هست که نمی دانی) در بخش جایزه خلاقیت و استعداد درخشان نشان از توجه به داوران به بخش های مختلف دارد.

اما این لیست به نظرم می توانست بهتر هم باشد. مثلا کاندید نشدن فیلمنامه سرشار از جزئیات «یه حبه قند» و در مقابل کاندید شدن فیلمنامه «مرهم» که به عقیده بسیاری نقطه ضعف فیلم جدید داوودنژاد است، توی ذوق می زند. عدم حضور «نگار جواهریان» با بازی های سرشار از معجزه اش (در یه حبه قند و اینجا بدون من) در میان کاندیداهای بهترین بازیگر زن اصلی و یا چشم پوشی بر بازی های درخشان لیلا حاتمی (جدایی نادر از سیمین، چیزهایی هست که نمی دانی و سعادت آباد) هم به هیچ عنوان قابل قبول نیست. جای «صابر ابر» (اینجا بدون من)، «باران کوثری» (اسب حیوان نجیبی است)، «سعید پورصمیمی» (یه حبه قند) و «برزو ارجمند» (سفر سرخ) هم خالی به نظر می رسد. ضمنا با توجه به اینکه نامی از سارینا فرهادی، کیمیا حسینی و بازیگران کودک «یه حبه قند» در لیست نامزدها نیست، این امید می رود که انجمن منتقدان در بخشی جداگانه، از بازیهای خوب این کودکان و نوجوانان تقدیر کند.

در هر حال این لیست کاملا هوشمندانه و خالی از کینه جویی های داوران جشنواره است. اگر انتخاب های نهایی هم به قوت نامزدها باشد، باید بار دیگر به انجمن منتقدان تبریک گفت.

Image

منبع: سینمافا





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :

چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : علی

کافه سینما-علی معلم: در سه روز اخیر فیلم‌‌های مهمی پخش شده که برخی ناامیدکننده بودند از جمله فیلم تازه ترنس مالیک، درخت زندگی، که فیلم بسیار غریب و تقریبا ناامید کننده‌ای برای فیلمسازی که هر چهار یا پنج سال فیلم می‌سازد بود.

این فیلم هم در سکوت خبری ساخته شده بود و داستان یک خانواده است و فیلم دائم در زمان‌های مختلف در رفت و آمد است. البته کار دوربین امانوئل لبیوسکی خیلی زیبا بود اما فیلم فاقد یک خط مشخص داستانی است. به نظر می‌آید ترنس مالیک در این فیلم خواسته همه نظریاتش را درباره جهان در یک جا و یک فیلم بگوید و این دنبال کردن یک فیلم دو ساعت و پانزده دقیقه‌ای را که بنیان داستانی دراماتیک مشخصی ندارد و دائم بین فضاهای مدرن و طبیعت در گردش است کمی مشکل می‌کند. بازی‌های بازیگرانی مثل براد پیت و شان پن هم به این دلیل که فیلم خیلی مغشوش به نظر می‌رسد چندان جلب نظر نمی‌کند در صورتی که به هر حال فیلم دیدنی‌ای است چون جنبه‌هایی از بازگشایی یک راز دارد.

اما فیلمی که در دو سه روز اخیر خیلی هیجان‌انگیز بود، فیلمی آمریکایی فرانسوی به نام هنرمند که در کمال تعجب یک فیلم صامت و بسیار بسیار دلنشینی بود و یادآور فیلم‌های و دوران سینمای صامت. می‌دانیم که وقتی امروز درباره یک فیلم صامت حرف می‌زنیم چقدر این کار دشوار هست و تقریبا تا به امروز همین فیلم بسیار بسیار جلب نظر می‌کرد. هم به لحاظ بازی و هم به لحاظ ساختاری مخصوصا استفاده‌ای که از صدا شده بود. داستان یک هنرپیشه فیلم‌های صامت که وقتی دوران صدا می‌رسد همکاری نمی‌کند و دوست ندارد دوران صامت را ترک کند و به همین خاطر سقوط می‌کند. همچنین دختر سیاهی‌لشکری که به او کمک کرده بوده در دوران ناطق به اوج می‌رسد و کمکش می‌کند که از وضعیت آشفته‌حالی که پیدا کرده بیرون بیاید. داستان به هالیوود 1927 برمی‌گردد و نام هنرپیشه جورج والنتاین است. نکته جالب در فیلم کار کارگردان فیلم، میشل هازانوویسی و بازی بازیگر فرانسوی فیلم ژان گوژاقدان و رنیس بیژو به عنوان زن و مرد فیلم بسیار نوستالوژیکی است.

امروز فیلم آخر جودی فاستر در مقام کارگردان به نمایش در آمد که خودش و مل گیبسون در آن هم بازی دارند و تقریبا مورد استقبال قرار گرفت. فیلم ساده‌ای است درباره والتر بلک، آدم موفقی که در صنعت اسباب‌بازی است و دچار یک افسردگی عمیق می‌شود و به همین دلیل از یک عروسک دستکشی سگ آبی استفاده می‌کند و شخصیتی می‌سازد از آن به بعد با این شخصیت حرف می‌زند و ماجراهایی که برایش پیش می آید و رابطه‌ای که با همسر و فرزندانش دارد که یک رابطه مخدوش شده است و آن‌ها باید عادت کنند که نه با همسر و یا شوهرش بلکه با یک عروسک دستکشی زندگی کند. خود این ماجرا باعث می‌شود در بخش عروسک‌سازی، یک عروسک مشابه ابداع کند. فیلم در رابطه با موقعیتی است که فرد در خانواده پیدا می‌کند و زمانی که دچار یک افسردگی عمیق می‌شود مورد پذیرش قرار نمی‌گیرد و راهی پیدا می‌کند برای این بحران که او را تا مرز خودکشی می‌برد و بر می‌گردد به زندگی. اما دچار مسائل دیگری می‌شود از جمله این که دیگر نمی‌تواند از جلد عروسکش بیرون بیاید. داستان جذاب و کارگردانی ساده‌ای داشت و همچنین بازی خوبی از آقای مل گیبسون.

در میان فیلم‌های دیگری که نمایش داده شده، فیلم خیلی قابل تاملی که جذاب باشد ندیدم و همانطور که گفتم فیلم ترنس مالیک هم فیلم دندان‌گیری نبود و خسته‌کننده بود. امیدواری هست فیلم‌های دیگری که می‌آیند از جمله فیلم آخر آکی کریسماکی یا فیلم لارنس فون‌تریه که فردا به نمایش در می‌آید جذاب باشند. البته پیش‌بینی می‌کنند که فیلم آخر پدرو آلمادوار و نوری بیجلان هم فیلم‌های مطرح و شاخصی باشند.

نکته عجیبی که امسال در برخی از فیلم‌ها هست و عجیب این‌که کن این فیلم‌ها را پذیرش می‌کند و نام‌های معتبری دارند، فیلم‌های حدیث نفسی است. از جمله فیلم آلن کاوالیه که خودش با یک هنرپیشه دیگر در آن حضور دارند یا فیلمی که کیم کی دوک ساخته بود راجع به افسردگی که دچارش شده و سه چهار سال است که دیگر نمی‌تواند فیلم بسازد. و فیلم‌های شخصی هستند.

شما در کن همیشه شاهد انتخاب‌های عجیب هستید از جمله فیلم‌هایی که سبک و سیاق جدیدی از لحاظ بصری دارند و برخی ساختارشکنی‌های اجتماعی داشتند. یکی از این فیلم‌ها فیلمی است با نام خانه بردباری.

از سینمای خودمان که فعلا خبری نیست و به غیر از بنیاد سینمایی فارابی که چتر سینمای ایران هست چند شرکت هم در کنار این مجموعه هستند از جمله مرکز سینمای تجربی, حوزه هنری, سازمان تبلیغات اسلامی و شرکت فیلمیران که زیرمجموعه فارابی هستند. 4 غرفه دیگر هم هست یکی متعلق به تلویزیون و دیگری متعلق به خانم شهابی هست به اسم شهرزاد. یک غرفه هم متعلق به موسسه رسانه‌های تصویری با حضور آقای عباسیان مدیر عامل مجموعه وجود دارد و غرفه دیگر متعلق به مستندهای ایرانی است و مشغول نمایش دادن فیلم‌های‌شان هستند و درباره فیلم‌های‌شان در اواخر جشنواره اعلام خواهند کرد.

نکته عجیب امسال شلوغی بیش از حد جشنواره است که مثلا برای فیلم ترنس مالیک دو سئانس اختصاص داده شده بود و هر دو سالن پر شد و برای اولین بار رسانه‌ها نتوانستند فیلم را در موقع مقرر ببینند. به نظر می‌آید که بازار جشنواره هم نسبت به یکی دو سال اخیر که مسائل اقتصادی تاثیر گذاشته بود تکان خورده است و آن طور که من شنیده‌ام اوضاع معاملات بهتر شده است. کن شلوغ‌تر از همیشه شده و این مسوولیت جشنواره را در انتخاب فیلم، نوع برگزاری و امکاناتی که در اختیار رسانه‌ها قرار می‌گیرد بیشتر می‌کند و این که جشنواره موقعیتش را به عنوان مهم‌ترین جشنواره هنری جهان حفظ کند.

در میان عوامل فیلم‌هایی که دیدیم دو هنرپیشه اصلی فیلم هنرمند قابل توجه بودند. همینطور براد پیت در فیلم ترنس مالیک را هم می‌شود در نظر گرفت و بازی میشل پیکولی در فیلم ما هم پاپ داریم از نانی مورتی هم بازی جذابی بود. فیلمبرداری درخشانی امانوئل لبوفسکی در فیلم درخت زندگی داشت و باید دید در روزهای آینده چه کاندیداهایی اضافه می‌شود.

نکته جالب دیگر نقدهای مربوط به فیلم به امید دیدار آقای رسول‌اف بود که آن طور که من دیدم در نشریات انگلیسی و فرانسوی از جمله گاردین اغلب مورد توجه قرار داده شده بود و ممکن است در بخش نوعی نگاه نظرهایی را جلب کند. و نکته عجیب این که امسال در بخش نوعی نگاه فیلم‌های خیلی قوی و تکان‌دهنده نداشتیم و جای امیدواری است که فیلم اختتامیه این بخش به کارگردانی آندری زویاگینتسف هست فیلم بهتری باشد چون به هر حال کارگردان قابل توجهی است و با فیلم‌هایی که قبلا از او دیده‌ایم جای امیدواری است. به غیر از فیلم هنرمند، فیلم‌ها چنگی به دل نمی‌زنند و اگر هم بودند در جنبه‌هایی جذاب بودند از جمله فیلم فرانسوی که پیش از این نام برده شد با عنوان خانه بردباری که زیبایی‌شناسی تصویری‌اش جالب بود و از نظر فیلمبرداری سعی کرده بود شبیه نقاشی‌های مونه و رنوار باشد. از این جنبه‌ها در فیلم‌ها هست اما مشکل این است که تمامیت اثر قابل توجه نیست.

نکته مهم‌تری که ما در جهان سینما به آن نیاز داریم به خصوص در کن که سبد بزرگی از محصولات سینمایی جهان را عرضه می‌کند که فیلم‌ها پیشنهاد می‌شوند برای چگونه دیدن و چگونه دریافت کردن و چگونه زندگی کردن، که این مورد کمتر دیده می‌شود و خودشیفتگی‌هایی در فیلم‌ها دیده می‌شود و در بخشی از فیلم‌سازان هست و برخی از فیلمسازان جاهایی فکر می‌کنند هر چیزی را که دوست دارند می‌توانند بگویند و خیلی به ارتباط با مخاطب فکر نمی‌کنند. همین فیلم ترنس مالیک علی‌رغم جنبه‌های جذابی که دارد هیچ چیزی برای ارتباط با مخاطب دیده نشده و یا فیلمی از برونو دوموند که دیشب پخش شد و با وجود این که فیلم قبلی‌اش، انسانیت که چند سال قبل در همین جشنواره جایزه گرفت فیلم قابل تاملی بود اما این فیلم به شدت ریتم خسته‌کننده و غیر جذابی داشت که به زحمت می‌توانست با تماشاگر، حتی تماشاگر خاص ارتباط برقرار کند. به نظر می‌رسد جنبه‌های متفرعنانه‌ای که بعضی فیلم‌ها دارند به ارتباط‌شان با مخاطب آسیب می‌زند.

امیدوارم روزهای آینده فیلم‌های خوبی باشند و روز جمعه فیلم آقای میرطهماسب و پناهی قرار است به نمایش دربیاید با عنوان این فیلم نیست که باید ببینیم نتیجه این فیلم چه بوده است. در ضمن خبری دیدم که به نظر می‌رسد امکان حضور آقای رسول‌اف در کن فراهم شده ولی هنوز ایشان را این‌جا ندیدیم و به نظر نیامده‌اند.

به عنوان نکته حاشیه‌ای کن نقش عجیبی پیدا کرده در معرفی کشورها و سرمایه‌گذاری‌های زیادی شده که کشورهای مختلف حتی با شکل توریسم کشورشان را تبلیغ کنند. از جمله هندوستان که حجم بسیار زیادی از تبلیغات و مهمانی‌ها را برگزار کرده است. تبلیغ در مورد توریسم در هندوستان و یا کشورهای دیگر از جمله ترکیه و کشورهای عربی از جنبه‌های جدید و جذابی است که با توجه به حجم رسانه‌هایی که این جا هستند این تبلیغات می‌تواند کمک بکند به این که نام کشور مطرح شود و تاسف برای ایران که هم سینمای فعالی دارد و هم تبلیغات جهانی منفی که در مورد ایران وجود دارد باید سعی بکنیم در این موارد هم کار کنیم. جای این هست که مسوولان تصمیم بگیرند و به مراسم و جشنواره‌هایی از این قبیل توجه بیشتری بکنند نه فقط به جهت سینما بلکه در جهت معرفی کشور و در جهت معرفی توانایی‌ها و قابلیت‌هایی که در ایران وجود دارد چه به لحاظ توریسم و چه به لحاظ محل‌های فیلمبرداری و از این قبیل که باید دوستان در مراکزی که مسوول هستند بیایند و حداقل یک بار این‌جا را ببینند که چطور می‌شود از این امکان استفاده کرده و سرمایه‌گذاری کرد. ما باید تصویر دیگری از ایران به رسانه‌ها انتقال بدهیم و شاید فستیوال کن جای خوبی برای این معرفی باشد که ما متاسفانه از آن استفاده نمی‌کنیم و شاید جزو معدود کشورهایی هستیم که در این دهکده که کشورها در بازار غرفه‌های مختلف و غیرفیلمی دارند شرکت نداریم که این نقطه ضعف کشور ما و جریان فرهنگی کشور ماست که با این که باید حضور قوی داشته باشیم حضور حداقلی شاید باشد.

علی معلم-کافه سینما





نوع مطلب : خبر ها، 
برچسب ها :

چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : علی

مهرشاد کارخانی در یادداشتی که در اختیار کافه سینما قرار داده ضمن دادن توضیحاتی درباره وضعیت فیلمش به نامعلوم بودن این اوضاع اعتراض کرده.

مشکلات بر سر راه کوچه ملی همچنان ادامه دارد. با اینکه نزدیک به دو ماه است امیر سماواتی تهیه کننده رسمی کوچه ملی این فیلم را برای دریافت پروانه نمایش به اداره نظارات و ارزشیابی ارایه کرده است ، هنوز هیچ خبری از پروانه نمایش آن نیست و هر بار مسئولین این شورا جوابهای گنگ و پیچیده می دهند و گویا مشکل این فیلم در هاله ای از ابهام مانده است.

این فیلم به بهانه نداشتن پروانه نمایش در حالی که در جشنواره های کیش و شهر فرم پر کرده بود، از هر دو جشنواره کنار گزاشته شد. البته نه به خاطر مدیران جشنواره، بلکه به خاطر اینکه معاونت سینمایی از آنها خواسته کوچه ملی تا اطلاع ثانوی در هیچ جا نمایش داده نشود. در حالی که موضوع این فیلم مستقیما در شهر تهران می گزرد و هویتی کامل و منطقی از تهران را به نمایش می گزارد. به این ترتیب کوچه ملی به خاطر نداشتن پروانه نمایش از حضور در چند جشنواره داخلی و خارجی جا ماند.

گویا روش های توقیف  یک فیلم از سوی مدیران سینمایی عوض شده است و مستقیم به تو نمی گویند با فیلمت چه مشکلی دارند. متاسفانه با هر سه فیلمی که تا کنون ساخته ام هم مدیران فعلی و هم مدیران قبلی برخورد خوبی نداشتند. شایده به خاطر اینکه سعی کرده ام فیلم خودم را بسازم.

مدیران جدید در هر دوره می آیند و با سینماگرانی که عمر و زندگیشان را در این راه گذاشته اند تجربه کسب می کنند. به قول آقای داوود نژاد از مدیری که کارش را بلد نباشد نباید انتظار پیشرفت سینما را داشت.

ادعای سیما فیلم

در ادامه یادداشت کارخانی برای کافه سینما آمده است: می گویند سیما فیلم ادعا دارد فیلم کوچه ملی مال آنهاست. اول اینکه من هیچگونه قرار داد رسمی برای کارگردانی این فیلم با سیما فیلم نداشته و ندارم. فقط با آقای سعید هاشمی که مجری طرح فیلم است یک قرار داد دارم . همین طور با امیر سماواتی که تهیه کننده  فیلم است. قبل از ساختن این فیلمنامه به آقای هاشمی گفتم اگر بخواهی این فیلم را با پول سیما فیلم بسازی این سوژه قابل پخش از تلویزیون نیست. او با همه زحمتی که کشید نتوانست فیلم را با بودجه ای که در نظر داشت تمام کند. مدیران سیما فیلم نیز با دیدن همان راش های اولیه که قبل از این سینما سوخته نام داشت، با نام آن و هم حرفی که فیلم می خواست بزند مشکل داشتند. امیر سماواتی با دیدن نیمی از راش های راف کات شده موضوع فیلم را پسندید و آمد پنجاه درصد در فیلم شریک شد. و خیلی هم زحمت کشید تا باقی فیلم آماده شود و با همان فیلمنامه که  الآن به فیلم درآمد توانست از اداره نظارت و ارزشیابی پروانه ساخت بگیرد. یعنی نسبت به فیلمنامه ای که به وزارت ارشاد ارایه شد فیلم حتی ده درصد هم تغییر نکرده است.

کوچه ملی در ستایش کل سینمای قبل از انقلاب نیست، بلکه تنها به بخشی از سینمای ساده و انسانی آن دوره پرداخته است. و در آخر سینمای متفکر و انسانی به معنای امروزی -معناگرا- تعلق به هیچ دوره و زمانه ای ندارد.

 

کافه سینما





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :

چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : علی

کافه سینما-شیدا عارف:

قادری: شما به قانون بازار احترام نمی‌گذاری. من می‌گویم اگر سوبسید را برداریم سانسور بی دلیل خود به خود از بین می‌رود در مسیر این جریان.

 

داود‌نژاد: اگر من از مردم پول بگیرم که باید فیلم‌های روحوضی را باز سازی کنم!

 

قادری: مشکل من همین است! وقتی از مردم پول بگیرید مردم خودشان سینما را اصلاح می‌کنند. ولی شما گفتید اگر از مردم فیلم بگیری باید برایشان فیلم‌های روحوضی بسازید. این تصور درباره مردم درست است؟

 

داود‌نژاد: نه. حرف من را عوض نکنید. منظور من این بود که با وجود سانسور و خفقان نمایش روحوضی و کلیشه ای ساخته می شود. مثل الان. حرف‌های شما تدوین نظر‌گاه ممیزی است. شما دارید اجبار را ایجاد می‌کنید!

 

قادری: خوب شما بازار مستقل به وجود بیاورید آن وقت ببینید چه اتفاقی می‌افتد. نمی‌شود هم طلب حمایت داشت و هم...

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : خبر ها، 
برچسب ها :

چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : علی

سنت پسندیده

سینمافا- مدتی است در بین برخی از سینماگران - عمدتا - شاخص کشورمان، تعاملات خوبی در خصوص توصیه به تماشای فیلم های یکدیگر شکل گرفته است.

یکی از بارزترین جلوه‌های این ماجرا، در مورد فیلم «جدایی نادر از سیمین» رخ داد که از همان ایام جشنواره بیست و چهارم فیلم فجر نام های معتبری همچون رخشان بنی اعتماد، سیروس الوند، حسن فتحی،عزت الله انتظامی و... از فیلم و سازنده‌اش تمجید کردند و البته در این بین کسانی هم بودند که با یاد کردن از آن بیش از آن که در پی ارج گزاری به فیلم باشند درصدد الصاق خود و جایگاه نازل شان به یکی از قله‌های سینمای ایران بودند.

این روزها هم که فیلم «مرهم» علیرضا داودنژاد اکران شده است، دوباره شاهد این تعامل پسندیده هستیم و از بهرام بیضایی گرفته تا اصغر فرهادی مراتب احساسات مثبت شان را نثار آن کرده اند. قضیه محدود به تماشای فیلم نیز نیست.

در روزهای جشنواره که به صرف یک اظهار نظر ساده از جانب سیدرضا میرکریمی در مورد وزنه هیئت داوری ، ناگهان سیل دشنام‌ها و تحریم‌ها به سوی این فیلمساز روانه شد، دفاع جانانه منوچهر محمدی و همایون اسعدیان از همکار سینمایی‌شان، برای بسیاری از ناظران تحسین برانگیز بود.

این روال شاید در مناسبات سینمای جهان کم و بیش عادی باشد، اما در فضای تنگ نظرانه و پر از حسادت و کینه‌ای که در بسیاری از حوزه‌های اجتماعی و فرهنگی ما حتی بین روشنفکران و چهره‌های شاخص جاری است، این شیوه نیکو می‌تواند به عنوان الگویی اساسی در چهارچوب روابط بین هنرمندان و اهالی فرهنگ مطرح باشد، بی آن که شائبه‌هایی از نان به هم قرض دادن و تعارف‌های سطحی و ژورنالیستی از دلش بیرون بیاید.

حتی به عنوان یک پیشنهاد می توان این مجموعه اظهارنظرهای هنرمندان در قبال آثار یکدیگر را در مواد تبلیغی فیلم ها نیز به کار برد. این ایده‌ای بود که هنگام تماشای تیزر فیلم «جدایی نادر از سیمین» به ذهن نگارنده خطور کرد و نزد خود تصور کردم که اگر در کنار نمایش برخی از لحظات فیلم، حضوری کوتاه از مثلا خانم بنی اعتماد که دارد مردم را به تماشای این اثر دعوت می کند، چقدر می تواند در جذب و انگیزه‌سازی بخشی از مخاطبان موثر باشد.

البته بدیهی است این روال ظرفیت‌های خاص خود را می‌طلبد و همان طور که اشاره شد اگر از حد و حدود متعارف خود بگذرد، می‌تواند به لوسی و لوث شدگی منجر آید و حتی فضا را متمایل به بزرگ‌نمایی آثار سطحی توسط سینماگران ناهنرمند کند.

این روزها که سینما و سینماگران برتر ما از جهات مختلف مورد حملات نامنصفانه قرار گرفته اند و به جای تجلیل از آثار ارزشمند و هنرمندانه ایشان، فیلم‌های نازل و لوده و شعاری مورد تقدیس قرار می‌گیرند و غبار ناشی از سوء تفاهم بین لایه‌های مختلف، افق‌های پیش رو را کدر جلوه داده است، تعامل و همدلی بین خود اصناف معتبر سینمایی می‌تواند تأثیری دوچندان در اعتلای مناسبات هنری جامعه داشته باشد، مخصوصا آن جا که یک صدایی اهالی سینما در مطالبات صنفی‌شان بتواند بر بسیاری از سیاسی‌کاری‌ها و مصلحت‌جویی های کاسبکارانه فائق آید. این سنت حسنه را پاس می داریم و امید به تداوم آن داریم.

Image

منبع: وبلاگ «مهرزاد دانش» در خبر آنلاین





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :

چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : علی

::  مهدی سلوكی و مهدی پاكدل در سریال "ستایش"  ::

فیلم نیوز: سری دوم مجموعه تلویزیونی "ستایش" به کارگردانی سعید سلطانی ساخته می‌شود.

سعید سلطانی ـ کارگردان "ستایش" با بیان اینکه سریال "ستایش" مجموعه‌ای بسیار مظلوم است و علیرغم ابعادی که برای بیننده ایجاد کرده، کمتر به آن عنایت شده، اعلام کرد: "مجموعه دوم "ستایش" را خواهیم ساخت که فصل دوم در زمان حاضر ـ اواخر دهه 80 ـ اتفاق می‌افتد و بیشتر به مسائل امروز جامعه می‌پردازد."

وی همچنین افزود: "تعدادی از بازیگران فصل اول در "ستایش 2" حضور خواهند داشت و تعدادی بازیگر جوان نیز به پروژه اضافه می‌شوند."

پخش سریال "ستایش" به کارگردانی سعید سلطانی از جمعه 12 آذرماه 89 در شبکه سه آغاز شد و این سریال همچنان پخش می شود. "ستایش" توسط آرمان زرین‌کوب تهیه شده و در قالب 26 قسمت 42 دقیقه‌‌ای پخش خواهد شد.

ساخت این مجموعه‌ی تلویزیونی اول مهرماه 87 آغاز شد و حدود یک سال به طول انجامید. «ستایش» در ژانر اجتماعی قرار می‌گیرد و داستان آن درباره دو پدر به نام‌های حشمت فردوس و محمود نادری است که تمام امیدهایشان را به آینده پسرانشان بسته‌اند تا شاید آرزوهای دیرینه‌شان به بار بنشیند. حشمت فردوس بقای نظامی را که ریخته است می‌خواهد و محمود نادری ادامه اعتقاداتش را.

داریوش ارجمند، مهدی پاکدل، محمود عزیزی، زهرا سعیدی، رامسین کبریتی، نرگس محمدی، مهدی سلوکی، سیما تیرانداز، شایسته تهرانی، قربان نجفی و شیوا خنیاگر در مجموعه‌ "ستایش" ایفای نقش کرده‌اند.

انتهای خبر/





نوع مطلب : خبر ها، 
برچسب ها : ستایش، فصل دوم ستایش، مهدی پاکدل، سریال،

چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : علی

::  محمد رسول اف  ::

 

 

فیلم نیوز: وكیل محمدرسول‌اف كارگردان سینمای كشور از رفع ممنوع ‌الخروج بودن موكلش خبر داد.

ایمان میرزازاده درباره‌ی آخرین وضعیت پرونده‌ی محمد رسول‌اف گفت: پرونده موكل من همچنان در شعبه 54 محاكم تجدیدنظر تهران مفتوح است و با توجه به اشكالات شكلی و ماهیت پرونده، امید نقض رای صادره بدوی توسط قضات و مستشاران دادگاه تجدیدنظر وجود دارد.

وی یادآور شد: موكلم در سال گذشته با دریافت پروانه ساخت، فیلم جدیدی را تهیه كرد كه اولین حضور بین‌المللی آن در جشنواره كن است. خوشبختانه بر این اساس گویا مدیران فرهنگی و قضایی تصمیم به رفع موانع موجود جهت خروج وی از كشور و شركت در جشنواره فیلم كن گرفتند.

میرزازاده تصریح كرد: روز دوشنبه با فراخوان مقامات قضایی و مراجعه به دادگاه انقلاب، نامه‌ی رفع ممنوعیت خروج از كشور جهت ارائه به مراجع ذی‌صلاح ابلاغ و تحویل شد.

وی در پایان متذكر شد: با توجه به پایان نمایش فیلم موكلم، حضور وی در جشنواره فیلم كن قطعی نیست.

براساس این گزارش، محمد رسول اف در اواخر سال 88 دستگیر و سپس آزاد شد و تا 26 اردیبهشت 90 به دستور مقامات قضایی ممنوع الخروج بوده است.

انتهای خبر/





نوع مطلب : خبر ها، 
برچسب ها :

چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : علی

( کل صفحات : 27 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   



.: Weblog Themes By PICHAK :.
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دیالوگ های ماندگار
    سارا (نیکی کریمی): من صلاحیت تربیت بچه رو ندارم؟ راست می گی من وظیفه واجب تری دارم ... اول باید خودم رو تربیت کنم ... آره برای همینه که دارم تو رو ترک می کنم .حسام [ سارا - داریوش مهرجویی ]
آمار فروش
موسیقی
آپارات
افراد آنلاین

    افراد حاضر در این وب

 
   
فال حافظقالب وبلاگقالب وبلاگگالری عکسفاگالری عکس آلامتو
>