تبلیغات

فال

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

اس ام اس عاشقانه

سینمای ایرانی - مطالب مسعود
 
سینمای ایرانی
همه با هم به سوی سینمایی برتر
صفحه نخست           تماس با مدیر         پست الکترونیک               RSS                    ATOM
مطالب پیشنهادی
سرمقاله


این وبلاگ به روز ترین و بزرگترین وبلاگ سینمایی است . ما سعی داریم همه روزه با گذاشتن مطالب جالب و جدید در رابطه با سینما , تلویزیون , تئاتر و ... رضایت شما را جلب کنیم . برای تبادل لینک با ما باید وب هایی که دارای آمار حداقل 500 بازدید روزانه هستند ما را با عنوان ( سینمای ایرانی .:: پاتوقی برای سینما دوستان ::. ) لینک کنند و به ما خبر بدند تا در کمتراز 24 ساعت آنها را لینک کنیم . در ضمن شما می توانید لینک مطالب جدید وبلاگ یا سایتتون رو از طریق ارسال لینک مفید ارسال کنید . این قسمت محدودیت آماری نداره و نیاز نیست ما رو لینک کنید . نکته آخر : لطفا به علت اهمیت آمار نظرسنجی برای ما در نظر سنجی شرکت کنید . نظر هم فراموش نشه . ///

آدرس های سینمای ایرانی : www.ircinama.mihanblog.com
................................. : www.ircinema.tk

مسعود ( مدیر وبلاگ سینمای ایرانی )

مدیر وبلاگ : مسعود
مطالب اخیر
نظرسنجی
به نظر شما بهترین بازیگر زن کدام یک از گزینه های زیر است ؟













 
رضا عطاران: قصه پیمان قاسم‌خانی کاملا منسجم بود / نشست عوامل فیلم «ورود آقایان ممنوع» در کافه خبر

 

استقبال مخاطبان از «ورود آقایان ممنوع» نشانه‌ ارتقای سطح درک مخاطب و فهم تماشاگر سینماست که این خود موضوع صحبت عوامل این فیلم در کافه خبر بود.

سمیه علیپور: از دل سینمای کمدی این روزها که طرح عنوان آن با توجه به تولیدات ناهنجار این گونه، ذهنیتی منفی به وجود می‌آورد، «ورود آقایان ممنوع» بیرون آمده است، فیلمی به کارگردانی رامبد جوان، تهیه‌کنندگی علی سرتیپی و مجری طرحی منیژه حکمت و با بازی ویشکا آسایش و رضا عطاران به همراه مانی حقیقی، پگاه آهنگرانی، ستاره پسیانی، فلامک جنیدی و بهاره رهنما.

بلیت‌های پیش‌‌فروش شده سئانس‌های مختلف این فیلم،‌ ادامه نمایش آن تا نیمه شب، خنده‌های پرشور مخاطب در سالن سینما، رضایتی که از چهره بینندگان آن قابل درک است، همه و همه ارزشی بیش از فروش یک فیلم در سینما دارد؛ ارزش بازگشت اخلاق و فرهنگ به سینمای کمدی و امید تداوم آن.

در روزهایی که سالن‌های سینما مملو از تماشاگران «ورود آقایان ممنوع» است، حکمت، آسایش و پسیانی به کافه خبر آمدند و در مورد این فیلم سخن گفتند و در ادامه نشست هم عطاران به آن‌ها پیوست.



ادامه مطلب


نوع مطلب : خبر ها، 
برچسب ها :

چهارشنبه 8 تیر 1390 :: نویسنده : مسعود
چه کسانی گزینه‌های کارگردانی «ورود آقایان ممنوع»‌ بودند؟

 

مجری طرح فیلم سینمایی «ورود آقایان ممنوع» تاکید کرد رامبد جوان از میان دو سه سینماگری که برای کارگردانی این کار مد نظر بوده انتخاب شد.

به گزارش خبرآنلاین، منیژه حکمت که در کافه خبر «ورود آقایان ممنوع» سخن درباره این فیلم سخن می‌گفت در مورد گزینه‌های کارگردانی آن اظهار داشت: «اول حمید فرخ‌نژاد را برای کارگردانی این کار به ارشاد معرفی کردیم که مجوز ندادند، از فرخ‌نژاد خواستم در نقش دکتر در فیلم بازی کند که گفت بعد از به نتیجه نرسیدن ماجرای کارگردانی بازی در این نقش برایم سخت است.»

او ادامه داد: «سراغ مانی حقیقی رفتیم و او را برای کارگردانی معرفی کردیم که باز هم مجوز ندادند و بعد مانی به عنوان بازیگر در کار حاضر شد و در نهایت به رامبد رسیدم.»

حکمت در مورد ویژگی‌های کارگردانی جوان گفت: «رامبد جوان بازی را خوب می‌شناسد، با بازیگران خیلی خوب ارتباط برقرار می‌کند. فضای گرم و پرانرژی در صحنه‌اش به وجود می‌آورد که این جزو مزیت‌های اوست.»

حکمت در مواجهه با این پرسش که چرا رضا عطاران، بازیگر نقش آقای جبلی «ورود آقایان ممنوع» را به عنوان کارگردان انتخاب نکرده، گفت:‌ « اولین انتخاب این پروژه (به عنوان بازیگر) آقای عطاران بود. من همیشه کارهایش را دوست داشتم. اما نمی‌شد ایشان هم بازی کنند هم کارگردانی.»

عطاران نیز در همین زمینه گفت: « به نظر من بهترین انتخاب برای این کار رامبد جوان بود. نتیجه کار روشن است. براساس این انتخاب تعدادی انتخاب در زیرمجموعه اتفاق افتاد که مهم بود. وقتی سرشاخه بالا به عنوان کارگردان درست انتخاب شود زیرمجموعه نیز در جای خود درست قرار می‌گیرد.»

او ادامه داد: «اینکه مشورت‌ها در کار چقدر تاثیر داشته یک بخش است و نکته مهم این است که «ورود آقایان ممنوع» کار رامبد است و باید گفت دستش درد نکند که حداقل اگر مشاوره‌ای هم بوده بخش‌های خوب را گرفته و از آن‌ها استفاده کرده است.»





نوع مطلب : خبر ها، 
برچسب ها :

چهارشنبه 8 تیر 1390 :: نویسنده : مسعود
انجمن بازیگران و مستندسازان داوران خود را به پانزدهمین جشن سینمای ایران معرفی کردند.

به گزارش روابط عمومی جشن سینمای ایران، حسن پورشیرازی، مریلا زارعی، افشین هاشمی، سیما تیرانداز و پانته‌آ بهرام از سوی انجمن بازیگران به کیومرث پوراحمد دبیر پانزدهمین جشن سینمای ایران برای داوری رشته بازیگری معرفی شدند.

در جشن سینمای ایران، چهار تندیس شایستگی به بازیگران تعلق می‌گیرد.

انجمن‌های مستند‌سازان و تهیه‌کنندگان مستند هیئت انتخاب آثار مستند هم به دبیر جشن سینمای ایران معرفی شدند. محمد رسول‌اف، محمد شکیبا‌نیا، محمود مقدس جعفری، کاوه بهرامی‌مقدم، مرتضی پورصمدی، ابوالحسن ریاضی و امید روحانی مسئولیت بازبینی و انتخاب اثار مستند رسیده به دبیرخانه جشن سینمای ایران را بر عهده دارند.

پانزدهمین جشن سینمای ایران به دبیری کیومرث پوراحمد شهریورماه برگزار خواهد شد.





نوع مطلب : خبر ها، 
برچسب ها :

سه شنبه 7 تیر 1390 :: نویسنده : مسعود




 

 نیوشا صدر: فیلم سینمایی «دختر شاه پریون» به کارگردانی کامران قدکچیان روایتی تکراری از قصه‌ای آشنا برای جذب مخاطب است. اغلب داستان‌های مطرح و تکراری فیلمفارسی، ورژن‌های ساده‌انگارانه داستان‌های پریان‌اند با نگاهی سرسری و از سر کج سلیقگی به آن قصه‌ها، از این لحاظ شاید نام «دختر شاه پریون» نام چندان نامناسبی هم برای این فیلم نباشد؛ حکایت مرد پولدار و دختر فقیر (یا بالعکس) و انتقال حس واهی امید به رهایی معجزه آسا و برشمردن ارزش‌های انسانی در پوک‌ترین سطح، گویی همچنان جزء محبوب‌ترین داستان‌های تخدیر کننده سینمای ما محسوب می‌شود.

بعید می‌دانم هیچ داستان دیگری تا این اندازه در سینمای ما تکرار شده باشد و هنوز هم مردمی باشند که برای شنیدن ودیدنش آن هم به‌‌ همان سبک و سیاق قدیم، پول بپردازند. با وجود تمام این‌ها، «دختر شاه پریون» ساخته شده است و از‌‌ همان آغاز، تیتراژ آن نمایانگر اوضاع و احوال فیلم است، تیتراژی که به سادگی مانند صد‌ها فیلم دیگر می‌توانست با ظهور حروف سفید روی صفحه سیاه ساخته شود و دست کم‌‌ همان اول کار به سراغ اعصاب تماشاگر نرود اکنون احتمالا برای قشنگ شدن (!) یک کلاکت گوشه سمت چپ خود دارد، تصویر این کلاکت همینطور ثابت باقی می‌ماند تا تیتراژ به انتها برسد و سپس در یک حرکت آوانگارد جلو می‌آید و متوجه می‌شویم که گروهی مشغول فیلمبرداری هستند.

در تیتراژ انتهایی نیز به دلیل جذابیت کلاکت دوباره آن را‌‌ همان گوشه می‌گذارند تا احتمالا وحدت موضوع؟ در تیتراژ حفظ شود. ماجرا مربوط به مرد ثروتمندی است که عاشق دختر فقیر و دزدی می‌شود، این دختر فقیر و دزد در یک خانه قدیمی در محله‌ای پایین شهر زندگی می‌کند و با کلاه و مژه‌های اکستنشن شده و بارانی زرشکی چرم (یا رنگی در همین حدود)، در امنیت کامل در آن محله فقیر نشین روزگار می‌گذراند.

بازیگران متوسط و ضعیف زیادی هستند که گویی یک بغچه ری اکشن‌های ثابت و مشخص در بغل دارند و وقتی به آن‌ها بگویی خوشحال باشند، فارغ از موقعیت وشرایط و فضای کار و حس و حال داستان، ری اکشن خوشحالی را از بغچه در می‌آورند و وقتی بگویی باید اینجا متعجب شوی یا خسته باشی هم حس‌های تقلبی از پیش آماده‌ای را بروز می‌دهند و به نحوی صحنه سر و سامان پیدا می‌کند، اما همه احساسات از این دست نیستند، بیرون آوردن احساساتی که ذات عمیق‌تری دارند از درون بغچه به هیچ چیز که نیاز نداشته باشد به مسئولیت پذیری بازیگر و تجربه او بستگی دارد.

تجربه‌ای که به معنی تعداد فیلم‌هایش نیست بلکه به معنی آموختن ناخوداگاه در طول زمان است و بازیگرانی که به سرعت ستاره می‌شوند اگر آگاهانه روی آموختن تمرکز نکنند، چون از طرف تماشاگران عام چندان قضاوت نمی‌شوند و کارگردان هم به‌‌ همان سبک و سیاق آن‌ها را می‌پذیرد، نیازی به آموختن حس نمی‌کنند. و همین است که پاسخ افسانه به نگاههای عاشقانه ارژنگ، یا لبخند است یا زل زدن یا تعجب یا...

او قادر نیست در نگاهش دوست بدارد. قادر نیست با نگاه صمیمیت را القا کند، او گارد دارد، ضیغمی گارد ناگزیری که درزندگی روزمره و در کوچه و خیابان در چشم زنان ایرانی‌ است را با خود روی پرده می‌آورد و جدا از آن نگاهش از هر عمقی تهی است، هیچ چیزی پشتش نیست، هیچ ذهنیتی، هیچ رنگی...

در عوض و خوشبختانه رامبد جوان، سال به سال بازیگر بهتری می‌شود، شبیه هیچ کس نیست و کار خودش را می‌کند و می‌شود گفت که حضور جوان است که کمک می‌کند تا انتهای فیلم بدون جویدن صندلی تاب بیاوری و البته حضور خمسه که تعداد سکانس‌هایش آنقدر‌ها نیست اما هر چه که هست مانند همیشه دوست داشتنی است و مسئولیتی که بر عهده‌اش گذاشته می‌شود را به بهترین شکل انجام می‌دهد.

جالب اینجاست که بازی بازیگران فرعی فیلم بسیار قابل قبول‌تر از برخی از بازیگران اصلی است. فیلم با وجود ضعف‌های منطقی غیر قابل شمارش و مشکلات بازیگری و... از فیلم‌های کمدی و سایر فیلمفارسی‌هایی که این اواخر روی پرده آمده سر و شکل بهتری دارد.

مهم‌ترین علت آن هم حضور رامبد جوان است که با گذشت زمان، با وجود حفظ کردن بازیگوشی‌ها و شیطنت‌های رفتاری دوران جوانی‌اش، به نوعی پختگی خود جوش دست یافته است. دیگر شیطنت‌هایش حس سبک سری و سرخوشی ساده‌انگارانه را به تماشاگر منتقل نمی‌کند و در کنار این، نقش را با تمام مشکلات و ضعف‌هایش جدی می‌گیرد.

خوشبختانه به نظر می‌رسد که سازندگان کمدی این اواخر کمتر به سراغ بازیگرانی مانند رضویان و شفیعی‌جم و صادقی و... می‌روند و یا دست کم کمتر نقش‌های اصلی را به آن‌ها واگذار می‌کنند و گویی جو عمومی سینما نیز دیگر مانند گذشته حضور این بازیگران، که به نماد فیلم‌های سخیف بدل شده‌اند را موجب استقبال از فیلم و فروش آن نمی‌داند.

عوض شدن بازیگران گرچه انقلابی در این فیلم‌ها به وجود نمی‌آورد اما تا اندازه‌ای بر بالا رفتن سطح فیلم موثر است و اگر هم نباشد موجب می‌شود که برای مدتی چهره‌های متفاوتی با قابلیت‌های بیشتری در بازیگری را روی پرده مشاهده می‌کنیم که تا همین اندازه هم جای شکرش باقی‌ است.


منبع : مهر




نوع مطلب : نقد ها، 
برچسب ها :

سه شنبه 7 تیر 1390 :: نویسنده : مسعود
سینمای ما- محمد تاجیک: تهمینه میلانی کار گردان سینما در مراسم رونمایی نمایشنامهٔ «تاراج‌نامه» اثر بهرام بیضایی و سه عنوان کتاب دیگر در انتشارات روشنگران روایت جالبی از مشکلات ساختن فیلمی براساس یک رمان پر طرفداررا بازگو کرده است.  خانم میلانی عنوان کرده که می‌خواسته کتاب «چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم» یا رمان‌های دیگر را به فیلم تبدیل کند که اجازهٔ آن را ندادند.

به اعتقاد خانم میلانی، ادبیات بسیار جلو‌تر از سینمای ماست و تعداد کتاب‌هایی که بشود خواند و سینمایی کرد، کم است، چراکه ادبیات دستش از سینما باز‌تر است و بسیاری از آثار ادبی را نمی‌توان به‌صورت سینمایی درآورد.

/اصغر فرهادی وهمه رمانهای مورد علاقه اش/

اما این تنها تهمینه میلانی نبوده که برای ساخت فیلم از یک رمان مشهور با مشکلاتی مواجه بوده است. فیلمسازان دیگری بوده‌اند که خواسته‌اند براساس داستان‌ها ورمانهای معروف فیلم بسازند. یکی از آن‌ها اصغر فرهادی بوده است.
او دراین سال‌ها دوست داشته براساس داستانهایی چون «دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد»، «جای خالی سلوچ»، و.... فیلم بسازد. خود او در مصاحبه‌ای با احمد طالبی‌نژاد در ماهنامه سینما وادبیات گفته: یکی از آرزو‌هایم ساخت فیلم براساس رمان ویا مجموعه داستان است. دنبال رمان رمانی هستم که کاملا درگیرش شوم ویک بار هم این مسیرراانتخاب کنم. خیلی دلم می‌خواهد داستان دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد را به فیلم برگردانم یا به نمایش صحنه‌ای تبدیل کنم. مدت زیادی است این داستان ذهنم را ره خود مشغول کرده و ظرفیت خوبی برای تبدیل شدن به فیلم ویا نمایش دارد.

فرهادی درادامه گفته: سال‌ها پیش خیلی دلم می‌خواست شرایطی فراهم می‌شد که جای خالی سلوچ دولت آبادی رابسازم. زمانی هم دلم می‌خواست داستان کوتاه «خانه‌ای در آسمان» از مجموعه جایی دیگر گلی ترقی را به فیلم برگردانم. با خود او هم صحبت کردم که البته به دلایلی نشد.

/مسعود کیمیایی به دنبال بوف کور/


اما بد نیست بدانید مسعود کیمیایی کارگردان مطرح سینما چند سال پیش نسبت به ساخت فیلم سینمایی بر اساس شناخته شده‌ترین اثر هدایت ابراز تمایل کرد.

وی در گفتگویی با مجله شهروند امروز عنوان کرده بود: خیلی دوست دارم بوف کور را بسازم ولی باید پیش بیاید، باید وقتش بشود. یادم هست که اتودهایی هم زده بودم و حتی آن کالسکه داستان هم طراحی شده بود که یک چیز فرنگی نباشد و چرخ‌هایش چقدر باشند و پره‌هایش چه شکلی باشند.

اماکیمیایی در جای دیگری نیز اظهار داشته که پیش از این خیلی دوست داشته «بوف کور» را بسازد. کیمیایی توضیح داده که متاسفانه خیلی از فیلم ساز‌ها زیر نام «هدایت» می‌خواستند این کار را بکنند. یک عده که کارشان نیمه کاره ماند و کسی هم کارش به ان نقطه و به اصطلاح فراز نرسید. اما من دوست داشتم بعد از داش آکل این داستان را بسازم.

کیمیایی در این گفتگو رهایی از بوف کور را غیر ممکن دانسته و گفته است: آن وهمی که در بوف کور هست یک وهم ایرانی است. این وهم خیلی سخت به دست می‌آید.

به گفته کیمیایی: موهومات، پدر مادرهای بی‌شماری در جهان دارند که یا از راه ادبیات یا از راه تصویر، از راه عکس یا از راه شعر منتقل می‌شوند اما وهمی که هدایت با آن زندگی کرد، خیلی خوب تسلیمش شد و کاملا ایرانی و شناخته شده و به اصطلاح سرزمینی است. این را در بوف کور کاملا حس می‌کنید. خصوصا وقتی آن کالسکه را نگاه می‌کنید که در حال رفت و آمد است در طول همین مسیر نگاه‌هایی که بهش می‌شود خیلی ایرانی و خیلی اینجایی است.

/مهرجویی به دنبال ساخت سریال همسایه‌ها /


اما داریوش مهرجویی از مدت‌ها قبل قصد ساخت سریالی براساس رمان همسایه‌های احمد محمود بوده است. چند سال پیش نیز خبرهای جدی دراین زمینه درسایت‌ها وروزنامه‌ها منتشر شد. داریوش مهرجویی اوائل انقلاب با احمد محمود نشسته و فیلمنامه‌ای برای ساخت سریال آن می‌نویسند. از نظر مهرجویی احمد محمود در سریال همسایه‌ها دوران ۲۸مرداد وملی شدن صنعت نفت و فضای سیاسی آن دورا را به خوبی در شهر اهواز نشان داده است. به اعتقاد مهرجویی یک کار تصویری خوب می‌توان از داستان همسایه‌ها در آورد ولی گویی مسئولان راه به ساخت این گونه آثار نمی‌دهند.

گویا داستان «جای خالی سلوچ» دولت آبادی درمیان سینماگران مطرح طرفداران قابل توجهی برای فیلم شدن دارد. داریو مهرجویی دراین سال‌ها همانند فرهادی به دنبال ساخت فیلمی براساس این داستان بوده. خود او دراین باره گفته: داستان جای خالی سلوچ یکی از داستانهایی بود که من خیلی از آن خوشم آمد و فکر می‌کنم فیلم خیلی خوبی می‌توانست باشد.




نوع مطلب : خبر ها، 
برچسب ها :

سه شنبه 7 تیر 1390 :: نویسنده : مسعود

خبرگزاری فارس: فیلم‌ سینمایی «سیزده 59» به كارگردانی سامان سالور جایگزین فیلم سینمایی «پایان نامه» در گروه سینما استقلال شد.


حبیب كاوش سخنگوی شورای صنفی نمایش در گفت و گو با خبرنگار فارس گفت، در جلسه فوق‌العاده امروز شورای صنفی نمایش با بررسی‌ كف فروش فیلم «پایان نامه»، مقرر شد تا فیلم سینمایی «سیزده 59» از روز چهارشنبه (8 تیرماه) به جای فیلم «پایان نامه» در گروه سینما استقلال به نمایش درآید





نوع مطلب : خبر ها، 
برچسب ها :

سه شنبه 7 تیر 1390 :: نویسنده : مسعود



فیلمنامه‌های قاسم‌خانی از نگاه رضا عطاران
سینمای ما- بازیگر «ورود آقایان ممنوع» معتقد است از میان فیلمنامه‌های پیمان قاسم‌خانی «مارمولک» ایده خوبی دارد و «ورود آقایان ممنوع» جزئیاتی دقیق‌تر. رضا عطاران درباره فیلمنامه این فیلم که قاسم‌خانی آن را نوشته است، اظهار داشت: «یکی از مهمترین ویژگی‌های این کار متن آن است. نوشته آقای قاسم‌خانی آنقدر انسجام داشت و شروع و پایان مشخصی برای آن تنظیم شده بود که کسی نباید با قصه ور می‌رفت. باید انتخاب درستی در مورد بازیگران صورت می‌گرفت بعد از آن 70 درصد حل بود.»

عطاران در مقایسه بین فیلمنامه‌های قاسم‌خانی از جمله «مکس»، «نان، عشق و موتور 1000»، «مارمولک» و «ورود آقایان ممنوع» و جایگاه «ورود آقایان...» در کارنامه این فیلمنامه‌نویس، گفت: «این سئوال را باید از خود پیمان بپرسیم. من در کارها دیده‌ام که چطور متن‌‌های خوبی هدر شده‌اند و چه متن‌های متوسطی چیز خوبی از آب درآمده است. باید آقای قاسم‌خانی جواب دهد در متن اولیه و بدون اینکه کارش جلوی دوربین بیاید کدام را قوی‌تر می‌داند. اما اگر من براساس فیلم‌های ساخته شده نظر بدهم می‌توانم بگویم «ورود آقایان ممنوع» فیلمنامه خیلی جالبی داشت.»

او ادامه داد: ««مارمولک» ایده خیلی خوبی داشت و «ورود آقایان ممنوع» جزئیات خیلی خوبی دارد. پرداخت و ریزه‌کاری‌های «ورود آقایان ممنوع»‌ بسیار زیاد است و این اهمیت آن را بالا می‌برد. بر این اساس من متن «ورود آقایان ممنوع» را ترجیح می‌دهم.»

عطاران اظهار داشت: ««مارمولک» در ایده قوی بود و حرفی می‌زد که دیدن آن جذابیت داشت. این ایده آنقدر خوب بود که مخاطب را با خود همراه می‌کرد. اما در مورد «ورود آقایان ممنوع» قصه بستر ساده و تازه داشت که تجربه مشابه آن را نداشتیم. براساس این نظر من این کار را به عنوان نوشته به «مارمولک» ترجیح می‌دهم.»


منبع : خبر آن لاین




نوع مطلب : خبر ها، 
برچسب ها :

سه شنبه 7 تیر 1390 :: نویسنده : مسعود

( کل صفحات : 75 )    ...   2   3   4   5   6   7   8   ...   



.: Weblog Themes By PICHAK :.
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دیالوگ های ماندگار
    سارا (نیکی کریمی): من صلاحیت تربیت بچه رو ندارم؟ راست می گی من وظیفه واجب تری دارم ... اول باید خودم رو تربیت کنم ... آره برای همینه که دارم تو رو ترک می کنم .حسام [ سارا - داریوش مهرجویی ]
آمار فروش
موسیقی
آپارات
افراد آنلاین

    افراد حاضر در این وب

 
   
فال حافظقالب وبلاگقالب وبلاگگالری عکسفاگالری عکس آلامتو
>