تبلیغات

فال

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

اس ام اس عاشقانه

سینمای ایرانی - مطالب مجتبی
 
سینمای ایرانی
همه با هم به سوی سینمایی برتر
صفحه نخست           تماس با مدیر         پست الکترونیک               RSS                    ATOM
مطالب پیشنهادی
سرمقاله


این وبلاگ به روز ترین و بزرگترین وبلاگ سینمایی است . ما سعی داریم همه روزه با گذاشتن مطالب جالب و جدید در رابطه با سینما , تلویزیون , تئاتر و ... رضایت شما را جلب کنیم . برای تبادل لینک با ما باید وب هایی که دارای آمار حداقل 500 بازدید روزانه هستند ما را با عنوان ( سینمای ایرانی .:: پاتوقی برای سینما دوستان ::. ) لینک کنند و به ما خبر بدند تا در کمتراز 24 ساعت آنها را لینک کنیم . در ضمن شما می توانید لینک مطالب جدید وبلاگ یا سایتتون رو از طریق ارسال لینک مفید ارسال کنید . این قسمت محدودیت آماری نداره و نیاز نیست ما رو لینک کنید . نکته آخر : لطفا به علت اهمیت آمار نظرسنجی برای ما در نظر سنجی شرکت کنید . نظر هم فراموش نشه . ///

آدرس های سینمای ایرانی : www.ircinama.mihanblog.com
................................. : www.ircinema.tk

مسعود ( مدیر وبلاگ سینمای ایرانی )

مدیر وبلاگ : مسعود
مطالب اخیر
نظرسنجی
به نظر شما بهترین بازیگر زن کدام یک از گزینه های زیر است ؟













برنامه «جمع ما» به تهیه کنندگی الهه بهبودی و اجرای آزاده نامداری در ماه مبارک رمضان پخش نمی شود.

آزاده نامداری مجری برنامه «جمع ما» در گفت و گو با سینمافا، از توقف پخش این برنامه در ماه مبارک رمضان خبر داد و افزود: «پخش این برنامه در ماه رمضان متوقف می شود و ادامه آن بعد از ماه رمضان پخش می شود و تا یک ماه نیز به طول می انجامد»

همچنین وی از اجرای برنامه «شب نشینی» در شب های جمعه و پنج شنیه از شبکه جام جم یک خبر داد.

به گزارش سینمافا، برنامه شب نشینی با اجرای آزاده نامداری و احسان کرمی در شب های جمعه و شنبه از ساعت 10 و 30 دقیقه از شبکه جام جم 1 پخش خواهد شد و تکرار آن فردای ان روز در جام جم دو و سه بر روی آنتن می رود. این برنامه دارای آیتم های متنوع و شاد و جذابی با حضور هنرمندان عرصه های مختلف است و علاوه بر آن حضور گردشگران تابستانی در سایر شهرهای کشور و گفتگو با ایرانیان وارد شده به سرزمین مادری زینت بخش این جنگ تابستانی است.

آزاده نامداری را می توان یکی از جنجالی ترین مجری های تلویزیون در سال 90 دانست که دعوت از یک مرد سه زنه در برنامه اش مورد توجه رسانه های داخلی و خارجی زیادی قرار گرفت. همچنین چپه کردن میز اجرایش در برنامه شب نشینی و اجرای برنامه اش در کربلای معلی از دیگر خبرسازی های او در یک ماه اخیر بوده است.

گفتنی است نامداری یکی از برترین مجریان تلویزیون در سال گذشته به انتخاب نویسندگان و منتقدان مجله سروش و سایت سینمافا انتخاب شد و موفق به کسب عنوان بهترین مجری شبکه دو در مراسمی با حضور دارابی معاون سیما و مدیران شبکه‌های تلویزیونی در این سال شد.

 

Image

منبع: سینمافا





نوع مطلب :
برچسب ها :

شنبه 8 مرداد 1390 :: نویسنده : مجتبی
مسعود کیمیایی هفتم مرداد 1390 پا به هشتمین دهه زندگی خود گذاشت. در سالروز تولد این فیلمساز برجسته سینمای ایران، بهترین خواندنی ها را از زبان خودش می شود خواند و شنید. در این گفت و گو، مسعود کیمیایی از زندگی و سینما، موسیقی پاپ و دوستان قدیمی و فضاهایی که دیگر نیست حرف زده است:


 

مسعود کیمیایی در طی پنج دهه‌ گذشته تعاریف تاثیرگذاری از عشق و رفاقت و هویت ایرانی داشته که به شکل عمیقی در فرهنگ عمومی مردم هم رخنه پیدا کرده. قطعا این نگرش و جهان‌بینی ریشه‌هایی در کودکی شما و سال‌های دوری دارد که سرمنشا اصلی شکل‌گیری این نگاه بوده است. برای اولین سوال می‌خواهم بپرسم که چه قاب و تصویر برجسته و فراموش نشدنی ازکودکی خود در ذهن دارید؟

من به نظرم برای هر انسانی، عشق‌ها دور‌ه‌ای مختلفی دارند. در هر دوره‌ای آدم‌هایی که حساس‌ترند، آدم‌هایی که از راه‌های باریکی باید گذر زندگی‌شان را انتخاب کنند و یا خود به خود شکل ایستشان، شکل زیستشان به این صورت است، عشق را به شکل‌های عمیق‌تر و متفاوت‌تری لمس و درک می‌کنند. این دوره‌های عشق، دوره‌های مختلفی هستندکه تاثیرات فراوانی در زندگی آدم‌ها می‌گذارند. عشق‌هایی هستند که فرضا یک دفعه در هشت سالگی به سراغ آدم می‌آیند. یا در ده سالگی، در دوازده سالگی. این‌ها در آن گوشه‌های وجودی عاشقانه‌ای که هر انسانی دارد رشد می‌کنند و این رشد می‌رسد به آن جایی که تمام زندگی یک شخص را تحت تاثیر قرار می‌دهد یا گاهی تمام حقیقت زندگی یک شخص می‌شود. من هفت سالم بود، در سال‌های 1327، 1328 این نور را حس کردم. این نوری که تبدیل به انسان می‌شد، تبدیل به خیابان می‌شد و مجموعا تبدیل به زندگی می‌شد. از همان سال‌ها احساس کردم که همه چیز زندگی از کف رفته و عشق، زبان گویایی است که می‌شود با آن حرف زد. همین طور که بزرگ شدم و سنم بیشتر می‌شد حضور این عشق را بیشتر در خودم می‌دیدم. یک حضور تندی که نمی‌شد از او روی برگزداند. بعد از او بود که زندگی روزمره آغاز می‌شد.

این « او»  مشخصا یک شخصی است که عشق بزرگی را در شما ایجاد کرد یا اینکه منظور از « او» خود عشق به معنای کلی‌اش است؟

نه، منظورم عشق به معنای کلی‌اش است در طول زندگی.حالا بچه‌های دیگر یا همان دوستان دیگری هم بودند که با هم بزرگ شدیم و کم‌کم با هم به سینما عاشق شدیم. در اصل به این جهان عاشق شدیم. این جهان، به ظاهر یک جهان مجازی بود و در حقیقت برای ما، اصل زندگی بود.

عشق‌هایی که در آثار شما یعنی در فیلم‌ها، رمان‌ها و شعرهایتان دیده می‌شوند، زخم عمیقی را به همراه دارند. مثل رفاقت‌های شما که همیشه زخم‌های عمیقی همراهشان است. این زخم‌ها چه زمانی زده شدند؟

من فکر می‌کنم یک زخم طبقاتی بود. سال‌هایی که به هر جهت خیلی از عناصر زندگی جلوی ما می‌تاخت و از ما جلومی‌افتاد و ما از زندگی عقب می‌افتادیم. از یک زندگی عادی که می‌تواند حق طبیعی هر انسانی باشد. مهم‌ترینش این بود که به عنوان مثال من هم می‌خواهم کتاب بنویسم. حرف دارم. من هم می‌خواهم فیلم بسازم. من هم می‌خواهم در تصمیم‌گیری‌های سرزمینم، مملکتم، حضور داشته باشم. اصلا اینکه من هم حق دارم. حق دارم که حرف بزنم. حق دارم که زندگی کنم. اما نداشتم. نداشتیم. نمی‌توانستیم. این‌ها از خودش هم عصبیت می‌ساخت، هم عشق می‌ساخت و هم دوری می‌ساخت واین دوری‌ها یک شکل نبودند. دوری‌های سختی بودند که زخم‌های عمیق و بزرگی ایجاد می‌کردند.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :

شنبه 8 مرداد 1390 :: نویسنده : مجتبی
 94 فیلم سینمایی در مراحل مختلف پیش‌تولید، فیلمبرداری، صداگذاری، تدوین و آماده نمایش هستند. براساس اعلام واحد پشتیبانی تولید بنیاد سینمایی فارابی، تا اول مرداد ماه 1390، 18 فیلم آماده نمایش اکران نشده، 10 فیلم در مرحله صداگذاری، 14 فیلم در مرحله تدوین، هشت فیلم در مرحله فیلمبرداری و 54 فیلم در مرحله پیش تولید قرار دارند.

نام فیلم

کارگردان

مرحله تولید

ننه نقلی

پرویز صبری

آماده نمایش

راز آفرینش (پروانگی)

قاسم جعفری

آماده نمایش

سرخابی

محمد آهنگرانی فراهانی

آماده نمایش

سبب من

بهرام بهرامیان

آماده نمایش

بازنشسته‌ها

محسن ربیعی

آماده نمایش

بیداری

فرزاد موتمن

آماده نمایش

سه و نیم

نقی نعمتی

آماده نمایش

شش و بش

بهمن گودرزی

آماده نمایش

آخرین سرقت

پدرام علیزاده

آماده نمایش

به امید دیدار

محمد رسول‌اف

آماده نمایش

آمین خواهیم گفت

سامان سالور

آماده نمایش

پذیرایی ساده

مانی حقیقی

آماده نمایش

دزدان خیابان جردن

وحید اسلامی

آماده نمایش

فیلادلفی

اسماعیل رحیم‌پور و سیدمجتبی اسدی‌پور

آماده نمایش

انسان‌ها

محسن توکلی

آماده نمایش

پنهان

مهدی رحمانی

آماده نمایش

یک عاشقانه ساده

سامان مقدم

آماده نمایش

ساعت شلوغی

آرش معیریان

آماده نمایش

چک

کاظم راست گفتار

صداگذاری

یک سطر واقعیت

علی وزیریان

صداگذاری

برف روی کاج‌ها

پیمان معادی

صداگذاری

شور شیرین

جواد اردکانی

صداگذاری

زبان مادری

قربان محمدپور

صداگذاری

مادر پاییزی

سیروس رنجبر

صداگذاری

میگرن

مانلی شجاعی

صداگذاری

دوازده صندلی

اسماعیل براری

صداگذاری

رهاتر از دریا

حمید طالقانی

صداگذاری

خرس

خسرو معصومی

صداگذاری

در انتظار معجزه

رسول صدرعاملی

تدوین

توقف کوتاه

ابوالفضل جلیلی

تدوین

تهران 1500

بهرام عظیمی

تدوین

بوسیدن روی ماه

همایون اسعدیان

تدوین

سلام بر فرشتگان

فرزاد اژدری

تدوین

ملکه

محمدعلی باشه‌آهنگر

تدوین

من همسرش هستم

مصطفی شایسته

تدوین

روز رستاخیز

احمدرضا درویش

تدوین

آزاد راه

عباس رافعی

تدوین

بغض

رضا درمیشیان

تدوین

گیرنده

مهرداد غفارزاده

تدوین

تو و من

اصغر بانکی

تدوین

بزن بریم بهشت

مصطفی کیایی

تدوین

لالایی

منیژه حکمت

تدوین

هیچ کس فرشته نیست

رضا عطاران

فیلمبرداری

قلاده‌های طلا

ابوالقاسم طالبی

فیلمبرداری

حماسه روزبه

علی نوری‌ اسکویی

فیلمبرداری

بانویی از ماه

مجید و حمید آقاگلیان

فیلمبرداری

پرواز بادبادک‌ها

علی قوی‌تن

فیلمبرداری

رویای کاظم

علی و حمید شاه‌حاتمی

فیلمبرداری

گشت ارشاد

سعید سهیلی

فیلمبرداری



منبع : خبرآنلاین




نوع مطلب :
برچسب ها : فیلم، فیلم های سینمای ایران،

شنبه 8 مرداد 1390 :: نویسنده : مجتبی
در سالروز تولد مسعود کیمیایی بهترین حرفهای ممکن را از زبان خودش و پسر بازیگرش پولاد کیمیایی می شود شنید و خواند. پولاد کیمیایی در این گفت وگوی متفاوت از زندگی خصوصی و همراهی با پدرش و سینمای او و ورودش به دنیای بازیگری و دغدغه هایش در سینما و زندگی می گوید.

 سینما و بازیگری از چه زمانی در زندگی پولاد کیمیایی حضوری جدی پیدا کرد؟

روند تاثیر سینما روی زندگی من خیلی متفاوت با دوستان دیگر و آدم‌هایی است که در یک شرایط خاص تصمیم‌گیری وارد این عرصه شدند و متوجه شدندکه ابزار ورود به سینما را به دست آورده‌اند. این اتفاق اما در زندگی من کاملا به شکل دیگری بود. به دلیل اینکه پول مدرسه من از راه سینما آمده بود. پول اجاره خانه‌مان از سینما آمده بود. اگر سفری رفتم سینما من را برده بود و اگر برگشتم، با سینما برگشتم. چون پدر کارش سینما بود و در این عرصه محوریت داشت پیرامون خودش را با خودش وارد خانه می‌کرد. از آن طرف مادر من در رشته موسیقی تخصص داشت او هم جریانات خودش را وارد خانه می‌کرد. در نتیجه در خانه ما موسیقی به عنوان مادر و سینما به عنوان پدر حضوری پررنگ و مداوم داشتند. این وسط هم من بودم. من هم یک جوانی مثل جوان‌های دیگر بودم که به خاطر جنگ و ناهنجاری‌های اجتماعی و به ریختگی‌هایی که در تاریخ‌مان به وجود آمد دچار توفان و سردرگمی مهاجرت شدم. از بچگی توسط فستیوالی که فیلم «سرب» را می‌خواستند و ما را دعوت کرده بودند به خارج از کشور رفتیم و چون مادرم هم عقایدش به عقاید پدرم شباهت نداشت تصمیم گرفت که ما دو نفر در خارج از کشور به زندگی‌مان ادامه بدهیم. پدر یک آدم نوستالژیک، ناسیونالیست، میهن‌پرست و مثل دیالوگ‌های فیلم‌هایش است. مثل آن جایی که می‌گوید: اگر دکتری بیا درد این مردمو تسکین بده. اگر پل‌سازی بیا بساز، اگر مبارزی بیا همین جا مبارزه کن.

دیالوگ معروف فیلم تجارت....

بله. مادر اما اینجوری نگاه نمی‌کرد. مادرم نگاهش این بودکه تحصیلاتم را در آنجا ادامه بدهم و استفاده‌های خوبی از غرب بکنم. این اتفاق باعث شد با یک بهم ریختگی که در زندگی ما به وجود آمد، من ناگهان دوازده سال از ایران دور بمانم. آن هم دوازده سالی که در سن خیلی حساسی بودم و تمام ساختار فرهنگی و سنتی و آدابی و اخلاقی‌ام باید اینجا شکل می‌گرفت. البته خیلی چیزهای خوبی هم از آنها یاد گرفتم و اتفاقات خوب و مهمی را هم برایم ایجاد کرد. می‌خواهم این را بگویم که آیا سینما برای من بهانه بود یا اینکه خود سینما دلیل اصلی بود. این مساله‌ای است که هنوز که هنوز است گاه‌گداری به آن فکر می‌کنم. اینکه من در سینما چه سرنوشتی برایم اتفاق افتاد. من باید از یک جایی شروع می‌کردم. از اینکه من باید از یک جایی که نمی‌توانستم حدسش را هم بزنم حرکت می‌کردم. از آن جایی که یک نماد در سینمای کیمیایی می‌شدم یا بعضی وقت‌ها خودش بودم یا بعضی وقت‌ها خودم بودم. از یک چنین جاهایی حرکت می‌کند تا می‌آید و می‌رسد به رضا سرچشمه. فاصله، فاصله خیلی زیادی است. از زندگی من در آلمان تا مردی که از دل فقر بیرون آمده و می‌خواهد بچه کوچکش را بزرگ کند و از او استفاده ایدئولوژیکی می‌کنند. می‌خواهم بگویم که در این فاصله چه اتفاقی افتاد. من در تجارت نقش یک پسر پناهنده را بازی می‌کردم که در سینما زیر دیواری که عکس بزرگان سینما روی آن نقش بسته را جارو می‌کشد. عکس چارلی‌چاپلین و جیمز‌دین وهیچکاک و تمام بزرگان سینما. بابا می‌گفت من دوست دارم زیر این دیوار را در این فیلم تمیز کنی. تو بچه سینمایی. آن عکس و آن نقش در ذهن من نقش بست. او یک بچه کارگر بود مثل خیلی از بچه‌هایی که دارند در آن شهر زندگی می‌کنند اما شانس آن آدم آن موقعیت نبود. پشتش یک فرهنگی بود. وقتی که در سکانس آخر پشت در ورود ممنوع می‌ماند. از نگاه و منظر کیمیایی ما به این بچه نیاز داریم. بچه‌ای که قرار است متخصص بشود و بیاید مملکتش را بسازد.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :

شنبه 8 مرداد 1390 :: نویسنده : مجتبی
برنامه «هفت و هفت دقیقه‌» در ماه مبارك رمضان با بخش جدیدی به عنوان «بفرمایید افطار» با حضور هنرمندان از شبكه آموزش روی آنتن می‌رود. به گزارش روابط عمومی شبكه آموزش، امیر قمیشی تهیه‌كننده برنامه زنده هفت و هفت دقیقه اظهار داشت: این مجله تصویری در ماه مبارك رمضان ویژه افطار روی انتن می‌رود. بفرمایید افطار در منزل هنرمندان یكی از بخش‌های این ویژه برنامه است كه هر شب دقایقی قبل از افطار به منزل یكی از هنرمندان در حوزه‌های مختلف رفته و با خواص غذایی افطاری كه تهیه شده بازگو می‌شود. وی بیان داشت: قصه‌های كوتاه معنوی و ارزشی با صدای نوید محمودی و بخش مذهبی با حضور مهدیه الهی قمشه ای از دیگر بخش‌های این ویژه برنامه است. ‌نقد و بررسی سریال‌های ماه مبارك رمضان كه در سالهای گذشته از شبكه‌های سیما پخش می‌شد با حضور كارشناسان انجام خواهد شد. قمیشی بیان داشت: «سینما آسمان» نیز از بخش‌های دیگر ویژه برنامه هفت و هفت دقیقه است كه نیایش‌ها و فضاهای معنوی در سینما با حضور كارشناسان مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد. هفت و هفت دقیقه ویژه افطار از دوشنبه اول ماه رمضان هر روز ساعت 19:07 آغاز و تا دقایقی بعد از افطار مهمان خانه‌ها می‌شود.



نوع مطلب : خبر ها، 
برچسب ها : سریال های افطار، برنامه های شبکه های سیمادرماه رمضان،

شنبه 8 مرداد 1390 :: نویسنده : مجتبی
طبق آخرین اخبار رسیده اصغر فرهادی قرار است فیلمبرداری فیلم جدیدش را در بهار 2012 در فرانسه آغاز کند. فیلمی که تولیدش را منتو فیلمز استودیوی فرانسوی به مدیریت آلکساندر ماله گی بر عهده دارد و داستانش در مورد ارتباط پیچیده میان دو جوان است؛ دختری ایرانی با پسری خارجی زبان از شمال آفریقا. طبق اخبار اعلام شده نقش اصلی مرد این فیلم را "طاهر رحیم" بر عهده دارد. بازیگر متولد فرانسه با اصلیتی الجزایری. بازیگری که در سال 2010 جایزه سزار بهترین بازیگر مرد را برای بازی در فیلم "یک پیامبر" ساخته مورد تمجید قرار گرفته ژاک اودیار دریافت کرده برای بازی در نقش اول فیلم برگزیده شده است.

اما در این میان از همان ابتدا گمانه زنی های بسیاری در مورد بازیگر "نقش اصلی زن" این فیلم صورت گرفته است. بازیگر زنی که بنا به خلاصه داستان فیلم قرار است ایرانی باشد.

در ابتدا شایعه بازی گلشیفته فراهانی در فیلم جدید اصغر فرهادی به گوش رسید که چندی بعد این خبر کنار رفت و عنوان شد قرار است نقش اصلی زن این فیلم را بازیگری کاربلد از تئاتر ایفا کند. بازیگر متبحر تئاتری که به زبان انگلیسی به طور کامل مسلط باشد...

اما طبق پیگیری های سایت "سینمای ما" و شنیده های مختلف از گوشه کنار، آخرین اخبار حکایت از احتمال   انتخاب "هانیه توسلی" برای ایفای نقش اصلی این فیلم دارد. خبری که هرچند هنوز رنگ قطعیت به خود نگرفته، اما گویا در حال حاظر نزدیکترین گزینه به واقعیت است. هانیه توسلی پیش این  با اصغر فرهادی همکاری نداشته است...

باید منتظر ماند و دید آیا این انتخاب قطعی خواهد شد و توسلی نقش اصلی زن فیلم ششم اصغر فرهادی را به دست خواهد آورد؟

هانیه توسلی تا کنون در 14 فیلم سینمایی ، 4 سریال تلویزیونی ، و دو 2 فیلم کوتاه داستانی به ایفای نقش پرداخته است. توسلی تا کنون

* برنده تندیس زرین بهترین بازیگر نقش اول زن هفتمین جشن خانه سینما برای بازی در فیلم شب‌های روشن - ۱۳۸۲
* کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن بیست و یکمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم شب‌های روشن - ۱۳۸۱
* کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن از بیست و سومین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم جایی برای زندگی - ۱۳۸۳
* کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن از بیست و چهارمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم زمان می ایستد - ۱۳۸۴

باید منتظر اعلام آخرین اخبار رسمی در فیلم جدید اصغر فرهادی نشست. فیلمی که قرار است 80 درصدش به زبان انگلیسی ساخته شود و قسمت هایی هم از آن به زبان ایرانی و فرانسوی باشد.
...........................................................
آخرین اخبار فیلم جدید "اصغر فرهادی" را در سایت "سینمای ما" پیگیری کنید.



منبع : سینمای ما




نوع مطلب :
برچسب ها :

یکشنبه 26 تیر 1390 :: نویسنده : مجتبی
پولاد کیمیایی فرزند مسعود کیمیایی (فیلمساز) و گیتی پاشایی (خواننده و آهنگساز فیلم)، در ۲۳ تیر سال ۱۳۵۹ در تهران به دنیا آمد و از کودکی پا به دنیای سینمای گذاشت. اولین بار در سال 1367 در فیلم سرب به کارگردانی پدرش نقش کودکی را بازی کرد که همراه با چند کودک دیگر جلوی در سینما نشسته بودند و یکی از آنها داشت برای بقیه داستان فیلمی را که دیده بود تعریف میکرد. آنها که پول نداشتند تا به سینما بروند داستان فیلم را می شنیدند... پولاد پس از این فیلم به آلمان رفت و با مادرش در آلمان ماند و در همان سنین کودکی از مادرش نواختن پیانو را آموخت.



در سال 1373 در فیلم تجارت که در آلمان ساخته شد نقش نوجوانی ایرانی را که در غربت و تنهایی بزرگ شده بود بازی کرد . فیلم تجارت  موفقیت خوبی در گیشه بدست ‌آورد و از موفق ترین فیلم های اکران سال 75 بود. در آن سال ها مادر پولاد گیتی پاشایی به بیماری سرطان مبتلا شد و در اردیبهشت ماه 1374 در گذشت. پس از آن پولاد به ایران بازگشت و در فیلم سلطان نقش عادل را بازی کرد. سلطان برای او الگویی است و همراه اوست. این فیلم با نیم نگاهی به داستان رضا موتوری و دستمایه قراردادن نكوهش ثروت اندوزان یك شبه، روانه سینماها شد و با استقبال خوبی هم مواجه شد.



بعد از آن پولاد کیمیایی در فیلم فریاد نقش رزمنده ای را بازی کرد که همه ی زندگی و خانواده اش را از دست داده است. این فیلم بخاطر اكران نامناسب آن، موفقیت تجاری در خوری بدست نیاورد و در جای خود، نسبت به دیگر آثار كیمیایی، واکنش چندانی برنینگیخت و مورد توجه قرار نگرفت.

پولاد در سال 1378 در فیلم اعتراض در اجرای شخصیت یوسف  نقشی تاثیر گذار دارد و به خوبی آن را بازی می کند . این فیلم در زمان اکران با استقبال خوبی روبرو شد. پولاد بعد از این فیلم همراه پدرش به کاندا رفت. بعد از آن به کوبا رفت و در این سفر خارجی در رشته ی دیجیتال مدیا تحصیل کرد او اوایل دهه ی 80 به ایران بازگشت.


در سال82 پولاد در فیلم سربازهای جمعه به کارگردانی مسعود کیمیایی نقش سعید را که یک سرباز نا امید از وطن بود و میخواست هرطور شده از کشور خارج شود بازی کرد. نمایش سربازهای جمعه در بیست و سومین جشنواره فیلم فجر با استقبال تماشاگران روبه رو شد، اما در ادامه راه حاصل فیلم هواداران سینمای كیمیایی را راضی نکرد و گیشه چندان موفقی نداشت.


پولاد در همان سال در فیلم شمعی در باد (پوران درخشنده) نقش فربد را بازی کرد اما بخش زیادی از بازی های او و حسام نواب صفوی از فیلم حذف شد و نقش پولاد در فیلم به چند سکانس محدود ماند و دیده نشد.




سال 83  مسعود کیمیایی برای نقش محسن سرچشمه ای به دنبال بازیگر بود و ابتدا این نقش را قرار بود بهرام رادان بازی کند تا اینکه به انتخاب خود بهرام رادان نقش پولاد و رادان جابجا شد و محسن چشمه سری به پولاد رسید. حكم در گیشه هم با فروش مناسبی رو به رو شد و در فضای مطبوعات هم کم توجهی به آثار اخیر كیمیایی را جبران كرد.

پولاد کیمیایی بعد از حکم در فیلم صحنه جرم ورود ممنوع (ابراهیم شیبانی) نقش سروان رضایی را در کنار حمید فرخ نژاد بازی کرد. نقشی که تا حدودی مایه های طنز داشت اما این فیلم که در سال 84 فیلمبرداری شد در سال 86 اکران شد و در گیشه با شکست مواجه شد.




مرداد ماه 85 پولاد باز هم نقش قهرمان فیلم پدرش را بازی کرد. او در فیلم رییس (در نقش سیامک) گریمی متفاوت داشت و با موهای بافته شده و در قالب فردی زخم خورده که از دست عده ای در حال فرار است جلوی دوربین رفت اما رییس به علت دور بودن فیلم کیمیایی از فضای سینمای آن روزها چندان مورد توجه قرار نگرفت.

پولاد کیمیایی در سال 1386 در سریال تلویزیونی خونمردگی نقش رسول را بازی کرد. رسول بوکسوری بود که وقتی از یک مسابقه به ایران بر گشت برادرش به طرزی مشکوک کشته شد اما این سریال که قرار بود ماه محرم همان سال روی آنتن برود اما نهایتا دی ماه 1389 روی آنتن رفت . به همین دلیل است که اولین حضور او در تلویزیون مربوط به سریال مرگ تدریجی یک رویا به کارگردانی فریدون جیرانی است که در سال 1387 از تلویزون پخش شد. پولاد در این سریال نقش آراس مشرقی را بازی کرد کسی که با وجود اینکه مدت ها از ایران دور بوده هنوز رفتارش ایرانی است و با تمام وجود به هموطنانش کمک می کند. نقش پولاد در این سریال ابتدا قرار بود کوتاه و به صورت بازیگر مهمان باشد اما بعدا این گسترش پیدا کرد و به پیشنهاد خود پولاد گریم جدیدی برای او در نظر گرفته شد. این سریال در زمان پخش با استقبال بینندگان تلویزیون روبرو شد.




پولاد در سال 87 در سه فیلم بازی کرد... اولی به هدف شلیک کن  که هنوز اکران نشده است. فیلم زندگی با چشمان بسته (رسول صدر عاملی) هم که قرار بود در جشنواره ی 28 فجر اکران شود سال گذشته هم به جشنواره فجر راه نیافت و به نظر می رسید که دیگر اکران نخواهد شد، اما چندی پیش این فیلم هم پروانه نمایش گرفت و عید فطر اکران خواهد شد.



و اما فیلم دیگری که پولاد اواخر سال 87 بازی کرد فیلم محاکمه در خیابان (مسعود کیمیایی) بود او در این فیلم نقش دامادی (امیر) را بازی می کرد که در شب عروسی اش به دنبال برطرف کردن شکش به عروس می رود... محاکمه در خیابان 18 آبان 88 اکران شد و جزو پرفروش های 88 شد. این اولین فیلم تاریخ سینمای ایران بود که مراسم فرش قرمز برای آن برگزار شد .

پولاد کیمیایی همچنین در تله فیلم همان روز به کارگردانی علیرضا امینی حضور داشت که این فیلم اسفند ماه 1388 روی آنتن رفت




خرداد ماه 89 پولاد در نقش رضا سرچشمه ی جرم(مسعود کیمیایی) بار دیگر قهرمان فیلم پدرش شد. این بار پولاد هم توانست منتقدانش را راضی کند و هم کاندیدای سیمرغ بلورین بازیگری شد و نقشی بسیار به یادماندنی را ایفا کرد. نقش مجرمی که طی فیلم از نادانی به سوی تفکر می رود و نهایتا با مرگ از جرمش پاکیزه می شود .

فیلم جرم بعد از فیلمبرداری برای هرچه بیشتر تداعی کردن سالهایی که فیلم در آن میگذرد دوبله شد و صدای منوچهر اسماعیلی روی چهره ی پولاد آمد جرم به بخش مسابقه جشنواره فیلم فجر راه یافت و جایزه ی بهترین فیلم را از آن خود کرد.


پولاد کیمیایی بعد از جرم در فیلم اینجا تاریک نیست(محمد رضا خاکی ) بازی کرد که این فیلم هم هنوز اکران نشده، اما در جشنواره فجر سال گذشته در بخش نوعی نگاه حضور داشت


پولاد کیمیایی حالا در 31 سالگی تصمیم گرفته به سراغ کارگردانی برود. او همچنین قرار است در یک پروژه سریال طولانی در تلویزیون حضور داشته باشد.



بخش هایی از مصاحبه های پولاد کیمیایی



+ سینما جزوی از مسائل خانوادگی من بود ، در واقع مهترین عامل بود و مهترین چیزی بود كه كلا موضوع خانوادگی من را به خودش اختصاص می دادو تحت تاثیر مستقیم سینما بود

+ بعنوان مثال من از بچگی چون در یك خانواده فرهنگی بزرگ شدم، اگر دوستی پیدا كردم، اگر همبازی پیدا كردم سر صحنه بوده، اگر اولین بار چیزی را خواندم فیلمنامه پدر بوده، اگر تفریح كردیم ، در سینما فیلم دیدیم، یا مهمانی داشتیم مهمان سینمایی بود .در نتیجه سینما كلا زندگی من را هدایت می كرد ، یك جوری به هرجهت تمام موضوعات خانوادگی من بستگی داشت به سینما، حتی سفر رفتن من به خارج از كشور، باز توسط سینما انجام شد بازگشت من هم همینطور


+ اگر شما در غربت زندگی كرده باشید شش ، هفت سال یك كمبودهایی آدم احساس می كند كه آنها خیلی آدم را آزار می دهد و شما آنجایی خوش هستی كه دلت خوش است، وقتی شما در ایران دوستانت، خانواده ات و محیط گرمی داری ترجیحا دوست داری در آن محیط زندگی كنی،


+ انجا زندگی شكل دیگری دارد و همه ایرانی ها یك چمدانش را هنوز باز نكردند و بسته است و آماده برای اینكه برگردند


+ بدترین خاصیت ما ایرانی ها چیست؟ *حافظه تاریخی ما ضعیف است. ما خیلی زود یادمان می رود، خیلی زود گذشته مان را ،اشتباهاتمان را، حتی خوبی هایمان را و درس عبرت نمی گیریم یادمان می رود


+ من یک رستوران باز حرفه یی هستم و معمولاً همیشه میان انتخاب هایم به دنبال یک جای امن، آرام و گرم می گردم؛ جایی که مرا به یاد آشپزخانه خانه مان بیندازد. مکانی برای ارتباط و عمق دادن به رفاقت ها و صمیمیت ها. جایی برای صحبت کردن. بهترین مکان برای ارتباط چشم در چشم یا رودررو. هر آدمی در زندگی اش به خلوت و سکوت احتیاج دارد و نبود آن یک خلأ محسوب می شود. رستوران نرفتن در زندگی من یک خلأ ایجاد می کند؛ یک خلاء بزرگ، از نبودن با دیگران. کنار مردم بودن لذت بخش است و شناخته شدن از سوی آنان لطف است، نه مزاحمت. برخورد خوب مردم با من و امثال من در رستوران یا هر مکان دیگر خود سراسر انرژی و آرامش است؛ آرامشی متقابل که به همنوع خویش منتقل می کنیم.


+ واقعیت این است که پدرم یک اعتقاد عجیب و غریبی به من و بازی ام دارد. و یک جوری روی من حساب می‌کند که می‌گوید تو باید جایگاهت را توی سینما پیدا کنی، جایگاه بزرگی که باید پیدایش کنی.


+ اگر تا آخر عمرم هم در هیچ فیلم دیگری کار نکنم و فقط در سینمای «کیمیایی» کار کنم برایم کافی است. من سهم‌ام را گرفته‌ام از آن چیزی که باید بگیرم و عاشقانه خودش و سینمایش را دوست دارم و افتخار می‌کنم به اینکه یک پدر سینماگر مولف دارم. یک سینماگری که چهره‌اش از هر ستاره سینمایی معروف‌تر است. یعنی اصلا کارگردانی را نداریم که مردم اینقدر او را با چهره و اسم بشناسند و وقتی در خیابان او را می‌بینند مشتاقانه بخواهند با او حرف بزنند با عکس و امضا بگیرند. این کاریزمای وجود کیمیایی است.

+ خوشبختانه مادر من اینقدر کارهای هنری فراوان انجام داده است که باعث می‌شود دلم برایش تنگ نشود. البته از آن جهت که دیگر کنارم نیست دلم برایش تنگ می‌شود. ولی حضورش را همواره در لحظه لحظه زندگی‌ام حس می‌کنم. برای اینکه هم درکارهای موسیقی‌اش در هر زمینه‌ای همیشه وجود دارد. وقتی عزیزی را از دست می‌دهی تا یکی، دو سال اول همه چیز به دلیل اینکه فیزیک آن آدم نیست و نگاه تو عادت کرده به بودن و فضای آن آدم و دوست داشتنی است برایت و هنوز هم نمی‌توانی بپذیری که جسمش در کنار تو نیست. به هر حال سخت است ولی بعد از اینکه چند سال می‌گذرد مثل الان من که 10 سال گذشته، اصلا احساس نمی‌کنی که نیست.


+ در کلیپ مراسم فرش قرمز فیلم «محاکمه در خیابان» در صحنه‌ای تصویری را دیدم که پدر و مادرم داشتند راجع به یک نوع موسیقی حرف می‌زدند. در مورد اینکه مادرم موسیقی فیلم پدرم را ساخته بود و داشتند راجع به این موسیقی باهم حرف می‌زدند . این فیلم را در بخشی از آن مراسم نمایش دادند و من آن موقع اصلا احساس نکردم که مادرم بین ما نیست. به نظرم ارتباط‌ها وقتی معنوی می‌شود دیگر احساس می‌کنی که حضور آن آدم با بودن یا نبودنش تعریف نمی‌شود؛ بلکه با آن عشق تعریف می‌شود. آن عشقی که تو به او داده‌ای و عشقی که او به تو داده است. وقتی این عشق وجود آن آدم همیشه هست همیشه در تصمیم‌گیری‌هایت وجود دارد و همیشه حسش می‌کنی.



+ با اینکه الان محل زندگی‌ من و پدرم از هم جداست ولی در دفتر و کار با هم هستیم. وقتی می‌رویم خانه با هم هستیم با هم فیلم می‌بینیم و جز هم کسی را نداریم. یعنی ما 2 نفریم که با همدیگر رفاقت داریم. خیلی بیشتر از اینکه پدر و پسر باشیم و در کار سینما هم هر کداممان از دیدگاه خودمان درباره سینما صحبت می‌کنیم. با هم بیلیارد بازی می‌کنیم البته من همیشه می‌برمش... ولی نه اجازه می‌دهم ببرد (می‌خندد) جدای از شوخی خیلی خوب بازی می‌کند به شرطی که اعصابش سرجایش باشد.




منبع : سینمای ما




نوع مطلب :
برچسب ها :

یکشنبه 26 تیر 1390 :: نویسنده : مجتبی

( کل صفحات : 21 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   



.: Weblog Themes By PICHAK :.
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دیالوگ های ماندگار
    سارا (نیکی کریمی): من صلاحیت تربیت بچه رو ندارم؟ راست می گی من وظیفه واجب تری دارم ... اول باید خودم رو تربیت کنم ... آره برای همینه که دارم تو رو ترک می کنم .حسام [ سارا - داریوش مهرجویی ]
آمار فروش
موسیقی
آپارات
افراد آنلاین

    افراد حاضر در این وب

 
   
فال حافظقالب وبلاگقالب وبلاگگالری عکسفاگالری عکس آلامتو
>