تبلیغات

فال

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

اس ام اس عاشقانه

سینمای ایرانی - مطالب علی
 
سینمای ایرانی
همه با هم به سوی سینمایی برتر
صفحه نخست           تماس با مدیر         پست الکترونیک               RSS                    ATOM
مطالب پیشنهادی
سرمقاله


این وبلاگ به روز ترین و بزرگترین وبلاگ سینمایی است . ما سعی داریم همه روزه با گذاشتن مطالب جالب و جدید در رابطه با سینما , تلویزیون , تئاتر و ... رضایت شما را جلب کنیم . برای تبادل لینک با ما باید وب هایی که دارای آمار حداقل 500 بازدید روزانه هستند ما را با عنوان ( سینمای ایرانی .:: پاتوقی برای سینما دوستان ::. ) لینک کنند و به ما خبر بدند تا در کمتراز 24 ساعت آنها را لینک کنیم . در ضمن شما می توانید لینک مطالب جدید وبلاگ یا سایتتون رو از طریق ارسال لینک مفید ارسال کنید . این قسمت محدودیت آماری نداره و نیاز نیست ما رو لینک کنید . نکته آخر : لطفا به علت اهمیت آمار نظرسنجی برای ما در نظر سنجی شرکت کنید . نظر هم فراموش نشه . ///

آدرس های سینمای ایرانی : www.ircinama.mihanblog.com
................................. : www.ircinema.tk

مسعود ( مدیر وبلاگ سینمای ایرانی )

مدیر وبلاگ : مسعود
مطالب اخیر
نظرسنجی
به نظر شما بهترین بازیگر زن کدام یک از گزینه های زیر است ؟















سینما - مهرزاد دانش: مدتی است در بین برخی از سینماگران - عمدتا - شاخص کشورمان، تعاملات خوبی در خصوص توصیه به تماشای فیلم های یکدیگر شکل گرفته است. یکی از بارزترین جلوه‌های این ماجرا، در مورد فیلم «جدایی نادر از سیمین» رخ داد که از همان ایام جشنواره بیست و چهارم فیلم فجر نام های معتبری همچون رخشان بنی اعتماد، سیروس الوند، حسن فتحی،عزت الله انتظامی و... از فیلم و سازنده‌اش تمجید کردند و البته در این بین کسانی هم بودند که با یاد کردن از آن بیش از آن که در پی ارج گزاری به فیلم باشند درصدد الصاق خود و جایگاه نازل شان به یکی از قله‌های سینمای ایران بودند. این روزها هم که فیلم «مرهم» علیرضا داودنژاد اکران شده است، دوباره شاهد این تعامل پسندیده هستیم و از بهرام بیضایی گرفته تا اصغر فرهادی مراتب احساسات مثبت شان را نثار آن کرده اند. قضیه محدود به تماشای فیلم نیز نیست.

در روزهای جشنواره که به صرف یک اظهار نظر ساده از جانب سیدرضا میرکریمی در مورد وزنه هیئت داوری ، ناگهان سیل دشنام‌ها و تحریم‌ها به سوی این فیلمساز روانه شد، دفاع جانانه منوچهر محمدی و همایون اسعدیان از همکار سینمایی‌شان، برای بسیاری از ناظران تحسین برانگیز بود.

این روال شاید در مناسبات سینمای جهان کم و بیش عادی باشد، اما در فضای تنگ نظرانه و پر از حسادت و کینه‌ای که در بسیاری از حوزه‌های اجتماعی و فرهنگی ما حتی بین روشنفکران و چهره‌های شاخص جاری است، این شیوه نیکو می‌تواند به عنوان الگویی اساسی در چهارچوب روابط بین هنرمندان و اهالی فرهنگ مطرح باشد، بی آن که شائبه‌هایی از نان به هم قرض دادن و تعارف‌های سطحی و ژورنالیستی از دلش بیرون بیاید.

حتی به عنوان یک پیشنهاد می توان این مجموعه اظهارنظرهای هنرمندان در قبال آثار یکدیگر را در مواد تبلیغی فیلم ها نیز به کار برد. این ایده‌ای بود که هنگام تماشای تیزر فیلم «جدایی نادر از سیمین» به ذهن نگارنده خطور کرد و نزد خود تصور کردم که اگر در کنار نمایش برخی از لحظات فیلم، حضوری کوتاه از مثلا خانم بنی اعتماد که دارد مردم را به تماشای این اثر دعوت می کند، چقدر می تواند در جذب و انگیزه‌سازی بخشی از مخاطبان موثر باشد.

البته بدیهی است این روال ظرفیت‌های خاص خود را می‌طلبد و همان طور که اشاره شد اگر از حد و حدود متعارف خود بگذرد، می‌تواند به لوسی و لوث شدگی منجر آید و حتی فضا را متمایل به بزرگ‌نمایی آثار سطحی توسط سینماگران ناهنرمند کند.

این روزها که سینما و سینماگران برتر ما از جهات مختلف مورد حملات نامنصفانه قرار گرفته اند و به جای تجلیل از آثار ارزشمند و هنرمندانه ایشان، فیلم‌های نازل و لوده و شعاری مورد تقدیس قرار می‌گیرند و غبار ناشی از سوء تفاهم بین لایه‌های مختلف، افق‌های پیش رو را کدر جلوه داده است، تعامل و همدلی بین خود اصناف معتبر سینمایی می‌تواند تأثیری دوچندان در اعتلای مناسبات هنری جامعه داشته باشد، مخصوصا آن جا که یک صدایی اهالی سینما در مطالبات صنفی‌شان بتواند بر بسیاری از سیاسی‌کاری‌ها و مصلحت‌جویی های کاسبکارانه فائق آید. این سنت حسنه را پاس می داریم و امید به تداوم آن داریم.





نوع مطلب : خبر ها، 
برچسب ها :

پنجشنبه 29 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : علی

هر فیلمسازی که با جامعه خود صریح باشد می تواند تصویری دقیق را از جامعه در آثار خود ارائه کند / شهر اولین بار در آثار میرکریمی و بنی اعتماد و مجیدی تجلی پیدا کرد

سینمافا- مهرزاد دانش، منتقد مطرح سینمایی و نویسنده مجلات فیلم، 24، فیلم نگار، خبر آنلاین و.... به تمجید از سینمای میرکریمی و فیلم «یه حبه قند» پرداخت.

به گزارش  روابط  عمومی  چهارمین جشنواره  فیلم شهر، نشست تخصصی با موضوع "شهری انسانی برای انسان شهری" با حضور سید"رضا میرکریمی" کارگردان فیلم یه حبه قند، "مهرزاد دانش" نویسنده و منتقد سینما، دکتر"ابراهیم داورغه زاده" دبیرچهارمین جشنواره فیلم شهر، "منوچهر شاهسواری" تهیه کننده سینما و مدیر اجرای این رویداد هنری عصر روز سه شنبه در پردیس سینمایی ملت برگزار شد."مهرزاد دانش" در ابتدای این نشست تخصصی به سینمای شهری و پیوند آن با فیلم سینمایی "یه حبه قند" اشاره کرد وافزود: شهر از بدو شکل گیری تاکنون نمود خاصی در سینمایی ما نداشته است زیرا عموما شهر به ابزاری برای  تبلیغات تبدیل شده بود و نوعی ناهنجاری در این نوع آثار به چشم می خورد .  

وی درباره تصویر شهر در سینماها پس از انقلاب اسلامی، توضیح داد: بعد از انقلاب گرایش به ساخت فیلم های روستایی ترویج پیدا کرد اما شهر و مختصات واقعی آن از حدود دهه  70  در  آثار  فیلم سازانی  چون "رخشان بنی اعتماد"، سید "رضامیرکریمی"، "مجید مجیدی" و... تجلی پیدا کرد.
این نویسنده و منتقد سینمای ایران یادآور شد: فیلم سینمایی "یه حبه قند" برای جوانان پیام هایی دارد.

دانش تصریح کرد: رابطه نزدیک افراد خانواده در فیلم "یه حبه قند" و تاکید بر حضور کودکان در این اثر سینمایی موجب برقراری ارتباط خوب جوانان و اقشار مختلف جامعه با این فیلم اجتماعی شده است.

وی ادامه داد: دغدغه های میرکریمی در فیلم های قبلی این کارگردان همچون "زیر نور ماه"، "خیلی دور خیلی نزدیک" و "به همین سادگی" دیده می شود و وی نگاهی عمیق به روابط شهری در این آثار دارد.

این منتقد سینما تصریح کرد: "یه حبه قند" آخرین ساخته میرکریمی نیز از قواعد آثار قبلی این کارگردان مستثنی نیست با این تفاوت که این فیلم را می توان به عنوان یک آلبوم خانوادگی قلمداد کرد که فضای گذشته زندگی را به ما یادآوری می کند.
دانش گفت: هر فیلمسازی که با جامعه خود صریح باشد می تواند تصویری دقیق را از جامعه در آثار خود ارائه کند.

Image

منبع: سایت جشنواره فیلم شهر





نوع مطلب : خبر ها، 
برچسب ها :

پنجشنبه 29 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : علی

سینمافا- رضا میركریمی گفت: پیش از ساخت «یه حبه قند»، می‌خواستم فیلمی در زمینه شاهنامه بسازم، چرا كه احساس می‌كردم هویت ملی ما به كار و فعالیت بیشتری نیاز دارد، اما متاسفانه حمایت خوبی از این اثر صورت نگرفت و من نیز تا شرایط كار روی شاهنامه كاملا فراهم نشود، به سراغ آن نخواهم رفت.

به گزارش خبرنگار بخش سینمایی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، این كارگردان سینما كه شامگاه گذشته ـ 27 اردیبهشت ماه ـ در حاشیه‌ی جشنواره‌ی فیلم شهر در پردیس سینمایی «ملت» سخن می‌گفت، ادامه داد:البته «یه حبه قند» با موضوعی كه در شاهنامه می‌خواستم كار كنم بسیار تفاوت دارد، اما در هر صورت در هر دو موضوع نوعی بازتعریف هویت فرهنگی صورت می‌گرفت.

وی با اشاره به زمان ساخت فیلم «یه حبه قند» یادآور شد: زمانی كه «یك حبه قند» را می‌ساختم، بعضی از من سوال كردند كه چرا بعضی از روابطی كه در فیلم نشان داده شده است را سعی كرده‌ای در جامعه سنتی نشان بدهم، در حالی كه اكثر جامعه ما به سمت زندگی مدرن در حال حركت است. به نظر من زمانی شما می‌توانید پتانسیل غبارگرفته‌ای را باز آفرینی كنید كه آن باز آفرینی بتواند موتور محركی برای بعضی از موارد دیگر باشد و راهكاری ارائه دهید.

میركریمی اذعان داشت:قطعا آنچه در وجه زندگی شهری ما وجود دارد، ما را به بسیاری از كارها وادار كرده است. در این شرایط ساختن زندگی رشك برانگیز به معنی آن نیست كه آن فضا هیچ وقت محقق نخواهد شد. ممكن است ایجاد چنین فضایی بسیار سخت باشد، اما هنوز هم مانند خانه و خانواده‌ای كه در «یك حبه قند» نشان داده شده است، در بعضی از نقاط كشور وجود دارد.

این كارگردان در بخشی از این نشست در پاسخ به اینكه آیا خانواده سنتی كه در «یه حبه قند» نشان داده می‌شود، می‌تواند با نسل جوان و نوجوان ارتباط برقرار كند،پاسخ داد: یكی از دغدغه‌های اصلی من كه در زمان ساخت فیلم به آن فكر می‌كردم این بود كه آیا نسل جوان و نوجوان می‌تواند با این فیلم رابطه برقرار كند؟! پس از ساخت فیلم و نمایشهای محدود آن دیدم كه نسل جوان ارتباط بسیار خوبی با فضایی كه در فیلم نشان داده‌ام برقرار كرده است و چنین فضایی برای آنها فضایی رویا گونه است. حتی شاید چنین فضایی برای آنها جذاب تر از افرادی باشد كه در گذشته چنین خانواده‌های سنتی را تجربه كرده‌اند.

وی دیدن «یه حبه قند» را مانند ورق زدن آلبوم خاطرات دانست و خاطر نشان كرد: آلبوم خاطرات به نوعی یادآوری لحظات شیرین خانواده در سالهای گذشته است. شاید در نگاه اول فكر كنیم كه چه لزومی دارد فردی لحظات شیرین خود و خانواده‌اش را یادآوری كند. برای توضیح این مسئله باید بگویم روزی كه «زیر نور ماه» را می ساختم جامعه دچار التهاب شدیدی بود و من در تمام فیلم از این مسئله كه اتفاقی نیفتد كه خلاف عقیده من باشد، می‌ترسیدم. به همین دلیل هم بسیاری از ایده‌های جذاب را كنار گذاشتم. اما در فضای فعلی جامعه كه همه چیز در همه جا دنبال گسست است و هویت ملی گم شده و طبقه نخبه در حال جستجو در تمام دنیاست كه بتواند هویت جدیدی را برای خود دست و پا كند، توجه به موضوعی مانند «یه حبه قند» حائز اهمیت است.

كارگردان «خیلی دور خیلی نزدیك» تصریح كرد:شاید بهترین زمان برای ورق زدن آلبوم عكس و خاطرات خانواده‌ها، حال حاضر باشد. به نظرم فیلم از این جهت مطلقا نگاهی سطحی ندارد.

به گزارش ایسنا، میركریمی در بخشی از این نشست،با اشاره به اینكه شریان‌های ارتباطی اصلی آدم‌های یك شهر، مكان‌ها و محصولات فرهنگی است، ادامه داد:‌ تعاریف بسیاری از شهر وجود دارد كه بعضی از آنها شهر را به منزله یك چشم انداز مصنوعی از ابنیه و دستگاه‌ها و ... می‌پندارند، اما شهر وقتی هویت می‌گیرد كه هویت فرهنگی عمومی در آن شكل گرفته باشد. عموما كلان شهرهای ما شامل خرده فرهنگ ها، اقشار و گروه‌های مختلفی هستند كه بدون تعریف خاصی در كنار هم شكل گرفتند. اما وقتی شما احساس مالكیت نسبت به مكانی كه در آن زندگی می‌كنید نداشته باشید، در آن احساس امنیت نیز نخواهید كرد. به عنوان مثال وقتی در شرایطی قرار می‌گیرید كه كسی شما را نمی‌شناسد كمتر از بزهكاری و گناه می‌ترسید و این یكی از خطرناك ترین مواردی است كه می‌تواند برای یك شهر وجود داشته باشد.

كارگردان «یه حبه قند» سینما را یك ابزار فرهنگی برای شهرها دانست و تصریح كرد: سینما به عنوان یك ابزار فرهنگی وقتی می‌تواند بین افراد و خرده فرهنگ‌ها ایجاد علقه‌های ‌فرهنگی كند كه مشتركات و قواعد زندگی شهری را به آنها گوشزد نماید. به عنوان مثال سینما به عنوان یك ابزار فرهنگی می‌تواند از خود گذشتگی را به افرادی كه در جامعه شهری زندگی می‌كنند یادآوری كند تا بتوان افراد را به عنوان موجودات زنده‌ای كه در كنار یكدیگر زندگی می‌كنند، ببینیم.

وی ادامه داد: در این زمینه دو نوع برخورد انتقادی می‌توان به وضعیت اجتماعی و فرهنگی اجتماع داشت. اولین جنبه، جنبه سلبی است كه یك اثر هنری می‌تواند داشته باشد. در این جنبه یك اثر هنری می تواند آیینه‌ای ساده‌ای باشد كه بد خلقی‌ها و كج رفتاری‌های حوزه‌های فردی و اجتماعی را به رخ افراد كشیده و به نظر من این یكی از راه‌هایی است كه قطعا تاثیرگذار خواهد بود.

میركریمی افزود: نگاه دوم، نگاهی نقادانه و ایجابی است كه ظرفیت‌های خاموش و فرهنگی كه حتی ممكن است جامعه خاطره‌ای موروثی از آنها داشته باشد را یادآور می‌كند و «یه حبه قند» قرار است چنین وضعیتی را ایجاد كند. ما در این فیلم به سراغ یك خانواده ایرانی رفته‌ایم كه هنوز ریشه‌های آن در بعضی از شهرها وجود دارد و متاسفانه كم كم در حال دور شدن از آنها هستیم.

وی در ادامه سخنانش در پاسخ به سوال یكی از حاضران درباره تعریف فرهنگ و فیلم فرهنگی خاطر نشان كرد: به نظرم تعریف فرهنگ كار بسیار دشواری است، فرهنگ هیچگاه در شكل فردی شكل نخواهد گرفت و خاستگاهی كاملا اجتماعی دارد. همچنین از آنجا كه فرهنگ یك موجود زنده است مسیر رو به كمال و اضمحلال آن همواره وجود دارد.

این كارگردان سینما در ادامه درباره تعریف فیلم و سینمای فرهنگی نیز بیان كرد: تعریف سینمای فرهنگی آنقدر تعریف گسترده‌ای است كه نمی‌توانم بگویم شامل چه فیلم‌هایی می‌شود، چرا كه بسیاری از فیلم‌ها كه ادعای فرهنگی بودن دارند را، واقعا نمی‌توان در ردیف فیلم‌های فرهنگی قرار داد. شاید فیلم فرهنگی را بتوان به آثاری گفت كه بتواند جامعه خودش را حتی یك قدم به كمال سوق دهد. این گونه فیلم‌ها باید بتوانند به بهبود وضعیت جامعه كمك كنند. اگر یك اثر فرهنگی بتواند حساسیت فرد را نسبت به جامعه‌اش بالا ببرد به نظر من می‌توان به آن یك فیلم فرهنگی گفت.

Image


منبع: ایسنا




نوع مطلب : خبر ها، 
برچسب ها :

پنجشنبه 29 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : علی

كافه سینما-سعید حسینی: دستمزد بازیگران. بحثی که با قرار داد یک میلیاردی محمدرضا گلزار با برادران آقاگلیان به اوج التهاب خود رسید. قرار دادی که با واکنش فوری علیرضا سجاد‌پور مدیر اداره نظارت و ارزشیابی، لغو و طرفین قرار داد توبیخ شدند. بعد از این اقدام سید محمد حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در جمع خبرنگاران از لزوم منطقی شدن دستمزد بازیگران سخن گفت. حسینی گفت: «ما معتقدیم باید رقم‌ها و قیمت‌ها معقول و منطقی باشد و از این جهت دوستان ما وارد شدند.» این اتفاقات باعث شد تا بحث دستمزد بازیگران بار دیگر در کانون توجه رسانه‌ها قرار گیرد. بازیگرانی بوده‌اند که به خاطر درخواست دستمزد بالا در مقاطع مختلف توبیخ و گا‌هی حتی ممنوع‌التصویر شده‌اند. رسانه‌ها هم بار‌ها رقم‌هایی را به عنوان دستمزد بازیگران اعلام کرده‌اند که با تکذیب این بازیگران روبه‌رو شده. کار به جایی رسیده که این روز‌ها نزدیک به یک سوم بودجه فیلم‌ها صرف دستمزد بازیگران می‌شود. بازیگران این دستمزد‌ها را حق طبیعی خود دانسته و دلیلی برای رسانه‌ای شدن آن نمی‌بینند. نتیجه فیلم‌هایی شده که غیر از ویترینی از بازیگران هیچ چیز ندارند. برای رسیدن به یک نتیجه درست به سراغ تهیه‌کنندگان و بازیگران مختلفی رفتیم. سه سوال از مدیران و دست‌اندركاران سینمایی پرسیده شد. آیا دستمزد بازیگران در شرایط فعلی سینمای ایران منطقی است؟ آیا با دخالت معاونت سینمایی در این بحث موافقید؟ راه تفاهم تهیه‌کنندگان و بازیگران را در این بحث چه می‌دانید؟

عزت‌الله انتظامی

زیاد در جریان این ماجرا‌ها نیستم. ترجیح می‌دهم اظهارنظری نکنم.

 

علیرضا سجاد‌پور

در این مورد خود صنوف باید اظهارنظر کنند. من همان‌طور که قبلا گفتم فقط در مقابل اتفاقات کاملا غیرمتعادل و غیرنرمال عکس‌العمل نشان می‌دهم. در این موارد هم عکس‌العملم رسانه‌ای نیست. یک موردی پیش آمد که رسانه‌ای شد من هم مجبور شدم رسانه‌ای اعلام موضع بکنم. وضعیت مسئولیت من به گونه‌ای است که بهتر است در ارتباط با خود افراد و به صورت خصوصی و غیر رسانه‌ای موضوعات را حل کنم.

در حال حاضر به علت داشتن مسئولیت دولتی نمی‌توانم درباره دستمزد‌ها اعلام نظر کنم. تنها موارد غیر عادی که پیش بیاید را از طریق صنوف یا مستقیما از طریق تماس با افراد و هشدار به آنها رفع می‌کنیم.

 

جمشید مشایخی

من قرارداد کسی را ندیدم که بگویم فلانی زیاد می‌گیرد یا کم می‌گیرد. اما آن قرارداد یک میلیاردی آنطور که من شنیدم مربوط به چند فیلم بود والا مگر می‌شود برای یک فیلم به یک نفر یک میلیارد بدهند؟ در کل زیاد در جریان این ماجرا‌ها نیستم اما نکته مهم اینجاست که اگر تهیه‌کننده نباشد که دیگر سینما نداریم. پس قاعدتا باید رعایت وضعیت تهیه‌کننده بشود. من نمی‌گویم کسی حقش را نگیرد اما گرفتن دستمزد بیش از حد نتیجه‌اش نابودی تهیه‌کننده است.

 

سید جمال ساداتیان

به نظرم لازم است یک تناسب بین تولید و عرضه به وجود بیاید. شاید یک تعداد از دوستانی که دستمزدشان را بالا می‌برند شاخصشان یکی دو تا فیلمی است که در طول سال می‌فروشد. اما واقعیت این است که وضعیت اقتصادی سینما به شدت بد است. در حال حاضر گیشه‌های سینما رونق ندارد. رایت ویدئویی فیلم‌ها به شدت نازل شده و از طرفی هزینه تولید فیلم دارد افزایش پیدا می‌کند. از طرفی بازیگران هم توقع دارند که از طریق دستمزدهایی که می‌گیرند بتوانند زندگیشان را اداره کنند. ولی قطع یقین باید یک تعادل بین هزینه‌های تولید یک فیلم و فروش آن فیلم به وجود بیاید.

بعید می‌دانم دخالت معاونت سینمایی خیلی کارساز باشد. این تعامل باید داوطلبانه بین خود بازیگران و عوامل تولید یک فیلم به وجود بیاید. از یک طرف بازیگر می‌گوید من یک دستمزدی را برای خودم تعیین می‌کنم اگر برای تهیه‌کننده مقرون به صرفه نباشد، می‌تواند قرارداد امضا نکند. ولی وقتی قرارداد را امضا می‌کند دال بر این است که این قرارداد برای تهیه‌کننده اقتصادی است. اما با این استدلال نمی‌شود به قضیه نگاه کرد چون یک تهیه‌کننده به هر صورت باید عوامل مورد نیاز یک فیلم را تامین کند. در نتیجه تهیه‌کننده بالاجبار شاید یک دستمزدی را بپردازد دستمزدی که در کوتاه مدت ممکن است برای آن بازیگر‌ها مفید باشد. ولی همین رویه در ‌‌نهایت تهیه‌کننده‌ها را از رده خارج می‌کند و تولید فیلم به شدت نزول خواهد کرد. بازیگر‌ها آمار و ارقام و فروش فیلم‌ها را می‌بینند اما فقط یک سوم فروش فیلم‌ها سهم تهیه‌کننده است و اکثر فیلم‌ها هم دارند ضرر می‌دهند. به نظرم دوستان بازیگر باید نگاهی به گردش مالی سینما داشته باشند و بر اساس آن دستمزد‌هایشان را تنظیم کنند.

 

حامد بهداد

من این بحث را بحث سبکی می‌دانم. به نظرم عدم تربیت صحیح همه ما باعث شده همه‌مان كمی فضول باشیم. این درآمدی است که هر کسی با زحمت شخصی خودش به آن می‌رسد. مثل این می‌ماند که من بخواهم راجع به خصوصی‌ترین مسائل خانوادگی یکی سوال کنم. خانه از پای‌بست ویران است، خواجه در بند نقش ایوان است. اصل سینمای ما مشکل دارد. این حرف‌ها به چه دردی می‌خورد؟

با دخالت معاونت سینمایی در این مسئله موافق نیستم و به نظرم بازیگر و تهیه‌کننده در این مورد همیشه تفاهم دارند. تهیه‌کننده اگر نخواهد پول نمی‌دهد. شما مطمئن باشید تهیه‌کننده می‌خواهد که پول می‌دهد.

 

حسین فرحبخش

فکر می‌کنم اکثر بازیگران از آدم‌هایی که تهیه‌کننده‌نما هستند دستمزد بالا می‌گیرند. بازیگر‌ها از تهیه کننده‌های واقعی تقاضای این دستمزد‌ها را نمی‌کنند. افراد بی‌لیاقتی هستند که اسم خودشان را تهیه‌کننده گذاشته‌اند. بازیگر هم وقتی تهیه‌کننده یک پولی را بدهد، بدش نمی‌آید و آن پول را می‌گیرد. به نظرم سینمای ما وضعش روشن هست و اصلا گنجایش دستمزدهای خارج از عرف را ندارد و بازیگر حرفه‌ای از تهیه‌كننده حرفه‌ای دستمزد آنچنانی نمی‌خواهد.

من صددرصد با نظر معاونت سینمایی موافقم به هر صورت معاونت سینمایی در این موارد باید دخالت کند. چون مسائلی است که نظم و آرامش سینما را به هم می‌زند و دولت به عنوان متولی فرهنگی کشور حق طبیعی‌اش است که در این ماجرا دخالت کند. نهایتا به نظرم تفاهم کامل در مورد دستمزد بین حرفه‌ای‌های سینما وجود دارد.

 

علیرضا شجاع نوری

به نظرم اگر این دستمزد‌ها برای سینما بازده دارند، مشکلی نیست. اما نکته اینجاست که به دلیل کمبود مکان نمایش و سالن سینما و موانعی که بر سر راه نمایش هست، عرضه و تقاضای محصولات سینمایی روند طبیعی و درستی را طی نمی‌کند. اگر این روند شکل درستی داشت، من می‌توانستم بگویم که بازار می‌تواند تعیین‌کننده میزان دستمزد باشد اما اگر تهیه‌کننده‌ای تصور می‌کند با پرداخت دستمزدی به بازیگر می‌تواند این بازده را از سینما داشته باشد و این باعث لطمه خوردن روند طبیعی نمایش نمی‌شود، اشکالی ندارد اما فکر می‌کنم این کار روند طبیعی نمایش را دچار اشکال می‌کند.

فکر می‌کنم ورود معاونت سینمایی به این داستان کار درستی نیست. به‌این خاطر که وقتی می‌گوییم این رقم نه، باید بگوییم چه رقمی؟ آن وقت معاونت سینمایی باید یک رقمی بدهد اما رقم معاونت سینمایی هم رقم درستی نیست. اصولا رقم‌هایی که این روز‌ها رد و بدل می‌شود رقم‌های درستی نیست. همین الان در برخی مشاغل سینمایی دستمزد‌ها خیلی کم است. چرا معاونت سینمایی درباره آنها کاری انجام نمی‌دهد؟ به‌نظرم بهترین جا برای حل این مسئله خانه سینماست، خانه سینما باید به محل فکر درباره این مسائل تبدیل بشود اما تا زمانی که محدودیت‌های نمایش از بین نرود نمی‌شود به دستمزد طبیعی رسید. نهایتا تفاهم یک کلمه است که حادث می‌شود اما تهیه‌کننده فکر می‌کند با این تمهیدات و با این رقم می‌تواند فیلم را به درآمد مورد نظرش برساند در حالی که نمی‌داند خودش دارد مسیر تهیه فیلم را با دست خودش به مهلکه می‌اندازد و فضا را مریض می‌کند. دستمزد بالای یک بازیگر در خود پروژه‌ای که کار می‌شود هم خیلی از چیز‌ها را به هم می‌زند و به کلیت کار در سینما هم لطمه خواهد زد اما راه حلش دخالت دولتی نیست.

 

علیرضا خمسه

جامعه‌ای که بحران‌های متعددی دارد و به جای رسیدن به آن بحران‌ها مثل اشتغال، مثل تعطیل شدن واحد‌های تولیدی، مثل بحث ازدواج جوانان و بدون توجه به این بحران‌ها بحران‌های مصنوعی مثل داستان دستمزد بازیگران درست می‌کند باید به حالش تاسف خورد. می‌گویند: یکی می‌مرد از درد بی‌نوایی، یکی بهش گفت زردک می‌خواهی؟ شما به جای اینکه بروید ببینید در این جامعه جوان چرا برای همه جوان‌هایش شغل وجود ندارد و آنهایی هم که شغل دارند امکان ازدواج ندارند، به نظرتان در چنین جامعه‌ای مطرح شدن این بحث گریز از واقعیت نیست؟ به نظرم مطرح شدن این بحث در شرایط امروز جامعه ما مسخره است.

 

شهاب حسینی

کاری به این حاشیه سازی‌ها ندارم و اساسا در جریان ریز ماجرا نیستم.

 

امیرحسین شریفی

به نظرم دستمزد بازیگران سینما غیر منطقی است و یکی از دلایلش تولید تله فیلم‌های انبوهی است که صدا و سیما بعضی‌هایش را به دست آدم‌های ناشی می‌دهد و متاسفانه دستمزد بازیگران خیلی سطح پایین هم بالا آمده. متاسفانه بازیگران معمولی دستمزدهایی درخواست می‌کنند که بسیار مایه تاسف است و علتش هم این است که مدیران سازمان برای تله فیلم‌ها درخواست حضور بازیگر دارند و این درخواست باعث می‌شود که تهیه کننده یک پول هنگفتی بدهد تا با آوردن چند بازیگر مسئله‌اش را حل کند.

دوستان باید دقت کنند. من شخصا در طول یک سال ۲۶ تله فیلم ساختم و به هیچ وجه دستمزد بالا ندادم. به نظرم مشکل دستمزد‌ها را خود صنف و خانه سینما باید حل کنند و صنف باید از اعضایش بخواهد که دستمزدهای بالا را قرارداد نبندند. به نظرم اگر وزارت ارشاد و معاونت سینمایی با همکاری خانه سینما این کف و سقف را تعیین کنند بسیار موثر خواهد بود اما به نظرم در ‌‌نهایت این معضل خواهد ماند. چون تعدادی تهیه کننده که عضو هیچ‌گونه صنفی نیستند و از طریق رابطه در حال تولید تله فیلم هستند دوباره نرخ را می‌شکنند.

 

احمد نجفی

این بحث بسیار پیچیده‌ای است و متاسفانه راهکارهای قانونی هم ندارد و ضررهایی را دارد به کلیت سینما وارد می‌کند. به نظرم هر اتفاقی در این شرایط در سینما بیفتد، به هزینه‌های سینما خیلی فشار می‌آورد. یک نفر آزاد است و حقش است که چهار سال کار نکند و وقتی یک سال کار می‌کند فلان مقدار بگیرد، طبیعتا مملکتی است آزاد و راحت می‌توانند این کار را بکنند. ولی با این کار هزینه‌های مایحتاج سینما را بالا می‌برند. یادم است ۱۷-۱۸ سال پیش هم موردی بود که بازیگری دستمزدش را بالا برده بود و به دو،سه میلیون تومان رسانده بود و ما از ایشان در اتحادیه دعوت کردیم و از ایشان خواستیم دستمزدشان را پایین بیاورند اما ایشان نپذیرفتند و در سال بعد به یکباره همه دستمزد‌ها بالا رفت و تاثیرات منفی‌ای روی تولیدات سینمای ایران گذاشت. در نتیجه این وقایع در سینمای ما ایجاد نا‌امنی می‌کند. اگر روزی این سینما طاقت و توان دادن این مبلغ را داشته باشد چرا که نه؟ بحث دیگر این است که آیا در بخش‌های دیگر اقتصاد ما می‌شود چنین کاری کرد؟ اگر یک نفر برنج را از کیلویی دو هزار تومان بکند صد هزار تومان حتی اگر یک نفر در بازار این کار را بکند تاثیر بدی روی آن بازار می‌گذارد. به نظرم این قضیه باید به نوعی بین خود دوستان کنترل بشود. متاسفانه راهکارهای قانونی ما پیچیده‌تر از آن است که بتواند باعث حل این مشکل بشود. ایجاد یک تورم ناگهانی در سینما و به انحصار کشیدن شخصی به عنوان یک بازیگر پولساز به سینما ضرر می‌زند. نتیجه این می‌شود که بازیگرانی غیر ایشان و امثال ایشان دیگر نمی‌توانند کار کنند. به نظرم بازیگرانی که این دستمزد‌ها را می‌گیرند خودشان باید در این شرایط رعایت حال سینما را کنند. من در اصول هیچ مخالفتی با چنین دستمزدهایی ندارم امابا شرایط فعلی سینمای ایران این دستمزد‌ها را جایز نمی‌دانم. به نظرم دخالت معاونت در این بحث باید انجام می‌شد. هر چند معتقدم کار معاونت بیشتر باید به سمت نظارت کشیده بشود و اتحادیه باید این شرایط را کنترل بکند. در سینمایی که ۴۰۰-۵۰۰ میلیارد تومان گردش مالی داشته باشد دادن این رقم مشکلی نیست. اما سینمای ایران سینمایی است سوبسیدی و سینمای سوبسیدی با این ارقام هیچ سنخیتی ندارد. به نظرم این موارد باید به عهده اتحادیه باشد. اما تا زمانی که اتحادیه چارچوب‌هایش روشن نشود، حضور معاونت و کنترل اوضاع مشکلی ندارد.

 

گوهر خیراندیش

بروید و به اصل و ریشه هنر بپردازید. این بحث‌ها را دنبال نکنید.

 

پژمان بازغی

این دستمزدی که شما از آن اسم می‌برید ما تا حالا ندیده‌ایم و خیلی از رقم‌ها و عددهایی که گفته می‌شود غیر واقعی است.

در واقع مطرح شدن این بحث جز ایجاد دردسر برای سینما چیزی ندارد. اینکه علاقه مندان سینما به هوای دستمزد زیاد و به هوای درآمد بیشتر بخواهند به سینما بیایند جز ایجاد دردسر برای سینما نتیجه دیگری ندارد.

بازیگری سینما یک شغل است مثل سایر مشاغل و شغلی است بسیار سخت و دشوار و به نظرم اینقدر مسئله حاد نیست که معاونت سینمایی بخواهد وارد بشود. یعنی خود صنوف می‌توانند کف و سقف این دستمزد را تعیین کنند و قوانینی بگذارند که به صورت بی‌رویه این همه بازیگر سفارشی وارد سینما نشوند. چون سینمای ما پذیرش این همه بازیگر سفارشی را ندارد. به نظرم موضوع مهم‌تر برای ما موضوع سینماست تا موضوع دستمزد‌ها.

 





نوع مطلب : خبر ها، 
برچسب ها :

پنجشنبه 29 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : علی

سینمای ما-  فیلمبرداری فیلم سینمایی «میگرن» اولین ساخته بلند سینمایی مانلی شجاعی‌فرد به تهیه‌كنندگی مجید و حمید آقاگلیان ادامه دارد و تدوین آن از روز گذشته توسط بهرام دهقانی آغاز شد. تاكنون حدود 40 درصد از فیلمبرداری فیلم سینمایی «میگرن» به پایان رسیده است و از روز گذشته تدوین فیلم توسط بهرام دهقانی آغاز شده است. بنا بر این گزارش، از اوایل هفته فیلمبرداری در خانه حاج خانم با بازی گوهر خیراندیش، سهیلا رضوی و افشین هاشمی آغاز شده است و از هفته آینده ضبط صحنه‌های خانه رعنا آغاز خواهد شد كه هنگامه قاضیانی و نیكی نصیریان (هنرمند كودك) جلوی دوربین خواهند رفت. تاكنون بازی پانته‌آ بهرام، هدایت هاشمی و دو كودك پارسا مشیری و مبینا سادات آتشی در فیلم به پایان رسیده است.
فیلمبرداری فیلم طبق برنامه ریزی انجام شده طی 55 جلسه به طول خواهد انجامید.

مانلی شجاعی‌فرد یادداشتی را به جای خلاصه داستان در اختیارمان قرارداد: قصه «میگرن» تو یه آپارتمان چند طبقه می‌گذره كه وقتی در و باز می‌كنی و وارد ساختمون می‌شی و از طبقه اول و دوم‌اش می‌گذری، به طبقه سوم، می‌رسی به یه خونه كه توش رعنای مترجم زبان با تنها دختر نه‌سالش زندگی می‌كنه (هنگامه قاضیانی، نیكی نصیریان) كه قصه‌شون زندگیه. بعدش باید بریم طبقه چهارم، یه ننه دل زنده پیر (گوهر خیراندیش) به همراه دختر پنجاه و چند سالش كه بهش می‌گیم حاج خانم (سهیلا رضوی) و تنها پسر مجرد حاج خانم، حسن آقا (افشین هاشمی) زندگی می‌كنن كه اینا هم قصه‌شون خود زندگیه. روبروشون تو همون طبقه، محبوبه و آرش (پانته‌آ بهرام ، هدایت هاشمی) با دو بچه‌شون امیر و آیدا (پارسا مشیری، مبینا سادات آتشی) تازه به این ساختمون بار آوردن كه باور كنید قصه این زودج هم عین زندگیه. آدمای این آپارتمان كنار آقای آذری قصه ما، شخصیتی تغییر دهنده (و با حضور رضا كیانیان) و مدیر مثبت دارالترجمه قصه (شاهرخ فروتنیان) جمع بازیگران اصلی فیلم میگرن رو تشكیل می‌دن كه كنار دوستان بازیگر دیگه، قصه‌های این فیلم و جلو می‌برن تا میگرن با زحمت گروهی جلوی دوربینی‌ها و پشت دوربینی‌ها ساخته بشه. خب، همه شخصیتا رو گفتم، حالا اصل فیلم و این آدما چیه؟... می سازیمش ببینید.

تعدادی از عواملی كه در ساخت فیلم همكاری دارند، عبارتند از:
نویسنده، كارگردان: مانلی شجاعی‌فرد/ مدیر فیلمبرداری: مسعود سلامی/ صدابرداران: جهانگیر میرشكاری، مهدی ابراهیم‌زاده/ طراح گریم: نوید فرح‌مرزی/ طراح صحنه و دكور: فرهاد عزیزی‌فرد/ طراح لباس: لیلا محمدی/ مدیرتولید: ابوالفضل نصیر/ مدیربرنامه‌ریزی و دستیار اول كارگردان: رضا درگزی/ عكاس: بهرنگ دزفولی‌زاده/ منشی صحنه: ندا آصف/ دستیار اول فیلمبردار: داریوش حكمت/ دستیار اول صحنه و دكور: مهدی دیلم صالحی/ دستیار برنامه ریز و دستیار دوم كارگردان: حامد اكبری/ دستیار سوم كارگردان: بردیا ماهی‌صفت/ دستیار دوم فیلمبردار: داریوش رجایی/ مجری نور: مرتضی نجفی/ گروه فیلمبرداری: رضا سپهری، بهزاد كردستی، اصغر جعفرپور/ فیلم پشت صحنه: میثم میرزایی/ دستیاران صحنه ودكور: رسول تقیانی، نادر منصوری، ایلیا عزیزی فرد/ دستیار اول لباس: حمیده عابدی/ مجری گریم: زهرا كمالی، حمیدرضا محرابی/ دستیار گریم: مسعود غنی‌آبادی/ دستیار صدا: فرهاد رها/ دستیار تولید: سعید حاجی‌زاده/ مدیرتداركات: سعید ابراهیمی/ دستیاران تداركات: علی احمدآبادی، محمد محمدنیا/ خدمات: اكبر محبی، ساسان سالاری/ حمل و نقل: امیر حق‌بین، حسین‌علی اصغری، داود فاضلی، علی اصغر فرجی/ سایر بازیگران: صفا اقاجانی، حسین سلیمانی، مجتبی بی‌طرفان، تورج فرامرزیان، نصرت دستمردی، حمید حبیبی‌فر، بهبود بسحاق، سمیه سنقری، مجید قاسمی، بهروز ا... وردی ، پندار عطارد.









نوع مطلب : خبر ها، 
برچسب ها :

پنجشنبه 29 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : علی

کافه سینما- امیرعباس صباغ: درست در شرایطی که همه اهالی سینما و تلویزیون از کیفیت نازل فیلم های به اصطلاح طنز می نالند و ادامه این روند را نابودی سینمای ملی قلمداد می کنند، این اظهار نظرصریح و خط مشی تازه می تواند اتفاقات تازه ای رقم زند: معاون سیما در نشستی با بسیج دانشجویان دانشگاه‌های علم و صنعت به تلاش مدیران، کارکنان و برنامه‌سازان رسانه ملی، برای اعتلای مفاهیم و ارزش‌های اسلامی، انقلابی و انسانی در صدا‌و‌سیما، ممنوعیت تجمل‌گرایی، مصرف‌گرایی و ساخت سریال‌های تلخ اشاره کرد و این اقدامات انجام شده را راهی برای اعتلای ارزش‌های انقلابی و اسلامی دانست.

وقتی نگاهی به مجموعه های چندسال اخیر رسانه ملی می اندازیم نکته ای که بیش از هر چیز جلب توجه می کند، سیر نزولی مجموعه های طنز است که آخرین آن به مجموعه ای ختم شد، که بسیاری از آن به عنوان گشایشگر باب «سریال فارسی» در تلویزیون نام بردند( سریال «چهارچرخ»)، استفاده از داستان های کلیشه ای و ارائه تیپ هایی که قبلا تجربه موفقی داشته اند، تمامی داشته های این مجموعه ها هستند. از طرف دیگر اکثر سریال های موفق صدا و سیما ( موفق به معنای رعایت حداقل استانداردهای فیلمسازی و البته استقبال مخاطب) در این سالها با به تصویر کشیدن مشکلات و دردهای اجتماعی ذره ای از تلخی موجود در جامعه را به کام مخاطب چشاندند، که از تجربه های متاخر می توان به «جراحت»، «زیرهشت»، «زیرتیغ»، «ستایش» و از تجربه های دورتر نیز برای مثال می توان به «اولین شب آرامش»، «بیگناهان»، «میوه ممنوعه»، «خط قرمز»، «تب سرد» و ... اشاره کرد.

حال سوالی که پیش می آید این است که با صدور چنین دستوری چه سرانجامی برای مخاطبان مجموعه های نمایشی تلویزیون و سازندگان مجموعه های تلویزیونی رقم می خورد؟ از یک طرف مدیران تلویزیون نشان داده اند که معمولا تاب سریال هایی که حرف جدیدی برای گفتن دارند را ندارند و در پرداخت به مضامین طنز به قدری تحت تاثیر فضای گاها ملتهب جامعه قرار دارند که در چشم به هم زدنی تغییر موضع داده و مشکلاتی برای عوامل فیلم بوجود می آورند، برای مثال می توان به توقف ساخت «شب های برره» درست در زمانی که مجموعه در اوج بود و دیالوگ هایش نقل هر محفل دوستانه، خانوادگی و حتی سیاسی بود، عدم پخش مجموعه «فضانوردان می آیند» به کارگردانی پیمان قاسم خانی، جرح و تعدیل آخرین سریال رضا عطاران «بزنگاه»که پربیننده ترین سریال ماه رمضان بود و در نهایت بی سلیقگی شان در عدم پخش «قهوه تلخ»، اشاره کرد. از طرف دیگر تجربه نشان داده سخت گیری های اینچنینی، ناخواسته به نفع ابتذال و لودگی عمل می کند و معمولا کسی کاری به آثار اینچنینی ندارد. با این حال دو اتفاق ممکن است رخ دهد:

1- در صورت ادامه تفکر موجود، ممنوعیت ساخت فیلم های تلخ، که قطعا مضامین اجتماعی را در بر می گیرند، می تواند رسانه ملی را که روز به روز به رقبای تازه نفس اش (و هر کدام با ایده هایی خلاق تر از دیگری) افزوده می شود را به اغما برده و همان بلایی را سرش آورد که فیلم های ویدئویی یک سال اخیر بر سر شبکه نمایش خانگی آورده اند.

2-اتفاقی که همگی دوست داریم رخ دهد این است که این تغییر رویه لااقل موجب شود نگاه مدیران مربوطه کمی تغییر کند و توجه بیشتری به کیفیت مجموعه های طنز داشته باشند و علاوه بر ارتقا سلیقه بینندگان، لبخند را نیز بر لبانشان نشانده و کمی از خستگی روح و روان آنها بکاهند.

آنچه اشاره شد تنها بررسی تبعات این تصمیم جدید بودوگرنه نکته کلیدی و اساسی که وجود دارد، از بیخ و بن مورد دار است و اگر یکبار برای همیشه این موضوع حل می شد، هرگز اظهارنظرهای اینچنینی را شاهد نبودیم، اصلا ممنوعیت ساخت فیلم تلخ (و نه فیلمی که سیاه نمایی می کند) به چه معناست، مگر نه اینکه تلخی و شیرینی، زشتی و زیبایی، خیر و شر، سردی و گرمی، دوستی و دشمنی و ... وازگانی نسبی بوده و بار معنایی شان را از دیگری میگیرند ؟! اصلا فیلم تلخ، چه فیلمی ست؟ آقایان را توصیه می کنم به تماشای « The Dark Knight» و تماشای سکانس فوق العاده رویارویی ژوکر و بتمن. راستی نظر شما چیست؟

 

کافه سینما - امیرعباس صباغ





نوع مطلب : خبر ها، 
برچسب ها :

چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : علی

::  سعادت آباد - یه حبه قند - اسب حیوان نجیبی است (بالا) و اینجا بدون من - مرهم - جدایی نادر از سیمین (پایین)  ::

 

 

فیلم نیوز: نامزدهای بهترین‌های جشنواره بیست و نهم فیلم فجر از نگاه داوران انجمن منتقدان معرفی شدند.

به گزارش فیلم نیوز و به نقل از روابط عمومی انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران، داوران این انجمن متشكل از آنتونیا شركا، اسماعیل میهن‌دوست، سعید قطبی‌زاده، كیوان كثیریان، شاپور عظیمی، ذبیح الله رحمانی و چیستا یثربی، نامزدهای دریافت تندیس در 12 رشته، از میان تمامی فیلم‌های شركت كننده در بیست و نهمین جشنواره فیلم فجر را اعلام كردند.

در میان كاندیداهای معرفی شده از سوی انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران، "جدایی نادر از سیمین " و "یك حبه قند " با نامزدی در هشت رشته ركورددارند و فیلم‌های "سعادت آباد " و "مرهم " با شش، "اینجا بدون من " با پنج و "آیینه‌های رو به رو " با چهار نامزدی، در رده‌های بعدی هستند.

" اسب حیوان نجیبی است "، "راه آبی ابریشم " و "مرگ كسب وكار من است " با سه نامزدی و "خیابان های آرام "، "آلزایمر "، "فرزند صبح " و "آقایوسف " نیز با دو نامزدی در این فهرست حضور دارند.

برندگان تندیس و بهترین‌های هر رشته در پنجمین جشن انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران كه 23 خرداد ماه 90 برگزار می‌شود، معرفی خواهند شد. فهرست نامزدها (به ترتیب حروف الفبا) به این شرح است:

بهترین فیلم:
1- اسب حیوان نجیبی است (سلیمان علی محمد)
2- اینجا بدون من (سعید سعدی)
3- جدایی نادر از سیمین (اصغر فرهادی)
4- سعادت آباد ( همایون اسعدیان)
5- مرهم (علیرضا داودنژاد)
6- یه حبه قند (رضا میركریمی)

بهترین كارگردانی:
1- بهرام توكلی (اینجا بدون من)
2- علیرضا داودنژاد (مرهم)
3- اصغر فرهادی (جدایی نادر از سیمین)
4- عبدالرضا كاهانی (اسب حیوان نجیبی است)
5- رضا میركریمی (یه حبه قند)

بهترین فیلمنامه:
1- بهرام توكلی (اینجا بدون من)
2- كامبوزیا پرتوی (خیابان‌های آرام)
3- علیرضا داودنژاد (مرهم)
4- امیر عربی (سعادت آباد)
5- اصغر فرهادی (جدایی نادر از سیمین)

بهترین بازیگر اول زن:
1- ویشكا آسایش (ورود آقایان ممنوع)
2- ساره بیات (جدایی نادر از سیمین)
3- غزل شاكری (آینه‌های رو به رو)
4- طناز طباطبایی (مرهم)
5- مهتاب كرامتی (آلزایمر)

بهترین بازیگر اول مرد:
1- حامد بهداد (سعادت آباد)
2- پرویز پرستویی (سیزده 59)
3- رضا عطاران (اسب حیوان نجیبی است)
4- پیمان معادی (جدایی نادر از سیمین)
5- مهدی هاشمی (آقا یوسف)

بهترین بازیگر مكمل زن:
1- مهناز افشار(سعادت آباد)
2- شایسته ایرانی (آینه‌های رو به رو)
3- كبری حسن‌زاده (مرهم)
4- ریما رامین‌فر(یه حبه قند)
5- آنا نعمتی (برف روی شیروانی داغ)

بهترین بازیگر مكمل مرد:
1- امیر آقایی (سعادت آباد)
2- محسن تنابنده (ندارها)
3- شهاب حسینی (جدایی نادر از سیمین)
4- شاهرخ فروتنیان (آقا یوسف)
5- هدایت هاشمی (یه حبه قند)

بهترین فیلمبرداری:
1- بهرام بدخشانی (راه آبی ابریشم)
2- حمید خضوعی ابیانه (یه حبه قند)
3- محمود كلاری (جدایی نادر از سیمین)
4- فرخ مجیدی (فرزند صبح)
5- نادر معصومی (مرگ كسب و كار من است)

بهترین تدوین:
1- حسن حسن‌دوست (یه حبه قند)
2- بهرام دهقانی (اینجا بدون من)
3- هایده صفی‌یاری (جدایی نادر از سیمین)
4- نازنین مفخم (گلچهره)
5- محمدرضا مویینی (سعادت آباد)

بهترین موسیقی متن:
1- حامد ثابت (اینجا بدون من)
2- فردین خلعتبری (آینه‌های رو به رو)
3- محمد سپهری شكیب (مرهم)
4- محمد رضا علیقلی (یه حبه قند)
5- كارن همایون‌فر(مرگ كسب و كار من است)

جایزه خلاقیت و استعداد درخشان (ویژه سینماگران جوان وفیلم اولی):
1- نگار آذربایجانی (آینه‌های رو به رو)
2- آیدا پناهنده (قصه داود و قمری)
3- امیر ثقفی (مرگ كسب وكار من است)
4- هومن سیدی (آفریقا)
5- فردین صاحب‌الزمانی (چیزهایی هست كه نمی‌دانی)

جایزه استفاده‌خلاقانه از دستاوردهای فنی:
1- هدیش بیگدلی شاملو وعباس شوقی (جلوه‌های ویژه خیابان‌های آرام)
2- مجید یوسف‌زاده ( تیتراژ شش نفر زیر باران)
3- ابراهیم حقیقی (تیتراژ راه آبی ابریشم)
4- سعید ملكان ( چهره پردازی راه آبی ابریشم، فرزند صبح و آلزایمر)
5- محسن شاه ابراهیمی (طراحی صحنه یه حبه قند)

این جشن در تاریخ 23 خرداد برگزار می شود.

انتهای خبر/





نوع مطلب : خبر ها، 
برچسب ها :

چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : علی

( کل صفحات : 45 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   



.: Weblog Themes By PICHAK :.
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دیالوگ های ماندگار
    سارا (نیکی کریمی): من صلاحیت تربیت بچه رو ندارم؟ راست می گی من وظیفه واجب تری دارم ... اول باید خودم رو تربیت کنم ... آره برای همینه که دارم تو رو ترک می کنم .حسام [ سارا - داریوش مهرجویی ]
آمار فروش
موسیقی
آپارات
افراد آنلاین

    افراد حاضر در این وب

 
   
فال حافظقالب وبلاگقالب وبلاگگالری عکسفاگالری عکس آلامتو
>