تبلیغات

فال

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

اس ام اس عاشقانه

سینمای ایرانی - مطالب یادداشت ها
 
سینمای ایرانی
همه با هم به سوی سینمایی برتر
صفحه نخست           تماس با مدیر         پست الکترونیک               RSS                    ATOM
مطالب پیشنهادی
سرمقاله


این وبلاگ به روز ترین و بزرگترین وبلاگ سینمایی است . ما سعی داریم همه روزه با گذاشتن مطالب جالب و جدید در رابطه با سینما , تلویزیون , تئاتر و ... رضایت شما را جلب کنیم . برای تبادل لینک با ما باید وب هایی که دارای آمار حداقل 500 بازدید روزانه هستند ما را با عنوان ( سینمای ایرانی .:: پاتوقی برای سینما دوستان ::. ) لینک کنند و به ما خبر بدند تا در کمتراز 24 ساعت آنها را لینک کنیم . در ضمن شما می توانید لینک مطالب جدید وبلاگ یا سایتتون رو از طریق ارسال لینک مفید ارسال کنید . این قسمت محدودیت آماری نداره و نیاز نیست ما رو لینک کنید . نکته آخر : لطفا به علت اهمیت آمار نظرسنجی برای ما در نظر سنجی شرکت کنید . نظر هم فراموش نشه . ///

آدرس های سینمای ایرانی : www.ircinama.mihanblog.com
................................. : www.ircinema.tk

مسعود ( مدیر وبلاگ سینمای ایرانی )

مدیر وبلاگ : مسعود
مطالب اخیر
نظرسنجی
به نظر شما بهترین بازیگر زن کدام یک از گزینه های زیر است ؟













الهام حمیدی که در سال 89 فیلم موفق "ملک سلیمان" را روی پرده داشت از فعالیت های سال گذشته و برنامه های آینده اش می گوید.

به گزارش خبرگزاری سینمای ایران، الهام حمیدی، بازیگر فیلم هایی چون "ملک سلیمان"،"دنیا"،"تیک"،"خیلی دور خیلی نزدیک"و سریال هایی مثل "مسافری از هند"،"تبریز در مه"و"مختارنامه"سال 89 با فیلم سینمایی"اخلاقتو خوب کن"به کارگردانی سید مسعود اطیابی در جشنواره فیلم فجرشرکت کرده بود،اما از این حضور راضی نبود.

حمیدی نقش خود را در فیلم "اخلاقتو خوب کن"نسبت به باقی کارهایش در سال گذشته بیشتر دوست دارد. او از اینکه فیلم در جشنواره دیده نشده و فقط در بخش نوعی نگاه شرکت کرده،خوشحال نیست.

خودش در این باره می گوید: بازی در این فیلم را به دلیل موضوع و نقش متفاوتی که داشتم،خیلی دوست دارم،اما چون در جشنواره دیده نشد،تمام خستگی آن به تنم ماند.

الهام حمیدی امسال عید با سریالی از مجید صالحی (موج و صخره )در ژانری متفاوت و طنز گونه به تلویزیون می آید.او درباره این کار توضیح داد:این اولین تجربه کاری من در حوزه طنز بود و آن را از این نظر قبول کردم که می خواستم نوع بازی طنز را هم تجربه کنم.از سوی دیگر،او برای سال آینده مشغول بازی در فیلم جواد رضویان در حوزه طنز موقعیت است.

در سالی که گذشت حمیدی هفته ای چند فیلم ایرانی و خارجی دیده و از میان ایرانی هایش چند فیلمی که در خاطرش مانده "ملک سلیمان"،"بعدازظهر سگی سگی"و"لطفا مزاحم نشوید"است.در میان فیلم های خارجی هم به تازگی"سرزمین های شمالی"را دیده و آن را به عنوان یک فیلم هنری دوست دارد.

حمیدی،بازیگر پرکاری است و در سال گذشته برنامه های زیادی را پشت سر گذاشته است.به همین دلیل برای مطالعه فرصت چندانی نداشته و فقط در فاصله بازی هایش سر صحنه،کتاب های روان شناسی می خواند.

سال89 برای او سال پرخاطره ای نبوده و اتفاق خوبی هم به یادش نمانده،اما بیماری مادرش بدترین اتفاق سال89 در ذهن او است.

حمیدی که سال جدید را با یک کار طنز در تلویزیون آغاز می کند،امیدوار است سالی پرکار پیش رو داشته باشد.

این بازیگر هنرمند در پایان سالی پر از آرامش برای همه هموطنانش آرزو کرده و می گوید:امیدوارم سال جدید،سالی بدون دغدغه،نگرانی و دلشوره باشد و دیگر شاهد اتفاقاتی که در طی این سال افتاد و هنوز هم ادامه دارد،نباشیم و همه مردم بتوانند در آرامش زندگی کنند.





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :

چهارشنبه 25 اسفند 1389 :: نویسنده : مسعود
امسال هم مثل هر سال، تلویزیون با شعار برنامه‌های کثیر برای نوروز وارد می‌شود و احتمالا ادعا دارد که خوراک‌های زیادی برای مخاطبانش تدارک دیده‌است.

با این همه، طی سال‌های گذشته آموخته‌ایم که اکثر حاصل اکثر برنامه‌ها با تبلیغات قبلش به کلی متفاوت است. بسیاری از برنامه‌ها با داشتن نام‌های بزرگ و ادعای رکورد شکنی، مایوس کننده بوده‌اند و البته حداقل 90 درصد تولیدات هم نقش سیاهی لشکر را بازی می‌کنند و هیچ کس آنها را نمی‌بیند.

امسال هم برنامه‌های متعددی از شبکه‌های مختلف معرفی شده که با توجه به پیشینه سازندگان و همچنین موضوع و تصاویر، می‌توان پیش‌فرض‌هایی در موردشان داشت. به همین خاطر قصد داریم برنامه‌ها و تله‌فیلم‌هایی را که ظاهر امیدوارکننده‌تری دارند به شما معرفی کنیم.
با این حال، حواسمان باشد که اینها فقط پیشبینی است. ممکن است سریالی با کارگردانی بزرگ به یک «نا امیدکنندگی مطلق» تبدیل شود. مثل «جایزه بزرگ» که ظاهرا قرار بود با مهران مدیری، رکوردشکنی کند. در مقابل در بین برنامه‌های کوچک‌تر تلویزیون ناگهان پدیده‌هایی ظهور می‌کنند. مثل سریال «مسافری از گرونگول» که در قالب برنامه کودک شبکه دو پخش شد و اثری فوق العاده بود.


- سریال «پایتخت» (سیروس مقدم)

کنداکتور سریال‌های امسال وحشتناک است. در حالی که سریال رامبد جوان به شکلی غیر منتظره از کنداکتور کنار رفت و نام‌های مهم دیگر هم غایب هستند، اسامی کارگردانانی چون سعید آقاخانی و مجید صالحی، حکایت از یک شوخی بزرگ دارد.
سعید آقاخانی بعد از کارگردانی دو سریال ناامید کننده «زن بابا» و «خوش نشین‌ها»، این بار با «راه در رو» به تلویزیون می‌آید و با تکه‌هایی که از سریال که در قالب تیزر پخش می‌شود، ترکیب بازیگران و چنین مواردی به نظر نمی‌رسد تفاوتی با کارهای قبلی‌اش داشته باشد.
مجید صالحی اگر چه کار قابل قبول «سه در چهار» را در کارنامه دارد، اما بقیه کارهایش چندان نمی‌تواند در ما خوشبینی ایجاد کند. خصوصا اینکه نام بازیگری چون «علی صادقی» در لیست عواملش باشد!
سیروس مقدم کارگردانی است که در سال‌های اخیر بهتر شده. چند کار قبلی‌اش مثل «زیر هشت» سریال‌های بدی نبوده‌اند. اما نقطه روشن کارنامه‌اش بدون تردید «چاردیواری» است. سریالی که سال گذشته با قلم محسن طنابنده، روی آنتن رفت و به جز یکی دو قسمت آخرش، طنزی حساب شده و بدون لودگی داشت.
این بار نیز محسن طنابنده برای مقدم دست به قلم شده و می‌توان امید به کاری فراتر از «چاردیواری» و خصوصا با پایانی بهتر نسبت به آن را داشت. ترکیب بازیگران فیلم هم پر و پیمان است. در راسشان خود طنابنده که اخیرا تمام بازی‌هایش خوب بوده و بعد، ریما رامین‌فر (پس از درخشش در «یه حبه قند») و علیرضا خمسه.


- کلاه قرمزی 90 (ایرج طهماسب)

مگر می‌شود «کلاه قرمزی» دوست داشتنی در تلویزیون باشد و ما چیز دیگری ببینیم؟
کلاه قرمزی، دو سال قبل به تلویزیون بازگشت و به نظر می‌رسد امسال هم حضور باشکوهی داشته باشد. حضور پسرخاله و پسر عمه‌زا و چند عروسک جدید هم هستند و احتمالا خیلی‌ها بی صبرانه منتظر سری جدیدش‌اند.
در هر صورت، این کار ایرج طهماسب همواره از شعارها و نکات آموزشی و طنزهای بعضا روحوضی‌اش ضربه خورده. سری قبلی آن هم سریالی با قسمت‌هایی با درجات مختلف ارزشی بود. برخی قسمت‌هایش عالی و برخی ضعیف بودند.
مثلا در یکی از قسمت‌ها شهرام قائدی، لباسی مانند پسرخاله پوشیده بود و در قسمت دیگری، علیرضا خمسه شکلک درمی‌آورد. اگر سریال بخواهند به چنین طنزهای مبتذلی روی‌ آورد، حاصل خوبی نخواهد داشت. اما در مقابل می‌توان به دیدن قسمت‌های بهتری امیدوار بود.
سری قبلی قسمتی داشت که «ابراهیم حاتمی‌کیا» میهمان کلاه قرمزی بود. در بخش اول این قسمت، کارگردان نوجوانی که برنده جایزه نفیسی شده بود (با بازی حیرت انگیز «حامد زیاران» که باعث شده‌بود خیلی‌ها فکر کنند این کودک واقعا کارگردان است) به برنامه آمده بود و وقتی کلاه قرمزی از این ماجرا (و جایزه 500 هزار تومانی!) باخبر شد حوس فیلمسازی کرد. بخش دوم این قسمت، تماشای فیلم‌های ساخته شده توسط کلاه قرمزی بود! (تعقیب حرکت یک توپ و یا بچه‌ای که با دیدن شکلات خوشحال می‌شد) و البته این فیلم‌ها با غرغرهای آقای مجری و اعتماد به نفس کلاه قرمزی همراه بود. در بخش سوم هم کلاه قرمزی،‌ «ابراهیم حاتمی‌کیا» را به خانه آورده بود و او در مورد فیلمش نظر می‌داد! (بخشی که پسرخاله پشت سر حاتمی‌کیا حاضر شد و گفت: «بچه‌های قدیم را تحویل نمی‌گیری»‌ یک شاهکار بود!)
در سری جدید کلاه قرمزی گویا میهمانانی چون نگار جواهریان و صابر هم حضور خواهند داشت. 

http://www.cinemafa.com/images/stories/tv/Koodak/kolahghermez88_2.jpg

باران کوثری در نمایی از کلاه قرمزی 88

 



- «امروز، فردا» (حسین قناعت)

امسال لیست طویلی از برنامه‌های کودک ویژه نوروز اعلام شده. در سال غیبت «عمو پورنگ» و کاراکترهای «فیتیله»، خاله شادونه ناگهان به تلویزیون بازگشته. در بین سریال‌ها، «بچه‌ها نگاه می‌کنند» (حمیدرضا صلاحمند)، «نامه‌های بالدار» (امیر فیضی) و «شیب تند» (محمد حسن‌زاده) با توجه به سوابق عواملشان، چندان کنجکاوی‌برانگیز نیستند. (هر چند امیدوارم اینگونه‌ نباشد)
اما امید اصلی، سریال «امروز، فردا» به کارگردانی حسین قناعت است. قناعت کارنامه‌ای پرنوسان دارد. برخی کارهایش مثل «پای دوستی» بسیار ضعیف و نا امید کننده‌اند. اما در مقابل نمی‌توان به راحتی چشم بر «کارآگاه لطفی»‌ و «روز اردو» بست. بنابراین می‌توان امیدوار بود که قناعت یکی دیگر از کارهای خوبش را جلوی دوربین برده باشد.
برگ برنده سریال، «محمدجواد جعفرپور» است. بازیگری که دو بازی شگفت‌انگیز در «به همین سادگی» (در نقش پسری شیطان که البته در همین تیپ متوقف نمی‌ماند) و «12 روز» (در نقش پسری سرطانی و مبتلا به شیمی درمانی اما در قالب فیلمی سوء رئال با رگه‌های طنز) داشته و دو بازی خوب در «شکارچی شنبه» (فیلمی شعاری اما در نقش عجیب پسربچه‌ای که دست به قتل می‌زند) و «فقط بیست» (در نقش پسری کم حرف و با چشمانی خیره). سریال می‌تواند تنها با تکیه بر بازی او، حرف‌های زیادی برای گفتن داشته باشد.

- تله فیلم «جامانده» (بهروز شعیبی)

این یکی را دیده‌ام و واقعا فیلم خوبی است. پسر بچه 6-7 ساله‌ای که در تاکسی جا می‌ماند و داستان روایت شبی است که او باید با راننده تاکسی بگذارند.
شعیبی و همکاران فیلمنامه‌نویسش، بدون اینکه به لودگی و طنزهای کلیشه‌ای متوسل شوند، داستانی شیرین را روایت می‌کند پر از لحظاتی درخشان. داستانک‌ها به درستی به داستان اصلی پیوند می‌خورند و هم بر آن تاثیر می‌گذارند و هم تاثیر می‌گیرند.
ارشیا صادقی در نقش کودک اصلی فیلم، بازی خوبی ارائه می‌دهد و البته بزرگسالان و خصوصا ژاله صامتی هم قابل قبول هستند.
«جامانده» مانند بسیاری از تله‌فیلم‌های سال‌های اخیر، به ارزشی فراتر از فیلم‌های سینمایی مختص کودکان می‌رسد. این فیلم طبق جدول فعلی روز 12 فروردین از شبکه دو پخش می‌شود و دیدنش را اکیدا توصیه می‌کنم!

- مشاعره نوروزی

شبکه آموزش در یکی دو سال گذشته دچار تحولات فراوان شده. مدیران آن به خوبی متوجه شده‌اند که بار و تاثیر آموزش، با خشک شدن برنامه‌ها افزایش نمی‌یابد، بلکه میزان مخاطبان آن هم کاهش پیدا می‌کند. نتیجه این تغییر رویه تولید برنامه‌های متفاوتی است مثل «رادیو هفت» که توانسته با مخاطبان فراوانی ارتباط برقرار کند. همچنین برنامه‌های آموزشی این شبکه هم به شکل جدیدتری ساخته می‌شوند. مسابقه «شور و اندیشه» (در ادامه مسابقه «تلاش») را می‌توان یکی از بهترین مسابقه‌های تمام ادوار تلویزیون دانست که آموزش‌های درسی را در قالب یک مسابقه به شدت سرگرم کننده و پر از بخش‌های خلاقانه، به نوجوانان عرضه کرد.
یکی از مسابقات جذاب این شبکه، «مشاعره» بوده. برنامه‌ای که به چند تابو شکنی هم دست زد. مثلا کودکان کم سن و سال هم می‌توانستند پا به پای بقیه شرکت کنندگان، در مسابقه حضور یابند و بعضا با پدیده‌هایی مواجه می‌شدیم که اشعار سنگین حافظ و سعدی را هم می‌خواندند! این مسابقه با طراحی بخش‌هایی چون تکمیل شعر در حال پخش، طراحی بیت توسط شرکت کنندگان و مواردی از این دست، توانسته حتی با افرادی که چندان هم اهل برنامه‌های ادبی نیستند ارتباط برقرار کند.
مشاعره نوروزی با اجرای مسلط «اسماعیل آذر» یکی از برنامه‌های قابل توجه در نوروز خواهد بود.

- ویژه برنامه سال تحویل شبکه سه

هر ساله در آستانه سال تحویل، تمام شبکه‌های تلویزیون ساعاتی طولانی را به ویژه‌برنامه‌های مختص آن اختصاص می‌دهند. با این همه کیفیت این برنامه‌ها به خاطر عجله و بی سلیقگی و نداشتن متن و ایده، اغلب بسیار پایین است و مخاطبانی که به پای برنامه‌های فوق می‌نشینند انگیزه اصلی‌شان اطلاع از لحظه سال تحویل است. میهمانان این برنامه‌ها هم در سال‌های اخیر اعتبار گذشته‌ها را نداشته‌اند و به همین خاطر مخاطبانشان پایین آمده.
اما امسال گویا قرار است در شبکه سه اتفاق بزرگی بیافتد. فرزاد حسنی (که انصافا از بعضی جهات فوق العاده است) مجری ویژه برنامه سال تحویلش خواهد بود و وعده داده، اصغر فرهادی را همزمان با اکران نوروزی «جدایی نادر از سیمین» به تلویزیون بیاورد. حضور فرهادی در یک برنامه زنده تلویزیونی بعد از کسب دومین جایزه‌اش از برلین، آن هم در آستانه سال تحویل، می‌تواند به یک نقطه عطف برای تلویزیون تبدیل شود.
البته حسنی وعده داده از میهمانان سرشناس دیگری هم دعوت کند که از جمله می‌توان به شهاب حسینی (بازیگر «جدایی نادر از سیمین») اشاره کرد. 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :

یکشنبه 22 اسفند 1389 :: نویسنده : مسعود
فیلم سینمایی «آتشکار» بعد از چند روز نمایش در سینمای بزرگ و مردمی ساحل در شهر اصفهان از اکران برداشته شد و به سینمای کوچک خانواده برده شد.

این خبر در نگاه اول خیلی عادی و منطقی است. در این زمان قبل از نوروز که فیلم‌های زیادی در نوبت اکران شهرستان‌ها هستند سینمای بزرگی مثل ساحل باید فیلم‌های دیگر را هم نمایش دهد. مدیر سینما ساحل و مدیر کل ارشاد اصفهان هم در مصاحبه‌هایی همین مسئله را تائید کرده‌اند و منکر اعمال فشاری برای برداشتن «آتشکار» از این سینما بوده‌اند، پس من برای چی دارم این مطلب را می‌نویسم؟!!.... زیرا پشت پرده سینمای ساحل اصفهان، سایه بزرگ مدیرکل محترم ارشاد اصفهان، جناب آقای حسینی وجود دارد که «آتشکار» را از پرده این سینما پایین کشید!

شاید من دچار توهم شده‌ام!
ولی نمی‌دانم چرا روزهای اول اکران «آتشکار» در اصفهان مدام دوستان زنگ می‌زدند و می‌گفتند قراره فیلم در اصفهان توقیف شود؟ ومن می‌گفتم شایعه است.

شاید من دچار توهم شده‌ام!
ولی وقتی خواستم افتتاحیه‌ای با حضور عوامل «آتشکار» در سینما ساحل بگیرم، گفته شد: «حالا صبر کنید ممکنه فیلم تو اصفهان توقیف بشه!»

شاید من دچار توهم شده‌ام!
ولی سه روز قبل از برداشته شدن فیلم از اکران اصفهان، از دفتر پخش به من زنگ زدند و گفتند مدیر کل ارشاد اصفهان به سینما ساحل گفته باید «آتشکار» را از پرده بردارید!

وقتی با اداره کل نظارت و ارزشیابی به عنوان تنها متولی صدور پروانه نمایش تماس گرفتم، گفتند، خبر را شنیده‌اند و مدیرکل ارشاد اصفهان تقاضای انجام این کار را در استان اصفهان دارند و نامه برداشتن «آتشکار» از سینما ساحل را امضا هم کرده‌اند!

شاید من دچار توهم شده‌ام!
ولی وقتی با جناب آقای حسینی مدیرکل محترم تماس گرفتم، گفتند: «نامه‌هایی به دست ما رسیده که باید «آتشکار» را از پرده سینما برداریم! و وقتی من از منشا اصلی این نامه‌های تکراری و توهم‌زده گفتم اظهار امیدواری به ملاقات حضوری و گفتگو کردند و تمام!

و البته قبل از حضور من در اصفهان، «آتشکار» از سینما ساحل برداشته شد و صد البته برای رد گم کردن! فیلم در یک سینمای کوچک و مهجور به نام خانواده به نمایش در آمد. تا این سینما تنها سینمای نمایش دهنده «آتشکار» در کل استان اصفهان باشد و کسی متهم به برداشتن این فیلم از پرده سینماهای این استان نشود! توقیف به شیوه اداره ارشاد اصفهان! آن هم برای یک فیلم اصفهانی!

آقای مدیرکل!
در این زمان نامناسب اکران، «آتشکار» در تهران و شهرستان‌های دیگر فروش خوبی داشته و مردم هم اکنون در تمام نقاط کشور این فیلم را می‌بینند. ولی توقع نداشتم در شهری که فیلم «آتشکار» در آنجا ساخته شده با آن اینگونه برخورد شود! آن هم فیلمی که حاصل یک سال تلاش من و همکارانم با همراهی مسئولین محترم ذوب آهن اصفهان و اهالی خمینی شهر و فولادشهر بود و سپس سه سال هم در پایتخت، اسیر نگاه مدیران میزپرست تهرانی شد.

آقای مدیرکل!
من دو فیلم سینمایی به نام‌های «خواب تلخ» و «آتشکار» و چند فیلم کوتاه در استان اصفهان یا دقیق‌تر بگویم در خمینی شهراصفهان ساخته‌ام  که در هیچکدام آنها کمکی از اداره کل شما نگرفته‌ام و تنها به میل و سفارش خودم و با کمک عوامل سخت‌کوش همان شهر، این فیلم‌ها را تولید کرده‌ام.

به عنوان فیلمسازی از استان اصفهان سعی کردم وظیفه خودم را نسبت به شهری که در آن بزرگ شدم انجام دهم و در تمام فیلم‌هایم زندگی مردم استان اصفهان و مجموعه رفتار و کردار و علایق آنها را با فرم مورد علاقه‌ام به شیوه سرخوشانه‌ای که از زندگی اصفهانی الهام گرفتم به تصویر کشیده‌ام.

اولین مخاطبان فیلم‌های من خود مردم اصفهان و خمینی شهر و فولادشهر و ... هستند و بعد مردم دیگر شهرهای ایران تا مخاطبین خارجی در جشنواره‌های جهانی.

آقای مدیرکل فرهنگی!
در این دوران وفور فیلم‌های تهران‌زده، ساخت یک فیلم شهرستانی با بازیگران و عوامل شهرستانی که بعد از سال‌ها توقیف و فشار ناعادلانه، بتواند مخاطبان سینمای کشور را جذب کند، حداقل به یک خسته نباشید می‌ارزد.

آقای مدیرکل!
تا حال در استان خودمان تشویق نشدیم، حداقل باعث تشویشمان نشوید! با این رفتاری که جنابعالی و دوستانتان با «آتشکار» کردید و خود را قیم ناخواسته مردم اصفهان قراردادید، دیگر انرژی و حوصله‌ای برای ساخت فیلمی دیگر در اصفهان ندارم و همین دو فیلم سینمایی و چند فیلم کوتاه، یادگاری باشد برای مردمم  و اهالی زاینده رود.

آقای حسینی مدیرکل محترم ارشاد اصفهان، از صمیم قلب امیدوارم خداوند شما و همفکرانتان را قبل از ترک میزهایتان ارشاد کند. آمین.

Image

منبع: خبر آنلاین





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :

چهارشنبه 18 اسفند 1389 :: نویسنده : مسعود
<سالن برج میلاد به مثابه جزیره دور افتاده​ای است که حضارش همانند زندانیان آلکاتراز مجبورند از سانس اول تا آخر در آن بمانند بی آن که واقعا انگیزه تماشای همه فیلم​های نمایش داده شده را داشته باشند...»

مشروح یادداشت مهرزاد دانش به شرح زیر است:

اکنون که نزدیک به یک ماه از جشنواره فیلم فجر گذشته است، همچنان در محافل سینمایی ردپاهایی از ارجاع بدان دیده می​شود و البته هنوز مانده​اند بسیاری از نشریات تخصصی و غیرتخصصی که درباره فیلم​های جشنواره و حال و هوای آن، شماره​های ویژه خود را در نوبت انتشار دارند. در چنین فضایی، بی مناسبت نیست که در این ستون نیز نکاتی چند در باب جشنواره یادآوری شود، مخصوصا آن که تا حد زیادی از تب و تاب و شور و هیجان​ها فاصله گرفته​ایم و با متانت بیش تری می​توان برخی مسائل را بازخوانی کرد.

اول از همه به عنوان یک منتقد، از سالنی یاد می​کنم که گرچه امسال دیگر منسوب به منتقدان و اهالی مطبوعات و رسانه​ها نبود، اما در عمل این منتقدها بودند که رونق دهنده اصلی این فضا بودند ( قابل توجه کرسی نشینانی که با دیدگاهی عقب مانده و با لحنی وقیحانه، منتقدان را عقب افتاده می​نامند؛ غافل از این که بخش اعظمی از اعتبار و شور و گرمابخشی به تنور جشنواره دولتی​شان با حضور همین جماعت است که شکل می​گیرد)؛ سالن میلاد را می​گویم که به رغم ظاهر پرشکوهش، اصلا کاربری اش مناسب سینمای جشنواره نیست و بیش تر به درد همایش​ها و نشست​هایی می​خورد که نهایتا یکی دو ساعت هم قرار است فیلمی در آن به نمایش گذاشته شود و نه فضایی که روزانه در عرض 10-12 روز، شش هفت سانس متوالی با حضور انبوهی از جمعیت فیلم​هایی پخش می​شوند که نوبت نخست اکران​شان هم هست و اغلب هم طبیعتا نقص​هایی ناخواسته و ناشی از شتابزدگی در رساندن به جشنواره در برخی امور فنی دارند. واقعا آن پرده چروک و آن سیستم صوتی ناقص و آن چیدمان صندلی متناسب با امور سمیناری و نه سینمایی، چه تناسبی با بافت مهم​ترین جشنواره سینمایی کشور دارد؟ متوجه بسیاری از عنایت​ها و تلاش​ها و صبوری​ها هستم و قصد بی انصافی در میان نیست، اما واقعا می​توان با رویکردی بازنگری شده به این امر، یکی از همین سالن​های داخل شهر( مثلا سینما فلسطین) را برای این کار در نظر گرفت که هم مختصات استاندارد سینمایی را دارد و هم به لحاظ عبور و مرور و رفت و برگشت، فضای مساعدتری را دربر می​گیرد.

 سالن برج میلاد به مثابه جزیره دور افتاده​ای است که حضارش همانند زندانیان آلکاتراز مجبورند از سانس اول تا آخر در آن بمانند بی آن که واقعا انگیزه تماشای همه فیلم​های نمایش داده شده را داشته باشند. در این فضا حتی اگر تمایلی به تناول غذای مرحمتی جشنواره نداشته باشی، انتخاب دیگری نداری چرا که نزدیک ترین غذاخوری به سالن میلاد چیزی در ابعاد ده​ها کیلومتر مسافت، آن هم پس از طی مسیری پرترافیک از بزرگراه​های پیرامونی است، حالا تهیه یک روزنامه ساده و نوشت افزار و غیره بماند.

کاخ جشنواره صرفا با زرق و برق و بزرگی عمارت و بلندای ارتفاع و این قبیل چیزها کاخ جشنواره نمی​شود، بلکه معیارهایی همانند کاربری مقتضی، محل جغرافیایی، و چندمنظوره بودن محیط از اولین شروط این ماجرا است. در سالن میلاد حتی محل مناسبی برای نشست​های مطبوعاتی هم وجود نداشت و آن اتاقی که بدین منظور در نظر گرفته شده بود، به دلیل هم سطح بودن محل استقرار هنرمندان با محل جلوس خبرنگاران و عکاسان و نویسندگان، اصلا جلوه​ای متناقض به خود گرفته بود و حضار ناچار بودند به جای تماشای هنرمندان و سینماگران، به زیارت پشت سر همکاران عکاس خود که در مقابل تریبون تجمع می​کردند، نائل آیند. باور کنید میزان جمعیت حضار هم مشکلی جدی نیست. امسال دوستان متولی، اقدام تحسین برانگیزی در صدور کارت برای نویسندگان و رسانه​ای​ها انجام دادند که عبارت از عدم دعوت از کسانی که در نشریات غیرتخصصی سینما کار می کنند بود که البته این اقدام متأسفانه در روزهای بعدی، تحت الشعاع صدور کارت برای آدم​های بی ربط تر ( مانند بانوانی که هر چند دقیقه یک بار برای بردن اطفال خردسال شان جهت امور مربوط به سرپا گرفتن، یک ردیف صندلی را مجبور می​کردند در مقابل شان سان ببینند و یا افرادی که به شکلی حیرت آمیز حتی ستاره​های سینما را هم نمی​شناختند چه برسد به کارگردان و اسم فیلم و پیشینه موقعیت​ها) قرار گرفت. خب می​توان این روال را در گزینش مدعوین به شکل جدی​تری پی گرفت و با محاسبه​های درست​تری، کسانی را برای سالن در نظر گرفت که کاملا ماهیت سینمایی دارند و بر اساس روابط خویشاوندی و اداری کارت​شان صادر نمی​شود.

در نوبت​های بعدی، اشاراتی به دیگر ابعاد جشنواره خواهد شد.

Image

منبع: وبلاگ «مهرزاد دانش» در خبر آنلاین





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :

چهارشنبه 18 اسفند 1389 :: نویسنده : مسعود
اگه میخای یه دل سیر بخندی بروادامه مطلب

ادامه مطلب


نوع مطلب : ویژه ها، یادداشت ها، 
برچسب ها : فیلم، زرنویس،

جمعه 13 اسفند 1389 :: نویسنده : مجتبی
خوب اما بازهم نظر شما
نظر شما در مورد این وبلاگ چیست؟




نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :

پنجشنبه 12 اسفند 1389 :: نویسنده : مجتبی
شاهین اسدبیگی- آخرین هفته‌های سال 89، مثل اکثر سال‌های اخیر با رکود سینماهای تهران همراه شده است.

هر ساله بعد از جشنواره فیلم فجر، سینماها مدتی را با بی رونقی سپری می‌کنند تا اکران نوروزی آغاز شود. این رکود خودش را مقابل شلوغی سینماها در ایام جشنواره فجر بیشتر نشان می‌دهد.

به هر حال همه بی صبرانه منتظر اکران «جدایی نادر از سیمین»، «ورود آقایان ممنوع» و «اخراجی‌ها 3» هستند و شاید نوروز 90، شاهد پر فروش‌ترین نوروز سینمایی باشیم. در حالی که هر سه فیلم به نوعی مدعی شکستن رکورد فروش سینماها هستند.

در حال حاضر چند فیلم روی پرده سینماها رفته‌اند. حوالی اتوبان ساخته سیاوش اسعدی پس از 12 روز، 66 میلیون تومان فروخته که فروش روزانه 5/5 میلیون تومان و متوسط است. پرسه در مه هم با وجود بهره‌گیری از حضور لیلا حاتمی و شهاب حسینی، تنها 35 میلیون تومان فروخته که فروش روزانه 3 میلیون است.

فیلم آتشکار نیز که پس از چند سال توقیف روی پرده رفته در 23 روز، 83 میلیون تومان فروش داشته است. همچنین نفوذی در 58 روز اکران، نزدیک به 225 میلیون تومان فروخته.

داماد خجالتی فیلم دیگری از آرش معیریان است که بعد از 23 روز، 133 میلیون تومان از گیشه به دست آورده است.

اما به جز این فیلم‌ها، سایر آثار روی پرده فروش بسیار پایینی داشته‌اند. برخورد خیلی نزدیک در 11 روز تنها 15 میلیون تومان فروخته و «استخوانهای بابام» هم پس از 12 روز، به 10 میلیون فروش رسیده که میانگین کمتر از یک میلیون تومان در روز است!

کلانتری غیر انتفاعی که فیلمی در ژانر کودک محسوب می‌شود هم در 11 روز کمتر از 8/5 میلیون فروش داشته.

همچنین دو فیلم دیگر هم که اکرانشان تقریبا رو به پایان است یعنی چراغ قرمز و آدمکش به ترتیب 436 و 393 میلیون تومان فروخته‌اند. اما خاله سوسکه به عنوان یک فیلم کودک با 240 میلیون تومان فروش رضایت بخشی داشته است.

در حالی که سال 89، به زعم کارشناسان سال بدی برای سینمای ایران بود می‌توان امید داشت سال 90، سال متفاوتی باشد.

Image




نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :

پنجشنبه 12 اسفند 1389 :: نویسنده : مسعود

( کل صفحات : 7 )    1   2   3   4   5   6   7   



.: Weblog Themes By PICHAK :.
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دیالوگ های ماندگار
    سارا (نیکی کریمی): من صلاحیت تربیت بچه رو ندارم؟ راست می گی من وظیفه واجب تری دارم ... اول باید خودم رو تربیت کنم ... آره برای همینه که دارم تو رو ترک می کنم .حسام [ سارا - داریوش مهرجویی ]
آمار فروش
موسیقی
آپارات
افراد آنلاین

    افراد حاضر در این وب

 
   
فال حافظقالب وبلاگقالب وبلاگگالری عکسفاگالری عکس آلامتو
>