تبلیغات

فال

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

اس ام اس عاشقانه

سینمای ایرانی - مطالب یادداشت ها
 
سینمای ایرانی
همه با هم به سوی سینمایی برتر
صفحه نخست           تماس با مدیر         پست الکترونیک               RSS                    ATOM
مطالب پیشنهادی
سرمقاله


این وبلاگ به روز ترین و بزرگترین وبلاگ سینمایی است . ما سعی داریم همه روزه با گذاشتن مطالب جالب و جدید در رابطه با سینما , تلویزیون , تئاتر و ... رضایت شما را جلب کنیم . برای تبادل لینک با ما باید وب هایی که دارای آمار حداقل 500 بازدید روزانه هستند ما را با عنوان ( سینمای ایرانی .:: پاتوقی برای سینما دوستان ::. ) لینک کنند و به ما خبر بدند تا در کمتراز 24 ساعت آنها را لینک کنیم . در ضمن شما می توانید لینک مطالب جدید وبلاگ یا سایتتون رو از طریق ارسال لینک مفید ارسال کنید . این قسمت محدودیت آماری نداره و نیاز نیست ما رو لینک کنید . نکته آخر : لطفا به علت اهمیت آمار نظرسنجی برای ما در نظر سنجی شرکت کنید . نظر هم فراموش نشه . ///

آدرس های سینمای ایرانی : www.ircinama.mihanblog.com
................................. : www.ircinema.tk

مسعود ( مدیر وبلاگ سینمای ایرانی )

مدیر وبلاگ : مسعود
مطالب اخیر
نظرسنجی
به نظر شما بهترین بازیگر زن کدام یک از گزینه های زیر است ؟













اگه قبلی خوب بود اینم بخونید

ادامه مطلب


نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :

یکشنبه 8 اسفند 1389 :: نویسنده : مجتبی
حتما بخونید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ادامه مطلب


نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :

یکشنبه 8 اسفند 1389 :: نویسنده : مجتبی

برای رسیدن به پاسخ سوال فوق، جشنواره امسال را از چند جهت بررسی می‌کنیم.

فیلم‌ها

به چند ماه قبل از جشنواره فجر بازگردیم. دارید خودتان را برای یک جشنواره دیگر آماده می‌کنید. هر روز خبرهای سایت‌های مختلف را می‌خوانید و متوجه می‌شوید فیلمسازان بزرگی چون اصغر فرهادی، سیدرضا میرکریمی، داریوش مهرجویی، مسعود کیمیایی، عبدالرضا کاهانی، علی رفیعی، ابراهیم حاتمی‌کیا، کیانوش عیاری، رسول صدرعاملی دارند فیلم‌هایشان را آماده می‌کنند. از طرفی شنیده‌اید فیلم علیرضا داوودنژاد هم خوب از آب در آمده. دیگرانی چون بهرام توکلی، علیرضا امینی، بهرام بهرامیان، فرزاد موتمن، رامبد جوان، کمال تبریزی و خیلی‌های دیگر نیز هر کدام به یک شکل امید را در شما زنده نگه داشته‌اند و احتمالا چند فیلمساز جوان هم پدیده خواهند شد.
اما وقتی اسامی فیلم‌ها اعلام می‌شود، خیلی از اینها از جمله عیاری، صدرعاملی، امینی، بهرامیان و موتمن، حضوری در جشنواره ندارند.

بخش‌‌بندی فیلم‌ها

به ایام نزدیک به جشنواره بازگردیم. زمانی که هنوز اسامی فیلم‌های بخش‌های مختلف جشنواره اعلام نشده. مسئولان معاونت سینمایی مدام مصاحبه می‌کنند و می‌گویند با توجه به کیفیت و کمیت آثار امسال، چند بخش برای جشنواره در نظر گرفته شده و بخش مسابقه اصلی هم امسال از نظر تعداد فیلم رکورد شکن خواهد بود. با خودتان می‌گویید عجب رقابتی در بخش اصلی بین فیلمسازان بزرگ شکل خواهد گرفت. به راستی بهترین کارگردان اصغر فرهادی خواهد بود یا داریوش مهرجویی یا سیدرضا میرکریمی یا فیلمساز دیگری؟
اما به جز فیلم‌هایی که نمی‌آیند (آثار عیاری و صدرعاملی و... که در بخش قبلی ذکر شد) می‌بینید فیلم‌های فیلمسازان شاخصی چون عبدالرضا کاهانی، علیرضا داوودنژاد، نیکی کریمی، تهمینه میلانی و فریدون جیرانی به بخشی با عنوان «نوعی نگاه» می‌رود و جدا از سازندگانشان، بازیگرانش هم شانس کسب سیمرغ را از دست می‌دهند.
با خود فکر می‌کنید چه فیلم‌های مهمی در بخش «سودای سیمرغ» هستند که چنین آثاری باید بیرون بمانند. آن هم در شرایطی که فیلم‌ها به 33 عدد رسیده. بعد در جشنواره با فیلم‌هایی چون «33 روز» (جمال شورجه)، «اخراجی‌ها 3» (مسعود ده نمکی)، «پایان نامه» (حامد کلاهداری)، «سیب و سلما» (حبیب الله بهمنی)، «جعبه سیاه» (مستندی از محمدرضا اسلاملو)، «ارتباط خانوادگی» (نادر مقدس)، «آسمان هشتم» (حسن نجفی)، «پاریس تا پاریس» (محمدحسین لطیفی) و «گلوگاه شیطان» (حمید بهمنی)‌ مواجه می‌شوید. البته فیلم‌های دیگری هم بوده‌اند با همین سطح کیفی که لابد به خاطر نام کارگردانانشان حضورشان موجه بوده.

داوری و جوایز

مسئولان جشنواره از حضور سینماگران مطرح در هیات‌های مختلف داوری صحبت کرده‌اند. منتظرید ببینید امسال چه کسانی قرار است فیلم‌های کارگردانان مهم جشنواره (که البته خیلی‌هایشان یا از جشنواره یا از مسابقه دور مانده‌اند) را قضاوت کنند.
تعلیق‌ همچنان ادامه دارد که یکدفعه این نام‌ها از جعبه جادویی مسئولان بیرون می‌آید: جهانگیر الماسی، ابوالقاسم طالبی، حسن عباسی، جابر قاسمعلی در «سودای سیمرغ» و سعید سهیلی و وحید جلیلی در بخش «نگاه نو». به جز چند نام محدود (مثل تهماسب صلح‌جو، علی معلم و مجید انتظامی) هیچ سینماگر یا سینمایی نویس مهم دیگری در بخش‌های مختلف داوری حضور ندارد.
صبر می‌کنید تا اختتامیه و پیش قضاوت را کنار می‌گذارید. شاید جوایز به شایسته‌ها رسید. ولی می‌بینید جوایز بین سه چهار فیلمساز «اسمی» (فرهادی، کیمیایی و مهرجویی) تقسیم می‌شود تا چند فیلمساز «اسمی» دیگر سهمی نبرند (میرکریمی، حاتمی‌کیا و رفیعی) و البته داوران در انتها باید با جوایز ویژه‌شان از خجالت جمال شورجه و بزرگ‌نیا و بهمنی هم در بیایند. جوایز بازیگری هم در هر بخش به «معروف‌ترین‌ها» اهدا می‌شود تا به قول معروف «مردمی» باشد. دیگر چه اهمیتی دارد گروه بازیگران «جدایی نادر از سیمین» سیمرغی نبرد، آنها که چند روز بعد می‌خواهند خرس نقره‌ای برلین ببرند و بی جایزه نمی‌مانند. یا مهم نیست بازی «نگار جواهریان» در «یه حبه قند» و «اینجا بدون من» در چه حد بوده.

برنامه‌ نمایش

اصلا با خود می‌گویید «گور بابای جایزه». به ما چه. اصلا مگر فیلمسازان می‌آیند سیمرغ فجر ببرند. همه می‌آیند دور هم جمع شویم و فیلم ببینیم و خودمان و منتقدان و خیلی‌های دیگر هستند که قضاوت کنند کدام فیلم بهتر است.
کلی می‌گردید و برنامه نمایش سالن خود را پیدا می‌کنید. مثلا خبرنگار هستید و قرار است در «برج میلاد» فیلم ببینید. برنامه روز اول منتشر می‌شود و با خودتان فکر می‌کنید چه فیلم‌هایی را باید ببینم. در این حالت دو فرض را پیشرویتان قرار می‌دهیم: «می‌خواهید فیلم‌های کارگردانان مهم را ببینید» (حالت اول) یا «می‌خواهید همه فیلم‌ها را ببینید» (حالت دوم)
حالت اول: قرار است مثلا روز پنجم فیلم‌های فرهادی، مهرجویی و کاهانی پشت سر هم به نمایش درآیند. روز قبلش سینمای مطبوعات تعطیل است. پس می‌توانید به کارهایتان برسید تا با انرژی کامل بروید و سه تا از فیلم‌هایی که در شما کنجکاوی به وجود آورده ببینید. قرارهای روز پنجمتان را با کلی التماس به روز دیگری انداخته‌اید. یکدفعه همکارتان تماس می‌گیرد و می‌گوید کل برنامه منحل شده و قرار است از این به بعد تنها برنامه روز بعد سالن به شکل روزانه اعلام شود.
برنامه‌ریزی را از اول شروع می‌کنید. روز سوم به اتمام می‌رسد و برنامه روز پنجم را می‌بینید. خب «چیزهایی هست که نمی‌دانی» و «یه حبه قند» که احتمالا فیلم‌های مهمی هستند قرار است به نمایش در بیاید. با فردی که قرار بوده کاری برایش انجام دهید تماس می‌گیرید و می‌گویید ساعت 12 شب آن روز که از سینمای میلاد به خانه برگشتید کارهایش را در خانه انجام می‌دهید و او هم مجددا با تغییر برنامه‌تان موافقت می‌کند. اما روز بعد یکی از همکاران تماس می‌گیرد و می‌گوید «اسب حیوان نجیبی است» قرار است بعد از «یه حبه قند» به نمایش درآید و شما باید تا حدود 2 نیمه شب در برج میلاد باشید.
روزهای جشنواره می‌گذرد و چند بار دیگر با طرف مقابل دعوایتان می‌شود.
به روز آخر نمایش فیلم‌ها در برج میلاد می‌رسیم. برنامه‌هایتان را عقب و جلو می‌اندازید تا ببینید «اخراجی‌ها 3» که این همه جنجال به پا کرده چیست؟ با کلی اصرار چند ساعت آخر روز 25 بهمن را خالی می‌کنید. 7-8 هزار تومان پول دربست می‌دهید و شام نخورده خود را به مجتمع می‌رسانید. بعد از رد کردن کلی پله و چند بار نشان دادن کارت، بالاخره وارد مجتمع می‌شوید. همان ابتدا کاغذی روی ستونی نصب شده: «نمایش اخراجی‌ها 3 منتفی شد.» (نقل به مضمون)
حالت دوم: می‌خواهید همه فیلم‌ها را ببینید. شاید در بین آثار فیلمسازان جوان یا حتی سینماگرانی که فیلم‌های قبلی‌شان خوب نبوده، هم چند اثر قابل قبول پیدا شد. پس مرخصی ده روزه می‌گیرید.
ابتدا می‌بینید فیلم‌های «خارج از مسابقه»، «نگاه نو» و «آثار ویدئویی» در برنامه نمایش میلاد جایی ندارند. خب چطوری قرار است کشف استعداد کنید وقتی فیلم‌های «نگاه نو» (فیلم‌ اولی‌ها) را نمی‌توانید ببینید.
در اواخر جشنواره برگه‌ای منتشر می‌شود و خب این امکان برایتان فراهم شده که حداقل حدود 15 فیلم از هر کدام از بخش‌ها را ببینید. اما با این پیش شرط که فیلم‌های مسعود کیمیایی، مازیار میری، کمال تبریزی، بهرام توکلی و خیلی‌های دیگر را نبینید. چون این فیلم‌ها در سالن دیگری و به صورت همزمان به نمایش در می‌آیند.
بی خیال کشف استعداد می‌شوید. می‌خواهید حداقل تمام فیلم‌های مسابقه را ببینید. خودتان را در روز 24 بهمن با عجله به مجتمع می‌رسانید تا «گلوگاه» (محمدابراهیم معیری)‌ را تماشا کنید. در حالی که دارید در لابی، رژه می‌روید یکدفعه از بلندگو اعلام می‌شود‌: «هنرمندان و اصحاب محترم رسانه. فیلم گلوگاه امروز در سالن اصلی به نمایش در نمی‌آید.» (نقل به مضمون)

سالن اصلی مرکز همایش

اصلا بی خیال کشف استعداد. بی خیال دیدن همه فیلم‌ها. همان فیلم‌هایی که مهم هستند را ببینید. فوقش کل 10 روز را در مجتمع هستید تا اگر فیلمی جا به جا شود، هم آن را از دست ندهید. یعنی دیدن فیلم فرهادی و مهرجویی، ارزش کمی سختی کشیدن را ندارد؟
از صبح در برج میلاد هستید. ساعت نزدیک‌های 9 شب است و تا دقایقی دیگر «یه حبه قند» به نمایش در می‌آید. با عجله می‌روید در صف گرفتن ژتون غذا. «مرغ یخ کرده ظهر» را با قاشق و چنگال یک بار مصرف، تحویل می‌گیرید. گازی می‌زنید و با عجله می‌روید در صف بایستید. کلی در صف می‌ایستید و همین‌طور عده‌ای می‌خواهند از شما جلو بزنند. بالاخره مسئولان درب‌ها را باز می‌کنند. یکدفعه از پشت و راست و چپ شما را به جلو هل می‌دهند و شما به نفر جلویی می‌خورید و نفر جلویی غر می‌زند و نفر عقبی هم غر می‌زند که چرا حرکت نمی‌کنید. بعد از دو سه بار پرت شدن روی زمین، بالاخره وارد سالن می‌شوید. عجیب است اکثر صندلی‌ها پر است در حالی که شما زود سر صف ایستاده بودید. متوجه می‌شوید درب سمت دیگر سالن پنج دقیقه زودتر باز شده و تقصیر خودتان است که این درب را انتخاب کرده‌اید!
بالاخره در ردیف‌های جلویی و کناری یک صندلی پیدا می‌کنید و می‌نشینید. فیلم دارد به جاهای جالبش می‌رسد. از ابتدا دیالوگ‌ها را لغت به لغت گوش داده‌اید تا چیزی را از دست ندهید. کار به جاهای حساس می‌رسد، تا اینکه یکدفعه صدا قطع می‌شود و نزدیک یک دقیقه هم این قطعی صدا ادامه دارد.
فیلم بالاخره تمام می‌شود و شما بیرون می‌آیید. به این فکر می‌کنید که چنین صفی را از این به بعد نهایتا در مورد فیلم‌های کاهانی، حاتمی‌کیا، فرهادی، مهرجویی و شاید کیمیایی باید تحمل کنید. مثل تحمل صدا و تصویر باقی فیلم‌ها.

کارت خبرنگاری

هر روز که به مجتمع میلاد می‌آیید چند بار کارتتان چک می‌شود. ابتدا در ورودی کل محوطه برج میلاد توسط نگهبانان. بعد زمانی که وارد ساختمان می‌شوید یک بار دیگر کارتتان را باید بدهید تا مسئولان مربوط با دستگاه آن را چک کنند و البته تمام کیف و ساک‌هایتان را هم باید در دستگاهی بگذارید تا چک شود.
بعد از ورود به ساختمان، نوبت به سالن نمایش فیلم می‌رسد. آنجا هم باید کارتتان یک بار دیگر با دستگاه چک شود. وقتی فیلم تمام شد و خواستید به نشست مطبوعاتی بروید یک بار دیگر کارتتان را چک می‌کنند. اگر برای چند لحظه خواستید به جلوی درب سالن کنفرانس بروید تا مثلا کیف دوربین همکارتان را بدهید و بازگردید باز باید کارتتان چک شود.
اگر کارتتان را هنوز از روابط عمومی تحویل نگرفته‌باشید و برای تحویل گرفتنش لازم باشد داخل ساختمان شوید هم مسئولان اجازه نمی‌دهند. حتی اگر شناسنامه یا کارت ملی‌تان را «گرو» بگذارید هم آنها موافقت نمی‌کن





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :

یکشنبه 8 اسفند 1389 :: نویسنده : مسعود
دوستان دراین مقاله شما هرچی دوست دارین درموردسینمای ایران بنویسید
بسم الله......




نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :

یکشنبه 8 اسفند 1389 :: نویسنده : مجتبی
موفقیت چشمگیر اصغر فرهادی و همکارانش در جشنواره برلین به خاطر فیلم درخشان «جدایی نادر از سیمین» از چند جهت قابل تأمل بود. اولین جهت آن به همان حس پرافتخاری برمی‌گردد که از سربلندی هموطنان هنرمندمان در سرزمین‌های دیگر حاصل می‌شود و خب؛ حالتی عمومی دارد.

طبعا این حس برای دوستداران سینمای فرهادی دوچندان است، اما در این مجال مایلم به جهات دیگر این ماجرا اشاره کنم و آن این که در این سربلندی، دیگران چه نقشی داشته‌اند؟ منظور از دیگران همان کسانی است که قرار است پشتوانه اصلی سینمای ایران باشند و سیاست‌ها و جهت‌گیری‌ها را شکل می‌دهند و در هر محفل و مراسمی تا سخنرانی‌های پر از افاضه انجام ندهند، رسمیتی به آن مجالس نمی‌‌بخشند.

از ماجرای تعلیق فیلم فرهادی در میانه فیلمبرداری، به دلیلی که اهداف سیاسی‌اش بر وجه منطقی‌اش کاملا غالب بود، هنوز مدت زمان زیادی نگذشته است. سینماگری که در چند سال اخیر پرافتخارترین هنرمند ایرانی در این حوزه در سطوح جهانی بوده، به خاطر گفتن یک واژه، آن هم به دلایلی کاملا صنفی، داشت در معرض مذبح و پرتگاهی هولناک قرار داده می شد تا دعوایی که سر لحاف ملا برپا شده بود با استناد و به بهانه حرف‌هایش، به سود برخی حضرات تمام شود که خوشبختانه با درایت خود فرهادی غائله پایان یافت و آن حضرات نیز به تدریج دریافتند سینما معبر سهل‌المروری نیست تا بتوان هر جور که اراده‌شان تمایل یافت، کُن بگویند و فیکون برپا شود.

از ادامه فیلمبرداری کار فرهادی خشنود بودیم که فردی تازه از راه رسیده که تا دیروز دغدغه‌اش سخنرانی‌های جنجالی علیه و له فلان و بهمان رجال و جریان‌های سیاسی بود، تحت لوای ادعای نقد استراتژیک، نتایج مشعشعش از «درباره الی» را اعلام داشت و اتهام لیبرالیسم جنسی را به مردی زد که در حوزه‌های اخلاقی و خانوادگی، خوشنامی و نجابتش سرزبان است، اما به رغم این تهمت زشت و رواجش توسط امربرهای استراتژیست، باز کار فرهادی لطمه ندید و به جشنواره فیلم فجر رسید و موجی از بهت و حیرت ناشی از تماشای فیلمی شگرف و بزرگ را در بین عموم مخاطبان آفرید.

ماجرا چنان انکارناشدنی بود که جشنواره دولتی فجر (که اثر به این مهمی را لایق حضور در بخش بین‌الملل خود ندانسته بود!) نتوانست به رغم حضور همان استراتژیست در هیئت داورانش، «جدایی نادر از سیمین» را نادیده بگیرد و عنوان بهترین کارگردانی و فیلمنامه‌نویسی را از آن فرهادی دانست، اما انگار همین نیز زیادی انگاشته می‌شد و امتیازهای بزرگ فیلم در بازی و تدوین و صدا و تصویر یا ندیده گرفته شدند و یا در حد نامزد و دیپلم افتخار مطرح شدند.

این در حالی است که در جشنواره معتبری همچون برلین، که دست کم در بخش بازیگری فیلم‌ها به سطح قابل توجهی از استانداردهای لازم رسیده‌اند، کار فرهادی چنان درخشید که هیئت داوران همان ایده‌ای را اتخاذ کرد که هر چند وقت یک بار در برابر آثار بزرگ سینمایی گرفته می‌شود: اعطای جایزه به تیم بازیگری.

در یادداشتی که در شماره ویژه جشنواره ماهنامه فیلم، قبل از شروع جشنواره فجر، در معرفی فیلم جدایی «نادر از سیمین» نوشته بودم، با یادآوری جشنواره لوکارنو شش سال قبل و کسب عنوان بهترین بازیگران زن توسط گروه بازیگران زن فیلم «9 زندگی» رودریگو گارسیا در آن، بر این نکته تأکید کرده بودم که فیلم فرهادی شایستگی همان تصمیم را دارد.

بسیار خوشحالم ایده این منتقد کوچک ایرانی، یک ماه بعدش، همپوشانی با نظر داوران بزرگ جشنواره‌ای معتبر پیدا کرد، اما چگونه می توان ناخرسندی از این مطلب را پنهان کرد که در امر داوری جشنواره خودمان نه تنها این ایده انجام نشد که حتی بعضا بازیگرانی روی سن برای دریافت سیمرغ رفتند و یا به عنوان کاندیدا نامشان اعلام شد که در مقایسه با خودشان هم بازی‌هایی ضعیف داشتند، چه رسد در قیاس با بازی‌های حیرت‌آور «جدایی نادر از سیمین».

این ماجرا ادامه دارد. همین یکی دو روز گذشته تحلیل‌هایی مشعشع بر «جدایی نادر از سیمین» و سایر فیلم‌های فرهادی، روی سایت هایی خبری که گمان و رجا می‌برند ارزش‌ها منحصرا در اختیار ایشان است، درج شده که در ادامه همان تحلیل های استراتژیستی قرار دارد و از فرط سخیف بودن حتی قابل ذکر نیز نیست. این روزها احتمالا خیلی‌ها مایلند با فرهادی و اثرش عکس یادگاری بگیرند، اما تاریخ با اخلاق و وجدان بشری یادمان خواهد داشت؛ و نه با این جور عکس‌های گذرا. سینمای فرهادی با همین اخلاقیات گره خورده است.

Image

منبع: وبلاگ مهرزاد دانش در «خبر آنلاین»






نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :

چهارشنبه 4 اسفند 1389 :: نویسنده : مسعود
در روزهایی که هیچ چیز آرام نبود، "همه چی آرومه" خوانده شد. ترانه‌ای که اولین برخوردها با آن اصلا مثبت نبود یا شاید منصفانه‌تر این باشد که از آن همه مثبتی همه حرصشان گرفته بود.

همه دلشان می‌خواست ببینند این کیست که جرات کرده در این حال و هوای ناآرام قد علم کند و بگوید همه چی آرومه و از آن بدتر اینکه "من چقدر خوشبختم"! تک و توک آدم‌هایی هم که پیدا می‌شدند که از آهنگ خوششان آمده بود اما کی جرات داشت حرف بزند؟

آب‌ها که بیشتر از آسیاب افتاد، بحث‌ها که کمی آرام گرفت، آتش‌ها که کمی بیشتر خوابید و پارازیت‌ها که زیادتر شد و فقط پی ام سی ماند و فارسی وان، همه چی آرومه بیشتر خودش را نشان‌ داد. در روزهایی که به نظر می‌رسید حالا بیش از گذشته خیلی‌ها دلشان می‌خواست آرام شوند، دلشان می‌خواست آلزایمز بگیرند، دلشان می‌خواست فراموش کنند. طبیعی بود که این دل ترانه‌ای در حال و هوای خواسته‌هایش بخواهد که آن ترانه چیزی نبود جز "همه چی آرومه".

آهسته آهسته پیش از آنکه بفهمی دقیقا چه اتفاقی افتاد زمزمه‌هایی آغاز به شنیدن شد مبنی بر اینکه جمعیت کثیری از این آهنگ خوششان آمده. وقتی واقعا شاد بودی، وقتی در عروسی بودی، قرار بود به عروسی بروی، اتفاق خوبی می‌افتاد یا دلت می‌خواست بیفتد یا کلا اگر به هر دلیلی حالت خوب بود، همه چی آرومه هم با تو بود.

حالا بعد یکسال و نیم از آمدن این آهنگ، فیلمسازان هم علاقه‌ء ویژه‌شان را به "همه چی آرومه" نشان دادند و در چند فیلم امسال به صور گوناگون از آن استفاده شد. "خیابان‌های آرام" کمال تبریزی تا حایی که جا داشت روی این قطعه مانور داد و دم به دقیقه نیکی کریمی روی "همه چی آرومه" تاکید می‌کرد. در "سعادت آباد" این ترانه پخش شد، شخصیت‌های "پایان نامه" در اوج ناآرامی" همه چی آرومه" گوش می‌کردند و البته چند فیلم دیگر.

باور کنید "همه چی آرومه" نه تنها یک سینگل هیت درست و حسابی که ترانه مهمی است، ترانه‌ای است که سیر شنیداری‌اش بسیار پیچیده است. خیلی‌ها را می‌شناسم که از این آهنگ متنفر بودند و حالا طرفدارش شده‌اند، خیلی‌ها را می‌شناسم که معتقد بودند "همه چی آرومه" را گروه‌هایی برای حال‌گیری آنها ساخته‌اند تا به نوعی به آنها دهن‌کجی کرده باشند، خیلی‌ها را می‌شناسم که با شنیدن این آهنگ کانال را عوض ‌می‌کردند اما حالا ری اکشن‌های همه‌شان 180 درجه فرق کرده. ری‌اکشنی که به نظر ماندگارتر از عکس‌العمل قبلی است. حالا بسیاری از آنها با شنیدن "همه چی آرومه" لحظات آرام و عاشقانه‌ای را سپری می‌کنند. تا به حال چند آهنگ شنیده‌اید که چنین ویژگی داشته باشد؟ که چنین سیر متفاوتی را طی کند؟

فیلمسازان بی‌خود و بی‌جهت نسبت به ترانه‌ای تا این اندازه رغبت نشان نمی‌دهند و حجم استفاده از ترانهء "همه چی آرومه" که با اقبال زیادی از سوی مردم مواجه شد، بی‌شک یکی از دلایل مهم استفادهء آنها بود. ترانه‌ای که به خوبی می‌تواند معنای کنایی "هیچ چیز آروم نیست" را هم توامان داشته باشد. ترانه‌ای که در شرایط ناآرام وقتی پخش می‌شود، ناخودآگاه زهرخندی گوشهء لبت می‌نشاند.

Image

منبع: خبرآنلاینس





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :

چهارشنبه 27 بهمن 1389 :: نویسنده : مسعود

طی رای ها ثبت شده بازدید کنندگان این وبلاگ فیلم یه حبه قند به عنوان بهترین فیلم انتخاب شد .

1 . یه حبه قند

2. جدایی سیمین از نادر

3 . اسب حیوان نجیبی است





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :

سه شنبه 26 بهمن 1389 :: نویسنده : مسعود

( کل صفحات : 7 )    ...   2   3   4   5   6   7   



.: Weblog Themes By PICHAK :.
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دیالوگ های ماندگار
    سارا (نیکی کریمی): من صلاحیت تربیت بچه رو ندارم؟ راست می گی من وظیفه واجب تری دارم ... اول باید خودم رو تربیت کنم ... آره برای همینه که دارم تو رو ترک می کنم .حسام [ سارا - داریوش مهرجویی ]
آمار فروش
موسیقی
آپارات
افراد آنلاین

    افراد حاضر در این وب

 
   
فال حافظقالب وبلاگقالب وبلاگگالری عکسفاگالری عکس آلامتو
>