تبلیغات

فال

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

اس ام اس عاشقانه

سینمای ایرانی - مطالب یادداشت ها
 
سینمای ایرانی
همه با هم به سوی سینمایی برتر
صفحه نخست           تماس با مدیر         پست الکترونیک               RSS                    ATOM
مطالب پیشنهادی
سرمقاله


این وبلاگ به روز ترین و بزرگترین وبلاگ سینمایی است . ما سعی داریم همه روزه با گذاشتن مطالب جالب و جدید در رابطه با سینما , تلویزیون , تئاتر و ... رضایت شما را جلب کنیم . برای تبادل لینک با ما باید وب هایی که دارای آمار حداقل 500 بازدید روزانه هستند ما را با عنوان ( سینمای ایرانی .:: پاتوقی برای سینما دوستان ::. ) لینک کنند و به ما خبر بدند تا در کمتراز 24 ساعت آنها را لینک کنیم . در ضمن شما می توانید لینک مطالب جدید وبلاگ یا سایتتون رو از طریق ارسال لینک مفید ارسال کنید . این قسمت محدودیت آماری نداره و نیاز نیست ما رو لینک کنید . نکته آخر : لطفا به علت اهمیت آمار نظرسنجی برای ما در نظر سنجی شرکت کنید . نظر هم فراموش نشه . ///

آدرس های سینمای ایرانی : www.ircinama.mihanblog.com
................................. : www.ircinema.tk

مسعود ( مدیر وبلاگ سینمای ایرانی )

مدیر وبلاگ : مسعود
مطالب اخیر
نظرسنجی
به نظر شما بهترین بازیگر زن کدام یک از گزینه های زیر است ؟













یک حبه قند شاید در ابعاد خیلی دور خیلی نزدیک و به همین سادگی نباشد، اما تا این جای کار(یعنی 21 بهمن) بهترین فیلمی است که در سالن میلاد نمایش داده شده است. برخی دوستان در همین وجه مقایسه ای با کارهای قبلی میرکریمی تعریف چندانی از آن به عمل نمی آورند، اما مگر قرار است هر فیلمسازی هر فیلم جدیدی که می سازد نسبت به کار پیشینش ممتازتر باشد؟ اگر چنین است که نابغه ای همچون هیچکاک بدترین فیلم های کارنامه اش را در همان چند سال آخر فعالیت کاری اش ساخته است.

بگذریم...لذتی که از تماشای یک حبه قند به مخاطب منتقل می شود، دقیقا در بستر زندگی قرار دارد. فیلم تبلور جذابی از زندگی انسانی است. گرد هم آمدن تعدادی خویشاوند به خاطر یک جشن خواستگاری با همه حرف و حدیث هایی که در قهر و آشتی ها و خنده ها و اختلاف ها و دل بستن ها و از هم بریدن ها و غیره پیش می آید، مفهومی بشری را در دل کار می پروراند. میرکریمی مجموعه ای از احساسات انسانی را در فضای داستانی کارش گنجانده است که در تعامل و تقابل با یکدیگر،  ساحتی پرمعنا را تبیین می کند. در متن و بطن این ماجرا، ریزه کاری های فوق العاده ای که در تار و پود درام تنیده شده است غنای اثر را افزون می بخشد و زنجیره ای از مناسبات ظریف را که برخی تفسیرگر دیگری هستند و حتی میان برخی رابطه علی و معلولی و سببیتی وجود دارد شکل می دهد. البته این جور ریزه کاری ها در آثار قبلی میرکریمی هم به چشم می خورد و در برخی از آن ها مثل دو فیلم ماقبل آخرش بسیار محکم تر از فیلم کنونی پرداخته شده بودند. اما به هر حال از دل همین مناسبات ظریف است که مفهوم اساسی اثر یعنی دو روی سکه زندگی/مرگ رخ می نماید؛ آن سان که با حبه ای کوچک از قند ( که به شکلی پیش آگاهانه در مواجهه یکی از زنان با زن دایی رویش اشاره به عمل آمده بود) مرز بین این دو ساحت مشخص می شود و فضای لرزان معیشت به چشم می آید. در عین حال این فیلم اثری عاشقانه است؛ منتها عشقی که شاید تا دو سوم ابتدایی در پوششی ظریف نهان شده بود و با حضور آخرین شخصیت اصلی داستان یعنی قاسم، موجودیت خود را به تدریج اثبات می کند. علاوه بر این سپهر شرقی و بافت سنتی جاری در مناسبات رفتاری و آیینی و عقیدتی آدم های قصه، این امکان را محقق ساخته است تا عنصری به نام «ایرانی بودن» به شدت در فضای اثر احساس شود بی آن که دچار بزرگ نمایی و تظاهر آید.

پهلوان زنده سینمای ما... (جدایی نادر از سیمین)



ادامه مطلب


نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :

دوشنبه 25 بهمن 1389 :: نویسنده : مجتبی

 نیم نگاهی به بعضی از فیلم های حامد بهداد:

بوتیک: بازی اش در بوتیک خوب بود و می توانست بهتر هم باشد نقشش کوتاه بود ولی تاثیر گذار بود

اما در فیلم بوتیک دیده نشد

روز سوم: بازی اش بسیار عالی و خوب بود و حامد بهداد هم خودش می گوید بهترین آثار سینمایی ام روز سوم است

بازی اش در روز سوم بسیار متفاوت و خیلی فرق دارد با بقیه نقش هایش 

 برای این فیلم باید سیمرغ بلورین را به حامد بهداد می دادن چون حقش بود . معمولا در جشنواره فیلم فجر اصلا خوب داوری نمی کنند و همیشه حق حامد بهداد را خوردن

دایره زنگی: حامد بهداد در دایره زنگی نقش یک پسر شیطون را دارد

بسیار بازی اش در فیلم دایره زنگی ضعیف است . مثل اینکه بازی اش کنترل نشده است و حامد بهداد در روند داستان فیلم هم هیچ تاثیری نداشت. به نظرم حامد بهداد نباید این فیلم را بازی می کرد

مجنون و لیلی:فیلمی تجاری است و اصلا فیلم نامه ی خوبی ندارد ولی بازی حامد بهداد در فیلم عالی بود.ضعف هایی هم در بازی اش بود

حس پنهان: نقطه فیلم بازی کنترل شده حامد بهداد . حامد بهداد در این فیلم یکی از بهترین بازی هایش را ارائه داد. که برای این فیلم هم باید جایزه می گرفت و واقعا این نقش جایزه داشت ولی نمی دانم چرا جایزه ندادند

هر شب تنهایی:فیلمی بسیار ضعیفی است که بازی حامد بهداد هم بسیار سطحی و ضعیف است و فیلم هرشب تنهایی فیلم نامه ی درست حسابی هم ندارد اصلا معلوم نیست داستان فیلم چیست

از رسول صدر عاملی انتظار نمی رفت چنین فیلمی بساز د  البته باید قبول کنیم که فیلم سفارشی است

دلخون:بازی اش بسیار خوب و عالی است . کارگردانی دلخون بسیار ضعیف است اما بازی خوب حامد بهداد در دلخون بیشتر ضعف های فیلم را پوشاند .

شبانه روز:با گریمی کاملا متفاوت و بازی کاملا متفاوت که برای این فیلم باید جایزه را می گرفت . در شبانه روز حامد بهداد نقش یک پیرمردی را دارد

که فیلم شبانه روز هم هنوز تکلیفش معلوم نیست کی اکران شود واقعا نباید این فیلم بسیار خوب اینقدر دیر اکران شود

محاکمه در خیابان: نقش کوتاهی داشت اما تاثیر گذار بود . بازی اش خیلی کوتاه بود ولی به خوبی نقشش را بازی کرد

تسویه حساب:بازی اش در فیلم تسویه حساب بسیار خوب بود و معلوم است که حامد بهداد می تواند نقش های کوتاه را خیلی خوب بازی کند . چون این اواخر بیشتر نقش هایش کوتاه بوده است

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :

سه شنبه 19 بهمن 1389 :: نویسنده : مسعود
اما ادامه ی بازی وسینما

ادامه مطلب


نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :

چهارشنبه 13 بهمن 1389 :: نویسنده : مجتبی
صنعت سینما و بازی های کامپیوتری بسیار نزدیک به هم فعالیت می کنند و حتی همکاری های متعددی نیز میان این دو صنعت پر درآمد صورت گرفته اند. ساخت بازی از روی فیلم و ساخت فیلم از روی بازی نیز دیگر به امری طبیعی تبدیل شده و هر سال بازی های زیادی بر همین اساس ساخته می شوند. به تازگی هم که ساخت فیلم های Uncharted و Heavy Rain تایید شده است. قبلا هم شاهد عرضه شدن فیلم هایی مانند: Prince of Persia ،Hitman و Max Payne بودیم که با الگوبرداری از بازی، راهی سینماها شدند. حتی شایعات ساخت فیلم هایی از روی بازی هایی چون Gears of War و Metal Gears Solid نیز به گوش می رسید. از همین رو تصمیم گرفتم که لیستی از بازی هایی که می توانند روزی روی پرده نقره ای به نمایش در بیایند را تهیه کنم. بازی هایی که خود به نوعی یک فیلم سینمایی در قالب یک بازی بودند.

ادامه مطلب


نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :

سه شنبه 12 بهمن 1389 :: نویسنده : مجتبی

مهرزاد دانش منتقد سینما و یکی از اعضای هیات داوران انجمن منتقدان در چهارمین جشن منتقدان، پس از برگزاری این جشن مطلب چند ماه قبلش در روزنامه خبر را با کمی ویرایش منتشر کرده که می خوانیم.


در آخرین روزهای جشنواره 28، نایب‌رییس انجمن منتقدان از تعدادی از منتقدان و از جمله اینجانب دعوت کرد داوری فیلم‌های جشنواره به عهده بگیرند.

در نهایت 7 نفر در این زمینه مشخص شدند. این 7 نفر، از منتقدان شناخته‌شده سینمایی هستند و اغلب در نشریات معتبری همچون فیلم، فیلم‌نگار، دنیای تصویر و صنعت سینما...قلم می‌زنند.ما هفت نفر یکی دو هفته بعد از اتمام جشنواره آراء خود را درباره بهترین‌ها در فرم مربوط نوشتیم و به مدیریت انجمن ارسال کردیم. حاصل برآیند و معدل این آراء ، طبق الگویِ متداولِ تعلقِ بیشترین رأی، مشخص شد و بر حسب آن کاندیداها هم بر مبنای تعداد متعارف معین شدند، اما این پایان ماجرا نبود.

اردیبهشت امسال اعضای داوری طی جلسه‌ای گرد هم آمدند و جدا از هویت فردی انتخاب‌های خود، توجه خویش را به هویت جمعی این گروه هم معطوف کردند. به عبارت دیگر ، ما تنها به قالبِ اکثریتیِ آراءِ خود روی کاغذ اکتفا نکردیم و در آن جلسه سعی کردیم دلائل خود را برای همدیگر جهت انتخاب فلان فیلم و بَهمان سینماگر شرح دهیم و یکدیگر را متقاعد کنیم تا آراء خود را به هم نزدیک‌تر سازیم و با همدلی بیش‌تری نتایج نهایی را رقم بزنیم. با توجه به این‌که ما هفت نفر در برخی موارد دیدگاه‌هایی نزدیک و در برخی مسائل نیز دیدگاه‌هایی فاصله‌مند از هم داشتیم ، روند این جلسه به شدت صمیمانه و در عین حال جدی بود.

دو نکته اساسی در روند این جلسه قابل ذکر است. نخست آن‌که در فرایند تصمیم‌گیری هیچ نوع پیشنهاد و توصیه ولو ضمنی از سوی هیچ احدالناس یا جریانی اعمال نشد. هیچ نفرِ هشتمی به گروه هفت‌نفره ما اضافه نشد و تنها فردی که در جلسه ما حضور داشت، نائب‌رئیس انجمن و دبیر جشن چهارم منتقدان، آقای کیوان کثیریان بود که او نیز به هیچ عنوان دیدگاه و سلیقه خود را به زبان نیاورد، چه رسد به این‌که بخواهد دخالت کند.حضور ایشان نیز صرفا برمبنای نگارش صورت‌جلسه و نیز یادآوری مقررات متداول در امر داوری به لحاظ تعداد کاندیداها و عناوین جوایز و غیره بود. نکته دوم برمی‌گردد به تفاوت سلیقه و نگاه‌های فردی هر یک از ما هفت نفر با آن‌چه در فرایند تصمیم جمعی‌مان نمود یافته است.

اغلب ما در همان روزهای جشنواره و نهایتا یکی دو هفته بعدش، نظرات خود را درباره برگزیده‌هایمان در نشریاتی که معمولا می‌نویسیم، درج کردیم. علاقه‌مندان با رجوع به این نشریات به‌سادگی می‌توانند دریابند که نظر فردی اشخاصی مانند امیر قادری یا حمید گرشاسبی یا خود بنده چه بوده است، اما حاصل بحث‌های ما در فرایند این داوری تا حدی متفاوت از نگاه‌های فردی‌مان است.

من خودم ممکن است به لحاظ شخصی برخی از اسامی موجود در لیست را چندان نپسندم و یا حتی جای نام برخی را خالی بینگارم، کما این‌که قطعا شش نفر دیگر هم همین حس را دارند، ولی قاعده بازی در ساختار داوری ایجاب می‌کند که نظر جمعی‌مان را برمبنای رای اکثریت یا متقاعدشدگی حاکم بر فضای جلسه، بر نظر فردی‌مان غلبه دهیم و صدالبته این الگوی کوچکی از یک موقعیت مدنی است.

در عین حال، ما تصمیم گرفتیم به عنوان اعضایی از جامعه منتقدها در مواردی دست به معرفی الگو بزنیم و با توجه به نیازهای امروز سینمای ایران، حساسیت خویش را در قبال جلوه‌های بیرونی این سینما هم بدین‌وسیله نشان دهیم. برای همین هریک از ما در عین حفظ دیدگاه‌های فردی‌مان، روی نتایج داوری‌مان در انجمن نیز ثابت‌قدم هستیم.

ما اگر ادعای روشنفکری و تمدن داریم؛ اگر اثر هنری در‌این‌باره خلق می‌کنیم و اگر نقد هنری در این باب می‌نگاریم، باید در رفتار و منش و آداب خود نیز به همان شیوه تأسی کنیم. این امر، اصلی‌ترین نکته رعایت قواعد بازی اجتماعی در فراگردی متمدنانه است.

منبع: وبلاگ مهرزاد دانش





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :

یکشنبه 10 بهمن 1389 :: نویسنده : مسعود
فردوسی پور با وجود تمام محدودیت های اعمال شده در مورد خودش و برنامه اش (نود) باز هم انتقاداتش را به تیم ملی مطرح کرد.

از چند هفته قبل از جام ملت های آسیا، پخش برنامه «نود» متوقف و از گزارش بازی های تیم ملی در جام ملت ها توسط عادل فردوسی پور ممانعت شد. این اقدام با عدم حضور فردوسی پور در دو هفته اول جام ملت ها حتی به عنوان گزارشگر بازی سایر تیم ها، بیشتر ملموس شد و تلقی اکثر رسانه ها و مردم از اقدام فوق، جلوگیری از انتقادات فردوسی پور از تیم ملی و البته فدراسیون فوتبال در آستانه جام ملت ها بود. خصوصا اینکه علاوه بر انتقادات زیادی که به تیم ملی در آن دوره وارد بود برخی مسائل دیگر مثل حضور ناکام سعیدلو در انتخابات نایب رییسی کنفدراسیون فوتبال آسیا نیز خوراک خوبی را برای مجری همیشه جنجالی تلویزیون فراهم کرده بود.

Image

با این همه و در روزهایی که جواد خیابانی گزارشگر بازی های تیم ملی بود و به ستایش از همه چیز می پرداخت، فردوسی پور اندک مجالی با اجرای برنامه ورزشی شبکه جام جم و گزارش یکی دو بازی مثل «ژاپن - کره جنوبی» پیدا کرد و از حداقل زمان ممکن، حداکثر بهره را برای انتقاد کردن برد.
فردوسی پور پس از پایان بازی کره و ژاپن، ابتدا گفت: «این دو تیم خیلی قوی شده اند» و با کمی مکث گفت: «البته شاید هم ما خیلی ضعیف شده ایم!»
وی همچنین در اجرای برنامه گزارش ورزشی در شبکه جام جم پس از بازی «ایران - کره شمالی» در گفت و گو با میهمان برنامه گفت: «نیمه دوم بهتر بودیم. در واقع کمتر از نیمه اول ضعیف بودیم!»
فردوسی پور در این برنامه و پس از بازی «ایران - کره جنوبی» که منجر حذف تیم ملی ایران شد نیز انتقادات زیادی را نسبت به بازی تیم ملی مطرح کرد.

البته تنگ کردن فضا برای فردوسی پور همچنان ادامه دارد. مثال واضح برنامه نقد تیم ملی پس از حذف آن بود که با اجرای پیمان یوسفی در مدت نزدیک به سه ساعت و نیم روی آنتن رفت و میهمانانی چون مجید جلالی، حمیدرضا صدر، مجتبی تقوی و محمدحسن انصاری فرد به همراه تعداد زیادی از اهالی رسانه های مکتوب در آن حضور یافتند اما باز هم خبری از فردوسی پور نبود.

منبع: سینمافا





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :

پنجشنبه 7 بهمن 1389 :: نویسنده : مسعود
روز نامه کیهان نوشت :مشاور هنری-تبلیغاتی «مهدی كروبی» در انتخابات، استراتژی فرهنگی جمهوری اسلامی را با سیاست های رژیم ستم شاهی مقایسه كرد و با توهین به نمایندگان مجلس و دولت، تفكر فرهنگی نظام را «صله ای» خواند.

کیهان درادامه مطلب خود نوشت :علی معلم» كه در كنار كسانی چون «عمادالدین باقی» و «عباس عبدی» در تیم انتخاباتی كروبی فعالیت می كرد، در برنامه «هفت» شبكه سوم سیما ادعا كرد: همانگونه كه «مهرداد پهلبد» (وزیر فرهنگ و هنر شاه مخلوع) از اثری خوشش می آمد و دستور حمایت از آن را می داد، همچنان این «تفكر صله ای» در جمهوری اسلامی نیز وجود دارد!

وی كه با همان ادبیات لمپن كروبی در این برنامه تلویزیونی سخن می گفت، از دهه 1370 انتشار ماهنامه مبتذل و زرد «دنیای تصویر» را برعهده دارد و در طول 15 سال گذشته، نه تنها این ماهنامه را به نشریه ای برای تبلیغ سینمای هالیوود بدل كرد، بلكه به معرفی فیلم های حاوی گرایش های جنسی بیمار پرداخت و از فاسدترین جریان های سینمایی كشور حمایت كرد. افشاگری های مطبوعات سبب شد سرانجام این ماهنامه در اسفند 1386 توسط «هیات نظارت بر مطبوعات» لغو امتیاز شود، اما در روندی غیرمتعارف مجدداً پس از یكسال منتشر شد و همچنان با مشاركت نویسندگان روزنامه های زنجیره ای به فعالیت می پردازد.

جای تعجب است كه چگونه مسئولان انقلابی سازمان «صداو سیما» كه دغدغه های جدی برای مبارزه با «جنگ نرم» دشمن را دارند، اجازه حضور این عنصر بدسابقه را در برنامه زنده تلویزیونی داده اند تا از این فرصت برای انتشار توهین به نظام استفاده كند؟!

یادآور می شود « فریدون جیرانی» كه «كیهان» پیش از این به چاپ سوابق وی برای تبلیغ آثار سینمایی مبتذل پرداخته، مجری و گرداننده برنامه زنده «هفت» است! وی از ابتدای دهه 1370 اداره یك هفته نامه سینمایی مبتذل را برعهده داشت. این هفته نامه به سبب انتشار مصاحبه ای با یك آوازه خوان فاسد عصر پهلوی، اعتراض شدید نمایندگان ارزشی مجلس را برانگیخت و بارها به سبب تبلیغ فیلم های فاسد آمریكایی و فیلم فارسی های زمان طاغوت تذكرات جدی گرفت.

Image


منبع: پارس توریسم






نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :

پنجشنبه 7 بهمن 1389 :: نویسنده : مسعود

( کل صفحات : 7 )    ...   3   4   5   6   7   



.: Weblog Themes By PICHAK :.
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دیالوگ های ماندگار
    سارا (نیکی کریمی): من صلاحیت تربیت بچه رو ندارم؟ راست می گی من وظیفه واجب تری دارم ... اول باید خودم رو تربیت کنم ... آره برای همینه که دارم تو رو ترک می کنم .حسام [ سارا - داریوش مهرجویی ]
آمار فروش
موسیقی
آپارات
افراد آنلاین

    افراد حاضر در این وب

 
   
فال حافظقالب وبلاگقالب وبلاگگالری عکسفاگالری عکس آلامتو
>