تبلیغات

فال

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

اس ام اس عاشقانه

سینمای ایرانی - مطالب گفتگو ها
 
سینمای ایرانی
همه با هم به سوی سینمایی برتر
صفحه نخست           تماس با مدیر         پست الکترونیک               RSS                    ATOM
مطالب پیشنهادی
سرمقاله


این وبلاگ به روز ترین و بزرگترین وبلاگ سینمایی است . ما سعی داریم همه روزه با گذاشتن مطالب جالب و جدید در رابطه با سینما , تلویزیون , تئاتر و ... رضایت شما را جلب کنیم . برای تبادل لینک با ما باید وب هایی که دارای آمار حداقل 500 بازدید روزانه هستند ما را با عنوان ( سینمای ایرانی .:: پاتوقی برای سینما دوستان ::. ) لینک کنند و به ما خبر بدند تا در کمتراز 24 ساعت آنها را لینک کنیم . در ضمن شما می توانید لینک مطالب جدید وبلاگ یا سایتتون رو از طریق ارسال لینک مفید ارسال کنید . این قسمت محدودیت آماری نداره و نیاز نیست ما رو لینک کنید . نکته آخر : لطفا به علت اهمیت آمار نظرسنجی برای ما در نظر سنجی شرکت کنید . نظر هم فراموش نشه . ///

آدرس های سینمای ایرانی : www.ircinama.mihanblog.com
................................. : www.ircinema.tk

مسعود ( مدیر وبلاگ سینمای ایرانی )

مدیر وبلاگ : مسعود
مطالب اخیر
نظرسنجی
به نظر شما بهترین بازیگر زن کدام یک از گزینه های زیر است ؟













سینمای ما- مهران غفوریان بدون شک یکی از مهره های اصلی کمدی در تلویزیون ایران است وی که آخرین بار در سریال راه در رو در تلویزیون ظاهر شده است مشغول انجام فعالیتهای جدیدی است. وی در گفت و گویی به نکات جالبی در مورد زندگی و کارش اشاره کرده است.

-پدر خدا بیامرزم کارهای هنری مثل خطاطی، نقاشی، نواختن ساز و... انجام می​داد و من هم همان ‌زمان هنر را از ایشان به ارث بردم و از دوران دبیرستان به حرفه بازیگری علاقه‌مند شدم. مثل همه دوست داشتم یک هنرپیشه محبوب شوم، به همین دلیل بلافاصله کارم را از طریق دانشگاه شروع کردم و لیسانس نقاشی‌ام را از دانشگاه آزاد گرفتم البته برادرم مهدی نیز که 5 سال از من بزرگ‌تر است، تحصیلات دانشگاهی‌اش را در رشته موسیقی انجام داده. در کل اهالی خانه ما به جز مادرم هنری هستند، البته فکر می‌کنم بزرگ‌ترین هنرمند مادرم هست که من و برادرم را بزرگ کرده است.

- اولین کار بازیگری‌ام را با حضور در برنامه 39 شروع کردم. جالب این‌که زمان تماشا کردن خودم، خیلی انرژی می‌گرفتم و خوشحال می‌شدم. زمانی که کارم را در بازیگری شروع کردم، شاهد احمدلو، کارگردان و بازیگر سینما و تلویزیون، حسین رفیعی و بیژن بنفشه‌خواه هم دوره‌ای‌هایم بودند.

- به اندازه​ای که به کارگردانی علاقه‌مندم، بازیگری را دوست ندارم، در اصل کارگردانی کردن با بازی خودم را بیشتر از هر چیزی دوست دارم! زمان کار کردن خیلی جدی هستم و از آنجا که توقع مردم از من بالاست، همانقدر هم من از آن‌ها توقع دارم.

- یک بازیگر کسی است که فاصله نقش تا خودش را به حداقل برساند و طوری رفتار کند که به بازیگری چذب شود، و از همه مهم‌تر اینکه اخلاق واقعی و درستی داشته باشد. درباره نقش مسعود در سریال «راه در رو»، باید بگویم این نقش را خیلی دوست داشتم و سعی کردم در تمام طول کار، شبیه آن آدم بازی کنم و خودم را جای آن بگذارم. بالاخره امثال مسعود در جامعه ما زیادند. در هر صورت این نقش را جدی بازی کردم؛ خودم هم مثل مسعود در زندگی به شدت غیرتی و تعصبی​ام، بنابراین وجه تشابه من با مسعود، در این موضوع بود.

- در زندگی شخصی‌ام خیلی جدی و مذهبی هستم، همیشه گفته‌ام من جداً کمدی کارم. به نظرم نوع برخورد آدم‌ها و این که جدی باشند یا بگو بخند و شوخ طبع، بستگی به جایی دارد که می‌روند. خود من هم همیشه سعی کرده​ام جایی که محفل بگوبخند و شوخی است، شوخ‌طبع باشم، البته برعکسش هم هست.

- در انتخاب دوستانم خیلی تحقیق می​کنم و سعی می​کنم افرادی را به عنوان دوست انتخاب کنم که از طرف‌شان لطمه نخورم و روند زندگی‌ام را مختل نکنند. سعید آقاخانی، محمدرضا گلزار، یوسف تیموری، امین حیایی، محسن تنابنده و پیمان قاسم‌خانی از جمله دوستان بسیار خوب و صمیمی من هستند.

- سر سریال «راه در رو» قسمت‌هایی بود که خودم را باید مریض نشان می‌دادم، برای همین و برای طبیعی درآمدن کار، مسافتی را دویدم تا حالت خسته داشته باشم که به دلیل دویدن، پهلویم گرفت و با همان دردف همان سکانس‌ها را گرفتیم و خیلی هم طبیعی دیده شد.

- بعد از سریال نوروزی «راه دررو»، یک پیشنهاد خوب سینمایی دریافت کردم که چاشنی طنزش خیلی کم است و بیشتر قالب رئال دارد. فعلاً که در حال بررسی فیلمنامه‌اش هستم، اما همان‌طور که گفتم، دوست دارم امسال صددرصد کارگردانی کنم، تا بازی.

- این را قبول دارم که جزو آن دسته بازیگرانی هستم که شایعه و حاشیه‌های زیادی برایم ساخته‌اند. در کل هر چیزی که به شخصیت و وجهه‌ام ضرر بزند را شایعه و حاشیه می‌دانم. اصلاً قضیه شایعه‌سازی برای من از زمانی شروع شد که در مشهد به دلیل مسمومیت غذایی به بیمارستان امام خمینی(ره) انتقالم دادند، زمانی که بیدار شدم، دیدم چند نفر بالای سرم دارند از من عکس می‌اندازند! فردای همان روز، روزنامه قدس مشهد تیتر زد «مهران غفوریان خودکشی کرده!» بله من خودکشی کردم، اما برای دیدن آقا امام رضا(ع) نه چیز دیگری. (البته خودکشی غیرواقعی منظورم است!)

- به نظرم اگر قرار باشد در یک فیلم یا سریال من و رضا عطاران، مجید صالحی، مهران مدیری، سیامک انصاری و... باهم حضور داشته باشیم، خیلی کار خوبی از آب در می‌آید البته به شرط آنکه کارگردان خوبی داشته باشد. شخصاً خیلی دوست دارم با مهران مدیری یک کار مشترک داشته باشم، چون هم کارگردان و بازیگر درجه یکی است، هم خصوصیات اخلاقی خیلی خوبی دارد.


منبع : ماهنامه زندگی ایده آل





نوع مطلب : گفتگو ها، 
برچسب ها :

پنجشنبه 19 خرداد 1390 :: نویسنده : مسعود

سینمای ما-  بیتا موسوی:  بازیگر نقش ملیحه در فیلم سینمایی "جرم" تاکید کرد برای بازی در این فیلم، آثار قبلی مسعود کیمیایی را مرور کرده است. اکران عمومی فیلم "جرم" ساخته مسعود کیمیایی بیش از یک هفته است که در سینماهای تهران شروع شده و با استقبال خوبی روبرو شده است. شبنم درویش بازیگر نقش ملیحه دومین همکاری خود با کیمیایی بعد از فیلم "محاکمه در خیابان" را پشت سرگذاشته است. در این گفتگو درباره همکاری با این کارگردان و نقش وی در فیلم "جرم" صحبت کردیم.

* چطور برای بازی در فیلم‌های "محاکمه در خیابان" و "جرم" انتخاب شدید؟

-شبنم درویش: واقعیت این است که علاقه من از به فیلم‌ها و دنیای فیلمسازی مسعود کیمیایی از کودکی نشات می‌گیرد. من قبل از حضور در کلاس‌های بازیگری رمان "جسدهای شیشه‌ای" را نیز خوانده بودم. حدود سال 85 بود که در کلاس‌ بازیگری ثبت نام کردم و از خوش شانسی من بود که برای فیلم "محاکمه در خیابان" انتخاب شدم.

* نقش مرجان را در فیلم "محاکمه در خیابان"در ابتدا برای خودتان چگونه تصور کردید، فکر نکردید برای اولین بار جلوی دوربین مسعود کیمیایی قرار گرفتن کار سختی باشد؟

- مرجان را به خودم نزدیک می‌دیدم. اما به هر حال در آن زمان من زیاد اطلاعاتی از سینما نداشتم. قطعا برای من نقش اول زن فیلم کیمیایی شدن خیلی سخت بود، ترس داشتم و احساس می‌کردم وظیفه سنگینی بر دوش من است. مرجان نقش محوری داشت و اگر قرار بود نقش خوب از آب درنیاید قطعا بر روی دیگر کاراکترها تاثیر می‌گذاشت.

به هر حال بازی در "محاکمه در خیابان" تجربه مشکلی بود. مرجان از طبقه متوسط جامعه بود یک فرد تحصیل کرده که حالا می خواهد صرف نظر از گذشته خود ازدواج کند. این شخصیت را به خودم بیشتر نزدیک دیدم به همین دلیل ارتباط خوبی با آن برقرار کردم. البته من با دنیای کیمیایی به دلیل علاقه‌ای که عنوان کردم غریبه نبودم.

من از شش سالگی فیلم‌های وی را می‌دیدم و در 13 سالگی کتاب او را مطالعه کردم. به نوعی سینمای کیمیایی و نگاه وی در من جریان دارد و جدا از من نیست.

*چطور برای نقش ملیحه فیلم "جرم" انتخاب شدید؟

- بعد از فیلم "محاکمه درخیابان" پیشنهادهایی داشتم اما وقتی کار اول را با آقای کیمیایی انجام دهی دیگر تصمیم گیری سخت می‌شود، از طرفی دلم نمی‌خواست انتخابی داشته باشم که باعث سرافکندگی شوم. از طرفی درگیر درس شدم. وقتی آقای کیمیایی این نقش را برای فیلم "جرم" به من پیشنهاد کرد، تاکید داشت این نقش برای تو است اما بدان از آن دور هستی.

به هر حال من این فاصله طبقاتی را نمی‌شناختم. فیلمنامه هم مربوط به سال‌های قبل از انقلاب بود که من هیچ شناختی از آن دوره نداشتم و کاملا از آن دنیا دور بودم. روابط بین آدمها در آن زمان با شرایط فعلی فرق می‌کرد.

سعی کردم برای رسیدن به نقش ملیحه دوباره مروری به فیلم‌های آقای کیمیایی داشته باشم و به شناخت بیشتری نسبت به زنان فیلم‌های او برسم. در این آثار به دنبال شخصیت‌های زنی بودم که شباهت‌هایی با ملیحه داشتند. البته خود آقای کیمیایی بیشتر پیشنهاد می‌داد من فیلم‌های خارجی دهه 60 و 70 را ببینم. با مرور این آثار توانستم با نحوه بیان دیالوگ‌ها بیشتر آشنا شوم. به طور نمونه از نقش‌های زن فیلم‌های "دندان مار" و "رد پای گرگ" الهام گرفتم. اینها به من خیلی کمک کرد.

البته با آقای کیمیایی قبل از فیلمبرداری به لوکیشن‌های فیلم رفتم تا بیشتر با این طبقه، با نوع برخورد و ارتباطاتشان آشنا شوم. از این طریق به جهان بینی این شخصیت‌ها در فیلم نزدیک شدم.

* فکر می‌کنید بازی در نقش ملیحه در"جرم" برای شما یک قدم جلوتر از "محاکمه در خیابان" است؟

- به عقیده خودم شخصیت‌های این فیلم‌ها فاصله نجومی دارند. میزان تلاشی که من برای رسیدن به نقش ملیحه داشتم خیلی بیشتر از مرجان بود. این احساس شخصی من است. من حتی این فیلم را بیشتر از "محاکمه در خیابان" دوست دارم. مطمئنم بازیگری من نسبت به آن فیلم کاملا متفاوت است.

* آیا پیشنهادی غیر از بازی در فیلم‌های آقای کیمیایی را قبول می‌کنید؟

- قرار نیست در فیلم‌های کارگردانان دیگر بازی نکنم. ایشان دفعه اول نیست که به سینما بازیگر معرفی می‌کند. من باید پاسخ زحمتی که ایشان برای من کشید را بدهم. به همین دلیل انتخابی نخواهم کرد که باعث سرافکندگی شود. قطعا پیشنهاداتی داشتم اما هنوز موردی نبوده که برایم جذابیت داشته باشد.

اگر قرار باشد نقشی را در فیلمی از یک کارگردان دیگر بپذیرم، اولین مشاور من آقای کیمیایی خواهد بود. ایشان نقشه راهنمای من در این سینما است زیرا با مشاوره‌های وی قطعا مسیرم را به خوبی پیدا می‌کنم.




  • منبع : مهر





    نوع مطلب : گفتگو ها، 
    برچسب ها :

    پنجشنبه 19 خرداد 1390 :: نویسنده : مسعود


    فرزاد حسنی با آن که نوروز امسال در تلویزیون ظاهر شد اما گویا تمرکزش را روی سینما گذاشته است زندگی ایده آل با وی مصاحبه ای انجام داده که قسمتهایی از آن را می خوانیم- سال ۸۹ سال بسیار خوب و پرباری‌ برای من بود، چرا که نخستین سال سینمایی من به حساب می‌آمد و از نیمه دوم آن، درگیر کارهای سینمای‌ام بودم. ممکن است مخاطبانی که اجراهای مرا در تلویزیون دیده‌اند، وقتی با من در قالب یک نقش سینمایی روبه‌رو شوند، برای شان قابل هضم نباشد که فرزاد حسنی بازیگر را هم بپذیرند، در حالی کار اصلی من بازیگری است اما چون ۴-۳ سالی که از تلویزیون دور بودم، خودم را بیشتر در بازیگری محک زدم که ماحصلش حضور در چند تله فیلم، تله تئاتر و نمایش‌های رادیویی بود و سال ۸۹ هم که به حضور در فیلم سینمایی «آمین خواهیم گفت» به کارگردانی سامان سالور منجر شد.

     

    - وقتی یکی مثل سامان سالور پیشهادی به من می‌دهد، به نظرم بسیار عاقلانه و هنرمندانه است چون فکر می‌کنم در کارش بسیار متبحر است و نه در سطح داخلی بلکه در سطح جهانی امتحان پس داده به همین دلیل احساس کردم ارزشش را دارد موهای سرم را بتراشم و با وجود اینکه ۳-۲ پیشنهاد دیگرم را به دلیل این کار از دست دادم اما از اینکه در «آرمین خواهیم گفت» ایفای نقش کرده‌ام، بسیار خوشحالم. قسمت‌هایی از این کار را دیده‌ام و مطمئنم کار بسیار خوبی خواهد شد و مردم درباره‌اش قضاوت خواهند کرد.

    - احساس کردم باید زمانی وارد سینما شوم که کمی آمادگی در خودم احساس کنم و فکر می‌کنم این آمادگی تا حدودی برای برداشتن گام‌های اولم در این عرصه به وجود آمده است. به نظرم سینمای ما به همه نوع فیلمی نیاز دارد، یعنی هم فیلم تجاری باید ساخته شود، هم فیلم معناگرا (که بین مخاطبان عام جدید الولاده است!) و هم فیلم فرهنگی. فقط با این شرط که قرار است فیلم تجاری ساخته شود، فیلم «خوب تجاری» ساخته شود. بقیه حوزه ها نیز همین‌طور. اگز قرار باشد در فیلمی بازی کنم، حتماً باید خوب باشد تا پیشنهادی بازی در آن را قبول کنم.

    - بازیگری یعنی کردن تمام جوایز، سیمرغ‌ها نخل‌های طلا، خرس‌های و شیرهای نقره‌ای و… این‌ها همه به‌وجود آمده‌اند که ما به درست بازی کردن‌مان فکر کنیم، آنها مشوق درست بازی کردن ما هستند. نباید هدف‌مان باشند بلکه باید انگیزه‌مان باشند برای درست بازی‌کردن، این‌ها توشه راه هستند، نه مقصد.

    - برای سومین‌بار است که ویژه‌برنامه سال تحویل را من اجرا کزده ام. در کنار خانواده بودن است اما کار ما هم مانند خیلی از مشاغل دیگر، در کنار خانواده بودن است اما کار ما هم مانند خیلی از مشاغل دیگر، متقتضیات خاص خودش را دارد و دیگر به آن عادت کرده‌ایم.

    - به نظرم جامعه،‌اخلاق‌ها و رفتارهای اجتماعی امروز ما به صراحت احتیاج دارند، البته این صراحت یا رک بودن، نباید با رکیک بودن اشتباه گرفته شود!‌صراحت یک مجری یا متقد باید در حد عریان کردن حقایقی باشد که احتیاج به عریان شدن دارند، صراحت برای تبیین مناسب یک موضوع است. وقتی خود من مثلاً در برنامه رادیویی «نمای نزدیک» جشنواره فیلم فجر قصد دارم با کمک دیگر اساتید یک فیلم را در حضور کارگردانش نقد کنیم، به عنوان یک منتقد، نباید از انجام آن ابا داشته باشم یا بترسم!

    - ‌در کل، همواره سعی کرده‌ام آنچه حقیقت است را برای مردم بازگو کنم و انعکاس دهم و احساس می‌کنم هم مردم این شیوه را می پسندند، هم مسئولان دوست دارند حقیقت به خاطر حقیقت بودنش بیان شود و از این شیوه استقبال می‌کنند.

    - حضور در رادیو و تلویزیون را تقریباً همزمان شروع کردم، رادیو و تلویزیون مثل پدرو مادرم هستند، بنابرانی نمی‌توانم بین آن‌ها فرقی بگذارم و بگویم این یکی را از آن یکی بیشتر دوست دارم و چون نمی‌توانی بگویی پدرت را بیشتر دوست داری یا مادرت را. اما جفت این‌ها را از سینما بیشتر دوست دارم، اما جفت این ها را از سینما بیشتر دوست دارم، حتی فضای سریال های تلویزیونی را به سینما ترجیح می‌دهم.

    - همواره معتقدم یک مصاحبه‌کننده خوب و یک موضوع جذاب باید وجود داشته باشد که آدم بخواهد مصاحبه کند، شاید بد نباشد گاهی اوقات آدم برای مدتی صحبت نکند، به همین دلیل زیاد اهل مصاحبه نیستم.

       











    نوع مطلب : گفتگو ها، 
    برچسب ها :

    سه شنبه 27 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : مسعود
     

    مریم امیر جلالی...؛ درباره مریم امیر جلالی چه می توانم بگویم جز این که بر خلاف نقش‌هایی که بازی می‌کند آنقدر آرام، مهربان و با آرامش است که اگرهم بخواهید نمی توانید از او دل بکنید. او هم دوست، هم مادر و هم بازیگر خوبی است. به بهانه سریال چهار چرخ و کارهایی که آماده پخش و اکران دارد با او گفتگویی انجام دادیم که می خوانید و در آخر این نکته را اضافه می‌کنم که مریم امیر جلالی خیلی خوبه، اما نه، حرفم رو پس می‌گیرم او زیادی خوبه... زیادی خوب!!!

    مریم امیر جلالی  به روایت خودش

    سلام، مریم امیر جلالی در فصل زیبای پاییز به دنیا آمده. دقیقا 29 آذر 1326. یک دختر و یک داماد و نوه‌های گلی به نام‌های کمند و فراز دنیای زیبای مریم امیر جلالی هستند.

    یک «خانواده‌سبز» دارم

    خدا را شاکرم که یک خانواده‌سبز دارم، خانواده‌سبزی که حاضریم برای هم هر کاری انجام بدهیم. همه چیز خوب و با آرامش در زندگی من جریان دارد. با وجود دخترم، دامادم و نوه‌های عزیزم همه چیز خوبه، خوب خوب.

    گاهی دلتنگ و گاهی شاد

    دروغگویی، بی‌انضباطی به خصوص سر صحنه، وقتی که کار روال عادی خودش را از دست می‌دهد و بدحسابی بعضی از تهیه‌کننده‌ها دلگیرم می‌کند. درباره مردم، فقر مادی و فقر معنوی عجیب دل‌تنگم می‌کند، دوست دارم همه انسان‌ها به معنای واقعی زندگی را زندگی کنند و شاد می‌شوم از لبخند مردم، خنده از ته دل مردم و اگر از دیدن من شاد می‌شوند این بهترین پاداش برای من است.

    چهار چرخ و کار با جواد مزدآبادی

    به دلیل قلم بسیار خوب آقای محمد فاضلی که قبلا با ایشان در پشت کنکوری‌ها و داستان یک شهر همکاری داشتم به این کار دعوت شدم.کار با جواد مزد آبادی تجربه خیلی خوبی بود، انسانی بردبار و بسیار مودب كه در پشت صحنه، خیلی خوب و دور از هر تنش و بی‌احترامی است. به نظرم جواد مزدآبادی کارش را خیلی خوب بلد است و اگر دوباره پیشنهاد بازی از جانب ایشان داشته باشم با کمال میل می‌پذیرم.

    تازه چه خبر

    یک تله فیلم را با آقای مجید اوجی قرارداد بسته‌ام که با خانم لادن طباطبایی و آقای حمید رضا پگاه همبازی هستم، همچنین برای کار ماه رمضان با آقای خسرو ملکان برای شبکه دو قرار داد بسته‌ام که به زودی مشغول می شوم.

    بازیگری، شغل- احساس

    یا تفریح

    بازیگری شغل من نیست، چون من 30 سال مدیر مالی در وزارت بازرگانی و انتشارات خوارزمی بودم و ناخواسته بازیگر شدم. برایم تفریح هم نیست، تمام خواسته من در موسیقی است نه در هنر بازیگری. هر چند که این موقعیت چندان برای خانم‌ها میسر نیست، با این که در سال 1384 چهار تا کنسرت داشتم - به اتفاق آقای میرزا حیدر و گروه چهل دف بانوان که در فرهنگسرای ارسباران، فرهنگسرای بهمن و تالار فرهنگ برگزار شدکه کنسرت موفقی هم شد - خیلی دوست دارم در موسیقی حرفی برای گفتن داشته باشم.

    گلایه از مطبوعات

    من فکر می‌کنم قلم، مطبوعات و رسانه نوشتاری، باید حرمت داشته باشد، وقتی از مجله‌ای برای مصاحبه یا عکس با من تماس گرفته می‌شود به خاطر اعتمادی که به آن خبر نگار می‌کنم به پیشنهادش جواب مثبت می‌دهم و بعد می‌بینم مصاحبه من از جای دیگری سر در آورده است، یا خبر نگاری با من تماس می‌گیرد و به اسم یک مجله معتبر از من مصاحبه می‌گیرد  و جای دیگری چاپ می‌کند که فکر می‌کنم این کار غیراخلاقی  و دور از شان یک مطبوعاتی است.

    همکاری دوباره با حمید لولایی

    بعد از سریال ترش و شیرین با آقای لولایی قرار گذاشتیم که مدتی با هم کار نکنیم تا مردم خاطره‌های خوبی را که از کارهای قبلی ما دارند، فراموش نکنند. وقتی پیشنهاد بازی در سریال چهارچرخ داده شد و معلوم شد که زوج اصلی کار، من و آقای لولایی هستیم خیلی خوشحال شدم و امیدوارم که مردم هم با دیدن دوباره ما باز هم خاطرات خوب کارهای قبلی ما برایشان تداعی شود.

    احساس مردم درباره خودم

    مردم ما خیلی خوبند و خیلی از آنها انرژی می گیرم. با تمام عصبانیت‌هایی که مردم جلوی دوربین از من می بینند پشت دوربین مریم امیر جلالی این نیست، حتی اگر تمام سعی خودم را هم بکنم نمی‌توانم عصبانی باشم. از زندگی با همه اتفاقات آن لذت می‌برم. مردم را خیلی دوست دارم. احساسات خوبشان را می‌فهمم، ابراز علاقه‌هایی که گاهی واقعا شرمنده‌ام می‌کند، به من قدرت می‌دهد و هیچ چیزی بالاتر از این نیست.

    سطح طنز تلویزیون

    به اعتقادم سطح طنز تلویزیون این روزها خیلی فرق کرده است.من به طنز موقعیت، خیلی بیشتر بها می‌دهم تا طنزی که در آن یک بازیگر بخواهد جلوی دوربین ادا در بیاورد تا مردم را بخنداند. با این گونه طنز هم نمی توانم کنار بیایم و فکر می‌کنم مردم به همین جدی بودنم می‌خندند.

    از لا به لای حرف‌ها

     نوه‌هایم تمام زندگی‌ام هستند.

     از انرژی مردم انرژی می‌گیرم.

     مطبوعات باید حرمت داشته باشد.

     یک خانواده‌سبز دارم.

    پرستوی فولادی نژاد





    نوع مطلب : گفتگو ها، 
    برچسب ها :

    سه شنبه 27 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : مسعود

    ::  آنجلینا جولی  ::

     

     

    فیلم نیوز: آنجلینا جولی بازیگر صاحب نام سینمای هالیوود درباره نخستین فیلمش در مقام كارگردان با عنوان "در سرزمین خون و عسل" حرف زد.

    این نشست در ایام برپایی فستیوال كن فرانسه توسط شركت فیلمسازی "جی كی فیلمز" برگزار شد.

    بنابر اعلام ورایتی، فیلم جولی با عنوان "در سرزمین خون و عسل" كه با مضمون جنگ بوسنی ساخته می‌شود برای اكران در 23 دسامبر(2 دی) آینده در آمریكا آماده خواهد شد.

    جولی درباره این فیلم گفته است: من می‌خواهم روایت گر قصه‌ای از این جریان باشم كه چگونه روابط انسان و رفتارهای او می‌توانند عمیقا بر زندگی او در جریان جنگ تاثیرگذار باشند.

    وی در جمع خبرنگاران اعلام كرد: "اكثریت مردم شامل بازیگران، نخست‌وزیر و رییس جمهور از این فیلم حمایت كرده‌اند و 95 درصد بازیگران فیلم من در زمان جنگ بوسنی حضور داشته‌اند."

    جولی ساخت این فیلم را كه داستان آن علاقه‌ یك مرد صرب به یك زن مسلمان در جنگ سال 1992 است، از ماه اكتبر سال گذشته در مجارستان آغاز كرده است.

    چندی پیش موج جدید شكایت‌ها از اولین فیلم ساخته جولی به سازمان ملل كشیده شد و "انجمن زنان قربانی جنگ بوسنی" با صدور بیانیه‌ای باردیگر از جولی به دلیل نوع نگرش‌ فیلم‌اش انتقاد كردند.

    در این بیانیه آمده است: "بی‌توجهی آنجلینا جولی به قربانیان زن جنگ بوسنی گویای همه‌چیز درباره‌ فیلم‌نامه است و این حق را به ما می‌دهد تا هم‌ چنان نسبت به فیلم او تردید داشته باشیم."

    این انجمن در نامه‌ای به آژانس‌ پناهندگان سازمان ملل كه جولی سفیر صلح آن است، نگرانی خود را نسبت به اولین تجربه‌ كارگردانی این بازیگر معروف اعلام كرد.

    پس از مشكلات اولیه كه در بوسنی برای فیلم او به‌وجود آمد، جولی سكانس‌های مربوط به بوسنی را بدون حضور خود در این كشور مقابل دوربین برد.

    پس از آن‌كه "انجمن قربانیان زن جنگ بوسنی" مخالفت خود را با ساخت این فیلم اعلام كرد و آن را موجب تحریف واقعیات و آن‌چه بر سر زنان در اردوگاه‌های جنگی آمده دانست، وزارت فرهنگ بوسنی مجوز ساخت فیلم آنجلینا جولی در این كشور را باطل كرد.

    با وجود آن‌كه وی نسخه‌ای از فیلم‌نامه را در اختیار این انجمن قرار داده، اما آن‌ها خواستار ملاقات با وی شده‌اند.

    "زانا مارجانوویچ" كه با نقش‌آفرینی در فیلم "برف" محصول مشترك ایران و بوسنی به شهرت رسید، از سوی آنجلینا جولی برای بازی در نقش اول این فیلم انتخاب شده است.

    جولی علاوه بر نگارش فیلم‌نامه و كارگردانی، در این فیلم رمانتیك كه سال‌های 95 ـ 1992 میلادی را به‌تصویر خواهد كشید، نقش‌آفرینی هم خواهد كرد.

    این فیلم توسط گراهام كینگ از كمپانی فیلم‌سازی "جی.كی فیلمز" و "تیم هدینگتون" تهیه و تولید می‌شود.

    آنجلینا جولی از سال 2001 از سوی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان به‌عنوان سفیر حسن نیت تعیین شده و با مسافرت به نقاط دورافتاده جهان به فعالیت در زمینه حفظ حقوق آوارگان و پناهندگان مشغول است.





    نوع مطلب : گفتگو ها، 
    برچسب ها :

    سه شنبه 27 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : علی

    دروازه بانی تیم ملی در سیطره عابدزاده بود!

    سینمافا- علی خطیبی- حسین نجاتی- نیما نكیسا متولد یازدهم اردیبهشت ماه 1354 است. از هفت سالگی تا نه سالگی ، سه دوره قهرمان ژیمیناستیك كشور شد. چهار مقام قهرمانی كشور در رشته شنا دارد و شش دوره هم قهرمان پرش با اسب در رده های مختلف شده است. به دلیل حضور پدرش در فدراسیون بوكس ، چند سالی هم بوكس كار كرده است و اما فوتبال را از 14 سالگی و با تیم پاس تهران شروع كرد.

     

    فوتبال را از 14 سالگی و با تیم پاس تهران شروع كرد : نوجوانان پاس ،‌ پرسپولیس تهران (چهار سال) ،‌ تیم ملی امید ، تیم ملی بزرگسالان ،‌كاوالا یونان ، تورینو (یك مقطع كوتاه به دلیل فروش باشگاه به مالكان جدید) تیم های بعدی او بودند و در انتها بازگشت مجدد به پاس. تیم مورد علاقه اش پاس هست چرا كه 12 سال در این تیم بازی كرده و تعلق خاطر خاصی به آن دارد.

    *‌ ماجرای اختلاف با احمدرضا عابدزاده:

    عابدزاده 9 سال از من بزرگتر بود و دروازه بانی تیم ملی كاملاً در سیطره ایشان افتاده بود. با انگیزه بودم و بازی های خوبی انجام دادم. پرسپولیس در آن زمان برای جام باشگاه های آسیا و تیم ملی به لبنان رفت. من با تیم ملی عازم لبنان و عابدزاده با پرسپولیس عازم قطر شد. بازی با لبنان خیلی خوب بازی كردم و دو تا پنالتی را هم مهار كردم. عابدزاده بازی های خوبی ارائه نكرد. در آن زمان آقای مایلی كهن سرمربی تیم ملی بودند. در جام ملت های آسیا ، نوبت به بازی با عراق رسید. خیلی ها تعویض عابدزاده را از روی اجبار و به دلیل مصدومیت انگشتان دست دانستند ولی اصلاً این طور نبود. ایشان حساب كرده بودند كه اگر جلوی عراق بازی نكنند بهتر است. من بازی كردم و اتفاقاً دو بر یك هم باختیم ولی بازی قابل قبولی ارائه دادم. بعد باز هم من بازی كردم ، تایلند را سه بر یك بردیم ، كره جنوبی را شش بر دو ، عربستان سه بر صفر ، در نیمه نهایی دوباره با عربستان بازی كردیم كه عابدزاده هنگام ضربات پنالتی دوباره جای من آمد. بازی بعدی با كویت را هم ایشان بازی كردند. 

    با عابدزاده اختلافی نداشتیم. یك مقدار تفاوت فكر با هم داشتیم. ‌ مثل این می اند كه تو الآن بخواهی با من رقابت كنی. من هم تجربه ام از تو در این زمینه بیشتر است و هم در این حوزه فوتبال دوستانی دارم كه به كمك آنها می توانم كاری كنم كه آب خوش از گلوی تو پایین نرود. چرا كه بقای خودم در گروی این مسئله است. اگر قرار باشد جوانی مثه تو بیاید و این جایگاه را از من به راحتی بگیرد ، خب من دیگه همه چیز را باخت دادم و رفته است. او هم دست به دامن همه چیز می شد ولی كارهایی كه او با من كرد ،‌ من هیچ وقت با هادی طباطبایی - حسن رودباریان – محمد محمدی – وحید طالب لو – مهدی رحمتی – رضا حاج اسكویی و كسانی كه در مقطعی ذخیره من نشستند، نكردم. 

    * دلیل خداحافظی از فوتبال :

    من استفاده های اسمی – معنوی از فوتبال كردم چون برایم پولی نداشت. مجموع همه قراردادهای من توی بیست سالی كه فوتبال بازی كردم ، به دویست میلیون تومان هم نمی رسد. بیشترین دستمزدم 130 میلیون تومان بود كه 60 میلیون تومان آن را خوردند ! 

    در زمانی كه بازیكن آزاد بودم ، در تمرینات دچار مصدومیت شدم و تا مچ پایم پلاتین است. به همین دلیل فوتبال را كنار گذاشتم. متأسفانه هیچ مساعدت مالی و حمایت معنوی از سوی فدراسیون برای درمان من صورت نپذیرفت. 15 – 16 میلیون هزینه پایم شد. به دلیل ساختار اشتباهی كه در فوتبال ما وجود دارد ، نتوانستم مدت زیادی به مربیگری هم ادامه دهم. متأسفانه این ساختار مردم ما را چاپلوس و متملق ساخته. عقیده من این است كه اگر یك نفر استعداد داشته باشد ، می توان از او یك بازیكن تمام عیار ساخت و اگر استعداد نداشته باشد ، طبیعتاً نمی شود كاری كرد. فرقی نمی كند این شخص پسر چه كسی باشد یا چقدر خرج كند. گاهی برخی مراجعه می كنند و با پرداخت هزینه های سنگین توقع دارند از فرزندشان ستاره ساخته شود. اتفاقی كه در سینما هم وجود دارد. یك شخص یا استعداد دارد و  می تواند یا ندارد و نمی تواند. نمی شود با پول و به زور كسی را كه هیچ استعدادی و توانایی ندارد ، تبدیل به یك فوتبالیست معركه یا یك ستاره سینما كرد. متأسفانه به دلیل اینكه ما فرهنگ شنیدن نداریم شرایط به گونه ای شده كه اگر تو انتقاد دلسوزانه ای هم از من بكنی ، باز ذهنیت بدی از تو توی ذهن من می ماند و تو هم به این احساس می رسی كه همان چاپلوسی و تملق داشته باشی بهتر است تا صراحت. در ایتالیا دروازه بان های تیم به گونه ای با من برخورد می كردند كه انگار با رفیق چند  ساله شان هستند. به چشم همكار نگاه می كردند ولی اینجا همه با هم مشكل داریم و نمی توانیم پیشرفت همدیگر را ببینیم و برای رسیدن به اوج فقط مسائل فنی كافی نیست.

    * خوانندگی :

    من از بچگی با ملودیكا كه می شود گفت یک جور ارگ قدیمی است شروع كردم. بعد پدرم یک ارگ قرمز كاسیو برایم خرید. یواش یواش شروع كردم تا رسیدم به یک چیز بزرگتر و بعد خواستم تكنیكی ترش كنم ،‌ رفتم و توی كلاس های سلفژ دوره دیدم. من موسیقی را خیلی دوست دارم و خواندنم هم از رفاقت با ناصر عبدالهی شروع شد. او خیلی اصرار كرد و من به سمت جمع آوری آلبوم رفتم. آلبوم اولم (خدا كنه بارون بیاد) خیلی خوب بود و استقبال قابل قبولی ازش شد. برای شروع خوب بود ولی الآن   تجربه ام بیشتر شده ،‌ خودم ساز می زنم ، ملودی و نت را بهتر می شناسم و فكر می كنم آلبوم جدیدم كه به زودی عرضه خواهد شد برایم یک گام رو به جلو باشد. اسم آلبوم جدیدم « هستم » ‌خواهد بود. دلیل اینكه این اسم را انتخاب كردم این بود كه من دو سه سالی بود حضور نداشتم. این اسم را گذاشتم كه بگویم هنوز هم هستم و وجود دارم. در واقع اسم آلبوم هیچ ارتباطی به ترانه ها و آهنگایش ندارد. ماحصل كار ده آهنگ شده كه به نظرم یک كار نو توی موسیقی پاپ هست و می تواند همه جور مخاطبی را جذب كند. ترانه ها را هم با دقت و وسواس خاصی انتخاب كردم چون برایم خیلی مهم بود كه آهنگ هایم محتوا داشته باشد. خودم آلبوم بعدی ام را خیلی دوست دارم. آلبومم بیشتر كلام محور است تا ریتم محور. 

    من پیانو را به صورت تخصصی می نوازم ولی در كنارش كیبورد و ارگ رو هم تا حدودی آشنایی دارم. احساس می كنم پیانو ساز اصیلی است و به همین خاطر خیلی دوستش دارم و 26 سالی هست كه باهاش زندگی می كنم.

    آهنگ ستارگان پارسی كه با مهرداد میناوند و پژمان جمشیدی برای جام جهانی 2006 آلمان كار كردیم،‌ شاید در جهان یك اتفاق بی سابقه بود كه سه فوتبالیست چنین آهنگی برای تیم ملی كشورشان می خواندند ولی به دلیل ساختار غلطی كه گفتم وجود دارد، آن طور كه باید و شاید به این قضیه توجه نشد.

    *‌ بازیگری:

    یک روز آقای امیر شجاعی (خواهرزاده آقای شریفی نیا) با من تماس گرفت و گفتن یک فیلم سینمایی هست ، بازی می كنید ؟ فیلمنامه را خواندم ، دیدم كه ژانر كمیك – كودك دارد. نگاه كردم و دیدم كه نقش خودم،‌ نقش یک مربی فوتبال است كه ربطی هم به این اتفاقات خنده داری كه توی فیلم میافتد ندارد. به همین خاطر قبول كردم. اسم كار « راز موفقیت » بود به كارگردانی آقای عباس مرادیان و آقایان حمید لولایی ، رضا ناجی ،‌ رامین ناصر نصیر ،‌ كیانوش گرامی و خانم فلور نظری در آن بازی كردند

    * نظر نیما نكیسا در مورد دستمزد میلیاردی گلزار و جنجال هایی كه به پا شد:

    هیچ وقت نمی شود برای دستمزدها سقف تعیین كرد. چرا كه در اینصورت مثلاً اگر سقف 200 میلیون باشد، من با شما 200 میلیون قرارداد رسمی امضاء می كنم، ‌مابقی رقم مورد نظرم را در یک برگه دست نویس و در حضور چندتا شاهد می گیرم. در واقع تعیین سقف مشكلی را حل نمی كند. بلكه این سیستم را كثیف تر و زیر میزی می كند. اصلاً رضا گلزار 30 میلیارد قرارداد ببنده ، ‌به كسی چه ارتباطی دارد؟‌ مطمئنا آن كسی كه میاد با ایشان 1 میلیارد قرارداد می بندد فكر همه چیز را   می كند. اگر برایش گردش مالی و سود نداشته باشد هرگز به چنین مسئله ای تن  نمی دهد. چرا این پیشنهاد را به من و شما نمی دهند؟ چون او در كارش سرشناس است، مردم دوستش دارند و حضورش موفقیت آن اثر را در گیشه تضمین می كند. اتفاقاً سیستم باید از این ماجرا خوشحال باشد چرا كه علاوه بر گردش مالی خوبی كه در سینما ایجاد می شود ،‌ مالیاتی كه از آن بازیگر می گیرد هم بیشتر می شود و این به نفع وضعیت مملكت است.

    * میانه نیما نكیسا با سینما:

    آخرین باری كه به سینما رفتم 15 سال پیش بود، ولی به شدت از طریق سی دی و دی وی دی سینما را دنبال می كنم. مجموعه هایی مثله «لاست» ، «فرار از زندان» ،‌ «24» ، «‌قهوه تلخ» و «اسپارتاكوس» را دیدم. آخرین فیلم سینمایی هم كه دیدم «دموكراسی توی روز روشن» بود.

    *  روند سینمای ایران در سال های اخیر:

    روند سینمای ایران در سال های اخیر را رو به رشد ندیدم بلكه رو به غربزدگی كاذب دیدم یعنی اتفاقاتی دارد میافتد كه اتفاقات خوبی نیست. چیزهایی در فیلمها می بینیم كه اصلاً رئال نیست. از طرفی بعضی از فیلمها خیلی از نظر پوشش بازیگران بسته و سختگیرانه و بعضی فیلم ها همراه با    آرایش های غلیظ و صحنه های فصاحت بار. سینمای ایران دارد به یه جایی می رسد كه فقط می شود افسوس خورد. در این بین ما بعضی سریال هایی را می بینیم كه شاهكارند. من «روزی روزگاری» را خیلی دوست دارم كار قوی بود یا همین « مختارنامه » خیلی پروژه سنگین و ارزشمندی است. اینها  نشان می دهد كه ما هم اگر بخواهیم می توانیم شاهكار بسازیم. آدم هایش را داریم ولی از آن طرف فیلمی می بینیم كه فلان كمپانی سفارش داده با یک مشت بازیگر مطرح ولی دریغ از یک خط قصه و داستان منسجم. در صورتی كه قصه و پایان خوب است كه آدم را جذب می كند. ما داریم تمام تلاشمان را می كنیم برای سرگرم كردن مردم و نه برای رساندن پیامی و این خیلی تأسف آوره. الآن در دو سوم فیلمها تیم آقای شریفی نیا حضور دارن. بی تعارف و با تمام علاقه و احترامی كه به ایشان دارم این را می گویم. تیمش یک سری آدم مشخص اند كه توی همه فیلمها بازی می كنند. حالا یه سوال، آكادمی های ما چند نفر مثل رضا گلزار ساخته؟‌ ما باید توان خود طرف رو ببریم بالا عوض اینكه دنبال چهره اش باشیم. مگر حمید فرخ ن‍ژاد، پرویز پرستویی، فاطمه معتمدآریا و سیما تیرانداز با تكیه به چهره وارد سینما شدند؟ نمی خواهم بگویم چهره شان خوب نیست ولی اینها وقتی مقابل دوربین قرار می گیرند. از هم دوربین دزدی می كنند. جوری قوی ظاهر می شوند كه اصلاً طرف مقابل نمی تواند جلویشان نطق بكشد. یا مثلاً كسی مثل آقای اكبر عبدی. من كاری ندارم این آدم كیست؟‌ این آدم شاهكار سینمای ایران است. خیلی از آدم ها كه شما در سیستمشان زوم می کنید می بینید  ساخته های آكادمی های قدیمی هستند. الآن آكادمی های ما خروجی چندانی ندارند چون خیلی از كسانی كه موسس آكادمی ها هستند، سر جای خودشان نیستند. جایگاهشان این نیست و دنبال چیزهای دیگری هستند. متأسفانه الآن همه دلال شده ایم.

    * نظر نیما نكیسا در مورد «‌ قهوه تلخ » :

    من « قهوه تلخ » را یك پروژه بسیار موفق می دانم. به خاطر اینكه مهران مدیری بیش از بیست و خرده ای سال است كه دارد كار اجرا می كند. خوب بلد است پروژه های این چنینی را چه جوری هدایت كند.

    *‌ دلیل نرفتن به عیادت «ناصر حجازی»؟

    من پیش ناصر حجازی نرفتم. هر كسی به من رسید گفت چرا نرفتی؟ من از اول گفتم اسطوره ام ناصر حجازی بوده ، عاشقشم. خدا شاهد است برایش نماز خواندم، صلوات نذر كردم، گوسفند نذر كردم. البته اینها گفتن ندارد ولی بیمارستان نمی روم چون این دوربین وقتی می آید سراغ آدم این حس ایجاد می شود كه به هوای این دوربین است رفتی كه بگویند فلانی هم بر بالین فلانی آمد. من این را دوست ندارم.

    *‌ تیم هنرمندان:

    8- 9 سالی هست كه با تیم هنرمندان در ارتباطم. تیم خوبی است. هدف ، هدفِ خیرخواهانه است. پولهایی كه جمع میشود، مقداری اش را برای اداره باشگاه برمی دارند و بقیه اش را صرف كارهای خیر می كنند.

    *‌ برنامه برای آینده؟

    بعد از اینكه درسم تمام بشود ، به دنبال یک مدیریت سالم هستم. دنبال رسیدن به یك شرایط مدیریتی مطلوب هستم برای اجرای یك سری اهداف درست و سالم. من پارتی و پارتی بازی توی كَتَم نمی رود. صد میلیون هم قیمتم نیست. قیمت من صد میلیارد است. مگر نمیخواهند شرفم را بخرند؟ قیمتش اینقدر است. هر كسی یک قیمتی دارد. من قیمتم اینقدر است. من اگر به كسی پنجاه هزارتومان بدهكار باشم شب خوابم نمی برد ولی تا دلت بخواهد از من بردند.

    تصاویر اختصاصی + یادداشت:  

    Image

    Image

    Image

    Image

    Image


    منبع: سینمافا




    نوع مطلب : گفتگو ها، 
    برچسب ها :

    دوشنبه 26 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : علی

    خبرگزاری برنا به سراغ نماینده‌های مجلس رفت تا از فیلم‌های سینمایی که به تازگی دیده اند، بگویند و نظرشان را در مورد کیفیت فیلم‌ها بدانیم.

    آثار فرهنگی مثل کتاب، موسیقی و فیلم هر کدام نوعی از تفکر و دیدگاه را به جامعه و افراد آن منتقل می کنند. این دسته از آثار فرهنگی با پیام‌هایی که منتقل می کنند و حرف هایی که برای گفتن دارند،تاثیر انکارناپذیری در شکل گیری و جهت‌دهی افکار و عقاید اعضای هر جامعه به ویژه نسل جوان دارند.

    سینما از حوزه‌هایی است که علاوه بر مخاطبان خاص، مخاطبان عام را هم به سوی خود جذب می‌کند و همه افراد،نشستن روی صندلی سینما را تجربه کرده اند.به همین بهانه به سراغ نماینده‌های مجلس رفتیم تا از فیلم‌های سینمایی که به تازگی دیده اند، بگویند و نظرشان را در مورد کیفیت فیلم‌ها و فیلم‌هایی که معتقدند دیدن آنها برای جوان‌ها مناسب و مفید است،پرسیدیم.

     

    اسامی نمایندگان مجلس شورای اسلامی

    کدام فیلم روی پرده را دیدند

    دیدن فیلمی را به جوانان توصیه می کنند

    کیفیت فیلم

    برای کدام فیلم تبلیغ می کنند تا دیگران ببینند؟

    محمدرضا محسنی ثانی

    من هیچ فیلمی ندیده ام. آخرین بار30سال قبل سینما رفته ام .هیچ وقت این فرصت را پیدا نخواهم کرد که به جایی بروم.

    اصلا در این صراط نیستم!

    نمی دانم خوب است یا نه.

    خداوند هرکسی را طوری هدایت می کند. دوست ندارم سینما بروم.

     

     

     

    سید محمد علی موسوی مبارکه

    آخرین فیلمی که دیده ام؟ ( می خندد) بعد از مختار فیلم دیگری ندیدم! اخراجی های 3 را هم دیدم.

    دیدن اخراجی های 3 برای جوانان خوب است .باید برای جوانان براساس نیازشان فیلم ساخته شود.

    اگر اسم بلد بودم بگویم مثل آب خوردن صدتا را برایتان می گفتم. اسم فیلم ها را نمی دانم.

    به آن صورت فیلم تماشا نمی کنم. اخراجی های 3 از نظر سیاسی خوب است.

    حاضرم برای فیلم اخراجی های 3 تبلیغ کنم.

     

     

     

     

    سید محمد جواد ابطحی

    اخراجی های 3 و جدایی نادر از سیمین و را دیده ام و یکی از ما دو نفر را دوست داشتم ببینم. نمی دانم کارگردانش کیست؟ فقط روی پرده اسمش را دیدم. این سوال ها چه مشکلی از مملکت حل می کند؟

    -

    اخراجی ها به خاطر حساسیت کارگردان در مطرح کردن مضامینی که دغدغه مردم است.این فیلم در گیشه هم نشان داد موفق است.

    اصغر فرهادی همشهری ما است، مجبور بودم بروم فیلم را ببینم. البته نمی شود گفت مجبور بودم ببینم. خودم هم سرم برای این کارها درد می کند!

     

     

     

     

    مصطفی کواکبیان

    اخراجی های 3، یکی از ما دو نفر، جدایی نادر از سیمین ر ادیدم.

    جدایی نادر از سیمین

    من عضو کمیسیون فرهنگی نیستم عضو کمیسیون امنیت ملی وسیاست خارجی هستم دوست دارم با کمیسیون فرهنگی حرف بزنید از جدایی نادر از سیمین خوشم آمد به نظرم خوب بود.

     

    مهدی کوچک زاده

    فرصت مصاحبه ندارم

     

     

     

     

     

     

    لاله افتخاری

    از فیلم های جدید چیزی ندیدم.

    اصلا خاطرم نیست چه فیلمی دیدم!

    همه چیز را خودمان نمی بینیم اما کسانی را داریم که متخصص هستند، دیدگاه هایشان را مطرح می کنند وما هم پیگیری می کنیم.حضور ذهن ندارم که کدام فیلم را توصیه کردند.

    نمی دانم کدام فیلم ها بهتر است، اما در جریان نقد آن ها هستم.

     

     

    حس غفوری فرد

     

    شماره دفترش را می دهد، می گوید تماس بگیرید اما بعد در دسترس نیست.

     

     

     

     

    جواد آرین منش

     

    اصلا نمی توانم صحبت کنم، هیچ فیلمی را ندیدم.

    اصلا آمادگی مصاحبه این شکلی و تفننی را ندارم.

     

     

     

     

     

     

     

    بهروز جعفری

     

    آتشکار و به رنگ ارغوان را دیدم.

    دیدن هیچ کدامشان را توصیه نمی کنم، به نظرم ارزش دیدن را ندارند،چون پیامی ندارند.

    جدایی نادراز سیمین جدا از افکار کارگردان فیلم مضمون و پیامی اجتماعی دارد و مورد استقبال هم است. اخراجی ها هم با اینکه کارگردانش در این مسایل می تواند ورود پیدا کند، پیامی ندارد.البته در حوره طنز فیلم خوبی است و فکر می کنم در مقایسه با فیلم های سخیف جوان‌ها بهتر است این راببینید.

     





    نوع مطلب : گفتگو ها، 
    برچسب ها :

    یکشنبه 25 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : علی

    ( کل صفحات : 11 )    ...   2   3   4   5   6   7   8   ...   



    .: Weblog Themes By PICHAK :.
    آمار وبلاگ
    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :
    دیالوگ های ماندگار
      سارا (نیکی کریمی): من صلاحیت تربیت بچه رو ندارم؟ راست می گی من وظیفه واجب تری دارم ... اول باید خودم رو تربیت کنم ... آره برای همینه که دارم تو رو ترک می کنم .حسام [ سارا - داریوش مهرجویی ]
    آمار فروش
    موسیقی
    آپارات
    افراد آنلاین

      افراد حاضر در این وب

     
       
    فال حافظقالب وبلاگقالب وبلاگگالری عکسفاگالری عکس آلامتو
    >