تبلیغات

فال

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

اس ام اس عاشقانه

سینمای ایرانی - مطالب گفتگو ها
 
سینمای ایرانی
همه با هم به سوی سینمایی برتر
صفحه نخست           تماس با مدیر         پست الکترونیک               RSS                    ATOM
مطالب پیشنهادی
سرمقاله


این وبلاگ به روز ترین و بزرگترین وبلاگ سینمایی است . ما سعی داریم همه روزه با گذاشتن مطالب جالب و جدید در رابطه با سینما , تلویزیون , تئاتر و ... رضایت شما را جلب کنیم . برای تبادل لینک با ما باید وب هایی که دارای آمار حداقل 500 بازدید روزانه هستند ما را با عنوان ( سینمای ایرانی .:: پاتوقی برای سینما دوستان ::. ) لینک کنند و به ما خبر بدند تا در کمتراز 24 ساعت آنها را لینک کنیم . در ضمن شما می توانید لینک مطالب جدید وبلاگ یا سایتتون رو از طریق ارسال لینک مفید ارسال کنید . این قسمت محدودیت آماری نداره و نیاز نیست ما رو لینک کنید . نکته آخر : لطفا به علت اهمیت آمار نظرسنجی برای ما در نظر سنجی شرکت کنید . نظر هم فراموش نشه . ///

آدرس های سینمای ایرانی : www.ircinama.mihanblog.com
................................. : www.ircinema.tk

مسعود ( مدیر وبلاگ سینمای ایرانی )

مدیر وبلاگ : مسعود
مطالب اخیر
نظرسنجی
به نظر شما بهترین بازیگر زن کدام یک از گزینه های زیر است ؟













سینمافا- علی خطیبی - حسین نجاتی -  السا فیروز آذر در 5 سالگی اولین فعالیت بازیگریش را در « افسانه آه » تجربه کرد و پس از آن در « دیگه چه خبر ؟ » حضور یافت. ولی نخستین تجربه نقش اصلی اش در سن 9 سالگی بود. بعد از آن پیشنهادات زیادی برای نقش كودك داشت اما ...

تهمینه میلانی به او توصیه کرد در این کارها حضور پیدا نکند تا به درسش لطمه نخورد. به همین علت وقفه ای 12 ساله در بازیگری او تا فیلم «زن زیادی» رقم خورد که در این مورد و سایر وجوه بازیگری اش و همینطور مسائل مربوط به اکران «یکی از ما دو نفر» با او صحبت کردیم.

 

* دلیل این وقفه 12 ساله از هم از فیلم « كاكادو » تا « زن زیادی » ‌همین بود ؟

- بله و بعدش من قول خانم میلانی را فراموش كردم یا شاید به خودم گفتم در حد یه قول است! بعد نقش « صبا » كه نقش مكمل بود را به من پیشنهاد كردند كه فكر می كردم حتماً نقش كوتاهی است ولی وقتی خواندم و دیدم نقش طولانی است، تعجب كردم و به ایشان گفتم كه من نمی توانم. ایشان به من گفتند «بهم اعتماد كن ، من بهت میگم باید چیكار كنی.» روزهای اول برایم خیلی سخت بود به وی‍ژه به خاطر همان وقفه 12 ساله. اولین پلانی كه قرار بود از من بگیرند واقعاً بدنم می لرزید و نمی دانستم باید چه كار كنم؟ آن هم برای یک لانگ شات كه من و خانم زارعی داخل ماشین نشسته بودیم و آقای حیایی قرار بود ماشین را هل بدهند. همین. اما همین را نمی توانستم و حس می كردم دارم سكته می كنم. ولی تمرین های زیادی كه در پیش تولید داشتیم و به ویژه وقتی كه آقای پیروزفر برای تمرین با من گذاشتند خیلی به من كمك كرد. معمولاً در كارهای خانم میلانی تمرینات زیادی قبل از فیلمبرداری صورت می گیرد. بعد پیشنهادات دیگری به من شد و در كارهای خانم میلانی دستیارشان بودم. از ایشان خیلی یاد گرفتم ولی خب آن مقطعی كه من وارد دانشگاه شدم و رشته اصلی ام معماری بود، توجهی كه به سینما داشتم به قسمت كارگردانی اش بود و این بخش من را به خودش جذب می كرد. ولی خب پیشنهاداتی كه به من می شد خوشحالم می كرد و فكر می كردم رسیدن به آنها هم خودش می تواند راهی باشد برای رسیدن به هدف اصلی ام. بازیگری را هم دوست داشتم ولی كارگردانی در ذهنم برجسته تر بود.



*‌ فیلم كوتاه هم ساختید ؟

- بله، در زمان هایی كه سر پروژه ای نبودم و وقت داشتم فیلم كوتاه می ساختم و همه اینها برای این بود كه سینما و كارگردانی را بهتر بشناسم و معتقدم كارگردان باید از تمام جنبه های كار نظیر مونتاژ، بازیگری،‌ فیلمبرداری و ... شناخت و آگاهی داشته باشد. اگر این شناخت به صورت حرفه ای باشد كه چه بهتر. این شناخت باعث می شود تا بتواند از قابلیت های افراد نهایت استفاده را بكند و در صورت كمبود امكانات،‌ بهترین موارد را جایگزین كند. به همین خاطر من فیلمنامه هم نوشتم و بالاخره در «‌یكی از ما دو نفر» بعد از 9 سال نقش اصلی بازی كردم. البته در « تسویه حساب » هم نقشم مهم بود ولی اینجا بهتر دیده شدم. پیش از آن، در تله فیلم ها دو نقش اصلی بازی كرده بودم. الان هم كه بعد از سه سال فیلمنامه «وقتی مستی پرید»‌ در آستانه كسب پروانه ساخت قرار دارد. من خیلی روی این فیلمنامه كار كردم و آن را به افراد مختلف با تخصص ها و دنیاهای متفاوت دادم تا بخوانند و نظراتشان را به من بگویند. چون حس می كردم می توانند نظرات جالبی به من بدهند و بعد مراحل بازنویسی انجام شد تا الآن كه در مرحله پروانه ساخت قرار گرفته است.


* دیدگاه تهمینه میلانی در مورد زنان در نوشته های شما هم وجود دارد؟

- حتماً، ‌وقتی مطلبی درست باشد، چه عیبی دارد در نوشته های من هم وجود داشته باشد؟ به نظر من هر آدم منطقی باید خواستار حقوق مساوی زن و مرد باشد. من طرفدار چنین نگرشی هستم و به كسانی كه حقوقشان پایمال شده همواره توجه داشته ام ولی «‌وقتی مستی پرید» در مورد یك رابطه غلط است نه بحث تساوی حقوق زن و مرد. در این فیلمنامه گرچه پسر شخصیت منفی است ولی دختر هم كامل نیست و اصلاً به خاطر اشتباهاتش است كه در این مسیر باطل وارد می شود. 



*‌ انگیزه شما از  نگارش فیلمنامه «‌وقتی مستی پرید » چیست و آیا امسال كلید خواهد خورد ؟


- فیلمنامه نگارش و بازنویسی اش به اتمام رسیده و در مرحله دریافت پروانه ساخت قرار دارد. سرمایه گذار هم پیدا كردیم اما عقد قرارداد موكول به دریافت پروانه شده که كارگردان كار را هم هنوز انتخاب نكرده ایم. ان شاء ا... اگر دوستان در وزارت ارشاد همكاری كنند و مجوز صادر شود امسال كار كلید خواهد خورد. من خیلی دوست داشتم كه نقش های مختلفی را بازی كنم. در «یكی از ما دو نفر» ‌كاراكتر مانیا برایم خیلی جالب بود. دخترهایی كه ما بیشتر در جامعه آنها را می بینیم. خیلی دوست دارم چنین نقشی را بازی كنم. كاراكتری كه در«وقتی مستی پرید»‌ برای خودم نوشتم شبیه به كاراكتر « مانیا » ست. دختری فاقد اعتماد به نفس كه وارد بازی هایی می شود كه نباید بشود. 



* فیلم « یكی از ما دو نفر »‌ در هیاهوی «جدایی نادر از سیمین» و «اخراجی ها 3» گم شد ،‌ بازخورد مردم را در مورد فیلم و بازی تان چطور ارزیابی كردید؟

- فیلم ما در واقع بین این هیاهوها گم نشد. فیلم ما را گم كردند. یعنی كافی بود كه فقط تعداد سینمای مساوی داشتیم. آن موقع می شد یك رقابت، ولی وقتی فیلم ما یك چهارم «اخراجی ها 3» و یك سوم «جدایی نادر از سیمین» سالن دارد و تازه همین تعداد 10 سینما هم هیچ كدامشان سالن اصلی نبودند چه انتظاری می توانستیم داشته باشیم. من كاری به این ندارم كه آن دو فیلم ارزشمند هستند یا نه كه البته به نظر من یكی شان خیلی خوب است و دیگری شاید اصلاً  ویژگی خوبی ندارد اما، به نظرم برای كارگردانهای معتبر حداقل باید شرایطی فراهم شود كه بتوانند یک رقابت با سایر فیلم ها داشته باشند. اجحاف در حق فیلم ما در پخش تیزر تلویزیونی هم وجود داشت و اصلاً از قبل از جشنواره فیلم فجر شروع شد كه قرار بود فیلم در مهرماه اكران شود و اجازه ندادند. بعدش هم نمی خواستند كه فیلم در جشنواره دیده شود به همین خاطر بعد از كلی ماجرا، فیلممان را وارد بخش «نوعی نگاه» كردد كه فكر كنم معنی اش را باید فقط از خودشان پرسید. وقتی قرار است فیلم را نبینند چه فرقی دارد چگونه به نمایش درآید؟ چرا خودمون رو گول  بزنیم؟ این مسئله من را خیلی دلسرد كرد و نتوانستم به تماشای فیلم های دیگر هم بنشینم. نه اینكه بخل داشته باشم ولی مثل این است كه به فرزند شما اجازه تحصیل داده نشود و بعد به شما بگویند برای بچه های دیگر كه نمره 20 گرفتند دست بزنید و این واقعاً از من برنمی آمد. فقط كار آقای مهرجویی را دیدم. الآن این شكل اكران سومین ضربه را به فیلم زد و انگیزه من را برای ساخت فیلمنامه ام و بازی در آن بیشتر کرد.



*‌ در مورد بازی شما نظرات متفاوت بود. ولی بیشتر منتقدان بازی شما در «یكی از ما دو نفر» را ضعیف ارزیابی كردند. نظر شما در این مورد چیست؟

- واقعاً؟ خب نظرشان این بوده. هر كسی می تواند نظری داشته باشد ولی برای من مهم این است كه تمام تلاشم را كردم. شناخت من از این كاراكتر و نظرات كارگردان ما را به این نتیجه رساند كه « سارا » باید اینگونه باشد. استقبال مردم هم خیلی خوب بود. در كل خودم از بازی ام در این فیلم راضی هستم.



* ‌قبول دارید كه خوش شانس هم بودید؟ چون تجربه همكاری با کارگردانانی چون ابوالحسن داوودی یا همبازی شدن با خسرو شكیبایی را هم پیدا كردید ؟

- خوش شانس بودم؟ نه والله خوش شانس نبودم! مثلاً به من می گویند چرا كم كاری؟ دلیل كم كاری ام خب همین است برای اینكه خب دوست دارم با آقای داوودی كار كنم. دلم میخواهد با خانم میلانی كار كنم. دلم میخواهد به قول شما در فیلمی باشم كه خسرو شكیبایی هست و این دلیل كم كاری ام هست. اگر خوش شانس بودم مطمئناً پركارتر از این می شدم. شاید این راهی كه در 9 سال رفتم ،‌ توی مدت زمان كوتاه تری میتوانستم طی کنم. شاید فقط دو تا كار بوده كه رضایت كامل از آنها نداشتم ولی بعد از این تجربیاتی كه داشتم فكر كردم كه خوب بوده واقعاً آدم فیلمنامه ای را بازی كند كه دوستش دارد. چون اگر آن انرژی را برای فیلمنامه ای كه دوستش ندارم بگذارم،‌ نه آن انرژی واقعی می شود و نه كار من خوب می شود و نه مردم خوششان می آید و دیگر به شما اعتماد نمی كنند.



* ‌كدوم نقشی را كه بازی كردید بیشتر دوست دارید ؟

- «سارا» در «یكی از ما دو نفر» و در «‌ تسویه حساب »‌ هم مریم را خیلی دوست دارم.



* ‌نظرتان در مورد برنامه « هفت »‌ چیست؟

- برنامه « هفت »‌ را كه دیدم خیلی تعجب كردم چون فكر می كنم آقای فراستی فیلم را ندیده بودند. دانستن اسم كاراكترها حداقل احترامی است كه می شود به سازندگان یك فیلم گذاشت كه یعنی من فیلم را به دقت دیدم و شخصیت ها را كاملاً شناختم. وقتی كسی قصد نقد فیلمی را دارد، باید فیلم را دقیق دیده باشد و چیزی كه خیلی تعجب كردم این بود كه می گفتند كاراكتر «‌ سارا »  اصول ندارد!‌ هر كسی به تماشای این فیلم بنشیند انتهایش می گوید «این یه آدم با اصوله» ،‌ با پرنسیبه. وقتی كه شخصیت غرور دارد،  برای خودش ارزش قائل است. اصولی هست كه این آدم برای خودش تعریف كرده. البته برنامه جذاب بود به خاطر اینكه به نظر من خانم میلانی علاوه بر اینكه كارگردان خوبی هستند،  آرتیست خیلی خوبی هم هستند و همیشه حرف هایی كه می زنند دلنشین تر است، جذاب تر و مهمتر از سوالاتی است كه از ایشان می پرسند. فكر می كنم آقای فراستی یک جبهه گیری منفی برای خودشان درست كرده بودند. مردم هم در فیس بوك برای من كلی پیام گذاشتند و به نظرم اصلاً نقد درستی نبود. جملاتی هم كه آقای فراستی به كار می بردند خیلی شلخته بود و لبخندهای آقای جیرانی هم برایم عجیب بود و نمی دانستم به چه چیزی می خندند!

* در مجموع به نظرتان وجود برنامه « هفت »‌ به سینمای ایران كمك می كند؟

- به نظر من كمك می كند. برای فیلم هایی مثل فیلم ما كه هیچ امكاناتی برای تبلیغش نیست و هیچ حمایتی نمی شود، مفید است، حتی در طول كار قرار بود میراث فرهنگی به ما كمك كند ولی متأسفانه حمایتی نشد. چنین برنامه ای به این دلیل مفید است و خب خیلی ها كه علاقه مند و پیگیر شدید سینما نیستند نمی دانند كه فیلم جدیدی از خانم میلانی اكران شده و «هفت» می تواند مخاطبان بیشتری را به سینمای ایران جذب كند ولی با امكان 10 سالن، باز هم تفاوت چندانی نخواهد داشت.


*‌ به دنبال تحصیل آكادمیك در رشته كارگردانی هم هستید ؟

- من همزمان با تحصیل، مدرك معادل تئاتر دانشگاه تهران را هم گرفتم. كنكور نداشت ولی دوره هایی داشت كه مدرك معادل می دادند. البته آن جا تمركزم بیشتر روی بازیگری بود ولی الان كه كارشناسی ام در حال تمام شدن است، خیلی به این فكر افتادم كه برای فوق لیسانس بخواهم كارگردانی بخوانم. فكر می كنم می تواند خیلی به من كمك كند.


 
*  خواهرتان تمایل به بازیگری داره یا ایشان هم گرایشات كارگردانی دارد؟

-  خواهر من (الناز)‌ رشته اش كامپیوتر است و بازیگری را دوست دارد ولی خب چون بیشتر گرفتار كارش است و كارش هم ثابت است خیلی كمتر وقت می گذارد. ولی خب او هم به نقش خوب تمایل دارد.



* شما تجاربی هم در رشته «کاراته» دارید. گویا از آنها در بازیگری تان هم بهره می برید؟

- من رشته ورزشی اصلی ام كاراته است و از 14 سالگی سبك «كیوكوشین» را دنبال کردم و كمربند مشكی دارم. بعد از دو کار آخر بازیگری ام تصمیم گرفتم حرفه ای تر این رشته را دنبال كنم. چون خیلی دوست دارم نقش یك دختر دزد و كسی كه بتواند از كاراته اش استفاده بكند و اكشن باشد را بازی كنم. بازی كاراته من در «تسویه حساب» و‌«یكی از ما دو نفر» هر كدام مفهوم خاصی داشتند. در كاراكتر « مریم »‌ این كاراته بازی «پررویی» این شخصیت بود و جنبه نمایشی داشت ولی در  «‌یكی از ما دو نفر» نشان دهنده رابطه قدیمی با مهرداد بود یعنی انگار یك وصله ارتباطی دوست عمیق بین اینها بود كه برای پدر مهرداد شكل می گرفت.

 

Image

Image

Image

Image

Image

Image

Image

Image

Image

Image


منبع: سینمافا






نوع مطلب : گفتگو ها، 
برچسب ها :

پنجشنبه 15 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : مسعود

برگزاری جشنواره بین المللی فیلم به نظر من خیلی خوب است و اولین دوره آن به خوبی برگزار می شود، یعنی همچون یک جشنواره واقعی در حال برگزاری است. جای جشنواره فیلم کیش در منطقه خلیج فارس خیلی خالی بود و این جشنواره می تواند این خلا را پر بکند.

به گزارش خبرگزاری سینمای ایران،مسعود کیمیایی کارگردان سرشناس سینمای ایران در گفت وگو با روابط عمومی جشنواره بین المللی فیلم کیش در مورد برگزاری اولین دوره جشنواره بین المللی فیلم کیش گفت: در ابتدا عرض سلام و احترام دارم خدمت کسانی که این گفت وگو را مطالعه می کنند، به نظر من هر چقدر که این جشنواره ها بیشتر و با کیفیت تر برگزار شود ما در هنر سینما قویتر خواهیم بود و بیشتر در این هنر به سمت جلو حرکت خواهیم کرد و به این نتیجه می رسیم که آیا اصلاً جشنواره تا کجایش خوب است و تا کجایش بد است؟ آیا فرمایشیش تا کجاست و غیر فرمایشیش تا کجاست؟

وی در ادامه افزود: برگزاری جشنواره بین المللی فیلم به نظر من خیلی خوب است و اولین دوره آن به خوبی برگزار می شود، یعنی همچون یک جشنواره واقعی در حال برگزاری است.

عضو هیئت داوران بخش بین الملل جشنواره فیلم کیش در مورد نقش برگزاری جشنواره بین المللی فیلم کیش در منطقه خلیج فارس گفت: جای جشنواره فیلم کیش در منطقه خلیج فارس خیلی خالی بود و این جشنواره می تواند این خلا را پر بکند، من در جشنواره های کشورهای حوزه خلیج فارس حضور نداشته ام و برای اولین بار است که در یک جشنواره ای در این منطقه شرکت می کنم. و خیلی خوشحالم که این اتفاق می افتد و هم اکنون این جشنواره با حضور فیلمسازان کشورهای مختلف در حال برگزاری است.

مسعود کیمیایی در پایان این گفت وگو اظهار داشت: در اولین دوره جشنواره بین المللی فیلم، بنده به عنوان داور فیلم های بخش بین الملل حضور دارم و فیلم سینمایی "جرم" به کارگردانی اینجانب در بخش خارج از مسابقه این جشنواره به نمایش در می آید.




نوع مطلب : گفتگو ها، 
برچسب ها :

سه شنبه 6 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : علی

کارگردان فیلم "لیلی با من است " ،گفت: سینما نقش موثری در ترویج فرهنگ شهروندی دارد و می توان با ایجاد ارتباط نزدیک و موثر میان مردم و هنر هفتم از ظرفیت های سینما در ایجاد فرهنگ شهرنشینی استفاده بهینه کرد.

به گزارش خبرگزاری سینمای ایران به نقل از روابط عمومی جشنواره فیلم شهر ، "کمال تبریزی" افزود: سینما به دلیل ویژگی های بصری یکی از موثرترین رسانه ها در ترویج فرهنگ شهرنشینی است.

کارگردان فیلم "پاداش سکوت" ادامه داد: سینما و شهر از یکدیگر جدا نبوده و برهم تاثیر دارند و ارتباط مردم با این هنر موجب می شود تا شهروندان به فرهنگ شهرنشینی نزدیک شده و متناسب با رشد شهرها این فرهنگ در شهر های تازه تاسیس و در میان شهروندان ترویج شود.

تبریزی یادآور شد: مردم از طریق آثار سینمایی ساخته شده در زمینه شهر می توانند پیام های فرهنگی مورد نیاز خود را دریافت کنند ، از این رو فیلم هایی که در این زمینه ساخته می شوند باید بطور غیر مستقیم مقولاتی همچون اخلاق شهروندی و یا تعرف صحیح حقوق شهروندی را ارایه کنند.

وی با بیان اینکه سینما و شهروندان ارتباطی دو سویه با یکدیگر دارند ، یادآور شد: فیلمسازان با حضور در فضای شهری و ارتباط موثر با شهروندان می توانند نگاهی واقع گرایانه از شهر را در آثار خود خلق کنند، در این صورت مردم با یک اثر سینمایی همذات پنداری کرده و پیام آنرا می پذیرند.

وی تاکید کرد: سینما موثرین هنر در ترویج فرهنگ است از این رو می توان از این رسانه استفاده موثری در ترویج فرهنگ شهرنشینی داشت.

تبریزی گفت: هنرهای مختلف با توجه به پیامی که در بر دارند ، می توانند بر مخاطبان موثر باشند اما آثار سینمایی به دلیل ارتباط موثری که با مخاطبان برقرار می کنند، در انتقال مفاهیم شهری و ارایه الگویی مناسب در تعریف شهری انسانی برای انسان شهری تاثیر گذار خواهند بود.

این کارگردان سینما ابراز امیدواری کرد که جشنواره فیلم شهر فرصتی را برای سینماگران فراهم کنند تا با درک صحیح از شهر گامی موثر در ترویج فرهنگ شهرنشینی بردارند.

چهارمین جشنواره بین المللی فیلم شهر با رویکرد شهر انسانی برای انسان شهری از 24 تا 29 شهریورماه امسال در تهران و گیلان برگزار می شود




نوع مطلب : گفتگو ها، 
برچسب ها :

چهارشنبه 31 فروردین 1390 :: نویسنده : علی

کافه سینما-بهنام شریفی، آریان گل صورت و محسن شرف الدین: حسینی از جمله گفت:

- در سینمای ما بر خلاف هالیوود سینما بر دوش بازیگران است نه بر عکس.

- در فضای آشفته امروز هر حرکتی که می‌کنی از سوی عده‌ای ارزش است و برای عده‌ای دیگر ضد ارزش.

- با دغدغه‌های روشنفکری می‌آیند و کاسب از آب درمی‌آیند.

- چیزی که خطرناک است، برخورد جامعه با آدمهای معروف است.

- الان کفهٔ چیزهایی را که از دست دادم بیشتر از به دست آورده هاست.

- می‌گویم هامون مرهون خسرو شکیبایی است. یعنی شاید حتی نقش او از آقای مهرجویی هم بالا‌تر باشد.

- که بر زندگی من تاثیر گذاشته پرواز بر فراز آشیانهٔ فاخته میلوش فورمن است. حرفه‌ای لوک بسون هم از فیلمهای عمرم..

متن کامل را بخوانید:در ادامه ی مطلب


ادامه مطلب


نوع مطلب : گفتگو ها، 
برچسب ها :

شنبه 27 فروردین 1390 :: نویسنده : علی

سینمافا- محدثع واعظی پور- بیتا موسوی-  بازیگران نمایش "ابرهای پشت حنجره" با اشاره به همکاری با رضا گوران در این نمایش تاکید کردند حضور در سینما به هر قیمت برایشان مهم نیست و ترجیح می‌دهند در تئاتر تجربه‌هایی ویژه داشته باشند.

بهنوش طباطبایی و مهدی پاکدل این روزها در نمایش "ابرهای پشت حنجره" در سالن قشقایی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه می‌روند، طباطبایی در دومین حضورش در تئاتر در نقشی دشوار حضوری قابل قبول دارد و پاکدل مانند همیشه یکی از امتیازهای نمایش است. در این گفتگو این زوج جوان از تجربه همکاری با رضا گوران و بازی در این نمایش صحبت کرده‌اند.

برای خواندن ادامه گفتگو به ادامه مطلب بروید .

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : گفتگو ها، 
برچسب ها : پاکدل، بهنوش طباطبایی، زوج هنری،

چهارشنبه 24 فروردین 1390 :: نویسنده : مسعود

دادنا: فیلمنامه‌نویس و بازیگر مجموعه “پایتخت” معتقد است به خاطر احترام به مردم مازندران و گلستان روی شخصیت پنجعلی مانور زیادی نداده و در شوخی زیاده‌روی نکرده است.

به گزارش مهر، نوروز ۹۰، شبکه اول سیما که بهترین زمان پخش سریال‌ها را در انحصار دارد، با وجود مجموعه‌ای آماده برای عید، این وظیفه را بر عهده سیروس مقدم و تیمش گذاشت.
 
نام محسن تنابنده در تیتراژ فیلم به عنوان طراح فیلمنامه، فیلمنامه نویس، بازیگردان و بازیگر گویای این بود که بخش عمده‌ای از این مجموعه با ایده‌های او به سامان رسیده است. این بازیگر و فیلمنامه نویس که تا اینجا نشان داده است طنز موقعیت را به خوبی می‌شناسد، در نشست اختصاصی خبرگزاری مهر با بازیگران و کارگردان “پایتخت”، به فشردگی زمان و محدودیت‌های مجموعه‌ای با لهجه اهالی شهرهای دیگر اشاره کرد.
 
تنابنده هدف اصلی مجموعه “پایتخت” را قصه تعریف کردن و نمایشی از شخصیت‌های دوست داشتنی می‌داند.

*گروه فرهنگ و هنر:ایده اولیه “پایتخت” از شما بود؟
- محسن تنابنده بازیگر و فیلمنامه نویس: ایده از من نبود. ایده از تورج اصلانی خریداری شد و توسط من به طرح تبدیل شد. ایده ابتدایی در حد نیم خط بود و در نهایت هم خشایار الوند به کار اضافه شد و با هم فیلمنامه را نوشتیم.

*زمان کافی برای پروراندن طرح داشتید یا اینکه مثل کارهای مناسبتی دیگر در زمان اندک نوشته شد؟
- می‌دانم مردم از این ماجرا خیلی خسته‌اند که بگویم ما فرصت نداشتیم و در زمان کوتاهی این فیلمنامه را نوشتیم اما از آن جایی که مجری هستیم و تا پیشنهاد طرح کار پذیرفته شود، زمان ‌برد، فرصت نوشتن را نداشتیم. در تیتراژ اسم من و خشایار الوند و یکی دیگر از دوستان آمده است اما این کار واقعا تیمی بود. از خود آقای مقدم که بسیار تجربه گرا و نو کار می‌کند تا باقی بچه‌ها همه به ما کمک کردند.

*یعنی شما قبل از شروع فیلمبرداری هیچ متنی در دست نداشتید؟
- قبل از اینکه کار را شروع کنیم شش قسمت متن را داشتیم. در طول کار هم ادامه قصه پیدا شد. ادامه قصه مبتنی بر اتفاقاتی بود که برای خود گروه در حین فیلبرداری می‌افتاد. مثل دررفتن ترمزدستی کامیون و آتش گرفتن کرسی. خیلی از ایده‌هایی که در قصه می‌بینید عینا در کار اتفاق افتاد و تیم نویسنده به این نتیجه رسیدیم که این اتفاقات در کار بیافتد.

*چطور شد از آقای الوند برای نوشتن دعوت کردید؟
- من و خشایار از سال‌ها قبل با هم آشنا هستیم. اگرچه سرش خیلی شلوغ بود اما پذیرفت که با ما همکاری کند. ما معمولا قصه را با هم طراحی می‌کردیم و جایی که خشایار فرصت داشت قصه را می‌نوشت و اگر نیاز به تغییری داشت با هم حرف می‌زدیم. نه تنها نویسندگان بلکه کل بازیگران با هم در مورد قصه و روند جلو رفتن آن مشورت می‌کردیم و به نتایج مطلوبی هم می‌رسیدیم.


*نقش نقی را برای خودتان نوشته بودید؟
- خودم که از ابتدا قرار نبود بازی کنم. قرار بود فقط متن را بنویسم اما آقای مقدم و خانم غفوری گفتند که خودم هم حضور داشته باشم. طبیعی است که کار کردن با آقای مقدم برای هر بازیگری خیلی جذاب است به خاطر همین با فراغ بال قبول کردم. روی احمد مهران فر و ریما رامین فر از همان ابتدا فکر شده بود و باقی بازیگران هم زمان نوشتن فیلمنامه پیدا کردیم.

*ریما رامین فر و احمد مهران فر چه ویژگی‌هایی داشتند که از همان ابتدا رویشان فکر کرده بودید؟
- خیلی طبیعی است که ما بر خلاف خیلی از کارها که قبل از نوشتن فیلمنامه دنبال بازیگرند، در حین نوشتن به بازیگرها فکر می‌کردیم. ما دنبال آدمی نبودیم که تماشاگر از قبل دوستش داشته باشد و همان ساختارشکنی که آقای مقدم در مورد کلیت مجموعه با آن اشاره کرد در سر و شکل متن و انتخاب بازیگر هم دیده می‌شد. شاید در ابتدا همه وحشت کردند. قرار بود بهترین باکس تلویزیون و بهترین شبکه به ما داده شود. همه ترسیده بودند که آیا این تیم در مقابل تیم‌های خوبی که در شبکه‌های دیگر مجموعه‌های تلویزیونی را می‌سازند کارش را به سرانجام برسانند یا خیر.

*یعنی بازیگران تیم مجموعه “پایتخت” نمی‌توانست مخاطب جذب کند؟
- منظورم بازیگران هستند. آن مجموعه‌ها اگر قصه هم نداشتند، اما به خاطر بازیگرانی که انتخاب کرده بودند، حتی اگر بازیگر جلوی تلویزیون یک دوری هم می‌زد، باز می‌توانست مخاطب را تحت تاثیر قرار دهد. اما انتخاب این گروه بازیگر برای بهترین مجموعه نوروز خیلی ریسک به نظر می‌آمد. تمام تلاشمان این بود که خیلی شریف و با شخصیت‌های جذاب برای مخاطب قصه تعریف کنیم. دنبال این نبودیم که مخاطب به خاطر بازیگر پای مجموعه بنشیند.

*از همان ابتدا به این فکر کرده بودید که این خانواده باید به شهرشان برگردند؟ البته خانه‌ای که نزدیک اتوبان انتخاب کرده بودید گویای پایان داستان بود.
- قرار بود فینال را در تهران بگذرانیم. از آنجایی که قصه کامل نشده بود ما به صورت تیمی در جستجوی کامل کردن قصه بودیم. آخرین سکانس فیلم پنج صبح سیزدهم گرفته شد و از آن طرف ساعت ۱۰ شب هم روی آنتن رفت.  اول فکر کردیم این پایان می‌تواند برای تماشاگر قابل حدس باشد. اما بعد به این نتیجه رسیدیم اینکه با چه کیفیتی به علی آباد برمی‌گردند مهم‌تر است.

*خوب با همان کیفیت در تهران می‌ماندند!
- در کل این مجموعه ما دنبال تجربه‌گرایی بودیم و اصلا به این فکر نمی‌کردیم که چه پیامی به مخاطب بدهیم. این قصه در ابتدا که نوشته شد در تهران شکل می‌گرفت. اما در نهایت به این منطق رسیدیم که آدمی که در تهران زندکی می‌کند اگر برایش مشکلی به وجود بیاید چند جا را بلد است که شب‌هایش را بگذراند و اصلا بحث کامیون به وجود نمی‌آمد.

*شخصیت‌های “پایتخت” درست قسمت آخر متحول شدند و این خیلی منطقی به نظر نمی‌آمد. این مشکل شخصیت پردازی به فیلمنامه مربوط می‌شود.
- هدف ما از ساخت این مجموعه نشان دادن چیزهای دیگری بود. مثلا ما سکانسی داشتیم که حال پدر نقی بد می‌شد و شب هم باران گرفته بود. از طرفی این خانواده در کامیون املت می‌خورند و سوراخ سنبه‌های کامیون را مثل یک خانه می‌پوشانند. اینکه کانون خانواده مهم‌تر از خانه است اینکه  مهم خود آدم‌ها هستند، بیشتر مورد نظر ما بود. در بدترین شرایط نقی و هما به هم نزدیک و نزدیک‌تر می‌شوند و این برای ما مهم‌تر از هر چیزی بود.





*شما در این مجموعه بازیگردان هم بودید. بازیگردان در مجموعه‌ای با گروه حرفه‌ای چه نقشی دارد؟
- اساسا بازیگردان کارش با بازیگر است نه نابازیگر. بازیگردان آگاه است با چه تیم بازیگری باید کار کند. می‌تواند تشخیص بدهد با این گروه می‌تواند به لحن مورد نظر برسد یا خیر. بازیگردان حد فاصل میان کارگردان و بازیگر است. او این وسط حایل است  و می‌تواند در مورد بازیگران نظر بدهد که چه اتفاقی باید برای بازیگر بیافتد تا به آنچه در ذهن کارگردان است نزدیک شود. در این مجموعه من به همان اندازه بازیگردانی می‌کنم که بازیگرهای دیگر. یعنی بازیگرهای دیگر همان قدر بازی من را می‌گرداندند و در موردم نظر می‌دانند که من در مورد آنها نظر دادم. این کار واقعا گره خورده بود. خیلی صحت نداشت که در تیتراژ نام من به عنوان بازیگردان نوشته می‌شد. ما با هم کار می‌کردیم.

*پس در مجموعه‌ای مثل “پایتخت” بازیگردان خیلی معنا ندارد؟
- همه با هم همکاری می‌کردیم. من فقط هماهنگ کننده بودم و کارهای کلی را سر و سامان می‌دادم و در مورد جزییات همه با هم شریک بودیم.
*با اینکه لهجه‌های شخصیت‌ها در “پایتخت” به شهادت مردم مازنداران مشکل نداشت شما هم اسیر شکایت و اعاده حیثیت شدید. چرا؟
- گروهی که مهاجرت می‌کنند به شهر دیگری ناخودآگاه لهجه‌شان با لهجه مردم آن شهر متفاوت است. زمانی که آقای فتحی هم این کار را کرد ایراد گرفتند و چقدر مورد فشار قرارش دادند. اما یک بار درست قضاوت کنیم که آقای فتحی قصد داشت چیزی را خراب کند؟ اگر قرار است تمرکز را از تهران برداریم، باید به این فکر کنیم که آدم‌هایی دیگری هم در ایران زندگی می‌کنند. یزدی‌ها و شمالی‌ها  جزیی از مردم ایران هستند. چرا باید تمام مجموعه‌های محدود به تهران و لهجه سلیس فارسی شود؟

*اتفاقا این خانواده جای مانور بیشتری داشتند اما کاملا مشخص بود که فیلمنامه کنترل شده نوشته شده است.
- جالب این است که مردم گلستان و استان مازندران رضایت کامل را از این مجموعه دارند. ما تمام تلاشمان را کردیم که خانواده‌ای متشخص و با آبرو را نمایش دهیم. این خیلی مهم است که رسانه ملی در بهترین تایم نوروزی‌اش در مورد قومی حرف می‌زند که اهل مازندران هستند و به تهران می‌آیند و از آنجایی که نمی‌توانند خودشان را با تهرانی‌ها هماهنگ کنند برمی‌گردند به شهرشان. ما حاضر نشدیم در این مجموعه شوخی‌های سخیف انجام بدهیم. سعی کردیم کمدی فاخری را با این آدم‌ها به وجود بیاوریم. هر کدام از بچه‌های اهل فن که از بیرون به این مجموعه نگاه می‌کنند بر این واقف هستند که شخصیت پنجعلی چقدر قابلیت این را دارد که انواع و اقسام شوخی‌ها را انجام بدهد اما ما این کار را نکردیم به خاطر اینکه می‌خواستیم همه چیز شرافتمندانه اتفاق بیافتد.








نوع مطلب : گفتگو ها، 
برچسب ها :

دوشنبه 22 فروردین 1390 :: نویسنده : مسعود

گفتگو با یك نویسنده كه بازی میكند و یك بازیگر كه مینویسد، كار جذابی است. كسانی كه پایتخت را دیدهاند قبول دارند كه نقطه قوت اساسی كار، داشتن فیلمنامه قوی و واقعگرای آن است. بدون شك حضور تنابنده هم به عنوان بازیگر و هم به عنوان نویسنده نقش به سزایی در موفقیت این مجموعه داشت...

خانوادهسبز: دلیل استقبال شما از بازی در نقشهای متفاوت چیست؟

تنابنده: من اولین تجربه بازیگریام را با علیرضا امینی در «دانههای ریز برف» داشتهام. از همان زمان تصمیم گرفتم در هر كاری كه حضور پیدا میكنم نكته مهم و اساسی كیفیت و جنس كاراكتری باشد كه برای بازی به من پیشنهاد میشود. باید نقش شخصیت جذابیت داشته باشد تا در من بازیگر ایجاد انگیزه كند تا نقش را جلوی دوربین به نمایش در بیاورم.

خانوادهسبز: نقش «نقی» تا چه حد این جذابیت را برای شما به وجود آورد؟

تنابنده: طرح اولیه سریال پایتخت یك نوشته یك صفحهای بود. وقتی با آقای مقدم در مورد آن به توافق رسیدیم به دنبال این بودم كه سریال در فضایی واقعی با آدمهای واقعگرا جلو برود. برای همین روی واقعی بودن آدمهای سریال خیلی كار كردم. نقی معمولی یك شهرستانی بود كه وقتی با خانوادهاش به تهران آمد دچار اتفاقاتی شد. مهمترین مسئله برای من واقعگرایی نقی در مواجهه با این مشكلات بود. من این مسئله را هم در زمان نوشتن و هم در زمان بازی رعایت میكردم. دیدید كه نقی خانوادهاش را دوست داشت و برای آسایش همسر و فرزندانش چقدر زحمت میكشید.

خانوادهسبز: خودتان را بیشتر بازیگر میدانید یا فیلمنامهنویس؟

تنابنده: خب من فارغالتحصیل رشته بازیگریام اما علاقهای ندارم هر نوع پیشنهادی را بپذیرم. بنابراین گزیده كار میكنم و دوست ندارم مخاطب هر شبكه تلویزیونی را كه انتخاب میكند من را در سریال و یا فیلمی ببیند. این نوع حضورها قدرت و اثر كار بازیگری بازیگر را برای مخاطب كمرنگ میكند. در زمینه نویسندگی هم من از آن نویسندههایی هستم كه دست خیلی تندی در نوشتن ندارم بنابراین در این مورد هم وسواس خاص خودم را دارم. در مجموع از هر دو مقوله استقبال میكنم.

خانوادهسبز: شما كه نویسندگی هم میكنید، در حین بازی مقابل دوربین چقدر موافق بداههكاری توسط بازیگر هستید؟

تنابنده: بداهه كار كردن قطعا حسنهایی دارد، اما حسنهایش خیلی كمتر از ضررهایش است. من در این جور كارهای بداهه، كه همزمان هم باید بنویسم و هم بازی كنم زیاد حضور داشتهام. این خیلی سخت است. با صحبتهایی كه با آقای مقدم داشتیم در طول كار اگر شرایطی برای بداههكاری مهیا میشد هم من و هم آقای خمسه و احمدرضا مهرانفر سعی میكردیم در چارچوب فیلمنامه اقدام به این كار كنیم.

خانوادهسبز: در مورد لهجهای هم كه در سریال مورد استفاده قرار گرفت توضیح دهید.

تنابنده: در مورد لهجه مازندرانی باید بگویم ما خیلی نخواستیم وارد این مسئله شویم. قصد تزریق شیرینی به كلام بود تا حدی كه مخاطب برای درك دیالوگها دچار مشكل نشود. چون استفاده از لهجه در این نوع كارها كمی خطرناك است. باید دقت زیادی داشته باشی تا دچار اشتباه نشوی.

خانوادهسبز: در مجموع نظر شما در مورد مجموعه پایتخت چیست؟

تنابنده: فكر میكنم این حاصل كار گروه منسجم ما بود و اینكه در این مجموعه سعی شده بود قصهای واقعی را به نمایش در بیاوریم و برای خنداندن مخاطب دست به هر كاری نزنیم. در واقع پایتخت قصد ایجاد فضای طنز داشت تا اینكه بخواهد با استفاده از كلمات یا تكهپراكنی بیننده را به خنده وادار كند.

محسن تنابنده می‌‌گوید: در چند باری كه با سیروس مقدم كار كرده بودم، خیلی دوست داشتم به‏عنوان بازیگر كار كنم، ولی هربار به‏دلیلی نمیشد، اما این بار وقتی به من گفتند: «خودت نقش نقی را بازی كن!» روی هوا آن را زدم.

تنابنده می‌‌گوید: داستان مجموعه تلویزیونی «پایتخت» یك ایده از «تورج اصلانی» بود كه من این ایده را خیلی دوست داشتم و حدود یك سال پیش آن را تبدیل به طرح كردم ولی ابتدا نه برای سریال ولی از همان موقع احساس میكردم كه ایده جذابی برای سریال است و از همان موقع شروع به بسط و گسترش ایده كردم. با آقای اصلانی صحبت كردیم و ایده را چندین برابر قیمت از او خریدیم و تبدیل به طرح و نگارش شد، همچنین خشایار الوند نیز از قسمت پنجم به ما اضافه شد و چند قسمتی در خدمتش بودیم. او خیلی برای كار زحمت كشید.

وی می‌‌گوید: این خانواده اصلا از ابتدا اهل مازندران نبودند و خانوادهای بودند كه از نقده میآمدند و یواش یواش در طی كار به این نتیجه رسیدیم كه اهل مازندران باشند.

بازیگر نقش نقی همچنین درباره لهجه‌‌اش در این سریال نیز توضیح داد: ما به این نتیجه رسیدیم كه الزاما این خانواده باید از جغرافیایی بیایند كه ما در تصویر وقتی میبینیم خیلی لذت ببریم و وقتی كه با معضلات تهران مواجه میشوند، ببینیم كه چه زیباییها و لذتهایی را از دست دادهاند. در نهایت به این نتیجه رسیدیم كه بهترین جا استان گیلان یا مازندران است. از آنجایی كه مازندران و به خصوص گلستان خیلی مهجور بود و من خیلی خوب استان گلستان را میشناختم، ترجیح دادیم كه این خانواده گلستانی باشند. من نسبت به لهجه آنها هم تسلط بسیاری داشتم.

وی ادامه داد: در سریال زایندهرود نیز، آقای فتحی زحمت بسیاری كشیده بود ولی نسبت به سریال بیمهری شده بود. چون هرجور نگاه میكنی، به نظر نمیرسد كه ایشان قصد توهین به لهجه و مردم اصفهان را داشته باشد. به نظرم خیلی هم میبایست از آقای فتحی تقدیر و تشكر میشد، چون او تمام عواملش را به اصفهان برد.

تنابنده در ادامه می‌‌گوید: «اساس خانواده بیش از هر موضوع دیگری در «پایتخت» اهمیت داشت. سریال «پایتخت» در واقع آستانه تحمل و صبر یك خانواده شهرستانی در شرایط سخت زندگی را روایت میكند. موضوع مهاجرت در اولویتهای سوم و چهارم ما قرار داشت. طبیعتا خانوادهای كه از شهرستان به تهران میآید كمی لهجه دارند؛ در ایران قومیتهای بسیاری زندگی میكنند، نمیشود كه تمام سریالها در مورد تهرانیها باشد.»

وی در ادامه می‌‌گوید: زمان كوتاه ما باعث شد كه به خانم رامینفر لهجه ندادیم وگرنه در هنرنمایی وی شكی نیست. آن چه كه مسلم است قاعدتا تمام شهرستانیها لهجه دارند و یك مقدار سعهصدر را باید بالا برد ما در ایران زندگی میكنیم و مسئله قومیت مهم است.

ضمن اینكه باید اشاره كنم؛ «بیشترین رضایت بینندگان از این فیلم مربوط به استانهای مازندران و گیلان بود در حالی كه یكسری هم دیكشنری به دست گرفتند و مساله قومیت را مطرح میكنند! این سریال، كار شریفی بود و ما در آن، به سمت لودگی حركت نكردیم. این حركتها آزاردهنده است. سعی شد لهجهها تمیز از آب درآید.»

البته تنابنده اعتراف میكند كه «در این كه سریال «پایتخت» دارای نقایصی بود شكی نیست اما نشان دادن خانواده صمیمی برای ما اهمیت زیادی داشت كه در طول این مهاجرت سختی هم میكشند، اما آستانه تحمل بالایی داشتند.»

 






نوع مطلب : گفتگو ها، 
برچسب ها :

دوشنبه 22 فروردین 1390 :: نویسنده : مسعود

( کل صفحات : 11 )    ...   3   4   5   6   7   8   9   ...   



.: Weblog Themes By PICHAK :.
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دیالوگ های ماندگار
    سارا (نیکی کریمی): من صلاحیت تربیت بچه رو ندارم؟ راست می گی من وظیفه واجب تری دارم ... اول باید خودم رو تربیت کنم ... آره برای همینه که دارم تو رو ترک می کنم .حسام [ سارا - داریوش مهرجویی ]
آمار فروش
موسیقی
آپارات
افراد آنلاین

    افراد حاضر در این وب

 
   
فال حافظقالب وبلاگقالب وبلاگگالری عکسفاگالری عکس آلامتو
>