تبلیغات

فال

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

اس ام اس عاشقانه

سینمای ایرانی - مطالب گفتگو ها
 
سینمای ایرانی
همه با هم به سوی سینمایی برتر
صفحه نخست           تماس با مدیر         پست الکترونیک               RSS                    ATOM
مطالب پیشنهادی
سرمقاله


این وبلاگ به روز ترین و بزرگترین وبلاگ سینمایی است . ما سعی داریم همه روزه با گذاشتن مطالب جالب و جدید در رابطه با سینما , تلویزیون , تئاتر و ... رضایت شما را جلب کنیم . برای تبادل لینک با ما باید وب هایی که دارای آمار حداقل 500 بازدید روزانه هستند ما را با عنوان ( سینمای ایرانی .:: پاتوقی برای سینما دوستان ::. ) لینک کنند و به ما خبر بدند تا در کمتراز 24 ساعت آنها را لینک کنیم . در ضمن شما می توانید لینک مطالب جدید وبلاگ یا سایتتون رو از طریق ارسال لینک مفید ارسال کنید . این قسمت محدودیت آماری نداره و نیاز نیست ما رو لینک کنید . نکته آخر : لطفا به علت اهمیت آمار نظرسنجی برای ما در نظر سنجی شرکت کنید . نظر هم فراموش نشه . ///

آدرس های سینمای ایرانی : www.ircinama.mihanblog.com
................................. : www.ircinema.tk

مسعود ( مدیر وبلاگ سینمای ایرانی )

مدیر وبلاگ : مسعود
مطالب اخیر
نظرسنجی
به نظر شما بهترین بازیگر زن کدام یک از گزینه های زیر است ؟













«الهام حمیدی» چند سال پیش با بازی در مجموعه «مسافری از هند» مطرح شد، یكی از ویژگی‌های او در بازیگری این است كه نقش‌هایش را طوری ایفا می‌كند، كه تا چندسال در اذهان باقی بماند. او معمولا در بازی‌هایش نقش‌های مثبت را بازی می‌كند و می‌گوید: «از بازی در نقش‌های منفی دوری می‌‌كنم هیچ اعتقادی هم به كلیشه شدن ندارم، در چند سال اخیر دیدید كه اگر كلیشه می‌شدم، مخاطبان سینما و تلویزیون از من رضایت نداشتند، با توجه به این‌كه همیشه نقش‌های مثبت بازی كرده‌ام، اما این اتفاق برای من نیفتاد...» بازی در مجموعه «زیر تیغ»، سریال حضرت یوسف، سریال مختارنامه و این اواخر «تبریز در مه» از جمله كارهای مطرح او بوده است، ضمن این‌كه به زودی سریال «شوق پرواز» از او پخش خواهد شد كه وی روبه‌روی شهاب حسینی (شهید بابایی) و در نقش «حكمت» همسر «شهید بابایی» بازی می‌كند... با نزدیك شدن به عید نوروز با این بازیگر مطرح سینما و تلویزیون به گفتگو نشستیم، ضمن این‌كه از او امسال سریال نوروزی كه در كیش تصویربرداری خواهد شد را خواهیم دید، سریالی به كارگردانی مجید صالحی با نام «سفر كیش و مات» كه از شبكه تهران و 29 شبكه استانی پخش خواهد شد.

او پیشاپیش نوروز 90 را به ایرانیان عزیز تبریك می‌گوید و سال خوب و پرفروغی را برای آنان آرزو می‌كند...

 من در زندگی واقعی برعكس اغلب نقش‌هایی كه بازی می‌كنم اصلا انسان صبوری نیستم و خیلی زود عصبانی می‌شوم، كمی عجولم.

 

كارهای تاریخی  برایم جذاب است

«تبریز در مه» اولین تجربه همكاری من با آقای ورزی به شمار می‌آید. در این مجموعه نقش طاووس، سوگولی فتحعلیشاه را برعهده داشتم كه برایم جذابیت‌های زیادی داشت. در مجموع كارهای تاریخی برایم جالب و جذاب است و دوست دارم در این فضا كار كنم چون دور از فضای زندگی کنونی‌ام، یك زندگی جدید در فضایی متفاوت را تجربه می‌كنم. مثلا در كار «تبریز در مه» من نقش همسر فتحعلیشاه رو بازی كردم كه ویژگی‌های جالبی داشت كه شاید تجربه این خصوصیات در دنیای فعلی مقدور نباشد.

همسر شهید بابایی مرا انتخاب كرد!

بازی در نقش خانم حكمت (همسر شهید بابایی) برایم باعث افتخار بود و امیدوارم توانسته باشم حق مطلب را آنطور كه باید و شاید ادا كنم. «شوق پرواز» از آن دست كارهایی است كه خیلی مشتاقم تا روی آنتن برود و نتیجه زحماتم را به تماشا بنشینم. این‌كه من در این نقش بازی كنم، انتخاب خود خانم حكمت بود. به تصویر كشیدن زندگی انسانی كه بین ما نفس می‌كشد و شانه به شانه ما زندگی می‌كند خیلی سخت است چون من به عنوان بازیگر اگر نتوانم این شخصیت را آن‌طور كه شایسته ایشان است بازی كنم، هم شرمنده مردم می‌شوم و هم شرمنده این شخصیت بزرگوار، اما خیلی خوشحالم كه ایشان من را لایق دانستند و برای این نقش مرا انتخاب كردند. خانم حكمت اغلب اوقات سر صحنه حضور داشتند و با هم تعامل خوبی داشتیم، چیزی كه برای من واقعا جذاب بود عشق خانم حكمت به شهید بابایی است. مثلا روز تولد شهید بابایی ایشان خیلی با عشق و زیبا كیك خریدند و سرصحنه آمدند، انگار هنوز شهید بابایی زنده هستند و حضورشان را حس می‌كنند.

شیرین ایرانی مختارنامه

نقش «شیرین ایرانی» را كه در مختارنامه بازی كردم خیلی دوست داشتم. آقای میرباقری روی اصول خاصی نقش‌ها را شخصیت‌پردازی می‌كردند و دیالوگ‌ها آنقدر با وزن و موزون نگارش شده بود كه گاهی اوقات حس می‌كردم این دیالوگ‌ها شعر هستند. كار كردن با آقای میرباقری واقعا لذت بخش بود، كارهایی كه ایشان در ژانر تاریخی تولید می‌كنند با دیگر آثار تولیدی در این ژانر متفاوت است، ایشان روی جزیی‌ترین مسایل وسواس دارند، از دكمه لباس بگیرید تا سربند و روسری و... فكر شده انتخاب می‌شوند.

نقش منفی بازی نمی‌كنم

من به این موضوع اعتقاد ندارم كه اگر مرتب نقش مثبت بازی كنم كلیشه می‌شوم ،شاید نقش‌هایی كه تا امروز بازی كرده‌ام همه مثبت بوده‌اند اما هیچ كدام به هم شبیه نیستند. «مریم» زیر تیغ با «نسرین» خیلی دور خیلی نزدیك دو دختر مثبت هستند اما نوع زندگی و شخصیتشان هیچ ارتباطی باهم نداشت. «جری لوئیس» همیشه طنز بازی می‌كرد و همیشه هم در این ژانر موفق ظاهر شد و بیننده هیچ وقت از او دلزده نشد. من هیچ اصراری ندارم كه بخواهم نقش منفی و منفور بازی كنم تا مثلا از كلیشه خارج شوم، اصلا با نقش‌های منفی رابطه خوبی ندارم و اگر هم روزی نقشی منفی بهم پیشنهاد شود نمی‌پذیرم، البته كاراكترهای خاكستری را خیلی دوست دارم و علاقه دارم اینگونه نقش‌ها را تجربه كنم. بیننده الهام حمیدی را در نقش‌های خوب و با انرژی مثبت دیده و قبول كرده و دوست ندارم این ذهنیت با بازی كردن در یك نقش منفور خراب شود.

حاشیه هرگز

هیچ وقت به دنبال حاشیه نبودم و نیستم. از مطبوعات هم سعی می‌كنم فاصله داشته باشم چون بیشتر از این‌كه به بازیگر كمك كنند برای او حاشیه‌سازی می‌كنند و گاهی اوقات از تیترهایی روی جلد استفاده می‌كنند كه به ضرر بازیگر است. مثلا مدتی پیش من با برادرم عكس گرفتم و روی جلد یكی از مجلات چاپ شد و تیتری كه زیر آن زده شده بود این بود: نمی‌خواهم همسر دوم شوم!!! و بعد از چاپ این مصاحبه با این تیتر چندین تماس و اس‌ام‌اس تبریك داشتم.... و من زمان زیادی را صرف كردم تا بگویم كه ازدواج نكرده ام. یا یك بار در مورد نقش همسر شهید بابایی از من سوال شد و بعد تیتر این طور زده شد كه؛ حمیدی: همسر شهید بابایی از من خواهش كرد كه این نقش را بازی كنم... خب این واقعا زشت بود، من گفته بودم كه ایشان من را برای بازی در این نقش پیشنهاد داده‌اند و آن رسانه صحبت من را درست برعكس به چاپ رساند و باعث شرمندگی من در مقابل خانم حكمت عزیز شد و البته از ایشان بابت این اشتباه رسانه‌ای عذرخواهی هم كردم.


مصطفی امامی





نوع مطلب : گفتگو ها، 
برچسب ها :

پنجشنبه 11 فروردین 1390 :: نویسنده : مسعود
بعضی معتقدند که مهران مدیری کشف داریوش کاردان بوده اما گویا کاردان زیاد از کشف خودش راضی نیست .درباره مدیری و برنامه​های طنز گفت و گویی با داریوش کاردان انجام شده است که اینجا متن کامل آن را می خوانید...

ادامه مطلب


نوع مطلب : گفتگو ها، یادداشت ها، ویژه ها، 
برچسب ها :

دوشنبه 8 فروردین 1390 :: نویسنده : مجتبی

سحر ذكریا چند سال پیش با بازی در نقش مهتاب مجموعه پاورچین و بازی روبهروی مهران مدیری چهره شد، «پاورچین» برای او پلكان ترقی بود و بعد هم پیشنهادهای تلویزیونی و سینمایی از «سحر ذكریا» یك بازیگر مطرح ساخت، او با نقش «لعبتالملوك» و همكاری دوباره با مهران مدیری در مجموعه قهوه تلخ نشان داد كه همچنان استعدادهای نهفتهای دارد كه در حال كشف شدن است. سحرخانم كه در حال حاضر یكی از نقشهای پررنگ مجموعه قهوه تلخ را بازی میكند، نوروز باستانی را به ایرانیان تبریك میگوید و امیدوار است كه سال خوشی در انتظار آنان باشد، او در مورد بهار میگوید: «كاش مانند بهار ما هم تازه شویم و حس تازگی را با تمام وجود لمس كنیم.»

با این بازیگر توانا به گفتگو نشستیم و خوشحالیم كه او دعوت ما را برای هفتسین نوروزی قبول كرد... سحرخانم عیدتان مبارك.

 پاورچین چندمین همكاری شما با آقای مدیری است؟

بعد از پاورچین نمیخواستم كار طنز را ادامه دهم و دوست داشتم ژانرهای دیگر را هم تجربه كنم. دومین همكاری من با آقای مدیری بعد از پاورچین، مرد دو هزار چهره بود كه البته فقط در سه قسمت آن حضور داشتم و قهوه تلخ هم سومین همكاری من با ایشان محسوب میشود كه فضای آن با دیگر آثار مهران مدیری متفاوت است.

 صرفا همین كه اسم مهران مدیری پشت یك كاری باشد برای پذیرفتن نقش برایتان كافی است؟

بله، چون وی همیشه بهترین هستند.

 خانم ذكریا قبول دارید نقطه عطف بازیگری شما هم در كارهای مدیری رقم خورده است؟

در كارهایی كه مدت زمان زیادی پخش میشوند بازیگر طبیعتا بیشتر دیده میشود.من هم با شما موافقم و فكر میكنم در كارهای آقای مدیری بیشتر دیده شدهام.

 كار برای رسانههای تصویری ریسك نبود؟ این كه با استقبال مواجه نشود شما را نگران نكرد؟

نه، به شخصه از ابتدا معتقد بودم این سی دی با دیگر آثاری كه در حوزه رسانههای تصویری عرضه میشود متفاوت است چون هم كار طنز و هم مهران مدیری سكاندار آن بود و مردم هم به شدت آقای مدیری را دوست دارند.

 فكر میكنم مهران مدیری با كاری كه كرد روی فرهنگ كپی رایت تاثیر مثبتی گذاشت اینطور نیست؟

بله، مردم چون شخص مدیری را دوست دارند سیدیها را كپی نكردند و این یك گام رو به جلو بود.

 كمی در مورد لعبت مجموعه برایمان بگویید.

در كارها، این چنین نقشها در طول ساخت شكل میگیرند و از همان ابتدا زیاد شخصیتها پخته نیستند و فقط نكات جزیی از آن مشخص است. از همان ابتدا لعبت را دوست داشتم چون نسبت به كارهای گذشتهام متفاوت بود.

 قبول دارید لعبت كمی شبیه مهتاب پاورچین است؟

شاعر بودن لعبت داشت كمی شبیه مهتاب پاورچین می‌‌شد، اگر دقت كنید با همفكری كه بین من و نویسندهها انجام گرفت این شاعر بودن در لعبت كم رنگ شد. فكر می‌‌كنم تنها اشتراك بین این دو شخصیت شعر بود كه به مرور ضعیف شد.

 از برخورد با مردم بعد از پخش «قهوه تلخ» خاطرهای دارید؟

تا مدتها بعد از پخش پاورچین وقتی در كوچه و خیابان با مردم برخورد میكردم همه مرا با اسم مهتاب صدا میزدند ولی بعد از قهوه تلخ با اسم لعبت میشناسند.

 عید سركارهستید؟

به احتمال زیاد بله

 سخت نیست؟

خب من سالهای گذشته هم اكثرا عیدها یا سر كار بودم یا در منزل، چون به نظرم تهران بهترین نقطه ایران در عید نوروز است، چون آن را یك مقدار خلوت و پاكیزه میبینیم.

 وقتی شب عید فرا میرسد شما یاد چه چیزی میافتید؟

اصولا در این ایام خیلی شادم چون بهار و تابستان را خیلی دوست دارم در صورتی كه از زمستان متنفرم  و به همین دلیل از اواخر اسفند روزشماری میكنم كه بهار فرا برسد. باران بهاری، شكوفههای درختان و ... برایم زیباست.

 خاطرهای از دوران كودكی دارید؟

عیدی گرفتن شیرینترین خاطره من از دوران كودكی است كه فكر میكنم الان دیگر زیاد برای بچههای این دوره اتفاق نمیافتد، چون رفت و آمدها كم شده و رسم و رسوم هم كم رنگ شده است. آن زمان عید یك حال و هوای دیگری داشت و همه چیز رنگ دیگری بود. یادش بخیر...



مصطفی امامی





نوع مطلب : ویژه ها، گفتگو ها، 
برچسب ها :

شنبه 6 فروردین 1390 :: نویسنده : مسعود
منوچهر والی‌زاده یكی از پیشكسوتان و گویندگان توانای رادیو و همچنین هنرپیشه سینما و تلویزیون است كه تمام مردم به خاطر جادو و آهنگ صدایش روی موج رادیو با او آشنایی دارند. اولین بازی او در فیلم سینمایی «خداداد» بود كه تصمیم گرفت در كنار بازیگری تئاتر در سنین نوجوانی وارد حرفه دوبله و رادیو شود و در همان اوایل كار هنری‌اش، 18 فیلم سینمایی بازی كرده بود. 52 سال سابقه گویندگی این هنرمند بهانه‌ای شد تا با او وهمسرش میترا در روز تولد «مجید» پسر 17 ساله‌اش صحبتی داشته باشیم.

خانمها مدیر خانه هستند

بیشتر مواقع با همسرم در كارها و امور زندگی همكاری مضاعفی داریم و تا زمانی كه كاری نداشته باشم یا فرصتی برایم فراهم شود و اگر همسرم تمایل داشته باشد در كارهای خانه كمكش میكنم ولی با حجم زیاد كارم، زمانی كه به خانه میروم استراحت میكنم اما در مجموع خانمها مدیر خانه هستند و همه امور زندگی زیردست آنها میگذرد.

تئاتر آغاز كار من

 در گویندگی

از دوران نوجوانی (16 سالگی) وارد حرفه گویندگی شدم و نزدیك به 52 سال است كه در این حرفه فعال هستم،  زمانی كه در خانه جوانان، تئاتر كار میكردیم اولین نمایشنامه من «خانه مرغ هنری» بود كه در آن یك دیالوگ داشتم، یكی از هنرپیشگان آن زمان به نام «منصور متین» كه در حرفه دوبلاژ نیز فعال بودند، صدای من را شنیدند و به من پیشنهاد كار در رادیو را دادند، خلاصه اینكه شروع گویندگی من از تئاتر سرچشمه گرفت.

كارمند شركت تلفن

زمانهای قدیم كه شركت مخابرات، شركت تلفن نام داشت، من كارمند قسمت دفتری آنجا بودم و در كنار شغلم كار گویندگی هم میكردم ولی زمانی كه تقریبا كار من در دوبله اوج گرفت و علاقه بیشتری به آن پیدا كردم، تصمیم به انصراف از شركت تلفن گرفتم تا برای تداوم كار گویندگی، زمان بیشتری اختصاص بدهم.

تبریك سال 90

منوچهر والیزاده به همراه همسر و فرزندش پیشاپیش عید نوروز و سال 90 را به تمام ایرانیان تبریك گفت و آرزو كرد سال 90 برای همه مردم سال پربركت و خوبی باشد و همه در لحظه تحویل سال در كنار خانواده و سلامت باشند. منوچهر والیزاده درباره رسم و رسومات عید میگوید: به نظر من رسم جالبی نیست كه حتما كوچكترها به دیدن بزرگترها بروند، من خودم همیشه سنتشكنی میكنم و زمانی كه فرصتی فراهم شود به دیدار كوچكترهای فامیل هم میروم، اصولا بعد از فوت مادرم و با توجه به اینكه مادر همسرم در كنار ما زندگی میكند، معمولا روز اول عید به دیدن همسر برادر مرحومم میرویم. او در پایان میگوید: «اعتقاد من این است كه هر زمان باید عید باشد، مثل بهار كه سمبل زندگی دوباره، نشاط و سرزندگی است، باید هر روزمان را سرشار از این حس كنیم.»

اولین كار دوبله

 خاطره كاریام شد

زمانی كه اولینبار برای دوبله قسمتی از فیلم به استودیو شاهین رفته و در حال تمرین بودم تا فیلم آماده برای ضبط شود، زمانی كه دوبله شروع شد از 9 صبح تا یك بعدازظهر طول كشید تا من شش خط را بگویم و با این مدت زیاد شاید الان یك فیلم را به طور كامل دوبله كنند. اواسط كار بود كه حسابی خسته شده بودم و به آقای متین گفتم كه من برای این حرفه ساخته نشدم و ایشان گفتند من این استعداد را در تو میبینم و باید به كار دوبله ادامه بدهی.

میترا شریك تمام لحظات

 خوب و بد زندگی

همسرم ارزش و احترام بسیاری برای حرفه و همكارانم قایل و علاقهاش را ثابت كرده است. شاید دلیل آن، احترام متقابل ما در زندگی مشترك است یا اینكه مانند زوجهای جوان در فكر تجملات زندگی نیستیم، همسر و پسرم علاقه بسیاری به كار من دارند. همسرم همیشه همپای من در تمام لحظات زندگی بوده و زمانی كه از میترا خواستم طراحی لباس را كنار بگذارد و به امور خانه و پسرمان بیشتر رسیدگی كند، او هم تقاضای من را پذیرفت.

مادرم مخالف پر و پاقرص هنری

مادر مذهبی داشتم كه به رحمت خداوند رفتند، او در آن دوران تمایل زیادی به انتخاب من برای گویندگی و بازیگری نداشت و از این كار ایراداتی میگرفت ولی من اصرار زیادی برای ادامه این كار داشتم و بالاخره توانستم خود را در این حرفه ثابت كنم، ولی بر عكس مادرم، برادرم پرویز والیزاده كه ایشان هم به رحمت خدا رفته و خودشان نیز دستی در هنر داشت مشوق خوبی برای من بود و تمایل داشت كه برادر كوچكترش هنرمند باشد، زمانی كه وارد عرصه هنر شدم و فعالیت در رادیو را آغاز كردم بسیار تشویقم كرد.

خاطرهای كه همیشه در ذهنم میماند، یاد برادر هنرمندم پرویز والیزاده است. زمانی كه پرویز در حال ماموریت در جاده هراز در شرایط جوی نامساعد بود، به دلیل سقوط بهمن جانش را از دست داد.

طراحی لباس

میترا همسر منوچهر والیزاده در معرفی كوتاهی از خودش گفت: اوایل ازدواجمان كار اصلی من طراحی لباس بود و با به دنیا آمدن پسرم «مجید» و به درخواست منوچهر، طراحی لباس را كنار گذاشتم و به تربیب و نگهداری فرزندمان مشغول شدم، ولی در این مدت از هنر دور نبودم و زمانی را به كار شیرینیپزی و مربیگری اختصاص دادم. از آنجا كه علاقه بسیاری به كارهای هنری داشتم، منبت كاری را پیش گرفتم.

او میگوید: صدای منوچهر والیزاده را از زمان بچگی دوست داشتم، شاید آن وقتها فكر نمیكردم كه با ایشان ازدواج كنم و زندگی مشترك و خوبی به همراه پسرمان مجید داشته باشیم.

پسرم تمایل به

كار گویندگی ندارد

چنانچه پسرم مجید تمایلی به حرفه گویندگی از خود نشان دهد، به طور حتم همراهیاش میكنم، ولی در حال حاضر او در دوران دبیرستان است و در رشته ریاضیفیزیك تحصیل میكند و فرصت فكر كردن به این كار را ندارد، ولی به هنر موسیقی بسیار علاقهمند و ساز حرفهای او (تار) است.





نوع مطلب : گفتگو ها، 
برچسب ها :

جمعه 5 فروردین 1390 :: نویسنده : مسعود

حداقل برای 5 سال بازیگری را کنار می گذارم...وقتی نتوانم پدر و مادر و فرزندم را ببینم سیمرغ چه ارزشی دارد؟!

شهاب حسینی که پیش از این گفته بود قصد دارد از دنیای بازیگری خداحافظی کند عنوان کرد که این کار را به خاطر خانواده اش انجام می دهد.

به گزارش پارس توریسم ،وی در گفت و گو با ویژه نامه نوروزی سروش گفت که مایل است دستکم برای 5 سال این حرفه را کنار گذاشته و به زندگی شخصی خودش برسد.

او با اشاره به اینکه شهرت و محوبیت اجتماعی در کنار همه مواهبی که دارد می تواند آرامش و امنیت خصوصی فرد را بر هم بریزد اظهار داشته است: گاهی وقت ها هنرمندان ناچار می شوند دور خود و خانواده اشان حصار یا گارد دقاعی بکشند چون همواره افرادی هستند که قصد دارند وارد حریم خصوصی آنها شوند و آرامش را از آنها بربایند. او ضمن تأکید بر اینکه زندگی هنری هنرمندان با زندگی خانوادگی آنها از اساس با هم ناهمخوانی هایی دارند اضافه کرده است: انتخاب راه میانه ای برای اینکه هم زندگی خانوادگی و هم زندگی هنری ات را حفظ کنی علی رغم اینکه سختی های بسیار دارد اما غیر ممکن نیست.

شهاب حسینی در ادامه گفته است: در حال حاضر به خاطر این شرایط دشوار من تصمیم گرفتم راه میانه‌ای را انتخاب کنم که پیش از من هم بازیگرانی این راه را پیموده‌اند و موفق هم بوده‌اند مثل جناب مهدی هاشمی که همچنان با همسر محترمشان سرکار خانم گلاب آدینه زندگی بسیار خوبی دارند و در عین حال کارشان را هم هر روز بهتر از روز قبل انجام می‌دهند.

او در گفت و گو با سروش درباره بازیگرانی که علاقه ای به انتخاب راه میانه ندارند نیز تصریح کرده است: بازیگرانی که راه میانه را انتخاب نمی‌کنند دو دسته می‌شوند یک دسته بازیگرانی هستند که کارشان را بر هر چیزی مقدم می‌دانند و می‌خواهند به هر قیمتی که شده سیمرغ و خرس و تمشک و اسکار بگیرند و به نوعی بر این باور هستند که زن و فرزند جلوی دست و پای آنها را می‌گیرد و دوست دارند زودتر از دستشان خلاص شوند، یک دسته از بازیگران هم هستند که می‌گویند حرفه دوست‌داشتنی من خداحافظ. چون خانواده را بر هر چیزی ترجیح می‌دهند. شهاب حسینی با اشاره به اینکه خود او جزو بازیگران دسته دوم است گفته که مدتی است به این نتیجه رسیده ام که لااقل برای مدتی با حرفه ام خداحافظی کنم. او افزوده است: من 15 سال را وقف کارم کردم و حالا تصمیم دارم حداقل 5 سال از عمرم را وقف همسر و فرزندم کنم. من همه این سال‌ها پدر و مادرم را می‌دیدم اما متوجه نمی شدم که چه تغییراتی کردند، یک روز به خودم آمدم دیدم چقدر پیر شدند و به خودم گفتم شهاب اگر یک روز چشمانت را باز کنی و ببینی که آن‌ها دیگر... چکار می کنی؟ آن وقت جواب خودت را چی دهی؟ می‌خواستی مرغ و سیمرغ و خرس و پلنگ بگیری! به چه قیمتی؟! به قیمت اینکه فردا پسرم بیست سالش بشود و بگوید بابا من و تو به اندازه نوک سوزن همدیگر را نمی‌شناسیم، نه من حرف‌های شما را می‌فهمم و نه شما حرف‌های مرا می‌فهمی. حالا من گنج قارون داشته باشم و خانه من پر شود از سیمرغ و پلنگ‌های طلایی و نقره‌ای فستیوال‌ها و جشنواره‌های گوناگون! چه ارزشی دارد؟ فرزندم پاره تن من است وقتی من نتوانم با او به اجماع برسم، چطور می خواهم با مردم به اجماع برسم ؟!

شهاب حسینی در این گفت و گوی خواندنی خود را به عنوان پدر یک خانواده همانند کشاورزی دانسته که مدت ها وقت گذاشته و زمین زارعی اش را شخم زده و دانه کاشته و حالا باید برای حفظ و حراست از آن و جلوگیری از گزند بکوشد. او همچنین با تأکید به اهمیت و نقش جایگاه خانواده اذعان داشته است که خانواده مانع همه تکروی های فرد می شود و وقتی شما ملزم هستید که غیر از سرنوشت خودتان به سرنوشت 2 نفر دیگر هم فکر بکنید آهسته‌تر و پیوسته‌تر جلو می‌روید، فکر شده‌تر عمل می‌کنید،‌ پخته‌تر تصمیم می‌گیرید و وقتی همه این‌ها درست اتفاق بیفتد نتیجه‌ای جز موفقیت نخواهد داشت. همه عدم موفقیت‌ها به خاطر یک طرفه فکر کردن‌ها و آنی تصمیم‌ گرفتن‌ها حاصل می‌شود.

 

مننبع: ویژه نامه نوروزی سروش





نوع مطلب : گفتگو ها، ویژه ها، 
برچسب ها :

چهارشنبه 3 فروردین 1390 :: نویسنده : مسعود

لذت اصلی را زمانی می‌برم که گروه کنار هم جمع می شوند. لذتی که از مراحل نوشتن و جمع شدن گروه و تولید «جدایی نادر از سیمین» می‌بردم قابل قیاس با اتفاقاتی که بعد افتاد، نیست. بارها سر صحنه به بچه‌ها می‌گفتم قدر این لحظات را بدانید، چون بهترین لحظات عمر ماست.

اصغر فرهادی در نظرسنجی خبرآنلاین به عنوان چهره سال سینمای ایران انتخاب شد، هرچند خودش ترجیح می‌دهد از کلمه رقابت استفاده نکند و اتفاقاتی که برای فیلم «جدایی نادر از سیمین» افتاد، دلیل این انتخاب می‌داند.

 

سمیه علیپور: اصغر فرهادی با ورود به سینما از اوایل دهه هشتاد و اوج‌گیری در نیمه این دهه، این روزها دوران پرافتخاری را سپری می‌کند؛ در سال‌هایی که ظهور و بروز اندک نسل جدید هنرمندان در حوزه‌های مختلف هنری و ادبی تبدیل به یک نگرانی شده؛ فرهادی و فیلم‌هایش بخش عمده‌ای از این دل‌نگرانی‌ها را برطرف کرده‌اند و امیدی برای روزهای بعد به وجود آورده‌اند؛ روزهایی که دیگر فرهادی به این جوانی نیست، اما در جوانی فیلم‌هایی که ساخته که از منتقدان تا مخاطبان عام و تا سینماگران و هنرمندان را به خود علاقمند ساخته است.

 

کارگردان فیلم‌های «درباره الی...» و «جدایی نادر از سیمین» چهره سال سینمای ایران از نگاه کاربران خبرآنلاین شناخته شد که این بهانه گفت و‌گوی خبرآنلاین با او بود.

 

شما در رقابت با بزرگان سینما و مدیران و مسئولان سینما، شهاب حسینی، حمید فرخ‌نژاد و به طور کلی بازیگران شناخته‌شده و کارگردانی در جایگاه کیمیایی به عنوان چهره سال از نگاه کاربران خبرآنلاین انتخاب شدید. قطعاً افرادی که شما را انتخاب کردند دلایل خودشان را دارند، به اعتقاد شما این انتخاب چه دلیلی داشته است؟

پاسخ این سئوال سخت است. از کلمه رقابت استفاده نکنیم، چون کسانی که نام برده شد دوستان صمیمی و یا همکاران خبره من هستند و رقابتی در این میان نیست. می‌توان حدس زد اتفاقاتی که این اواخر برای فیلمم رخ داده بیشتر در ذهن افراد بوده و به همین خاطر موجب شده اسم من انتخاب شود.

 

«جدایی نادر از سیمین» موفقیت‌هایی در داخل و خارج داشت، شاید این مسئله در انتخاب تاثیر داشته، اما در کنار آن برخی حواشی نیز اطراف فیلم شما بود. تصور می کنید این حواشی نقشی در این گزینش داشته است؟ با در نظر گرفتن این مسئله که معمولا در جامعه ما حواشی بیشتر از اصل در اذهان می ماند.

ممکن است موثر بوده باشد. البته قبل از اینکه فیلم اکران شود این حواشی پر‌رنگ‌تر بود، ولی بعد از اکران آن در جشنواره و خارج از ایران حواشی تحت‌الشعاع قرار گرفتند و الان خود فیلم موضوعیت بیشتری پیدا کرده است. همیشه روال همین بوده است. آثار موضوع قضاوت می‌شوند. بعید می‌دانم در مورد من هم حواشی پررنگ‌تر از اصل دیده شده باشند.

 

یکی از دلایل این انتخاب می‌تواند مسئله‌ای باشد که در جشنواره فیلم فجر رخ داد و «جدایی نادر از سیمین» جایزه بهترین فیلم را به دست نیاورد و همین موجب ناراحتی طرفداران سینمای شما شد. شاید بخشی از آرا هم به همین نگاه بازگردد. البته نمی‌خواهم قضاوتی روی داوری جشنواره داشته باشید، زیرا همواره از این کار دوری کرده‌اید. برای خودتان عجیب نبود فیلمتان جوایز متعددی از فجر گرفت، اما عنوان بهترین فیلم را به دست نیاورد؟

این کار من نیست. قضاوت درباره داوری سخت‌تر از خود داوری است. از آنجایی هم که فیلم‌ها‌ی دیگر را ندیده‌ام نمی‌توانم قضاوت کنم. اساساً وارد شدن فیلمساز به مقوله نوع داوری اثرش را سوء‌تفاهم‌بر‌انگیز می‌دانم. این‌ها شغل و کار ما نیست، جزو حاشیه‌هایی است که باید از آن گذشت. هرچقدر فیلمساز به این مقوله‌ها نزدیک نشود راحت‌تر می‌تواند کارش را انجام دهد.

 

در ادامه پرسش قبلی به این مسئله می‌رسیم که تصمیم شما در مقطعی که مشکلاتی برای «جدایی نادر از سیمین» به وجود آمده بود، تصمیمی منطقی بود تا در نهایت منجر به ادامه ساخت فیلم شد.

خیلی‌ها مصاحبه‌ها‌ی آن روزهای من را نخواندند و عده‌ای هم با شیطنت سعی کردند از این موضوع سوء استفاده کنند و آن مصاحبه‌ها را تعبیر و جعل کنند. آن روزها نکته این بود که این حاشیه‌ها دامن باقی اهل سینما را نگیرد که مسئولیتی در زمینه صحبت‌های من در شب جشن نداشتند. من بعد از چند روز سکوت احساس کردم دیگران تاوان صحبت‌های من را می‌دهند. خیلی این را کار اخلاقی نمی‌دانستم. یک جور کنار کشیدن بود. مصاحبه‌ای کردم تا مبادا به نظر بیاید کنار کشیده‌ام. متاسفانه یکی از خبرگزاری‌ها و عده‌ای دیگر سعی کردند بعد از مدتی اسم این دو مصاحبه را نامه بگذارند و همچنین آن را به الفاظی که من در نظر نداشتم تعبیر کنند. بعد دوباره مجبور شدم مصاحبه کنم و توضیح کوتاهی بدهم که اگر قرار به عذرخواهی بود فیلم من حتی یک ساعت هم متوقف نمی‌شد. به هر حال گذشت، ولی من در دفترچه یادداشتم اسم آن روزها را روزهای بی‌اخلاقی گذاشته‌ام.

 

در موقعیت خیلی سختی قرار داشتید. اولین سختی این بود که بعد از «درباره الی...» تصمیم به ساخت «جدایی نادر از سیمین» گرفتید و بعد از آن مرحله با این مشکل روبرو شدید. بعد از اتفاقاتی که رخ داده بود اگر صحبت می‌کردید، قابل پیش‌بینی بود برخی سخنان شما را پا پس کشیدن تلقی کنند و اگر صحبت نمی‌کردید نسبت به کسانی مدیون می‌ماندید که به گفته خودتان بعد از آن سخنان دچار مشکل شده بودند. چطور در آن مقطع تصمیم گرفتید؟

این ماجراها دو مقطع داشت. یکی مقطعی که تصور کردم در برابر این تصمیم غیرمنطقی سکوت بهترین کار است. می‌دانستم این موقعیتی است که دوامی ندارد و بالاخره حل می‌شود. فکر کردم کاری به این داستان نداشته باشم و از فرصت استفاده کنم برای تمرین با بازیگران که همین کار را هم کردیم. بیرون سر و ‌صدا بود و حاشیه و ما فرصت خوبی پیدا کرده بودیم برای کار و تمرین بیشتر، اما وقتی دیدم این ماجرا ابعاد گسترده پیدا کرد و همکارانم تاوان صحبت‌هایم را می‌دهند و آزار می‌بینند و تلفن‌ها و پیغام‌های اهالی سینما که پیگیر بودند و نگران من را بر آن داشت واکنش نشان دهم. اگر آن روز صحبتی نمی‌کردم به نظر می‌رسید از سر منزه‌طلبی سکوت کرده‌ام تا بقیه تاوان بپردازند. من پیش آمدم تا خودم تاوانش را بپردازم احساس عقب‌نشینی نداشتم و هنوز هم ندارم.

 

قبل از اینکه در جشن خانه سینما روی سن بروید حتما می‌دانستید قرار است جایزه بگیرید، اما فکر کنم قبلا گفته بودید صحبت‌های روی سن اصلا از قبل آماده نشده بود. ما محدودیت‌ها را می‌شناسیم، می‌دانیم گفتن چه حرف‌هایی حساسیت‌برانگیز است. چطور صحبت‌هایی را روی سن مطرح کردید که تقریبا همه می‌دانیم بیان آن‌ها حتما واکنش‌هایی به همراه دارد؟

ببینید، قرار بود صبح بعد از جشن اتفاقاتی بیفتد. بهانه‌ای برای این نیاز بود. آن دعوا هنوز ادامه دارد. من هم آن شب به مراسم نمی‌رفتم مطمئن باشید بر سر موضوع دیگری این داستان شکل می‌گرفت. مهم نیست. همیشه نمی‌شود همه چیز گل و بلبل باشد. بخشی از کار ما هم روبرویی با همین بی‌اخلاقی‌ها و تخریب‌هاست، اما نه اینکه خیلی روی آن متمرکز شویم و آزار ببینم. اگر قرار بود روی این ماجراها متمرکز شوم الان فیلمی وجود نداشت که به بهانه‌اش درباره همین حاشیه‌ها صحبت کنیم.

 

آقای کیارستمی مشخصاً نقشی در تصمی گیری شما در آن مقطع حساس داشتند؟ اینکه فیلم‌تان را به باقی قضایا ترجیح بدهید؟

این هم یکی از سوء تفاهم‌هایی است که در این زمینه مطرح شده است. ایشان به صورت مستقیم چیزی به من نگفتند. البته اولین کسی که واکنش رسانه‌ای به آن اتفاق نشان داد آقای کیارستمی بود که همین جا از ایشان تشکر می‌کنم.

 

آقای فرهادی ما با کارگردان نسبتاً جوانی روبرو هستیم که حال و هوای سینمای ایران را عوض کرده است، امید به وجود آورده، امیدی به آینده سینمای ایران. خودتان چقدر این نگاه‌ها را احساس می‌کنید؟

من همواره سعی کرد‌ه‌ام فریفته و تابع شناسنامه‌ای نیاشم که بیرون از من از فرهادی تعریف می‌شود. آن نگاهی که از بیرون نسبت به من وجود دارد با نگاه خودم نسبت به خودم یکی نیست. این را از سر شکسته نفسی و تعارف و تواضع نمی‌گویم. من نسبت به خودم خیلی سخت‌گیر و بی‌رحمم. بیشتر نیمه خالی لیوان را می‌بینم.

 

ما فیلمسازانی داشتیم که بر اثر تعریف‌های منتقدان خیلی مطرح شدند و همان منتقدان هم توانستند در مقطعی دیگر واکنشی متفاوت نشان دهند. چطور شما سوار این موج نشدید در شرایطی که خیلی از منتقدان کارهای شما را می‌پسندند. هیچ گاه دغدغه کشمکش بین خودتان و منتقدان را نداشتید؟

تنها دغدغه من این است که فیلم خوب بسازم. اگر کارگردانی فیلم خوب ساخت دیگر نباید نگران باشد، حتی اگر در مقطعی دیگران کارش را نپسندند، در درازمدت می‌تواند جایگاه خودش را پیدا کند. هیچ فیلم خوبی در تاریخ سینما فراموش نمی‌شود. ممکن است در لحظه تولد مورد توجه قرار نگیرد، اما بعد از سال‌ها جایگاه خودش را پیدا می‌کند. یا ممکن است خیلی از فیلم‌ها در لحظه تولد بسیار جلب توجه کنند، اما به مرور فراموش شوند. به همین دلیل تنها وظیفه من ساختن فیلم خوب است و نگران بودن نسبت به اینکه فیلمم در حد توانم باشد و به آن اعتقاد داشته باشم. باقی مسائل به دست می‌آید. نباید تلاش کرد دل منتقدان را از طریقی غیر از فیلم ساختن به دست آورد. اگر چنین کاری کنیم رابطه شکننده است و از دست می‌رود، اما اگر تماشاگر را چه منتقد و چه غیرمنتقد از طریق فیلم به خودتان نزدیک کنید، رابطه با‌ثبات خواهد بود و از بین رفتنی نیست.

 

چطور این حد و مرزها را نگه می‌دارید؟ خودتان را از خانواده دور می‌کنید تا فیلم بسازید، از نگاه‌های بیرونی فاصله می‌گیرد، نگاه منتقدان را کنار می‌زنید و فقط به فیلمتان فکر می‌کنید. مشخصا همه این‌ها ما را به یک واژه و مفهوم می‌رساند. تمرکز. اصغر فرهادی به نظر یک انسان سرشار از تمرکز به نظر می‌آید.

البته من در کار فقط این‌گونه هستم. همان قدر که در کار متمرکزم در رانندگی حواس‌پرتم و مسیرها را اشتباه می‌روم. وسواس نسبت به کار از کودکی و خانواده من می‌آید. من اگر یک صفحه متن بنویسم و یک خط‌خوردگی در آن باشد آن صفحه را ادامه نمی‌دهم. باید از نو بنویسم تا خط‌خوردگی نداشته باشد.این‌ها از ویژگی‌های شخصی است. هر زمان که پلانی می‌گیرم، جمله و کلمه و دیالوگی می‌نویسم به این فکر می‌کنم که این می‌ماند و می‌گویم پس تا می‌توانی آن را به چیزی که فکر می‌کنی بهترین است نزدیک کن. بعدها دیگر نمی‌توانی برگردی و آن را تصحیح کنی. اگر این نکته را در نظر داشته باشیم دیگر سهل‌انگارانه رفتار نمی‌کنیم. باید بدانیم لحظه خلق زمان ناب و گرانقیمتی است که باید به بهترین شکل از آن استفاده کنیم.

 

می‌توان از زمان استفاده درستی داشت، اما کسی که می‌خواهد از این زمان بهره ببرد باید توانی در درون داشته باشد تا بهترین را روی کاغذ بیاورد.

بخش اعظمی از این مسئله شهودی است. وقتی من شروع به نوشتن می‌کنم خودم متوجه نیستم چطور و طی چه فعل و انفعالاتی این کار انجام می‌شود. ایده‌ها چطور و از کجا می‌آیند. وقتی شروع به نوشتن می‌کنی وارد حسی شهودی می‌شوی که نوشته‌ها تو را پیش می‌برند.

 

همه آگاهی‌ها، تکنیک‌ها و داشته‌های فنی را از پیش داریم، اما در لحظه خلق حسابگرانه برای یاری به آنها دست دراز نمی‌کنیم. من در این مرحله باید روی کارم کاملا متمرکز باشم و حاشیه‌ای آزارم ندهد. متاسفانه بعد از «چهارشنبه‌سوری» حاشیه‌های اطراف فیلم‌های من زیاد شد و انرژی زیادی برای مرتفع کردن آن‌ها صرف شد.

 

اگر بتوانم فضایی برای خودم فراهم کنم که این حاشیه‌ها دیگر وجود نداشته باشند، طبیعتا راحت‌تر می‌توانم کار کنم. علاوه بر این نکته، اطرافیانم، چه خانواده و چه گروهی که با آنان کار کردم خیلی به من کمک کردند آن تمرکز را از دست ندهم. دیگرانی وجود دارند که این رنج را متحمل می‌شوند تا من در آرامش کار کنم. اول از همه خانواده‌ام و همسرم، پدر و مادرم و گروه همکارانم این روحیه را به خوبی درک کرده‌اند.

 

علم و دانش چی؟ برای خلق بهترین‌ها باید پشتوانه محکمی از دانش وجود داشته باشد.

علم و دانش را پیش از شروع به خلق کردن باید کسب کرد. مسیری که طی کرده‌ام میان‌بر نبود. من دانشگاه رفتم و هفت هشت سالی را آنجا گذراندم. ساخت فیلم کوتاه هشت میلی‌متری، فیلم 16 میلیمتری، نوشتن نمایشنامه، نمایشنامه رادیویی، سریال، فیلمنامه سینمایی و بعد فیلم سینمایی.

 

این مسیر مشخصی است و پر از فرصت برای آموختن. آموختن شرط لازم است. گرچه خیلی‌ها معتقدند تحصیلات آکادمیک کارآیی ندارد، اما دارد. ممکن است سر کلاس توقعی که دارید برآورده نشود، اما حضور در محیط دانشگاهی به شما سلیقه می‌دهد. شما در طول دوران تحصیل خوب و بد یک اثر هنری را تشخیص می‌دهید. اساسا این مسئله مهمی است که بدانید چه چیز به لحاظ خلاقه خوب است و چه چیز بد. وقتی به این سلیقه دست پیدا کنید بخش اعظمی از مسیر را رفته‌اید.

 

اگر بخواهیم بگوییم اصغر فرهادی ذاتا فیلمساز بوده شاید این مراحل رشد پله پله را نادیده گرفته باشیم، اما این یک حس قوی است که به نظر می‌رسد این استعداد به صورت ذاتی در شما وجود داشته است.

هر دوی این‌هاست. حتما پتانسیل‌هایی وجود داشته که مرا راغب به یادگیری فیلمسازی کرده است. هر دو با هم هستند. اگر یکی نباشد نمی‌تواند بار آن یکی را بر دوش بکشد و شما را به مسیر کار خلاقه سوق دهد. استعداد ذاتی و پرورش آن باید در کنار هم باشد.

 

قطعا شما به عنوان کسی که از بچگی به سینما علاقه داشته، کارهای فیلمسازان مختلف را دنبال کرده‌اید. آثار کدامیک از فیلمسازان را بیشتر می‌پسندید؟

این انتخاب در هر مقطعی فرق می کرد. پیش از اینکه به فیلمسازی علاقمند شوم در نوجوانی به ادبیات علاقه زیادی داشتم و وقتی وارد دانشگاه شدم ادبیات نمایشی خواندم. دوره نوجوانی من با خواندن رمان گذشت و سراغ کارهای ماندگار رفتم. نگاه اجتماعی که می گویند در کارهای من وجود دارد از همان دوره می‌آید، زیرا در آن سال‌ها فقط چنین کارهای می‌خواندم. خواندن تمام آثار دولت‌آبادی، چوبک و ساعدی نوجوانی من را تا سن 18 سالگی پر کرد و در کنارش سینما، اما در مورد سینما هر فیلم ایرانی که فکر می‌کردم قابل دیدن است می دیدم. در مقاطع مختلف فیلمسازان مختلف برایم مهم بودند. در یک دوره کارهای آقای تقوایی برایم خیلی محبوب بودند و هنوز هست. در یک دوره کارهای آقای مهرجویی، آقای فرمان‌آرا.

 

اغلب کارگردانی که از تئاتر به سینما می‌آیند رد پای تئاتر را به همراه دارند و گاه ایراد کار برخی همین تئاتری نگاه کردن به سینما عنوان شود، اما شما با نگاه هوشمندانه خود بخش مورد نیاز از تئاتر را در سینما به کار گرفته‌اید؛ هدایت و تفهیم کامل بازیگر قبل از حضور مقابل دوربین. اندوخته‌های تئاتری خود را در سینما چطور مورد استفاده قرار می دهید؟

وجه اشتراک فیلم‌هایی که در سینما ساختم با تجربیات و کارهای تئاتری من یک چیزی است؛ چیزی به اسم درام. درام را از تئاتر گرفته‌ام، روایت معمایی فیلم‌ها و درام موجود در آن‌ها را از تئاتر کسب کرده‌ام. نکته دیگری که از تئاتر دارم این است که جنس کار تئاتر منحصر به صحنه و تئاتر است و نمی‌توان آن را جای دیگری اجرا کرد.

 

تئاتر ویژگی‌های ارزشمندی دارد که فقط وقتی زنده است و هیچ واسطه‌ای بین تماشاگر و بازیگرش نیست، معنا پیدا می‌کند. به همین دلیل هیچ وقت تله‌تئاتر برایم جذاب نبوده، چون تئاتر نیست و دوربین واسطه تماشاگر و بازیگر است. از آنجا که می‌دانم ویژگی‌های تئاتر مخصوص خود صحنه است هیچ گاه تلاش نکردم از آن‌ها در فیلم‌هایم استفاده کنم، اما شگردهای تکنیکی را که در ارتباط با بازیگر، طراحی صحنه و اجرا که امکان انتقال آن از تئاتر به سینما بود، مورد استفاده قرار دادم.

 

آقای فرهادی شما چند کار را با هم انجام می دهید، مثلا فیلم‌ها فیلمنامه‌نویس، گاه بازیگردان و کارگردان دارند و شما همه این کارها را انجام می دهید، این مسئله یک بعد مثبت دارد؛ اینکه فردی این همه توانایی را با هم دارد و نتیجه کارهایش قابل قبول است. مسئله دیگر اینکه این شکل کار موجب تک‌محوری پیش رفتن می‌شود.

از زمانی که می نویسم تا لحظه‌ای که تیزر آماده می‌شود باید سر کار حضور داشته باشم. این چیزی است که در من وجود دارد و نمی‌توانم آن را کتمان کنم. در همه وجوه کارم باید خودم باشم. به مرور آدم‌هایی را پیدا می‌کنم که با این روحیه کنار می‌آیند. مثلا وقتی تدوینگر کار می‌کند بدون اینکه زحمتی برای او داشته باشم و دستش را ببندم در تمام ساعات کار کنار او نشسته‌ام و یا سر صداگذاری که معمولا نیاز نیست کارگردان در همه مراحل باشد حاضر می‌شوم. این به دلیل نداشتن اعتماد به بقیه نیست. شکل گرفتن کار برایم جذاب است. مثل ساختمانی که در حال ساخت است. بچه که بودم، خانه‌ای می‌ساختند و همه علاقه من این بود که بعد از مدرسه آنجا بروم و دیوارها را که بالا می‌روند تماشا کنم. من شکل گرفتن آن خانه را با لذت نگاه می‌کردم. این روحیه هنوز در من مانده است.

 

با این روحیه با کسی مثل محمود کلاری با سال‌ها سابقه کار در سینما به مشکل نمی‌خورید؟

بعد از این همه سال در عرصه نمایش و تلویزیون و سینما، نزدیکترین آدم را به خودم به لحاظ روحی محمود کلاری می‌بینم. آن‌قدر شبیه هم هستیم که علاوه بر نداشتن مشکل از این روحیه همدیگر لذت هم می‌بردیم و می‌بریم همچنان. وقتی گروهی که انتخاب می‌شوند احساس می‌کنند فردی که با او کار می‌کنند بالا سرشان نایستاده و کنارشان قرار دارد لذت بیشتری می‌برند.

 

در مورد بازیگری کارهایتان. زمانی که خرس نقره‌ای برلین به بازیگران فیلمتان تعلق گرفت، دوستی پرسید این خرس به خانه کدامیک از بازیگران باید برود و من تصور کردم خانه اصغر فرهادی. چون هر کدام از بازیگران تجربیاتی در سینما داشتند، اما برای این کار جایزه گرفته اند. پس نقش شما در نوع بازی آنان اهمیت زیادی دارد. خودتان از نقوذ روی بازیگران بگویید؛ بازیگرانی که گاه اعلام می کنند در جریان کار شما تحت فشار بوده‌اند.

اگر اعتقاد داشته باشید که درون بازیگر را درست کنید بیرون او هم درست می‌شود. خیلی از اتفاقات خود‌به‌خود می‌افتد. اگر بازیگر و نقش را به خوبی بشناسید و بتوانید وجه اشتراک آن دو را درک کنید و آن‌ها را به هم نزدیک کنید اتفاق مورد نظر خود به خود می‌افتد.

 

بخشی از کار در مرحله انتخاب بازیگر رخ می‌دهد و بخش دیگر این است که با درون بازیگر به صورت غیرمستقیم وصل بشوید تا او روی ریلی بیافتد که مسیر را به صورت مستقیم و درست برود. در کارهایی که انجام دادم تلاش کردم غیر مستقیم با ترفند و بازی درون بازیگران را پیدا کنم که چه روحیه‌ای دارند و روی این کار کنم و آنچه را که می‌خواهم در درونشان بکارم تا در بیرون از آن برداشت کنم. اگر می‌گویند مویشان سفید شده به خاطر فشار کارگردان نیست، به خاطر موقعیت تلخی است که در قصه با آن روبرو شده‌اند. باور موقعیت درام باعث رنج می‌شود.

 

نکته‌ای که در کارهایتان دیده می شود حضور مستمر برخی در کارهایتان و بعد وارد شدن افراد جدید است. مقطعی با ترانه علیدوستی کار کردید و با مانی حقیقی همکاری داشتید و حالا پیمان معادی...

بیشتر خود فیلم‌ها به من می‌گویند با چه کسی کار کنم. وقتی بحث فیلم پیش می‌آید ارتباط‌های شخصی خیلی دخیل نیستند. قصه به من می‌گوید این بازیگر باید باشد، حالا فرقی نمی کند دوست صمیمی من باشد و یا کسی که اصلا نسبت عاطفی با او ندارم. خیلی از دوستان من هستند که تاکنون امکان همکاری با آنان را نداشته‌ام و از سوی دیگر بازیگرانی هم هستند که آشنایی چندانی با آنان ندارم، اما آنها انتخاب می‌شوند. پیش از شروع قصه هیچ‌کس نمی‌داند آدم‌های فیلمم چه کسانی هستند. بر اساس ارتباط‌‌های بیرون از کار عواملم را نمی‌چینم.

 

این طور هست که تصور کنیم اگر این بازیگر برود و فرد دیگری بیاید، شما با همین کیفیت می‌توانید از او بازی بگیرد؟

نمی‌دانم. من تلاش می‌کنم بهترین افراد را برای کارم انتخاب کنم. تا حالا این را آزمایش نکرده‌ام که بازیگری را به ناچار بپذیرم و حالا بخواهم امتحان کنم که می‌توانم همان بازی مطلوبم را از او هم بگیرم.

 

آقای فرهادی خیلی از بازیگران دوست دارند با شما کار کنند. نگاه شما به این مسئله چطور است؟

حتما خود آنان می‌دانند اگر انتخاب می‌شوند به این خاطر است که می‌توانند آن نقش را بازی کنند و نسبت به آن نزدیک هستند و اگر انتخاب نمی‌شوند به این معنا نیست که ناتوانند، بلکه به آن نقش نمی‌خورند. من برای انتخاب بازیگران هر فیلم از صفر شروع می‌کنم و همه بازیگرانی را که با آنها کار کرده‌ام یا کار نکرده‌ام، مرور می‌کنم.

 

یک طرف اصغر فرهادی است و از سوی دیگر توقع از سوی مخاطب و منتقد و اهالی سینما. با همه این توقع‌ها چطور کنار می‌آیید. به این‌ها توجه نمی‌کنید و کار خودتان را انجام می‌دهید؟

نمی‌توان گفت که توجه نمی‌کنم. به ناچار در معرض همه این مسائل هستم و پنهان‌کاری است اگر بگویم من به این‌ها کاری ندارم و کار خودم را انجام می‌دهم. به هر حال این‌ها خواسته یا ناخواسته تاثیر می‌گذارد، اما اگر آگاه باشید شناسنامه‌ای که از خودتان دارید تابع شناسنامه‌ای که دیگران از شما دارند، نشود از خطر رها شده‌اید.

 

اگر تابع توقع دیگران از خودتان نشوید به نتیجه بهتری می‌رسید. اگر من می‌خواستم به نگرانی‌ها در مورد خودم پس از «درباره الی...» پاسخ دهم اصلا نباید فیلم می‌ساختم و باید صبر می‌کردم این نگرانی‌ها فروکش کند و فراموش شود و دو یا سه سال بعد فیلم بسازم، اما به این نتیحه رسیدم بهتر است سریعا ساخت فیلمی را با پذیرش ریسک آزرده خاطر شدن علاقه‌مندان آغاز کنم.

 

آدم لذت بردن افراطی از موفقیت‌هایم نیستم. نه اینکه جایزه برایم بی‌ارزش باشد، اما از آنهایی نیستم که در موفقیتی بمانم و سعی کنم بیشترین لذت را ببرم. نکته دیگر اینکه لذت اصلی را زمانی می‌برم که گروه کنار هم جمع می شوند. لذتی که از مراحل نوشتن و جمع شدن گروه و تولید «جدایی نادر از سیمین» می‌بردم قابل قیاس با اتفاقاتی که بعد افتاد، نیست. بارها سر صحنه به بچه‌ها می‌گفتم قدر این لحظات را بدانید، چون بهترین لحظات عمر ماست. البته در لحظه‌ای که خبر دریافت جایزه را می‌شنوم خوشحال می‌شوم، اما خیلی پایدار نیست. متاسفانه چند ساعت بعد آن حس کمرنگ می‌شود.

 

چرا متاسفانه؟

خب، وقتی یک موفقیت نصیب می‌شود باید از آن لذت برد. خوب نیست چند ساعات بعد آن را فراموش کرد.

 

لذت نمی برید یا این حس را بیرونی نمی کنید؟

آن طور نیستم که مدت‌ها سرمست خوشحالی یک موفقیت باشم. این حس عمر طولانی ندارد.

 

 

منبع: خبرآنلاین / سمیه علیپور





نوع مطلب : گفتگو ها، ویژه ها، 
برچسب ها :

سه شنبه 2 فروردین 1390 :: نویسنده : مسعود

عادل فردوسی پور پس از نزدیک به دو دهه کار حرفه ای در تلویزیون حالا به جایی رسیده است که شاید رویای هر مجری یا گزارشگری باشد. او به اتفاق برنامه نود همچنان بزرگترین اتفاق دستگاه عریض و طویل صدا و سیما به حساب می‌آیند و از این بابت او ستاره‌ای بی رقیب در عرصه فرهنگی است. چهره‌ای که حالا مرزها را چنان درنوردیده که روزهای قبل از شهرت این چنین به خاطر ما نمی‌آید. او در یکی از معدود گفت وگوهای رسانه‌ای این چند سال با نشریه سروش نوروزی مصاحبه کرده و در زمینه کار خودش جملاتی را به زبان آورده است.

خواندن  این مصاحبه در شرایطی که وی مشغول ادامه چالش با دیگرانی است که مشی او را نمی‌پسندند، جذاب خواهد بود.

پیش از اینکه در مورد برترین‌های صدا و سیما حرف بزنیم، بگویید چرا مدت زیادی است که از گفت و گو و مصاحبه و حضور در رسانه‌ها گریزان هستید؟

من در این سال‌ها بنا به دلایل متعددی خیلی دوست ندارم با رسانه‌ای مصاحبه کنم و سعی‌ام بر این است تا حد امکان دیدگاه ها و نظراتم را در خلال برنامه «نود» در اختیار طرفدارانم قرار دهم. همانطوری هم که شما مستحضر هستید من حتی با رسانه‌های مکتوب سازمان یعنی هفته نامه «سروش» و روزنامه «جام جم » هم مدت‌هاست مصاحبه نکرده‌ام، اصلا بحث این نیست که ممکن است مصاحبه‌ای بکنم و تنظیم آن مصاحبه دچار اشکال باشد. نه، گفت و گو نکرده‌ام برای اینکه صلاح نمی‌دانم که حرف‌هایم این طرف و آن طرف پخش بشود. فکر می‌کنم اگر صحبت‌هایم را کنترل و مدیریت کنم به نفع خودم خواهد بود.

بارها راجع به برنامه «نود» و حواشی آن صحبت‌ها، نقدها و یادداشت‌هایی نوشته شده و فکر می‌کنم با گذشت سال‌ها از برنامه «نود»، دیگر خیلی برای مخاطب و خواننده شما هم جذابیت نداشته باشد که بخواهید در مورد مسائل برنامه «نود» گفت و گویی چالشی انجام دهید در ضمن در گذشته بارها این اتفاق افتاده که من دیدگاهم را به رسانه‌ای گفته‌ام اما یا همان خبرنگار و یا سایرین هزاران برداشت سوء از حرف هایم کرده اند که در واقع هیچ سنخیتی با اصل دیدگاهم نداشته است. از این رو فکر می‌کنم در بسیاری از مواقع پرهیز از مسائل حاشیه‌ای هم بهتر است، هم باعث سلب آرامشم نمی‌شود.

در نظرسنجی برترین‌های صدا و سیما در سال 89 که هفته نامه «سروش» انجام داده، شما به عنوان برترین گزارشگر ورزشی سیما از سوی هنرمندان و منتقد ان انتخاب شده اید ، علاوه بر آن در همین نظرسنجی عنوان ستاره سال 89 را هم از آن خود کرده اید. برای عادل فردوسی که تاکنون کم مود تمجید و ستایش قرارنگرفته این برگزید شدن هنوز می‌تواند جذاب باشد؟ واقعا حس شما چیست؟

انتخاب من به عنوان بهترین گزارشگر ورزشی سیما در سال 89 از سوی هنرمندان و منتقدان باعث مباهات و خوشحالی بسیار زیاد است. وقتی مردم لطف می‌کنند و من را به عنوان گزارشگر خوب خود مورد لطف قرار می‌دهند ارزشمند است، حالا گذشته از لطف مردم، برخی افراد هنرمند، منتقد و در واقع نخبگان به من این رای را می‌دهند، خب بسیار ارزشمندتر است و این انتخاب واقعا باعث دلگرمی و تشویق بسیاری برایم می‌شود.

با وجود این شهرتی که دارید بازهم برای بهتر شدن تلاش می‌کنید؟

ببینید این یک حس طبیعی است، من وقتی که می‌بینم از سوی برخی افراد خاص جامعه عنوان برتر را گرفته‌ام از این به بعد با انگیزه و اشتیاق بیشتری به کارم ادامه می‌دهم، نه تنها از کارم خسته نمی‌شوم بلکه با افتخار و خوشحالی مضاعف آن را پی می‌گیرم. چرا که به قول شما، ما که سال‌هاست به شهرت رسیده‌ایم دیگر برایمان خیلی چیزها شاید تازگی نداشته باشد اما انتخاب‌ها و قرار گرفتن در فهرست بهترین‌ها از سوی افراد جامعه، هنرمندان، روزنامه‌نگاران، من را سرافراز و خرسند می‌کند چرا که شغل ما درآمد چندان زیادی ندارد و همین تشویق‌ها و انتخاب هاست که ما را به کارمان علاقمندتر و انگیزه ما را بیشتر می‌کند.

اما بسیاری از مخاطبان بر این باور هستند که شما چون تهیه کننده و مجری برنامه «نود» هستید، به طور حتم حقوق و مزایای بالایی دریافت می کنید.

نه اصلا، ما واقعا به اندازه کار و زحمتی که داریم حقوق و مزایا دریافت نمی‌کنیم و دستمزد ما خیلی خنده‌دار است؛ نه تنها من سایر همکارانم هم همین طور. به همین خاطر عرض کردم که این اظهار لطف‌ها می‌تواند باعث دلگرمی و انگیزه ما در ادامه کارمان و ارتقای سطح کیفی برنامه «نود» و گزارشگری‌ام شود.

ما در همین وی‍‌‍ژه نامه نوروزی با دوست و همکار چند ساله شما، مزدک میرزایی هم گفت و گو کردیم. از او پرسیدیم چرا همواره در نظرسنجی ها و به خصوص همین نظرسنجی «سروش» بعد از عادل فردوسی پور در مقام دوم قرار می گیرد، البته او در پاسخ به سوال ما جوابی داشت ، جواب شما چیست؟

خب در ابتدا حرف شما را تایید کنم که من و مزدک سال هاست که با هم دوست صمیمی و نزدیک هستیم. در عین حال ما هر دو گزارشگریم، بنابراین به نوعی رقیب کاری یکدیگر هم هستیم. البته بایستی بگویم که مزدک میرازیی گزارشگری بسیار کاربلد و حرفه‌ای است که من هم کارش را دوست دارم و هم نوع گزارشش را تایید می‌کنم. البته معتقدم این رقابت دوستانه و سالم هم به من و هم به مزدک کمک می کند که ما همواره به فکر ارتقا و رشد در کارمان باشیم؛ چه بسا اگر من و یا مزدک احساس کنیم که از یکدیگر فاصله زیادی داریم مطمئن باشید به سرعت عقبگرد می کنیم و در مورد عملکردمان تجدید نظر خواهیم کرد. من در این سال ها مزدک را به عنوان یک دوست و در کنارم داشته ام هم او را یک رقیب حرفه ای و بسیار جدی در کنارم حس کرده ام و اگر شما و سایر همکارانتان معتقدید که عادل فردوسی پور برترین گزارشگر سال 89 سیماست، بدون شک این رقابت سالم بین من و مزدک بی تاثیر نبوده است.

با وجود اینکه این دوست شما همیشه از شما و برنامه تان تعریف می کند فکر نمی کنید اگر در سال های آغازین برنامه «نود» از مردک میرزایی و صدایش سه دقیقه بهره می بردید، حالا شاید برایش افت داشته باشد که در یک برنامه سه ساعته سه دقیقه از خودش هم نه. از صدایش استفاده شود؟ به هر حال او هم حالا یک گزارشگر بزرگ است.

والله من همیشه به خود مزدک هم گفته ام و الان به شما هم می گویم که در بزرگ بودن مزدک میرزایی هم به لحاظ شخصیتی و هم کاری شکی نیست، اما او همواره به من لطف داشته و بدون تعارف عرض می کنم که حضور مزدک در برنامه «نود» و صرف کردن وقتش برای گزارش ها در برنامه واقعا باعث افتخار من است؛ ضمن اینکه او همکاری اش را در این سال ها بدون کوچک ترین چشم داشتی حفظ کرده و کمک های شایانی به من کرده است و به قول امیرقلعه نوعی، سرمربی تیم سپاهان اصفهان «ممنون دارش» هستم! همیشه از او تشکر کرده و می کنم و تلاش می کنم تا قدر این دوست و همکار گرامی را بدانم.

این دوستی در کار گزارشگری چقدر پرسود بوده ؟ مثل دو رفیق اشکالات و بهتر است بگویم گاف های یکدیگر را به هم گوشزد می کنید؟

بله ما حتما با هم صحبت می کنیم، حتی اگر همدیگر را نبینیم از طریق پیام کوتاه در مورد اشتباه و یا گافی که داده ایم به هم تذکر می دهیم. به هر حال ممکن است گاهی اوقات من اشتباه کنم و گاهی اوقات هم او، اما تذکرهایمان به همدیگر هیچ کد اممان را ناراحت یا دلخور نمی کند؛ چون هر دوی ما همدیگر را به خوبی می شناسیم و می دانیم که نقد مغرضانه نیست. و خیلی هم به کارمان کمک می کند.

در پایان سال 89هستیم و برنامه «نود» وارد سال دوازدهم می شود. امسال اگر بخواهید از یک بخش از برنامه تعریف کنید و بگویید این بخش را بیش از بقیه بخش ها دوست دارم کدام بخش را نام می برید؟

خیلی نمی توانم بگویم که این بخش یا آن بخش. چون این برنامه از خودم تهیه می کنم همه بخش هایش را بنا به دلایلی دوست دارم. اما اگر بخواهیم یک بخش را به طور خاص دوست داشته باشم بخش «نود درجه» است که خب فکر می کنم علاوه بر من مخاطبان بسیاری هم دارد.

گویا متن های بخش «نود درجه» را خودتان می نویسید.

بله، خودم و دو، سه نفر دیگر از عوامل گروه برای نوشتن این بخش با هم چند ساعتی همفکری می کنیم و بعد آن را می نویسیم.

عادل فردوسی پور طی سال هایی که در تلویزیون کار کرده، حالا از اجرا و کارشناسی گرفته تا گزارشگری آیا از عملکردش راضی هست؟ آیا می تواند با قاطعیت از خودش دفاع کند؟

من خودم کاملا از عملکردم راضی نیستم در عین حال خیلی هم ناراضی نیستم.

شما با این همه طرفدار و مخاطب کاملا راضی نیستید، پس بقیه چه بگویند؟

چون همیشه جا برای بهتر شدن و پیشرفت کردن هست و معتقدم هر گاه فردی فکر کند که در جایگاه بهترین فرد در هر رشته و صنفی قرار گرفته آن نقطه، نقطه نابودی اش خواهد بود. من هم الان فقط می توانم هشتاد درصد از کارم دفاع کنم و امیدوارم بتوانم با تلاش بیشتر این درصد را بالاتر ببرم.

منبع: سروش





نوع مطلب : گفتگو ها، ویژه ها، 
برچسب ها :

دوشنبه 1 فروردین 1390 :: نویسنده : مسعود

( کل صفحات : 11 )    ...   5   6   7   8   9   10   11   



.: Weblog Themes By PICHAK :.
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دیالوگ های ماندگار
    سارا (نیکی کریمی): من صلاحیت تربیت بچه رو ندارم؟ راست می گی من وظیفه واجب تری دارم ... اول باید خودم رو تربیت کنم ... آره برای همینه که دارم تو رو ترک می کنم .حسام [ سارا - داریوش مهرجویی ]
آمار فروش
موسیقی
آپارات
افراد آنلاین

    افراد حاضر در این وب

 
   
فال حافظقالب وبلاگقالب وبلاگگالری عکسفاگالری عکس آلامتو
>